|
و آنگاه كه كوهها به |
و آنگه كه ستارگان همی تيره شوند |
آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد |

مَثَل چوب خشك (منافقان )
صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ ا لْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَتَلَهُمُ اللَّهُ اءَ نَّى يُؤْفَكُون). ((هنگامى كه آنها (منافقان ) را مى بينى (ظاهر آراسته و) قيافه هاى آنان تو را در شگفتى فرو مى برد (و جذّاب سخن مى گويند كه ) وقتى حرف مى زنند تو نيز به حرفهايشان گوش فرا مى دهى ! (و اما از نظر باطن چنان بى محتوى هستند كه ) گويى چوبهاى خشكى هستند كه به ديوار تكيه داده شده اند، هر فريادى از هر جا بلند شود، آنرا بر ضدّ خود مى پندارند، آنها دشمنان واقعى تو هستند پس از آنان بر حذر باش ، خداوند آنها را بكشد، چگونه از حقّ منحرف مى شوند؟!)).
:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، مثل های قرآنی، آیه های قرآن، آیاتی از قرآن :: برچسبها: مَثَل, چوب, خشك, منافقان
معجزه ی اول: قرآن در سوره ی انعام آیه 125 میفرماید:«فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ » یعنی: پس هرکس را که خدابخواهد هدایتش کند سینه اش را برای اسلام میگشاید و هرکس راد که(خدا) بخواهد گمراهش کند،سینه اش را تنگ میکند همانند کسیکه به آسمان بالا می رود. شاید اون موقعی که این آیه نازل شد کسی معنیش رو نمیفهمید که جمله ی «هرکس که خدا بخواد گمراهش کنه سینه ش رو تنگ میکنه مثل کسیکه میخواد به آسمون بالا بره» یعنی چی؟ اما با پیشرفت علم، دانشمندان فهمیدند که هرچی انسان از زمین فاصله بگیره و بالا بره فشار هوا کمتر شده و در نتیجه انسان دچار تنگی نفس شده و درنتیجه خفه شده و از بین خواهد رفت و این یکی از معجزات بزرگ قرآن هست که بر مبنای این معجزه ، برای هواپیماهای جنگنده ،ماسک های اکسیژن قرار میدن تا خلبانان این هواپیما در ارتفاعات بالا دچار خفگی نشن و سقوط نکنن و از بین نرن. معجزه ی دوم: قرآن در قسم پایانی آیت الکرسی درباره کافران میگه:«اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» بقره-257 یعنی:«اینها یاران آتش هستند.این ها در آن(در آتش) جاویدان هستند.» اما سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که وقتی هرکی میره جهنم ما درباره ی اون میگیم که فلانی «اهل جهنم» هست. نه «یار آتش». پس چرا قرآن گفته که «اینها یاران آتش هستند»؟؟؟؟ جواب این آیه رو خود قرآن در آیه 24 بقره میده و میفرماید:« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ» یعنی:«از آتشی بترسید که هیزمهای آن مرد و سنگ ها هستند.(این آتش)برای کافرین آماده شده است.» خصوصیت هیزم اینه که وقتی توی آتیش می افته، اگه ارتفاع آتیش هر اندازه که باشه ،این هیزم باعث شعله ور تر شدن آتش و در واقع یاری رساندن به آتش در شعله ور تر شدن و گُر گرفتن اون میشه. پس مردم گناهکاری که توی آتیش جهنم افتادن و به نا به قول قران، خودشون نقش هیزم رو بازی میکنن باعث شعله ور تر شدن آتش میشن و درنتیجه آتش رو در شعله ور شدن یاری میکنند. پس این گناهکاران خودشون یاران آتش هستند.«اولئک اصحاب النار». نتیجه اینکه قران در کلام هم از نهایت دقت برخوردار هست و این از معجزات لغوی و ادبی قرآن محسوب میشه که انسان رو در حیرت و شگف6تی فرو میبره. معجزه ی سوم: قرآن در آیه 56 سوره نساء میفرماید:«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذاب» یعنی:همانا کسانیکه به آیات ما کافر شدند را بزودی در آتش می اندازیم.هرچه پوست بدنشان برشته میشود،پوستی غیر از آن پوست اولیه را جایگزین آن میکنیم تا عذاب را بچشند. شاید این آیه در زمان نزول خودش ،چندان مورد درک قرار نگرفته باشه. اما امروز با توجه به پیشرفت علم به معجزه بودن و اعجاز علمی و پزشکی این آیه پی می بریم و اونم اینه که در زیر پوست، عصب هایی قرار دارند که به محض رسیدن صدمه یا لطمه ای به پوست با ایجالد درد این خطر رو به انسان هشدار میدن و اگه این عصب ها به هر دلیلی از بین برن دیگه انسان درد رو احساس نمیکنه. قرآن در این آیه میگه هرچی پوست کافران برشته میشه ما،یه پوست جدید براش می آریم. علت این کار هم اینه که وقتی پوست اولیه می سوزه، عصبش از بین میره و شخص گناهکار دیگه عذاب و درد رو احساس نمیکنه. پس برای اینکه درد رو همواره احساس کنه، خدا دوباره یه پوست جدید بر بدن اون میرویاند تا همواره عصب داشته باشه و همواره عذاب رو احساس کنه و در عذاب باشه. این معجزه ی قرآن در حدود 1400 سال پیش ذکر شده و ما امروز تازه متوجه ی عظمت این آیه شدیم اونم نه به اندازه ای که در شان این آیه باشه بلکه در حد فهم مختصر این آیه. به هر حال این آیه اشاره به مقوله ی عصب شناسی و پزشکی در متن قرآن داره. والسلام علی من اتبع الهدی :: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، مثل های قرآنی، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .، سیری در قرآن :: برچسبها: معجزه, علمی, قرآن, آیات
|
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ |
|
|

معرفي قرآن از طريق قرآن
توجه شما را به قسمتى از آيات قرآن كه ماهيت قرآن را مى توان از آنها فهميد جلب مى كنيم :.
((ذلك الكتاب لاريب فيه هدى للمتقين )) (2/2).
((شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان )).
(185/2).
((ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) (9/17).
((و لقد صرفنا فى هذا القرآن ليذكروا و ما يزيدهم الا نفورا)) (41/17).
((و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا)).
(82/17).
((و انك لتلقى القرآن من لدن حكيم عليم )).
(6/27) .
چـنـانـكـه ملاحظه مى كنيد, قرآن خود را حكمت , علم , نور, ذكر, هدايت , موعظه ,بلاغ , وسـيـله جدايى حق از باطل , شفاى بيماريهاى قلبى , بيان هر چيز و وسيله خروج از تاريكى به نور مـى دانـد و هـمـه ايـن عـنـاوين در پرتو توجه به محتواى قرآن وپيروى از رهنمودهاى آن ميسر مـى شـود, نـه از طريق دقت در ساختار لفظى و كشف تناسب و توازن حروف و كلمات اين كتاب آسمانى .
تاریخ انتشار : یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ |
|
|
قرآن نگاه جنسيتي به حوزه هاي اصلي بشر ندارد و اگر تفاوت هايي را در احكام و قوانين زندگي بشر در دنيا قايل است، به سبب تفاوت هاي طبيعي است كه تأثيري در اساس مسئله بجا نمي گذارد. اگر نوعي تبعيض جنسيتي در برخي موارد ديده شده، به قصد بازسازي ضعف طبيعي زن و فراهم آوري امكان بيشتر تساوي عدالت مي باشد. از جمله افزايش ديه و ارث تا دو برابر براي مرد، در ظاهر به نفع مرد است، ولي اگر بدرستي تحليل و تبيين شود، اين احكام تماماً در خدمت منافع زن و برقراري عدالت است؛ زيرا اين زن است كه از اين افزايش بهره مي برد تا اين گونه نقص طبيعي جبران شود و عدالت اجرا گردد.
اگر سخن از مقام مادر و زن است، به اين معناست كه فراتر از حقوق و اجراي عدالت، احساني شامل زن و مادر شود و به شكل برتر، از او تكريم و تجليل به عمل آيد.
نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه هاي قرآني، در صدد بيان مقام زن بويژه در اسلام و تعاليم وحياني برآمده است. اين مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.
برابري جنسيتي زن و مرد در آموزه هاي قرآني
برابري به معناي عدالت، قرار گرفتن هر چيزي در جاي خود است به گونه اي كه هرگونه تغيير و تبديل به معناي خروج از مسير آفرينش و اهداف و فلسفه آن تلقي گردد؛ چرا كه هر كسي ظرفيتي دارد كه مي بايست به تمام و كمال مورد توجه قرار گيرد و حداقل و حداكثر به معناي خسران و زيان و ضرر مي باشد. به اين معنا كه اگر كمتر از ظرفيت طبيعي به او داده شود، حق وي ادا نشده و دچار زيان مي شود و چنان كه بيش از ظرفيت وي داده شود، او را به تباهي مي كشاند.
هر چند كه انسانيت، جنسيت نمي پذيرد و روح انساني، مرد و زن ندارد و ذكوريت و انوثت از عوارض ماده و دنياست، ولي بايد پذيرفت كه كالبد جسماني روح در دو شكل متفاوت زن و مرد، اقتضائات و محدوديت هايي دارد كه نمي توان از آن غفلت ورزيد. بر اين اساس، اگر عدالت، تساوي مطلق نسبت به روح انساني است، ولي همين عدالت در دنيا، مقتضي آن است تا با توجه به طبيعت و ظرفيت هر يك از كالبدهاي روح انساني عمل شود. بر اين اساس، هرگونه ناديده گرفتن تفاوتها به معناي خروج از دايره عدالت و ورود به حوزه بي عدالتي و ظلم است.
تاریخ انتشار : یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ |
|
|
«وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مِن أَمرِهِ یُسراً»؛ و هر کس از خداوند پروا کند در کارش آسانی پدید آرد.

همه انسان ها در طول زندگی خود به مشکلات کوچک و بزرگ فراوانی دچار می شوند که ممکن است برخی از آن ها افراد را دچار شکست های هولناکی کند. امّا افراد با ایمان و پرهیزکار، به سبب تقواپیشگی این مشکلات برایشان آسان می شود. خداوند متعال می فرماید: «وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مِن أَمرِهِ یُسراً»؛(سوره طلاق، آیه 4 ) و هر کس از خداوند پروا کند در کارش آسانی پدید آرد.
کلمه «مخرجاً» در آیه «وَمَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً»( سوره طلاق، آیه 2 ) نیز به همین معناست.
رازِ آسان شدن کارها برای انسان متقی هم از آن روست که او مطابق قانون های هستی که خداوند متعال آن را وضع کرده، حرکت می کند و هر کس که بر وفقِ سنّت ها و قانون های الهی حرکت کند، کارها برایش آسان می شود.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر كه به دنیا بى رغبت شود ، سختى ها بر او آسان مى گردند.
تاریخ انتشار : چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ |
|
|
کسی که می داند بر اساس لطف و رحمت خداوند آفریده شده، کسی که می داند راهش روشن و آینده اش بهتر از گذشته است و آنکه می داند کار نیک او از ده تا هفتصد برابر پاداش دارد، قلبش آرام، مطمئن و امیدوار است.

"الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ" هدایت شدگان کسانی هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد.(آیه 28 سوره رعد)
دستیابی به آرامش و اطمینان می تواند عوامل گوناگونی داشته باشد اما در رأس آنها آگاهی و علم مهمتر و جلوه ویژه ای دارند؛ قرآن کریم در آیات نورانی مختلف و متعدد مصادیق آرامش و عواملی را که موجب تسکین و آرامش روح انسان است را برای مخاطبان برمی شمرد.
آنجا که می فرماید: کسی که می داند ذرّه مثقالی از کارش حساب دارد «مثقال ذرّة خیراً یره» (1) نسبت به تلاش و فعالیتش دلگرم می شود. آن که می داند بر اساس لطف و رحمت خداوند آفریده شده است «الّا من رحم ربّک و لذلک خلقهم»(2) امیدوار است. کسی که می داند خداوند در کمین ستمکاران است «انّ ربّک لبالمرصاد» (3) آرامش دارد. کسی که می داند خداوند حکیم و علیم است و هیچ موجودی را بیهوده خلق نکرده است «علیم حکیم» خوش بین است. کسی که می داند راهش روشن و آینده اش بهتر از گذشته است، «والاخرة خیر و ابقی»(4) قلبش مطمئن است. آن کس که می داند امام و رهبرش انسانی کامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست،«انّی جاعلک للناس اماما» (5) آرام است. هر که می داند کار نیک او از ده تا هفتصد برابر بلکه تا بی نهایت پاداش دارد ولی کار زشتش یک لغزش به حساب می آید دلخوش است. «مثل الذین ینفقون امواله فی سبیل الله کمثل حبة انبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مائة حبة»(6) کسی که می داند خداوند نیکوکاران را دوست دارد «ان الله یحب المحسنین»(7) به کار نیکش دلگرم می شود. کسی که می داند کار خیرش آشکار و کار شرّش پنهان می ماند «یا من أظهر الجمیل و ستر القبیح» شاد است.
تاریخ انتشار : دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ |
|
|
كسانى كه غیر از خدا را ولى و معبود خود برگزیدند، همچون عنكبوتند كه خانهاى براى خود برگزیده، و سستترین خانهها، خانه عنكبوت است، اگر مىدانستند.

سوره العنكبوت (29): آیه 41 :
مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ - كسانى كه غیر از خدا را اولیاء خود برگزیدند، همچون عنكبوتند كه خانهاى براى خود انتخاب كرده و سستترین خانهها خانه عنكبوت است اگر مىدانستند!
در آیات قبل سرنوشت دردناك و غمانگیز مشركان مفسد و مستكبران لجوج و ظالمان بیدادگر و خودخواه بیان شد، به همین تناسب در آیه مورد بحث مثال جالب و گویایى براى كسانى كه غیر خدا را معبود و ولى خود قرار مىدهند بیان مىكند كه هر چه درباره این مثال بیندیشیم نكات بیشترى از آن، عائدمان مىشود.
مىفرماید:" كسانى كه غیر از خدا را ولى و معبود خود برگزیدند، همچون عنكبوتند كه خانهاى براى خود برگزیده، و سستترین خانهها، خانه عنكبوت است، اگر مىدانستند"! (مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ)
چه مثال رسا و جالبى و چه تشبیه گویا و دقیقى؟! درست دقت كنید: هر حیوان و حشرهاى براى خود خانه و لانهاى دارد، اما هیچیك از این خانهها به سستى خانه عنكبوت نیست
تاریخ انتشار : چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱ |
|
|

«اسرائیلیات» به روایت هایی اطلاق می شود که از طریق فرهنگ یهودى وارد حوزه اسلامى شده اند[1] ؛ اما در یک معنای گسترده، به هر روایت و یا حکایتی که از منابع غیر اسلامى وارد قلمرو فرهنگ اسلامى شده «اسرائیلیات» گفته می شود.[2]
حضور یهودیان در سرزمینی که بعدها اسلام در آن ظهور کرد و برتری فرهنگی آنان نسبت به فرهنگ جاهلی مشرکان آن منطقه سبب شده بود که آنها مرجع علمی مشرکان آن سامان به خصوص در مدینه قرار گیرند. این وضع تا ظهور اسلام ادامه داشت. با طلوع اسلام و درخشش آن در منطقه و بعد استقرار حکومت اسلامی در مدینه همچنان آن ارتباط و مراجعه علمی به یهودیان ادامه داشت و مشرکان و برخی نو مسلمانان برای پاسخ به سوالاتی مربوط به خلقت، تاریخ ملّتهاى گذشته و ... که گمان می کردند جواب آن در اسلام نیست به آنها رجوع کرده و پاسخ آنها را وارد فرهنگ جامعه اسلامی می کردند.
رجوع به اهل كتاب به همین منوال ادامه داشت، تا اینكه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، به طور صریح مسلمانان را از مراجعه به آنان منع كرد[3] ؛ ولى با وجود این نهى صریح ، گروهى از مسلمانان همچنان این کار را ادامه می دادند.
با رحلت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و کنار گذاشتن جانشین عالِم و دروازه علم آن حضرت یعنی، على علیه السلام و صحابیان دانشمندى همچون ابن عباس و ابن مسعود از سوی عده زیادی از مسلمانان، راه برای سرازیر شدن اسرائیلیات به فرهنگ اسلامى بازتر شد؛ به همین جهت، ذهبى مىنویسد: داخل شدن اسرائیلیات در تفسیر از امورى است كه به دوران صحابه بازمىگردد.[4]
تاریخ انتشار : سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ |
|
|

حقیقت بودن قیامت علاوه بر خبر دادن قرآن مجید حکم عقل نیز میباشد هر عاقلی میفهمد این دستگاه عظیم روز واپسینی در پی دارد زیرا اگر حیات بشر منحصر به همین عالم باشد ، برخلاف حکمت و مصلحت است، راستی لغو و بیهوده است به تعبیر دیگر هر چند زشت است، کارخانه نجاست سازی درست کردن است در حالی که میبینیم ذرات عالم وجود بی حکمت و صلحت نیست .
اذا وقعت الواقعه لیس لوقعتها کاذبه خافضة رافعه
خافضة رافعه : پایین برنده و بالا برنده است قیامت روزی است که عده ای را پست میکند ، پایمال و ذلیل ، بدبخت و کوچک مانند مورند هیچ کس به آنها اعتنایی نمیکند هرچند در دنیا عزیز و گرامی بودند . در مقابل عده ای که آنها را در دنیا خوار میشمردند و ارزشی برایشان قائل نبودند رفیع میشوند تاج عزت بر سر و ردای خلعت بر دوش و گرامی شده خدایند . دیدهاید افرادی که از ترس طلبکاری فرار میکنند در چه ذلتی زندگی میکنند؟ بیشتر مردمان در قیامت چنین حالی دارند که از زن و فرزند و پدر و مادر فرار میکنند (سوره 80 آیات 34-36) چون هر کدام حق خود را میطلبند چه ذلتی عارضش میگردد. صورتهایی که در آن روز غبار اندوه آن را فراگرفته خواری و مذلت از آن میبارد از رسوایی و فضیحت سرزنش و انگشت نمایی آرزو میکنند فرار گاهی باشد ولی نیست .
تاریخ انتشار : یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ |
|
|
مثل او همچون سگ [هار] است که اگر به او حمله کنى، دهانش را باز کرده، زبانش را بیرون مى آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همین کار را مى کند [گویى چنان تشنه دنیاپرستى است، که هرگز سیراب نمى شود] این مثل گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند این داستان ها را [براى آنها] بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند).

از دیرباز تشبیه از بهترین ابزاری بوده که برای روشن شدن و واضح ساختن هرچه بیشتر مقصود گوینده به کار گرفته شده است تا آنچه در ذهن دارد برای مخاطب کاملاً ملموس شود ، قرآن کریم کتاب خداست بهترین تشبیهات را در خود دارد . قبل از ذکر نمونه ای از این تشبیهات بهتر است خود را در مقام گوینده ای بگذاریم که می خواهیم قشری را توصیف کنیم که از قضا در جامعه ما رشد فزاینده ای دارند و مخرب، همان به اصطلاح دانشمندانی که در دامن اسلام رشد کردند علم آموختند و بالیدند و در نهایت تیشه برداشته و به جان باورهای مردم افتاده اند نامشان را چه می گذاشتیم؟
با کدام تعبیر می توانستیم بهترین توصیف را از آنها و عمل زشتشان ارائه دهیم ؟لحظه ای بیندیشیم، و اکنون ببینیم نامی را که قرآن بر آن ها می نهد و چگونه توصیفشان می کند.
خداوند متعال در آیات 175، 176، 177 سوره اعراف مثل مى فرماید: «وَاتلُ عَلَیْهِمْ نَبَاَ الَّذى آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ، وَلَوْ شَئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَلکنَّهُ اَخْلَدَ اِلى الاْرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْبِ اِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ اَوْ تَتْرُکهُ یَلْهَثْ ذلِک مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکرُونَ»؛ بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ولى [سرانجام ] خود را از آن تهى ساخت و شیطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد. و اگر مى خواستیم، [مقام] او را با این آیات [و علوم و دانشها] بالا مى بردیم [امّا اجبار، بر خلاف سنّت ماست پس او را به حال خود رها کردیم] و او به پستى گرایید، و از هواى نفس خود پیروى کرد. مثل او همچون سگ [هار] است که اگر به او حمله کنى، دهانش را باز کرده، زبانش را بیرون مى آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همین کار را مى کند [گویى چنان تشنه دنیاپرستى است، که هرگز سیراب نمى شود] این مثل گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند این داستانها را [براى آنها] بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند).
تاریخ انتشار : شنبه دوم دی ۱۳۹۱ |
|
|

سوره نور، سوره ای است که مباحث آن عمدتاً پیرامون اخلاق و احکام خانواده و مقابله با ساختار شکنان خانواده می باشد. دقت در مفاهیم الفاظ این سوره، پرده از برخی از اسرار و زیبائی های ارتباط تنگاتنگ این سوره با مباحث خانواده و سپس ارتباط مباحث خانواده با موضوع مهدویت بر می دارد.
1. در آیه نخستین این سوره می خوانیم:
(سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَ فَرَضْنَاهَا وَ أَنْزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ.) (1)
« این سوره، سوره ای است که آن را فرو فرستادیم و (دستوراتش را) واجب ساختیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم تا شاید متذکر شوید.»
توضیح: تنها سوره ای از قرآن کریم که ابتدای آن لفظ «سوره» وارد شده این سوره است. کلمه سوره از ماده «سور» به معنای دیوار دور شهر و قلعه که آن را جدا می کند، می باشد و چون مباحث این سوره مربوط به خانواده است و خانه محل زندگی یک خانواده با دیواری جدا شده و حریم آن مشخص می گردد، در آیه اولش واژه «سوره» آمده است.
تاریخ انتشار : شنبه دوم دی ۱۳۹۱ |
|
|
بعضی از افراد هرگز به فکر جبران کارهای نادرست و اشتباهی که در زندگی انجام داده اند نیستند و تا می توانند جبران کارهای خود را به تأخیر می اندازند و هنگامی که در تنگنا قرار می گیرند تازه به این فکر می افتند که باید کاری کرد و برنامه ریزی داشت که اغلب دچار شکست می شوند ونمی توان از آنها به عنوان انسان های موفق در زندگی نام برد .

یکی از نسخه های طلایی قرآن کریم همین روحیه جبران اشتباهات است که در آیات متعددی از این روحیه ,صحبت به میان است .
در دیدگاه و منطق قرآن از جبران اشتباهات به توبه تعبیر شده و می توان آن را در سه سه قسم تصور کرد :
1) اینکه کلا بگویی من این کار رو انجام ندادم .
2) اینکه بگویی این كار را كردم ,ولی منظورم از این كار چنین وچنان بوده و بخواهی به هر نحوی اشتباه خودت را توجیه کنی .
3) یا اینكه بگویی,این كار را كرده ام (ویا فلان گناه را انجام دادم ) ولی اشتباه کردم و دیگر آن تکرار نمی کنم بلکه کاری می کنم که اشتباهم را جبران کنم .
که در منطق قرآن بهترین نوع جبران اشتباهات همین قسم سومه که شخص از اشتباه خودش پشیمان بشود و به فکر باشد که به هر نحوی آن را جبران کند .
اما آنچه بیش از بیش در قرآن به آن اهمیت داده شده این است که برای جبران اشتباهات در زندگی به هیچ وجه امروز و فردا نکنیم و در اسرع وقت به فکر جبران اشتباهات خود باشیم.
تاریخ انتشار : جمعه یکم دی ۱۳۹۱ |
|
|
این مسئله را مىدانید كه شیطان از ابتداى به وجود آمدن انسان، همراه با اعوان و انصارش، براى گمراهى و جدایى انسان از حقایق، بر سر راه انسان نشست و در زمینه دشمنى با انسان از هیچ برنامهاى فروگذار نكرده و قصد محبت به انسان و آشتى با او را تا روز قیامت ندارد.

انسان اگر در تمام جوانب حیات، در پناه خدا نباشد و در پناه حضرت او نرود، از خطر مصون نمانده و از شرّ ذىشر در امان نخواهد بود.
به همین خاطر، حضرت حق و تمام انبیا و امامان و اولیا، به انسان سفارش اكید دارند كه در تمام شئون حیات، خویش را در پناه حضرت او قرار دهد كه این دشمن و اعوان و انصارش را به پناهگاه الهى راهى نیست و پناهگاه خداوند عبارت است از ایمان، تقوا، حیا، عفت، معرفت، عبادت، ریاضت، مجاهده و...
چون با زبان گفتى: «اعوذ باللّه» عملًا هم این معنا را به ظهور برسان كه بدون شك در پناه او خواهى رفت و از ضربههاى مهلك شیاطین درونى و برونى در امان خواهى بود.
از ابن عباس مرویست اجلال قرآن «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» ومفتاح آن «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» است.
تاریخ انتشار : پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ |
|
|
انس با قرآن برکات زیادی را برای ما خواهد داشت . با خواندن آن هم خودمان از ناسزا گفتن دور بشویم و هم این که این فرصت را برای دیگران بسوزانیم و اجازه ندهیم که آنها در مورد ما بد بگویند.

فحش و ناسزاگویی از گناهان بزرگ است كه در آیه ده سوره حجرات، خداوند آن را نهی نموده است و پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمود كه ورود به بهشت بر هر كسی كه فحش و ناسزا گوید، حرام است.( كنزالعمال، ج3، ص598)
امام باقر علیه السلام می فرماید: ناسزاگویی، اسلحه فرومایگان بدكار است.( سفینةالبحار، ج2، ص346)
مقتضای اطلاق روایات، حرام بودن فحش است با هر كس كه باشد، خواه مسلمان و مومن، یا كافر و فاسق، كوچك یا بزرگ.( شهید دستغیب، گناهان كبیره، ج2، ص299)
با توجه به حرام و گناه بودن فحش و ناسزاگویی، نمی توان پاسخ كار حرام و معصیتی را با حرام و معصیت داد.
روزی امیرالمومنین(علیه السلام) شنید كه مردی به جناب قنبر دشنام می دهد و قنبر خود را آماده كرد او را فحش بدهد، حضرت فریاد زد: قنبر، آرام باش! دشنام گویت را با خواری واگذار كه با این كار خدا را خشنود میكنی و شیطان را خشمگین می سازی و دشمنت را كیفر می دهی.
تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

پاسخ :
نام میكائیل در قرآن تنها در یك سوره و به صورت «میكال» آمده است.
می فرماید: «مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِینَ»[1]
كسی كه دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میكائیل (میكال) باشد (كافر است و) خداوند دشمن كافران است.
راجع به جایگاه میكائیل در قرآن فقط همین آیه وجود دارد و دربارة آن شأن نزول هایی گفته اند.
هنگامی كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به مدینه آمدند، روزی عبدالله بن صوریا (یكی از علمای یهود) با جمعی از یهود فدك، نزد پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمدند و از آن حضرت سوالات گوناگونی به عمل آوردند. نشانه هایی را كه گواه نبوت و رسالت او بود، جستجو نمودند. از جمله گفتند: ای محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ خواب تو چگونه است؟ زیرا به ما اطلاعاتی دربارة خواب پیامبر موعود داده شده است. فرمود: تنام عینای و قلبی یقظان! «چشم من به خواب می رود اما قلبم بیدار است».
گفتند راست گفتی ای محمّد! پس از سۆالات متعدد دیگر، ابن صوریا گفت: یك سۆال باقی مانده كه اگر آن را صحیح جواب دهی به تو ایمان می آوریم و از تو پیروی خواهیم كرد.
تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
به نظر شما راز بزرگ قرون و اعصار چیست؟ راز انرژی اتمی یا بمب نوترونی و یا فضا و سیارات غول پیکر؟
هیچکدام از این ها راز بزرگ قرون نیست. آن راز نیروی معجزه گر و شگفت انگیز مغز یعنی قدرت فکر است که درون شما نهفته است. نیازی نیست این نیرو را کسب کنید، این نعمت الهی در شما وجود دارد اما باید یاد بگیرید که چگونه از آن استفاده کنید آن را تخریب نکنید و موجبات نابودی آن را فراهم نسازید.

مغز شما مرکز فرماندهی کل بدن شماست و مانند ناخدای یک کشتی در اتاق فرماندهی است ناخدا کشتی را هدایت می کند و دستوراتی برای افراد موتورخانه صادر می کند و آن ها به نوبه خود دستورات را اجرا می کنند. اگر ناخدا با اطلاعات غلط و اشتباه راهنمایی کند کشتی را به سوی صخره ها هدایت خواهد کرد و هلاکت نتیجه اشتباه ناخداست.
گاهی فرماندهان نظامی با کمترین اشتباهی جان هزاران نفر و ناموس و مال یک کشور را به تاراج می دهند .پس به ارزش و موقعیت خطیر فرمانده واقف شدید. اتاق فرمان انسان نیز اگر فرمان های اشتباه بدهد سرمایه، عمر، مال و جوانی همه را به تباهی می کشاند که گاهی دیگر فرصت جبران ندارد.
تاریخ انتشار : دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
ماجرا را میخوانم و مثل همه داستانها، خودم را مینشانم یک سر ماجرا ...
و به جای او – علیه السلام - شما – عجل الله تعالی فرجه الشریف – را میگذارم.
روی دستخط و نامهها، خط میکشم و به جایش «دعا» میگذارم و «آرزوهایی که می نویسمشان و می اندازمشان توی آب روانی که» برسد به دست شما...

وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَام
و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو میشود؛ (در ظاهر، اظهار محبّت شدید میکنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه میگیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسختترین دشمنانند. سوره مبارکه بقره آیه 204
تاریخ انتشار : جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

در گوشی گفت: از من میشنوی صدایش بزن. اگر صدایش بزنی؛ هم آب به تو میدهد؛ از همان آبی که _ و من الماء کل شی حی_ که دلت را زنده کند و هم آغوشش را برایت باز میکند.
وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْه إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ
از پروردگار خود، آمرزش بطلبید؛ و به سوی او بازگردید؛ که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبهکار) است!
سوره مبارکه هود، آیه 90
از خدا آمرزش بخواهید و سپس به وسیله توبه به درگاهش توسل جویید، و برخی گفتهاند: یعنی برای گذشته آمرزش بخواهید و برای آینده تصمیم (به اطاعت و ترک گناه) بگیرید، و دیگری گفته است: آمرزش بخواهید و سپس آن حال را ادامه دهید، و قول دیگر آن است که: در علانیه و آشکارا (با زبان) استغفار کنید و در دل از گذشته نادم و پشیمان باشید. 1
همچنین در معنای «ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ» آمده است: 1- پس بازگشت نمائید به پرستش الهی از ستایش غیر. 2- طلب آمرزش کنید از خدای متعال، پس متوسل شوید به آن به سبب توبه. 3- استغفار کنید از گذشته و عازم باشید در آینده. 4- استغفار نمائید در حال، پس دائم و ثابت باشید بر آن. 5- استغفار نمائید در علانیه، پس اظهار ندامت کنید در قلب 2
کلمه «ودود» بر وزن فعول از اسمای خدای تعالی است و از ماده «ود» اشتقاق یافته و کلمه «ود» با کلمه «حب» به یک معنا است الا اینکه از موارد استعمال این دو کلمه بر میآید که «ود» نوع خاصی از حب است و آن حبی است که آثار و پیآمدهایی آشکار دارد مثل، الفت و آمد و شد و احسان؛ به آیه زیر توجه فرمایید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً» 3. و اگر خدای تعالی را ودود خوانده به همین جهت است که او بندگان خود را دوست میدارد و آثار محبت خود را با افاضه نعمتهایش بر آنان ظاهر میسازد آن هم چه نعمتهایی که هیچ کس نمیتواند عدد آنها را بشمارد هم چنان که خودش فرمود: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» 4، پس به این دلیل خدای تعالی نسبت به انسانها ودود است.
تاریخ انتشار : جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

این روزهای آذری ، خاطره امتحان ثلث اول باز سرک می کشد و باز شور می افتاد به دل ما که انگار قضیه جدی است که نگرانیهای مردی که شتابان از دورترین نقطه شهر آمد و صدایمان زد که آی ملت ! از رسولان پیروی کنید که روز امتحان نزدیک است ، شوخی نبوده است .
یَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّـهِ وَمَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِیبًا
مردم از تو درباره (زمان قیام) قیامت سۆال میکنند، بگو: «علم آن تنها نزد خداست!» و چه میدانی شاید قیامت نزدیک باشد!/سوره مبارکه احزاب آیه 63
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
تركيب سوره هاى قرآن
بايد دانست كه تركيب و تشكيل سوره هاى قرآن و تعيين اول و آخر آنها، به دستور و اعلام شخص رسول خدا - صلى الله عليه و آله - بوده و كسى در آن دخالتى نداشته است . چنانكه در مجمع و كشاف نقل شده است كه : چون آيه (واتقوا يوما...) نازل گرديد، جبرئيل گفت : مكان آن ، راءس آيه 280 از سوره بقره است . و حال آنكه سوره بقره ، در اوايل هجرت نازل شده و اين آيه شريفه در دهم هجرت در حجة الوداع نازل گرديد. در مجمع البيان فرموده است : تمام سوره بقره مدنى است ، مگر آيه (واتقوا يوما...) كه در حجة الوداع نازل شده است .
و اينكه قرآن حكيم فرموده : (( فاتوا بسورة من مثله ؛ فاءتوا بعشر سور مثله ، فاذا انزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال )) و امثال آن ، روشن مى كند كه سوره ها مفروق و جدا از هم بوده اند. در تاريخ قرآن ، صفحه 38 از امالى شيخ طوسى از ابن مسعود نقل شده است كه : هفتاد سوره از رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و بقيه را از على بن ابيطالب - عليه السلام - ياد گرفته است . سوره ها به وسيله آن حضرت ، شروع ، تمام و تركيب شده است .
علامه طباطبائى (ره ) مى فرمايد: نمى شود انكار كرد كه اكثر سوره هاى قرآنى ، پيش از رحلت ، در ميان مسلمانان داير و معروف بودند، در دهها و صدها حديث ... و همچنين در وصف نمازهايى كه خوانده مى شد. و سيرتى كه در تلاوت قرآن داشتند، نام اين سوره ها آمده است . و همچنين نامهايى كه براى گروه اين سوره ها در صدر اسلام داير بود؛ مانند سوره هاى طولانى و مثانى و مئين و مفصلات . در احاديثى كه از زمان پيغمبر حكايت مى كند.
در مجمع البيان از رسول خدا - صلى الله عليه و آله - نقل شده است كه فرمود: (( اعطيت مكان التوراة ، السبع الطول و مكان الانجيل ، المثانى الزبور، المئين و فضلت بالمفصل )) .
يعنى : (به جاى تورات ، خداوند به من هفت سوره طولانى داد. و به جاى انجيل ، مثانى و به جاى زبور، مئين را عطا فرمود: و با سوره هاى مفصل ، فضيلت يافتم ).
آنگاه طبرسى مى فرمايد: مراد از هفت سوره (طويل ) مقره ، آل عمران ، نساء، مائده ، انعام ، اعراف و انفال تواءم با توبه است . و منظور از (مثانى ) سوره هاى است كه بعد از آن هفت سوره آمده اند كه آن هفت سوره با اينها تثنيه شده اند. هفت تاى اول ، مبادى ، و هفت تاى دوم ، مثانى اند. و آنها عبارتند از سوره هاى : يونس ، هود، يوسف رعد، ابراهيم ، حجر و نحل .
اما (مئمون ) از (ماءة ) به معناى عدد (صد) است . و مراد از آن ، سوره هايى است كه صد آيه يا كمى بيش يا كمتر مى باشد و آنها نيز هفت سوره و عبارتند از: بنى اسرائيل تا مؤ منون . و مراد از (مفصل ) از بعد از (حم ) اخير تا آخر قرآن است . علت اين تسميه آن است كه آنها فصول زياد دارند. و (مفصلات ) هم گفته شده است .
از رسول خدا - صلى الله عليه و آله - نقل شده است كه فرمود: (( شيبتنى هود والواقعه و المرسلات و عم يتسائلون ))
همه اينها حاكى است كه سوره هاى قرآن كريم همه اش در زمان آن حضرت ، و تحت نظر ايشان ، تركيب و تشكيل شده بود. و كسى جز او در تشكيل آن سوره ها، دخالتى نداشته است .
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱ |
|
قرآن کریم در آیات متعددی انسان را به توجه و دقت در جهان آفرینش فرا خوانده و از سوی دیگر خود آیاتی دارد که به صورت صریح یا اشاره، حقایقی را از راز و رمز جهان بیان کرده است. اگر چه رسیدن به لایههای عمیق قرآن کاری دشوار و از مرحلهای به بعد، برای بشر عادی محال است، اما این دریای ژرف همواره شیفتگان معرفت و شناخت را به خود مجذوب کرده است.

روایات متعددی وجود دارد که به تفسیر آیات علمی پرداخته است. به عنوان مثال شیخ طوسی در كتاب تفسیری خود تبیان در بیش از پانزده مورد به مباحث زیست جانوری پرداخته است. ایشان درباره آیه 26 سوره بقره (إِنَّ اللّهَ لاَ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ...)
از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند: «خداوند به پشه مثال زد، زیرا با این کوچکیش آنچه در فیل خلق شده در او خلق شده و علاوه بر آن دو عضو زیادتر هم دارد» (ج1، ص111). این روایات در مجامع و تفاسیر روایی همچون (فیض کاشانی، ملامحسن، م 1091ق، تفسیر صافی)، (عروسی حویزی، عبد علیبنجمعه، م1112ق، نورالثقلین) و... ذیل آیات مربوطه گردآوری شدهاند.
تاریخ انتشار : چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

شرايط پذيرش توبه
انسان سالهاى زيادى از عمر خويش را در دنيا صرف انجام گناه و معصيت كرده و مشغول شهوترانى مى گردد، حقوق خداوند و ديگران را تضييع مى كند و بر اين باور است كه در آينده استغفار خواهد كرد.آيا در واقع توبه لفظ است ؟ به طور قطع توبه كردن با زحماتى همراه است ، بزرگان براى توبه شرايطى ذكر نموده اند كه تا آنها محقق نشود، توبه صحيح حاصل نمى شود. توبه اى به درگاه پروردگار پذيرفته مى شود كه داراى جميع شرايط باشد.
به يك يا على چهل سال يا حسين از بين نمى رود؛
گفته اند: شبى دزدى به منزل روضه خوانى آمد و تمام اثاثيه او را جمع كرد و به طناب بست . هرچند تلاش كرد كه آن را بلند كند و ببرد توانش نرسيد. دست آخر دزد گفت : يا على ، روضه خوان جراءت كرد و گفت : اى دزد، من چهل سال است كه يا حسين گفته ام تا اين اثاثيه را جمع آورى نموده ام ، تو مى خواهى به يك يا على آن را ببرى ؟ البته ، على راضى به اين عمل نخواهد بود، آيا كسى كه سالهاى متمادى گناه مى كرده ، اكنون با گفتن ذكر استغفر الله آمرزيده مى شود، گناهانى چون خوردن شراب و غارت نمودن اموال ديگران ، ظلم و ستم ،بى عدالتى و تبعيض با گفتن يك لفظ، بخشيده نمى شود. قبول توبه شرايطى دارد كه بدون آنها توبه مؤ ثر واقع نمى شود و كسى كه مى خواهد به سرحد كمال برسد و زنگارهاى گناه از آيينه دل او زدوده شود، بايد نخست ترك گناه كند واز گناهان گذشته نادم و پشيمان باشد ونيز عزم جدى بر عدم اعاده گناه كند و به دنبال آن تلافى مافات نمايد؛ يعنى در آينده جبران گذشته را بنمايد. در كلامى از امير المؤ منين على عليه السلام وارد شده كه :
التوبة على اربعة دعائم : ندم بالقلب و استغفار باللسان ، و عمل بالجوارح و عزم على ان لايعود)
توبه بر چهار پايه استوار است ؛ پشيمانى قلبى و استغفار زبانى و پرداختن به اعمال شايسته و تصميم جدى بر عدم روى آوردن به گناهى كه مورد توبه قرار گرفته است .
راههاى پذيرش توبه از ديدگاه اميرالمؤ منين عليه السلام
جهت آشنايى با شرايط قبولى توبه و استغفار در اينجا به كلام امام على عليه السلام در نهج البلاغه ، قصار 417اشاره مى شود كه از اين قرار است :
امام به كسى كه در حضورش از روى غفلت و بى خبرى گفت : استغفر الله فرمودند:
ثكلتك امك ، اتدرى ما الا ستغفار؟
الاستغفار درجة العليين ، و هو اسم واقع على ستة معان :
اولها: الندم على مامضى ،
والثانى : العزم على ترك العود اليه ابدا
والثالث : ان تودى الى المخلوقين حقوقهم حتى تلقى الله املس ليس عليك تبعة
و الرابع : ان تعمد الى كل فريضة عليك ضيعتها فتودى حقها،
والخامس : ان تعمد الى اللحم الذى نبت على السحت فتذيبه بالاحزان ، حتى تلصق الجلد بالعظم ، وينشابينهما لحم جديد،
والسادس : ان تذيق الجسم الم الطاعة كما اذقته حلاوة المعصية ، فعند ذلك تقول استغفرالله
تاریخ انتشار : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
نه گفتن هنر بسیار مهمی است که از مهارتهای لازم زندگی به شمار میرود. بسیاری از مشکلات بزرگ و کوچکی که ما در زندگی داریم بخاطر این است که توانایی و جرأت و جسارت نه گفتن را نداریم.

به زبان امروزی ها رودربایستی باعث میشود گاهی اوقات از حق و حقوق خود بگذریم و دچار بسیاری از مشکلات شویم.
این مسئله زمانی بسیار حاد و لاعلاج میشود که پا را از خط قرمزهای دین فراتر گذاشته و نعوذبالله وارد حرام و معصیت الهی میشویم.
فقط بخاطر اینکه نتوانستیم نه بگوئیم، خجالت کشیدیم و یا رویمان نشد. خداوند پیامبر را به قاطعیت در دین فرا میخواند و او را الگویی قرار میدهد تا امت پیامبر قاطعیت را از او بیاموزند و در بهترین زمان سوره کافرون را بر قلب نازنین پیامبر نازل می کند تا اورا یاری نماید .
به نام خداوند رحمتگر مهربان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
بگو اى كافران (1)
قُلْ یَا أَیُّهَا الْكَافِرُونَ (1)
آنچه مىپرستید نمىپرستم (2)
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (2)
و آنچه مىپرستم شما نمىپرستید (3)
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (3)
و نه آنچه پرستیدید من مىپرستم (4)
وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ (4)
و نه آنچه مىپرستم شما مىپرستید (5)
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (5)
دین شما براى خودتان و دین من براى خودم (6)
لَكُمْ دِینُكُمْ وَلِیَ دِینِ (6)
تاریخ انتشار : شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

نام كتاب: معماهای قرآنی
نويسنده: امیر داستان پور- جابر رضوانی
تعداد صفحات: 23
نوع فايل: pdf
سايز فايل: 255KB
توضيحات:شامل موضوعات:مشخصات و اطلاعات آماری- سوره ها- آیات- داستانها- اولینها- آخرینها- واژه ها، الفاظ، کلمات- شخصیتها، قبایل، مکانها و سایر معاماهای قرآنی
پسوورد: www.newbook.ir
تاریخ انتشار : پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
امام صادق(علیه السلام) میفرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند... در دنیا سختی، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمیبیند و از دوستان حضرت علی(علیه السلام) میشود.

از آیات قرآن كریم استفاده میشود كه توسعه و تنگی روزی به دست خداست چنان كه میفرماید:"إنّ ربّك یبسط الرّزقَ لِمَن یشأ و یقدر إنّه كان بِعبادِه خبیراً بصیراً" (اسرá30) بنابراین هر چند اراده و كوشش انسان در زیاد شدن رزق و روزی مؤثر است"لیسَ للانسـَنَ الاّ ما سَعیَ" (نجم، 39) ولی اینها "جزءالعلة" و یا از آن هم كمتر به حساب میآیند زیرا اراده و عمل انسان در به دست آمدن رزق و روزی یكی از صدها شرایط است كه تمامی اسباب و شرایط به او منتهی میشود، و اوست كه بر اساس علم و حكمتش روزی را بین بندگان تقسیم میكند چنانكه میفرماید: "أهم یقسمون رحمت ربّك نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوَة الدّنیا (زخرف، 32) آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم میكنند؟! ما معیشت آنها را در حیات زندگی در میانشان تقسیم كردیم."
تاریخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
در روایتی که از پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» نقل شد، یکی از نداهای قبر نیز چنین است که من خانهای هستم پر از عقرب و مار، پس یک تریاقی بفرست.

به فاصله میان مرگ انسان تا وقوع قیامت کبری، برزخ گفته می شود و از نظر زمانی، ممکن است میلیونها سال طول بکشد. انسان برای طی این منزل، باید ذخیره و توشه مناسبی در دنیا تهیه کرده باشد؛ زیرا در عالم برزخ، بهشت و جهنّم وجود دارد، بهشت و جهنّمی که ساخته و پرداخته اعمال آدمیان در دنیا است. قرآن کریم می فرماید عدّهای دم مرگ پشیمان هستند که چرا برای عالم قبر و برزخ و قیامت کاری نکرده و توشهای فراهم نساختهاند و با التماس خاصی از خداوند متعال میخواهند که به دنیا برگردند.
«قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ، لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها»[1]
آنها میگویند: خدایا ما را برگردان تا یک عمر دیگری و یک زندگی دیگری داشته باشیم و در زندگی جدید، فکری برای قبر و قیامت خود بکنیم. در پاسخ به آنان خطاب میشود: «كَلاَّ»! برگشتنی در کار نیست. سپس قرآن شربف در ادامه آیه میفرماید:
تاریخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
آیا در قرآن آیه ای برای دوست وجود دارد، اگر هست در کدام سوره است؟

یكی از مباحث بسیار مهم در مسائل اجتماعی، میزان و نحوه ارتباط انسانها و به عبارتی، دوستیها و روابط دوستانه با یكدیگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزیر است و محتاج به دوست.
نكته مهم در این میان، تأثیر بسیار زیاد دوست بر شخصیت انسان است كه در آیات قرآن كریم و روایات معصومان علیهمالسلام، به این موضوع اشاره شده است.
در سوره فرقان خداوند حال برخی ظالمان را اینگونه بیان میدارد: (روز قیامت) روزی است كه میبینی ظالم (از شدت حسرت) دست خود را میگزد و (میگوید:ایكاش با فلان شخص دوست نمیشدم!
امیرالمۆمنان سلام الله علیه میفرماید: كسی كه شخصیت او بر شما مشتبه شد و از دین او اطلاعی نداشتید، به دوستانش نگاه كنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست، ولی اگر دوستان وی بر غیر دین خدا بودند پس بدانید كه او نیز هیچ بهرهای از دین خدا ندارد.
تاریخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
آیات مربوط به پرواز پرندگان را شاید مهندسان هوا ـ فضا بهتر از هر کسی دیگری درک کنند نگاهی به علوم مربوط به پرواز و شروط لازم برای خلبانی، حساسیت و ظرافت این امر را بیش از پیش روشن میکند.

برخی علومی که مستقیماً به پرواز مربوط است مانند آیرودینامیک، فیزیک دینامیک، فیزیک حرارت، فیزیک الکتریسته و مغناطیس، استاتیک، مقاومت مصالح، هواشناسی و... . اینجا است که خداوند در کنار سایر آیاتی كه دلالت بر عظمت خود، پرندگان را مطرح میکند و انسان را به تفکر در آن دعوت میکند.
در میان آیاتی که به پرندگان پرداخته، دو آیه (ملک/ 19 و نحل/ 79) به یكدیگر شبیهاند كه پرواز را محور قرار دادهاند. در این مجال از نوشتار فرازهای این دو آیه در كنار یکدیگر و به محوریت آیه 19 سوره ملك بررسی میشود:
یکی از نکات دقیق و ظریف این است که در سه قسمت از این دو آیه به واژه دیدن (أَوَلَمْ یَرَوْا) توجه شده است. در ابتدای دو آیه و انتهای یکی از آنها که صفت «بصیر» را برای خداوند انتخاب میکند، شگفتی آن در ارتباطی است که بین این خصوصیت و پرواز وجود دارد، چرا كه بشر پرواز خود را مدیون نگاه به پرندگان است.[1] اکنون نیز این روش از کارآمدترین روشهای پژوهش در این زمینه است.
تاریخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
ممکن است در دنیا به علت بعضی از بی عدالتی ها و سوء مدیریت ها گاهی تر و خشک با هم سوخته می شوند اما این مسئله در قانون الهی به هیچ وجه راهی ندارد و در سنت خداوند تر و خشک با هم نمی سوزند .

یکی از ضرب المثل های رایج بین ما ایرانی ها این است که تر و خشم با هم می سوزند ،اینکه اگر بلایی نازل شود ،اگر اتفاقی بیفتد خشک تر با هم می سوزند و فرقی نخواهد کرد ،چرا که طبیعت آتش این است که چوب های تر و خشک را با هم می سوزاند و فرقی بین آنها قائل نیست.
جواب این سوال این است که، اگر قضاوت ها و مدیریت ها همیشه به دست انسان باشد ممکن است به خاطر بعضی از مسائل از جمله شهوت جاه و مقام و شهرت و دشمنی با بعضی از افراد، فرقی بین تر و خشک نگذارد و همه را با هم بسوزاند و به قول شاعر:
وندر او پیر و برنا هیچ کس باقی نماند آتش اندر بیشه چون افتد نه تر ماند نه خشک
چنانچه بارها و بارها حق کشی ها و نا عدالتی هایی دیده شده که ظالم و مظلوم در آن فرقی نداشته اند.
اما این مسئله هرگز در سنت های خداوند جایی نداشته و نخواهد داشت، بلکه در دادگاه عدل الهی نمونه ای را نمی توان یافت که تر و خشک با هم سوخته باشند و یا قرار باشد که بسوزند.
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

ابن عباس: از رسول خداصلى الله علیه وآله پرسیدم كه در آیه [وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ]؛ واقعه (56 )، آیه 11-10.؛ [(-( گروه دیگر)-) سبقت گیرندگانند. سبقت گیرندگان، همان مقربان درگاهند] سبقت گیرندگان چه كسانى هستند؟
فرمود: جبرئیل به من گفت: ذاك، علىٌّ و شیعتهُ ؛ آن سبقت گیرندگان، على و پیروان اویند] كه به سوى بهشت، از یكدیگر پیشى مى گیرند، و به كرامت ویژه الاهى به درگاه خدا تقرب مى یابند. بحارالانوار، ج 24، ص 4، ص 13.
-دعوت به ولایت حضرت علی از سوی خدا-
ابوهریره: در روز غدیر خم، جهاز شتران را روى هم قرار دادیم و پیامبرصلى الله علیه وآله از آنها بالا رفت و پس از حمد و ثناى پروردگار، بازوى على بن ابى طالب علیه السلام را گرفت و بلند كرد و... فرمود: [هر كه من مولاى اویم، این على مولاى او است. خدایا، دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن؛ یارى كنندگانش را یارى كن و تنها گذارندگانش را تنها گذار].
در این هنگام، از وسط جمعیت، اعرابى اى برخاست و به سوى آن حضرت رفت و گفت: اى رسول خدا، تو ما را دعوت كردى كه گواهى دهیم خدایى جز خداى یكتا نیست و اینكه تو رسول خدایى، پذیرفتیم و گواهى دادیم؛ ما را به نماز فرمان دادى، نماز به جاى آوردیم؛ به روزه امر كردى، روزه گرفتیم؛ به جهاد برانگیختى، جهاد كردیم؛ گفتى زكات بپردازیم، پرداختیم. این همه تو را بس نیست كه پیش چشم همگان، دست این جوان را گرفته اى و مى گویى: [خدایا، هر كه من مولاى اویم، این على مولاى او است]. این را از طرف خدا مى گویى، یا از خودت؟
فرمود: این از سوى خدا است، نه از من.
گفت: یعنى از سوى همان خدایى كه جز او خدایى نیست؟
فرمود: آرى، از سوى همان خدایى كه جز او خدایى نیست (و این جمله را سه بار، تكرار فرمود ).
اعرابى برخاست و به سرعت به سوى شترش رفت، در حالى كه مى گفت: خدایا، اگر آنچه محمد مى گوید، به حق و از سوى تو است، یا از آسمان سنگى بر ما فرو افكن، یا براى ما عذابى دردناك و ناگزیر فرست.
هنوز سخن اعرابى به پایان نرسیده بود كه آتشى از آسمان فرود آمد و او را سوزاند. در پى این ماجرا، خداوند این آیات را نازل فرمود: [سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ. مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ ]؛ معارج (70 )، آیات 3-1.؛ [سؤال كننده اى از عذابى واقع شدنى سؤال كرد. ویژه كافران، كه بازدارنده اى ندارد. و از سوى خداوند داراى مرتبه ها است]. بحارالانوار، ج 37، ص 173 و 174، ح 60 از تفسیر فرات الكوفى.
تاریخ انتشار : یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
قرآن مجموعهاى کامل از معارف، فضایل اخلاقى، قوانین اجتماعى، قصص، تاریخ، اخبار غیبى و ... است که طىّ 23 سال در حالات و شرایط و مکان هاى مختلف (مکه، مدینه، حضر، سفر، جنگ، صلح و. . .) نازل شدهاست. ولیكن كوچكترین اختلاف و تناقض و فساد مضمون و سخافت بیان در آن یافت نمیشود و حسن اسلوب و سلاست و حلاوتى كه در اول آن مشاهده میگردد؛ تا پایان آن حفظ گشته است.

سیر در قرآن این حقیقت را آشکار می سازد که معانى آن با هم تعارض ندارند. همه آنچه را که قرآن بدان مىپردازد و از زمین و زمان و آسمان و ... مىگوید، به منزله دانههاى تسبیحى است که آن ها را به نظم کشانده باشند.
قرآن با حقایق بیرون خود نیز همخوان و همساز است و با علم و عقل اصطکاکى ندارد. اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی ... 1 خدا زیباترین سخن را [به صورت] كتابى متشابه، متضمّن وعده و وعید، نازل كرده است 2... اگر در برخى آیات آن اجمالى باشد، آیات دیگر آن را شرح مىدهند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

سوره هاى قرآن كريم
قرآن مجيد، داراى 114 سوره مى باشد كه همه آنها با (بسم الله الرحمن الرحيم ) آغاز مى شود. بجز سوره توبه كه سوره نهم از قرآن كريم است . و (بسم الله الرحمن الرحيم ) ندارد و اما آنچه در سوره نمل در آيه سى ام آمده است ، آن جزء نامه حضرت سليمان - عليه السلام - است كه به ملكه (سباء) نوشته است .
در اينكه چرا در سوره توبه (بسم الله الرحمن الرحيم ) نيامده است ، دو روايت وجود دارد. يكى از آن دو از اميرالمؤ منين - صلوات الله عليه - است كه فرموده : علت نيامدن (بسم الله الرحمن الرحيم ) آن است كه : (بسم الله الرحمن الرحيم ) براى (امان و رحمت ) است . ولى سوره برائت ، براى برداشته شدن امان با شمشير، نزول شده است .
در مجمع البيان چنين آمده است :
(( عن على عليه السلام لم ينزل بسم الله الرحمن الرحيم على راءس سورة برائة لاءن بسم الله للاءمان و الرحمة و نزلت برائة لرفع الامان بالسيف . ))
و زمخشرى در كتاب كشاف ، آن روايت را از ابن عيينه نقل كرده است .
روايت دوم از امام صادق - عليه السلام - نقل شده كه فرموده است : انفال و برائت ، يك سوره هستند (الانفال و البرائة واحد) ناگفته نماند كه هر دو حديث به لفظ (روى ) است . باقى اقوال ، احوال به طور احتمال و استحسان مى باشد. اما ظاهرا علت اصلى همان تعبد باشد كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - آن را در اول سوره برائت ، نفرموده است .
( بسم الله الرحمن الرحيم ) به عقيده شيعه اثنى عشرى ، يك آيه مستقل و جزء هر سوره است كه نمى شود يكى را به جاى ديگرى خواند. در اين باره در اين كتاب ، يك بحث مستقل آمده است .
و از اهل بيت عصمت و طهارت - صلوات الله عليهم - نقل شده است كه آنها سوره : (والضحى ) و: (الم نشرح ) و نيز سوره (لايلاف ) و (فيل ) را يك سوره حساب كرده اند كه در نماز نمى شود به يكى اكتفا كرد بلكه بايد هر دو با (بسم الله الرحمن الرحيم ) خوانده شوند
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ |
|
پيشگفتار
بسم الله الرحمن الرحيم
(( الحمدلله رب العالمين وصلى الله على محمد و آله الطاهرين سيما بقية الله فى الارضين واللعن على اعدائهم اجمعين )) .
كتاب حاضر، كلياتى از قرآن مجيد را بررسى نموده و فشرده اى از اين وديعه آسمانى را در اختيار شما قرار مى دهد؛ از قبيل : واژه قرآن به چه معناست ؟ و قرآن چند آيه دارد؟ و با حذف مكررات و مشتقات ، مجموعا از چند كلمه تشكيل يافته ؟ سوره هاى مكى و مدنى آن كدامند؟ و چه هنگام قرآن كريم ، به ترتيب فعلى ، صورت پذيرفته ، چند بار، بر پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - نازل شده است ؟ و...
سپس حدود هفتاد موضوع از موضوعات قرآن مجيد، مطرح و تحقيق شده است كه هر يك ، مطلب مستقلى مى باشد. و در آشنا كردن انسان به اين پيام ربوبى ، سهم بسزايى دارد.
اينجانب با آنكه درباره قرآن مجيد، (قاموس قرآن ) را در هفت جلد، تاءليف نموده ام - كه دايرة المعارفى براى قرآن كريم است - و نيز تفسير (احسن الحديث ) را در دوازده جلد نوشته ام - كه يكدوره تفسير كامل مى باشد. - باز احساس كردم كه هر چه درباره اين كتاب آسمانى تحرير نمايم ، ارزش آن را دارد. و عده اى را - ولو به طور مختصر - با قرآن كريم آشنا مى سازد. آرى چه ، كارى بهتر از پرداختن به قرآن مجيد است ؛ مگر نه اين است كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرموده : (( خيركم من تعلم القرآن و علمه )) ؛ يعنى بهترين شما كسى است كه قرآن را ياد بگيرد و به ديگران نيز ياد بدهد.
بدين جهت ، اين كتاب را به رشته تحرير درآوردم . از خداوند متعال خواستارم كه آن را به احسن قبول فرمايد. و مورد استفاده همگان قرار دهد. و آنچه از عمرم را درباره آن صرف كرده ام ، ذخيره آخرتم گرداند.
نگارش اين كتاب ، در پنجم ذيحجه 1413 هجرى ، مطابق با ششم خرداد ماه 1372 شمسى ، آغاز گرديده و در دهم شعبان 1414، مطابق با دوم بهمن ماه 1372 با تمام رسيده است ؛ يعنى در نگارش آن ، هفت ماه و 26 روز وقت صرف شده است . (( و ما توفيقى بالله عليه توكلت و اليه انيب )) .
سيد على اكبر قرشى اروميه 2 / 11 / 72
واژه قرآن
واژه (قرآن ) در لغت عرب ، به معناى (قرائت و خواندن ) است . گويند: (( قرء قرء و قرائة و قرانا الكتاب اى : نطق بالمكتوب فيه ...)) ، اين معنا در خود آيات قرآن كريم نيز به كار رفته است ، در سوره قيامت ، چنين آمده است :
(( لا تحرك به لسانك لتعجل به ان علينا جمعه و قرانه فاذا قراناه فاتبع قرانه )) .
يعنى : (زبانت را به خواندن قرآن حركت مده تا در خواندن آن عجله كنى ، كه خواندن و جمع آن بر عهده ماست . و چون ما آن را خوانديم ، از خواندن آن پيروى كن (و همانطور بخوان كه ما خوانده ايم ).
پس در اين دو مورد، واژه (قرآن ) مصدر و به معناى (خواندن ) آمده است . و اينكه خداوند متعال اين كلمه را براى كتاب خود نام نهاده است ، شايد بدين جهت باشد كه (قرآن ) به معناى (كتاب خواندن ) است . هميشه بر سر زبانها باشد. و دائم آن را بخوانند. و معانى آن را در دل داشته باشند. در اين صورت ، قرآن كه مصدر است به معناى مفعول ؛ يعنى (مقرو) است .
برخى نيز گفته اند كه معناى لغوى (قرآن ) به معناى (جمع كردن ) است ؛ چون در (( قراء قرانا الشى ء يعنى : اى جمعه وضم بعضه الى بعض )) . پس در اين صورت بايد مصدر به معناى فاعل باشد. و قرآن ؛ يعنى : (جمع كننده حقايق و سخنان الهى ) ولى معناى اول مقبولتر است . و خود قرآن مجيد نيز آن را تاءييد مى كند. مرحوم علامه طباطبائى نيز در تفسير الميزان آن را پذيرفته است . اما مرحوم طبرسى ، در ذيل آيه شريفه (( شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن )) ، قول دوم را پذيرفته است اما در مقدمه در (فن رابع ) هر دو قول را - بدون ترجيح يكى بر ديگرى - نقل كرده است . ولى از اينكه قول دوم را با لفظ (قيل ) آورده ، ظهورش در تاءييد قول اول مى باشد.

تاریخ انتشار : چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ |
|
«کتابى است که آیاتش هماهنگ و هم صدا، و از نظر لطف و زیبائى و عمق بیان، همانند یکدیگر است»

خداى متعال در این آیه به معرفى مزایاى قرآن پرداخته، و ضمن بیان سه توصیف، امتیازات بزرگ این کتاب آسمانى را شرح مى دهد، نخست مى گوید: «کتابى است که آیاتش هماهنگ و هم صدا، و از نظر لطف و زیبائى و عمق بیان، همانند یکدیگر است» (کِتاباً مُتَشابِهاً)
منظور از «مُتِشابِه» در اینجا کلامى است که قسمت هاى مختلف آن با یکدیگر همرنگ و هماهنگ مى باشد، هیچ گونه تضاد و اختلافى در میان آنها نیست، خوب و بد ندارد، بلکه، یکى از یکى بهتر است.
این درست بر خلاف کلمات انسان ها است که هر قدر در آن دقت شود، هنگامى که گسترده و وسیع گردد، خواه ناخواه، اختلافات و تناقض ها و تضادهائى در آن پیدا مى شود، بعضى در اوج زیبائى است، و بعضى کاملاً عادى و معمولى، بررسى آثار نویسندگان معروف و بزرگ، اعم از نثر و نظم، نیز گواه زنده این مطلب است. اما کلام خدا، قرآن مجید این چنین نیست، انسجام فوق العاده و همبستگى مفاهیم، فصاحت و بلاغت بى نظیرى که در همه آیاتش حاکم است، گواهى مى دهد: از کلام انسان ها نیست. سپس مى افزاید: ویژگى دیگر این کتاب این است که «مکرر است»(مَثانِیَ)
تاریخ انتشار : چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
در زمان خلفاء ، با آن همه حرص و ولع شدیدى كه مردم به گرفتن حدیث داشته اند ، می بینیم همه احادیثى كه از امام حسن علیه السلام نقل كردهاند، به ده حدیث نمی رسد و از امام حسین علیه السلام هم اساساً چیز قابلى ذكر نكردهاند .

حدیث ثقلین از احادیث معتبر و متواتری است که مورد اتفاق راویان و محدّثان جهان اسلام بوده و در منابع شیعه و اهل سنّت، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به گونه ای که بزرگان درباره آن، کتاب های جداگانه تألیف کرده اند.
این حدیث که در موارد گوناگون با تعابیر مختلف، از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است، رقم آن متجاوز از صد روایت می باشد.( ر.ک: احقاق الحق، ص 310 - 375)
رسول گرامی اسلام در این حدیث می فرماید:
«انّی تارک فیکم الثّقلین: کتاب الله عزّوجلّ و عترتی اهل بیتی، ألا و هما الخلیفتان من بعدی، و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض ؛ من در میان شما دو وزنه وزین به یادگار می گذارم: کتاب خدای عزّوجلّ و عترتم.(4) آگاه باشید که این دو، جانشینان پس از من هستند، و هیچ گاه از هم جدا نشوند تا در کنار حوض «کوثر» بر من وارد شوند.»
تاریخ انتشار : چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
خیلی وقتها ما آدها از فرصت هایی که داریم نمی توانیم به خوبی استفاده کنیم، شاید اصلاً قدر و ارزش فرصت رو ندونیم ولی وقتی که اون فرصت رو از ما می گیرن تازه می فهمیم چه چیزی رو از دست دادیم با این مقدمه کوتاه می خواستم در مورد فرصت صحبت کنم ...

سوال :به نظرتون ما توی زندگی با چه فرصت های مواجه هستیم ؟
فرصت برای بالا بردن سطح معلومات و آگاهی ، فرصت برای کمک به دیگران فرصت برای جبران اشتباهات و فرصت برای خوب بودن و دوری از بدی و خیلی از فرصت های دیگه ....
مجال این نیست که ما در این پست در مورد همه این فرصت ها بحث کنیم به خاطر همین در مورد مهم ترین فرصتی که هر انسان در اختیار داره می خواهیم بحث کنیم.
تاریخ انتشار : چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

"سلام قولا من رب الرحیم" را شنیدهای. یعنی خدای رحیم سلام میرساند. یعنی از جانب او به اهل مملکتش آسیبی نمیرسد. هرچه میرسد رحمت است. این را که میشنوی. این که از جانب سلطان به تو آسیبی نمیرسد؛ این که اصلاً خود ِ او ، سلام است، دلت آرام میشود. میخندی. حال خدا را میپرسی. با او رفیق میشوی.
سَلَامٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِیمٍ
بر آنها سلام (و درود الهی) است؛ این سخنی است از سوی پروردگاری مهربان! / سوره مبارکه یس آیه 58
سلام یکی از اسامی الهی است : "هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُۆْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ"1
یعنی از کلیه عیوب و نواقص عاری و بری است.
خداوند در اوصاف عباد الرحمن میفرماید: " وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً " 2.
در اوصاف مقربین در بهشت میفرماید: " لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً إِلَّا قِیلًا سَلاماً سَلاماً 3"
در حق یحیی میفرماید: " وَ سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا"4
در حق عیسی میفرماید : " وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا"5
در وصف اصحاب یمین در بهشت میفرماید : " فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ"6
در وصف بهشت میفرماید: " لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ "7
در سلام ملائکه به اهل بهشت : " یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ به ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ "8
مقام اهل بهشت به جایی میرسد که خداوند متعال بر آنها سلام میفرستد : " سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ"9
و سلام الهی بشارتی است بر اهل بهشت که هیچگونه آفتی، بلائی، مصیبتی، همّی و غمّی برای شما نیست
نه پیری دارید نه مرض پیدا میکنید نه میمیرید همیشه مخلّد هستید خوش و خرم در ناز و نعمت.10
از ظاهر کلام برمیآید که این سلام از خدای تعالی باشد،
و این غیر از آن سلامی است که ملائکه به بهشتیان میگویند و قرآن چنین حکایتش کرده:
" وَ الْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ به ما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ"11و12
جابر بن عبد اللّه انصاری روایت نموده که حضرت پیغمبر صلّی اللّه علیه و اله فرمود که: اهل بهشت در نعمت
مستغرق باشند که ناگاه نوری بر ایشان ساطع و لامع گردد، چون سربالا کنند از آن نور صدا آید:
(السلام علیکم یا اهل الجنه) و این غایت تمنای ایشان باشد.13
سه چهار ساله بود.
دست مادرش را گرفته بود و کنار ما منتظر اتوبوس ایستاده بود.
یواشکی نگاهم میکرد و بعد وقتی لبخند میزدم ؛ خجالت میکشید و پشت چادر مادرش قایم میشد.
برای این که از من خجالت نکشد جلو رفتم . گفتم:سلام کوچولو! و لپش را حسابی کشیدم.
لپش قرمز شد و بغض کرد.
آقاجان بد جوری نگاهم کرد : این چه سلامی بود؟!
سلام و سلامتی از یک جاست. سلام یعنی از من به تو، به سلامتت، آسیبی نمیرسد.
وقتی میبینی کسی از دور دارد میآید، وقتی سایه کسی را از پشت دیوار میبینی،
وقتی صدای پای ناشناسی را از پشت سرت میشنوی ، دلت شور میزند. هی آشوب میشود.
اما وقتی نزدیک آمد و گفت "سلام". دلت آرام میشود. تو هم میگویی سلام.
میخندی. حالش را میپرسی. رفیقش میشوی.
"سلام قولا من رب الرحیم" را شنیدهای. یعنی خدای رحیم سلام میرساند.
یعنی از جانب او به اهل مملکتش آسیبی نمیرسد. هرچه میرسد رحمت است.
این را که میشنوی. این که از جانب سلطان به تو آسیبی نمیرسد؛ این که اصلاً خود ِ او ، سلام است ؛ 14
دلت آرام میشود. میخندی. حال خدا را میپرسی. با او رفیق میشوی.
یادم باشد و یادت نرود رفیق خدا که شدی ، میشود از رگ گردنت نزدیکتر !15
نویسنده: زهرا نوری لطیف
کارشناس شبکه تخصصی قرآن تبیان
1و 14. سوره مبارکه حشر آیه 23
2. سوره مبارکه فرقان آیه 64
3. سوره مبارکه واقعه آیه 24 و 25
4. سوره مبارکه مریم آیه 15
5. سوره مبارکه مریم آیه 34
6.سوره مبارکه واقعه آیه 90
7. سوره مبارکه انعام آیه 127
8. سوره مبارکه نحل آیه 24
9.سوره مبارکه یس آیه 58
10.أطیب البیان فی تفسیر القرآن ج11، ص 94
11. و فرشتگان از همه درها بر ایشان درمیآیند و میگویند سلام بر شما، به پاداش صبری که کردید، پس چه سرانجام نیکی است خانه بهشت. سوره مبارکه رعد، آیه 23 و 24
12.ترجمه تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبایی ، ج 17 ، ص 151
13.منهاج الصادقین فی الزام المخالفین تألیف ملا فتح الله کاشانی، ج 7 ، ص 492
15. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ غ– وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ/ سوره مبارکه ق ، آیه 16
تاریخ انتشار : چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ |
|

جنب یا زن حائض میتوانند قرآن را قرائت کنند و بر آنان خواندن قرآن حرام نیست، بلکه خواندن بیشتر از هفت آیه از سورههایی که سجده واجب ندارد، بر جنب مکروه است. [1] همچنین خواندن قرآن برای زن حائض مکروه است. [2].
در کراهت قرائت قرآن جنب و زن حائض، تفاوتی بین ماه مبارک رمضان و غیر آن وجود ندارد، البته باید توجه داشت که کراهت در عبادات به معنای برخورداری از ثواب کمتر است؛ یعنی قرائت قرآن زن حائض ثواب دارد، ولی از ثواب قرائت قرآن در زمانی که شخص جنب نیست یا زن پاک است کمتر است. بنابراین اگر شخص جنب یا زن حائض در ماه رمضان یا غیر آن، قرآن بخواند، ثواب میبرد، امّا مقدار ثواب او نسبت به قرائت قرآن در ایّام دیگر کمتر است.
مطابق فتوای همه مراجع تقلید، بر انسان واجب است بعد از خواندن یا شنیدن آیاتی که سجده واجب دارند، سجده کند.
حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرمودهاند:”در هر یک از چهار سوره “و النجم”، “اقرء”، “الم تنزیل” و “حم سجده”، یک آیه سجده است که اگر انسان بخواند یا گوش به آن دهد، بعد از تمام شدن آن آیه، باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد، هر وقت یادش آمد باید سجده نماید. [3]
تاریخ انتشار : پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۰ |
|
|
هر كس سوره مائده را هر پنجشنبه بخواند ، ايمانش به گناه آلوده نگشته و هرگز به خدا مشرك نمي شود

- من مائده پنجمين سوره از قرآن كريم هستم ، 120 آيه دارم و در مدينهي منوره بر پيامبر اسلام( صلي الله عليه واله وسلم) نازل شدهام .
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم تیر ۱۳۹۰ |
|
|
در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند
سوره التكوير
به نام خداوند رحمتگر مهربان
تاریخ انتشار : جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۰ |
|
|

در دنباله آیه 17 از سوره هود كه سخن از قرآن و رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلّم به میان آمده آورده، آیات مورد بحث سرنوشت منكران، و نشانهها، و پایان و عاقبت كارشان را تشریح میكند خاسران و زیانکاران را معرفی مینماید.
وَ مَنْ أَظلَمُ مِمَّنِ افْترَى عَلى اللَّهِ كذِباً أُولَئك یُعْرَضونَ عَلى رَبِّهِمْ وَ یَقُولُ الاَشهَادُ هَؤُلاءِ الَّذِینَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلى الظالِمِینَ * چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا افترا میبندند، آنان (روز رستاخیز) بر پروردگارشان عرضه میشوند و شاهدان (پیامبران و فرشتگان) میگویند اینان همانها هستند كه به پروردگار دروغ بستند. لعنت خدا بر ظالمان باد!
تاریخ انتشار : جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۰ |
|
|

امتحان اعم از عقوبت است. یعنی گاهی امتحان، با عقوبت و گاه با نعمت است. یعنی گاهی انسان، توسط خوشیها و شادیها امتحان میشود و گاهی توسط غم و اندوه. گاه توسط شفا گرفتن از بیماری و گاه به واسطه رحلت و از دست دادن عزیزان. بهرحال انسان به انحاء مختلف مورد امتحان قرار میگیرد.
اما این سوال همیشه مطرح است که از کجا متوجه شویم که مشکلات و ناملایماتی که بر ما وارد میشود؛ امتحان است یا عقوبت؟!
و یا به عبارتی دیگر از کجا دریابیم که موارد پیش آمده، از سوی خدا، یا از طرف خود ما است؟!
چرا که گاهی ما در انتساب این ناملایمات و مشکلات به خداوند، اشتباه میکنیم. در بین مردم این جمله معروف است که وقتی برای کسی مشکلی پیش میآید به او میگویند که خواست خدا بوده، خدا اینطور مقدر کرده و غیره. حال آن که اینطور نیست چرا که در مواردی، مشکلاتی که پیش میآید، نتیجه اعمال خود ما است و ربطی به خدا ندارد که عادت کردهایم همه مشکلات را به تعبیری به گردن خدا میاندازیم. خدای متعال در قرآن کریم میفرماید:
«وَ ما اَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ اَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُو عَن كَثِیرٍ؛(1) و آنچه از مصیبتها به شما برسد به خاطر گناهانى است كه خود كسب كردهاید، و از بسیارى نیز در مىگذرد.
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ |
|
|
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ |
|
|
به درستی که این قرآن هدایت میکند به استوارترین راهها
بقیه در ادامه ی مطلب
تاریخ انتشار : سه شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۰ |
|
|
با مطالعه و دقت در آثار مکتوب و اظهارات شفاهی حضرت امام چنین بدست میآید که دو عامل سبب مهجوریت قرآن در میان مسلمانان شده است: یکی بیتوجهی خود مسلمانان به قرآن و مشغولیت به غیر قرآن و دیگری تلاش های تبلیغی دشمنان.

الف- بی توجهی مسلمانان به قرآن
امام خمینی (ره) ریشهای ترین مشکل و بزرگ ترین درد جوامع اسلامی را دوری مردم از قرآن و در نتیجه مهجور ماندن این آخرین صحیفه آسمانی می دانست و بر این واقعیت تلخ همواره تاکید میکرد که مشکلات مسلمین زیاد است، لکن مشکلبزرگ مسلمین این است که قرآن کریم را کنار گذاشتهاند و تحت لوای دیگران درآمدهاند(خمینى (امام); صحیفه نور، ج13، ص123).
به اعتقاد ایشان دوری جوامع اسلامی از قرآن کریم، ملت اسلام را به این وضع سیاه و نکبتبار مواجه ساخته و سرنوشت ملت های مسلمان و کشورهای اسلامی را دستخوش سیاست سازشکارانه استعمار چپ و راست قرار داده است.(همان، ج1، ص186)
مساله مهجوریت قرآن و دور شدن جوامع اسلامی از قرآن، از جمله نگرانی های بسیار جدی حضرت امام و دغدغه مستمر ایشان بود که از همان آغازین روزهای نهضت در سال 42 تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی تا واپسین روزهای حیات هم، بارها و بارها بدان اهتمام ورزیده و لزوم توجه به قرآن را تاکید کردند.
به عنوان مثال در یک سخنرانی در سال 43 در مورد نقشههای استعمار بیان کردند: "که سلطه مستکبرین بر دولت های اسلامی در اثر دست برداشتن از قرآن کریم و اتکاء نداشتن بر قواعد اسلام بوده است و درمقدمه مفصل وصیت نامه سیاسی الهیخود که در واقع آخرین دیدگاههای ایشان درباره مسائل مختلف است، نوشتند: "شاید جمله "لن یفترقا حتی یردا علی الحوض "اشارهباشد، بر این که بعد از وجودمقدس رسول الله(ص) هر چه بر یکی از این دو گذشته است بردیگری گذشته است و مهجوریت هر یک، مهجوریت دیگری است، تا آنگاه که این دو مهجور بر رسول خدا در حوض وارد شوند... اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این و دیعه الهی و ما ترک پیامبر اسلام(ص).
"قرآن مهجور و احکام قرآن مهجور است. بهاین که در ماذنهها اذان بگویند و نماز بجا آورند، قرآن از مهجوریت بیرون نمیرود. البته قرائت قرآن و حاضر بودن قرآن در تمام شؤون زندگی انسان از امور لازم است، لکن کافی نیست. قرآن باید در تمام شؤون زندگی ما حاضر باشد...( همان; صحیفه نور، ج16، ص39 با تصرف و تلخیص).
امام سوگند یاد میکند (طبق روایات) که تمام آنچه ملت احتیاج دارد، در کتاب و سنت است و در این شکی نیست و در جایی دیگر میفرمایند: "انبیاء هم، همه چیزهایی که مربوط به روح و مربوط به مقامات عقلیه و مربوط به مراکز فیضیه است، برای ما بیان کردهاند و قرآن هم بیان کرده است و اهلش میدانند".
نکته مهمی که به عنوان یکی از محوریترین ارکان بازگشت به قرآن در بیانات امام به چشم میخورد، این است از نظر حضرت امام، بازگشت به قرآن، یعنی بازگشت به اسلام راستین و حقیقی که پیامبر(ص) منادی آن بود. این چنین دیدگاهی درباره قرآن، نه تنها به هیچ روی نمیتواند از سنت جدا باشد؛ بلکه در واقع، عین پیروی از سنت نیز هست. این حقیقتی است که با نگاهی گذرا به مقدمه وصیت نامهایشان به خوبی قابل درک و دریافت است; علاوه بر این در موارد متعدد دیگری هم بدان تصریح کردند.
مثلا در کتاب ولایت فقیه در این باره مینویسند: "قرآن مجید و سنت، شامل همه دستورات و احکامی است که بشر برای سعادت و کمال خود احتیاج دارد. در کافی فصلی است به عنوان "تمام احتیاجات مردم در کتاب و سنت بیان شده است" و کتاب یعنی قرآن، "تبیان کل شی" است ؛ روشنگر همه چیز و همه امور است. امام سوگند یاد میکند (طبق روایات) که تمام آنچه ملت احتیاج دارد، در کتاب و سنت است و در این شکی نیست و در جایی دیگر میفرمایند: "انبیاء هم، همه چیزهایی که مربوط به روح و مربوط به مقامات عقلیه و مربوط به مراکز فیضیه است، برای ما بیان کردهاند و قرآن هم بیان کرده است و اهلش میدانند".

حضرت امام حاصل و نتیجه نهایی فعالیت های سران استکبار و عوامل خودفروخته آنان در کشورهای اسلامی را با این بیان تلخ و ناگوار که "با قرآن در حقیقت قرآن را... از صحنه خارج کردند", (صحیفه نور، ج 21، ص 169) حذف تعالیم کتاب خدا از زندگی دنیا معرفی می کنند و جوامع اسلامی را به بیداری و حرکت خودجوش برای محو آثار استعمار تلاش خالصانه در مسیر احیای تعالیم زندگی ساز قرآن دعوت می کنند .
همچنین حضرت امام خمینی(ره) جوامع اسلامی را به کسب آگاهی در برابر یکی از ترفندهای سردمداران اسلام آمریکایی ترغیب می نمایند و توجه به عمق و باطن و پرهیز از سطح و ظاهرگرایی در شناخت دوستان و حامیان و طرفداران راستین قرآن را از وظایف مهم آحاد جوامع اسلامی معرفی می کنند و در وصیت نامه خویش صریحا به یکی از توطئه های دشمنان به ظاهر طرفدار اسلام و قرآن این گونه اشاره می نمایند: اخیرا قدرت های شیطانی بزرگ به وسیله حکومت های منحرف خارج از تعلیمات اسلامی که خود را به دروغ به اسلام بسته اند برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرت ها, قرآن را با خط زیبا طبع می کنند و به اطراف می فرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می کنند». (همان)
بدین سان حضرت امام خمینی (ره) قدس سره در عرصه اندیشه و عمل و با حرکت تاریخ ساز و الهی خویش گستردگی و جامعیت قوانین و احکام قرآن را در اذهان خفته مردم مطرح نمود و دیگر بار کتاب خدا را به صحنه های زندگی انسان آورد و احکام و قوانین مترقی و حیات آفرین آن را از غربت و مهجوریت نجات داد و راه های سعادت و پیشرفت را برای انسان هایی که یا تنها به زندگی مادی می اندیشیدند و دنیا را بر آخرت رجعان می دادند, و یا فقط به زندگی معنوی انس می گرفتند و از فعالیت های دنیایی کناره می گرفتند, باز و هموار نمود و این حقیقت بزرگ را به اثبات رساند که قرآن کتاب دنیا و آخرت است و هم به زندگی مادی نظر می گسترد و راه می نماید و هم به زندگی معنوی گرایش دارد و رهایی و رستگاری می آفریند و این دو اصل و قانون عام و مکمل به تشکیل جامعه ای رشد یافته و بالنده و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی می انجامد که حیات خاکی و سمائی انسان را به اوج کمال رهنمون می شود.
تاریخ انتشار : سه شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۰ |
|
|
|
متن دلخواه شما
|
|