
ما طرفدار مظلوم هستیم هر کس در هر کجا که مظلوم باشد ما طرفدار او هستیم |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ |
|

تاریخ انتشار : شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ |
|

تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ |
|

تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ |
|
تاریخ انتشار : چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ |
|

تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ |
|

تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ |
|
تاریخ انتشار : شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ |
|

تاریخ انتشار : شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ |
|

تاریخ انتشار : پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ |
|
|

بنابراین انسان ها (در مورد هر چیزی) بیش از آن چه می گویند، در ضمیر خودآگاه خود در مورد آن فکر می کنند و بیش از آن چه که فکر می کنند، هستند (در ضمیر ناخودآگاه).
مقصود از این نوشتار، آگاهی از حوادث زمان و هشدار دادن به بعضی از دیندارانی است که ممکن است در «گذشته» و «ای کاش» بمانند و در حسرت یاری امامِ قبلی خود، از یاریِ امام حاضر خویش، غافل و محروم گردند.
تاریخ انتشار : جمعه هفتم خرداد ۱۳۹۵ |
|
|

مؤمن باید آگاه به زمان باشد و از گذشته ی دیگران برای تدارک حال و آینده ی خویش، عبرت بگیرد. در طول تاریخ کسانی بوده اند که می توانند به عنوان آینه ی عبرت ما باشند تا در روش مواجهه با امام خود بر اساس هوای نفس خود عمل نکنیم و خواسته خویش را بر روش های الهی او ترجیح ندهیم. در ذیل، دو حادثه از چنین بیعت کنندگانِ بیعت شکنی از تاریخ امام علی علیه السلام را ریشه یابی می کنیم.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم خرداد ۱۳۹۵ |
|
|

مقدمه:
بدون شک مادران یکی از ارکان اصلی و مهمترین عنصر اثر بخش در تربیت دینی فرزندان به حساب می آیند، که نقش اساسی را در خصوص تربیت نسل منتظر بر عهده دارند، مادران با نوع عملکرد و روش تربیتی که در محیط خانه از آن استفاده می نمایند، به گونه ای تأثیری مستقیم در نوع رفتار، اعتقادات و باورهای تربیتی فرزندان بر جای می گذارند، هر گونه کوتاهی و بی توجهی در خصوص این وظیفه سنگین و یا تأثیر منفی در باورهای دینی فرزندان گناهی سخت و نا بخشودنی است که یارای ایستادگی در برابر مجازات آن را نخواهد داشت.
تاریخ انتشار : چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۵ |
|
|

تاریخ انتشار : چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۵ |
|

مسئله غیبت امام زمان (عج) را می توان از رازهای غیبی خدا دانست كه آگاهی بر حقیقت و اسرار آن فراتر از توان و ظرفیت فكر بشری است، ولی با استناد به براهین عقلی و نقلی می دانیم كه همه افعال الهی مشتمل بر حكمتها و مصالحی است كه تضمین كننده سعادت بشری می باشند، هر چند علم و آگاهی بشر از درك كامل آن ناتوان باشد.
بنابراین، پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غیبت با مشكلی مواجه نخواهیم شد؛ زیرا علم اجمالی به این كه این كار، حكیمانه و عالمانه بوده، و در برگیرنده مصلحت عمومی بشر است، برای اعتقاد به آن كافی است.
مطلب فوق مضمون روایتی است كه مرحوم صدوق از امام صادق علیه السلام روایت كرده است. عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: «برای صاحب این امر، غیبتی مقرر شده است كه باید به آن عمل كنند، و در زمان غیبت او اهل باطل دچار شك و تردید می شوند؟»
تاریخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ |
|
|

تاریخ حیات بشر، همواره شاهد ناملایمات و نا هنجاری های مختلف بوده و بارها و بارها نارضایتی اوضاع جهان، تحرکات گوناگونی را در جهت تبدیل وضعیت نامطلوب به وضعیت مطلوب، رقم زده که از آن تعبیر به «انقلاب» می شود.
"انقلاب" در لغت، به معنای برگشتن، برگشتن از حالی به حال دیگر و دگرگون شدن است.(١) این واژه در حوزه های مختلف، تعاریف و کاربردهای گوناگونی دارد؛ در اینجا مفهوم اجتماعی انقلاب، مراد است که دارای سه ویژگی است:
1) ارادی بودن؛ چنانکه واژه انقلاب، مفهوم فعل متعدی را پیدا می کند؛ لذا نمی گویند منقلب شد؛ بلکه گفته می شود انقلاب کرد.
2) دگرگونی در جهت رشد و تعالی؛ بنابراین هرگونه دگرگونی را نمی توان انقلاب نامید.
3 استواری بر نوعی نفی و انکار و عصیان؛ بدین صورت که وضع نامطلوب موجود، مورد نفی و انکار واقع می شود و موجب عصیان می گردد. (٢)
تاریخ انتشار : چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ |
|
|

پدر بزرگوار مولای غائب از نظر ما، امام نیک سیرت و صورت حضرت حسن بن علی عسکری علیه السلام فرمودند: سختتر از یتیمى كه از پدر و مادر خود محروم شده، یتیمى است كه از امام خود جدا شده و به او دسترسى ندارد و حكم او را درباره ی آنچه از شرایع دینش به آن مبتلا مى گردد، نداند. آگاه باشید كه این جاهل به شریعت ما و بریده از دیدار ما، همچون یتیمى در دامان آن دسته از شیعیان ما است كه آشناى به دانشهاى ما باشند، بدانید هر كه چنین جاهلى را هدایت كرده، او را ارشاد نموده، شریعت ما را به او تعلیم نماید، در رفیق اعلى (از بالاترین درجات بهشت) به همراه ما خواهد بود. (1)
تاریخ انتشار : چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ |
|
|

در مقاله قبل به معنا و جایگاه حجت اشاره شد. در روایات دو حجت باطن و آشکار معرفی شده است. حجت آشکار، رسولان و پیغمبران و امامان، و حجت پنهان، عقل می باشد. به طور کلی حجت به معنای دلیل آشکار مطرح شده است. خداوند از طریق ارسال حجج خود بر بندگان، راه هدایت را مشخص کرده و راه بهانه جویی را بر آنها بسته است.
تاریخ انتشار : چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ |
|
|
غدیر خونین كربلا

بحثی به عنوان « غدیر خونین كربلا » مطرح است و آن راز و رمز قیام جهانی سالار شهیدان، حسین بن علی بن أبیطالب است. مستحضرید كه ولایت و عترت طاهرین همتای قرآن كریمند، بر اساس ا نّی تارکم فیكم الثّقلین كتاب الله و عترتی1. و همانطوری كه تفسیر قرآن به رأی، تحریف قرآن است؛ تفسیر و تحلیل سیره و سنّت اهل بیت (علیهم السّلام) طبق رأی، تحریف سنّت معصومان است. و همانطوری كه بهترین روش تفسیری قرآن، تفسیر (قرآن به قرآن) است؛ بهترین روش تحریر و تحلیل سنّت، تفسیر (سنّت به سنّت) است.
بنابراین اگر كسی خواست سنّت و سیره اهل بیت، مخصوصاً جریان غدیر امیرالمؤمنین و جریان نهضت حسینی و جریان تأسیس حوزه های علمی به وسیله امام باقر(ع) و امام صادق (ع)و جریان ولایت پذیری وجود مبارك امام رضا (ع)و همچنین ساحت قیام جهانی ولی عصر (ع) را روی هوای خود تفسیر كند، این، تحریف عترت و ولایت است؛ لذاخیلی دقیق باید جریان سنّت را تبیین كرد.
وحدت سخنان تمامی اهل بیت (ع) و چگونگی تفسیر آن
این 14 معصوم (علیهم السّلام) كه نور واحدند، به تعبیر لطیف مرحوم صاحب جواهر؛ كلام متكلّم واحد را باید با همان كلام تفسیر كرد. ایشان ظاهراً در جلد 26 یا 28 جواهر دارد كه معصومان به منزله متكلّم واحدند، یك. و كلام متكلّم واحد را باید با همان كلام تفسیر كرد؛ لنّ كلام بعض ه م یفسّ ر كلام بعض آخر، دو؛ كه این تعبیر لطیف از ایشان است. بنابراین ما اگر خواستیم سنّت اهل بیت را تفسیر كنیم، از اقوال و افعال هر كدام می توانیم در شرح اقوال و افعال دیگری كمك بگیریم.
تاریخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۴ |
|
|

بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مهمترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان میانجامید؛ چنان که خداوند متعال درآیه 67 سوره مائده میفرماید: «هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام ندادهای وخداوند تو را از مردم حفظ میفرماید». (ماهنامه گلبرگ)
خطبه ی غدیر یکی از معتبرترین و پر محتواترین منابع اصیل اسلامی است که مبانی اصیل اعتقادی را به صورت یک دوره ی فشرده مطرح می نماید؛ اصول خداشناسی و توحید، نبوت، امامت و حتی مباحث معاد و زندگی اخروی. در واقع این خطبه خود درسنامه ی کاملی از همه ی اعتقادات اسلامی است که به صورت مستدل و موثق از زبان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای همیشه ی تاریخ بیان گردیده است.
در این خطبه شریف به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.
در فراز اول می فرمایند:
« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها...
مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا»
ملاحضه شود که پیامبر صلی الله علیه آله به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المۆمنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند:
اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المۆمنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.
آغاز پانزدهمین قرنی است که شیعه با حجتی قوی و برهانی قاطع که پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم- به دستش داده ، پرچم بلند « اشهد ان علیاً ولی الله » را بر افراشته و تا شنیدن صدای جانفزای انا المهدی از مرزهای اعتقادی خویش پاسداری می کند
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴ |
|
|

در پهنه غدیر در زیر شعلههاى فروزان آفتاب انبوه حاجیان فزونتر ز صد هزار در پهنه وسیع غدیر ایستادهاند. یك كاروان خسته، در اینجا ستاده است یك كاروان رسته ز بند نفاق و كین. خورشید هم شراره سوزان خویش را ریزد به روى سینه تفتیده زمین. دشتى پر از حرارت ایمان، فروغ دین دشتى پر از محبت و احساس دوستى. گسترده غدیر، اینك دوباره شاهد انبوه مسلمین همراه رهبرى كه فزونتر ز بیست سال جان در ره هدایت آنان نهاده است در پاسخ خشونت آنان، چو مادرى آغوش پر محبت خود را گشوده است جهل و غرور و ابلهى قوم خویش را جز با صفا و مهر، جوابى نداده است.
اینك غدیر خم، در گیر و دار گرمى این مشهد عظیم در اوج این شكوه از سوى آفریدگار جهان آفرین، به گوش پیمبر، ندا رسید: یا ایها الرسول ... یا ایها الرسول! اسلام را چه خوب بیان كردهاى به خلق اما هنوز، رهبر امت پس از رسول، تعیین نگشته است. اركان استوار رسالت تمام نیست. ركن بزرگ مذهب «امت»، «امامت» است. اینك پیامبر، در بازگشت از سفر خانه خدا در واپسین دقایق آن «حجةالوداع»، مامور گشته تا برساند به گوش خلق والاترین، عمیقترین نكته را ز دین. فرمان رسید كه به مردم نشان دهد لایق ترین، شجاعترین فرد مسلمین را.
پیغمبراز جهاز شتر منبرى بساخت در آن فضاى باز، دست «على» گرفت و به بالاى سر رساند تا هر كه بود، رهبر آینده را شناخت آن رهبرى كه اوست مدار نظام دین آن كس كه چشمههاى فضیلت در او عیان آن كس كه نهرهاى سخاوت از او روان، آن كس كه در زمین، در پهنه زمان شایستهتر از او نبود «مرد»، در جهان. چشمان روزگار كهنسال و چرخ پیر هرگز امام عدل بدین سان ندیده است داستان باغبان فلك، از درخت علم هرگز گلى به جلوه این گل، نچیده است.
اینك غدیر، خاطره آن شكوه را در یادها و خاطرهها زنده مىكند. اینك غدیر و زندگى آن «امام» را مانند درسهاى گرانقدر و پرثمر تكرار مىكند. اینك «غدیر خم»، با ما چو استاد در راه و رسم و شیوه آموزشى صحیح رفتار مىكند ...
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴ |
|

: ناگفته پیداست كه هرگاه پیامبر (ص) مجموع دستورهاى الهى را ابلاغ نكند رسالت خود را انجام نداده است و یك چنین امربدیهى نیاز به نزول آیه ندارد بلكه مقصود از آیه ابلاغ امر خاصى است كه ابلاغ آن مكمل رسالت شمرده مى شود...
پیامبر گرامى (ص ) در سال دهم هجرت براى انجام فریضه و تعلیم مراسم حج به مكه عزیمت كرد. این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر عزیز مصادف شد و از این جهت آن را <حجة الوداع نامیدند. افرادى كه به شوق همسفرى و یا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بیست هزار تخمین زده شده اند.
مراسم حج به پایان رسید و پیامبر اكرم (ص ) راه مدینه را, در حالى كه گروهى انبوه او را بدرقه مى كردند و جزكسانى كه در مكه به او پیوسته بودند همگى در ركاب او بودند, در پیش گرفت . چون كاروان به پهنهء بى آبى به نام <غدیرخم > رسید كه در سه میلى <جحفه > قرار دارد, پیك وحى فرود آمد و به پیامبر فرمان توقف داد.پیامبر نیز دستور داد كه همه از حركت باز ایستند و بازماندگان فرا رسند.
كاروانیان از توقف ناگهانى و به ظاهر بى موقع پیامبر در این منطقهء بى آب , آن هم در نیمروزى گرم كه حرارت آفتاب بسیار سوزنده و زمین تفتیده بود, درشگفت ماندند. مردم با خود مى گفتند: فرمان بزرگى از جانب خدا رسیده است ودر اهمیت فرمان همین بس كه به پیامبر مأموریت داده است كه در این موقع نامساعد همه را از حركت باز دارد و فرمان خدا را ابلاغ كند.
فرمان خدا به رسول گرامى طى آیهء زیر نازل شد:
<یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس > (مائده : 67
<اى پیامبر, آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان و اگر نرسانى رسالت خداى را بجانیاورده اى ; و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى كند>.
دقت در مضمون آیه ما را به نكات زیر هدایت مى كند:
اولاً: فرمانى كه پیامبر (ص ) براى ابلاغ آن مأمور شده بود آنچنان خطیر و عظیم بود كه هرگاه پیامبر (بر فرض محال )در رساندن آن ترسى به خود راه مى داد و آن را ابلاغ نمى كرد رسالت الهى خود را انجام نداده بود, بلكه با انجام این مأموریت رسالت وى تكمیل مى شد.
به عبارتى دیگر, هرگز مقصود از <ما انزل الیك > مجموع آیات قرآن و دستورهاى اسلامى نیست . زیر ناگفته پیداست كه هرگاه پیامبر (ص ) مجموع دستورهاى الهى را ابلاغ نكند رسالت خود را انجام نداده است و یك چنین امربدیهى نیاز به نزول آیه ندارد. بلكه مقصود از آن , ابلاغ امر خاصى است كه ابلاغ آن مكمل رسالت شمرده مى شود و تاابلاغ نشود وظیفهء خطیر رسالت رنگ كمال به خود نمى گیرد. ینابراین , باید مورد مأموریت یكى از اصول مهم اسلامى باشد كه با دیگر اصول و فروع اسلامى پیوستگى داشته پس از یگانگى خدا و رسالت پیامبر مهمترین مسئله شمرده شود.
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴ |
|
|

* بیست و دوم بهمن، برای ملت ما در حکم عید فطری است که ملت در آن، از یک دوران روزهی سخت خارج شد؛ دورانی که محرومیت از تغذیهی معنوی و مادّی را بر ملت ما تحمیل کرده بودند. 1368/11/04
* بیست و دوم بهمن، در حکم عید قربان است؛ زیرا در آن روز و به آن مناسبت بود که ملت ما اسماعیلهای خودش را قربانی کرد. 1368/11/04
* بیست و دوم بهمن، در حکم عید غدیر است؛ زیرا در آن روز بود که نعمت ولایت، اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهی برای ملت ایران، صورت عملی و تحقق خارجی گرفت. 1368/11/04
* هر گاه و هر جا که از پیروزی 22 بهمن یادی و نامی آورده میشود، چهرهی شهید و نقش خونین شهادت، در برابر چشمها پدیدار میگردد. 1368/11/19
* اگر کسی میخواهد بداند در ایران چه خبر است، به راهپیمایی روز قدس و بیست و دوم بهمن و مراسم سالگرد امام نگاه کند، تا بفهمد در ایران چه خبر است. 1369/03/02
* دههی فجر، جزو رشحات اسلام است. خیال نکنید که دههی فجر منهای اسلام، چیزی است. 1369/10/11
* دههی فجر، آن آیینهای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد. اگر این آیینه نبود، باز هم مثل همان دورههای تاریک و قرون خالیه، بایستی ما مینشستیم و اسمی از اسلام میآوردیم. 1369/10/11
* برگزاری دههی فجر، باید مثل برگزاری جشن نیمهی شعبان باشد. 1369/10/11
* خاطرهی امام، بیش از همیشه، در دههی فجر و بیستودوی بهمن است. حتی بیشتر از مراسم سالگرد رحلت امام. این بزرگداشت، نشاندهندهی شخصیت آن بزرگوار است. 1369/10/11
* دهه فجر در حقیقت ولادت امامت در این کشور است؛ به همان معنایی که خود امام و اسلام برای ما ترسیم کردهاند. 1369/10/11
* هر روزی از روزهای این دهه - مخصوصاً روز بیستودوم بهمن - ایام اللَّه و خاطرههای فراموشنشدنی برای ملت ایران هستند. 1369/10/11
تاریخ انتشار : چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ |
|
|

آگاهی کامل از جزئیات و دستاوردهای عصر ظهور برای کسی که پیش از ظهور زندگی میکند بسیار دشوار مینماید. تنها در پرتو روایات معصومین (علیهم السلام) و بر اساس استنباط علمای بزرگ از احادیث و قرآن میتوان تا حدودی از این شاخصهها و واقعیتها پرده برداشت.
از جمله ویژگیهای عصر ظهور، پدیدار گشتن رشد معرفتی و دانشی انسان است. البته این سخن به این معنا نیست که بشر پیش از ظهور، اندیشه، تعقل، تلاش و جستجو برای دست یابی به حقیقت را نداشته است، بلکه منظور این است که بندها گسیخته و دیدهها گشوده خواهد شد. امام باقر (علیهالسلام) میفرمایند: هنگامی که قائم ما قیام کند، دست خداییاش را بر سر بندگان مینهد، از آن پس خردها و دانشهای آنان به هم میپیوندد و کمال مییابد. ۱- (بحارالانوار، ج ۵۲)
یکی از رسالتهای تربیتی خانواده های مهدوی تربیت نسل مستعد و مهیا از نظر علمی و عملی برای یاوری و اجرای منویات امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. خانه های نورانی به نور ولایت و امامت، کانون تربیت سربازان امام زمان (علیهالسلام) و عهده دار پرورش دادن یاوران جان بر کف برای حضرت هستند که تربیت دینی آنان بر اساس، قرآن و عشق پیامبر و آل پیامبر (صلوات الله علیه و آله) میباشد. پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) در روایتی میفرمایند: «فرزندانتان را بر سه پایه و خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت او و قرآن ۲- ( کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۴۵۶.)»
برای انجام این رسالت بزرگ ما از سه الگو و روش استفاده میکنیم:
* تربیت فرزند بر اساس اصول تربیتی کلی شرعی و عقلی
* تربیت فرزند بر اساس توصیه های خاص اهل بیت (علیهالسلام)
* تربیت فرزندان بر اساس الگوی صفات یاوران حضرت مهدی (علیهالسلام)
تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ |
|
|

و حال ماییم که باید لبیک گوییم و خود را در خیل سربازان آن حضرت قرار دهیم و بدانیم که رمز ظهور آن حضرت در3 چیز است:
1-تزکیه نفس و خود سازی
2-دعاکردن برای ظهور آن حضرت
3-تبلیغ و ترویج نام و یاد و معارف آن حضرت
شما که همیشه آرزو داشتید در زمان یکی از ائمه می بودید و آنها را یاری می کردید
شما که آرزوی حضور در کربلای حسینی را همواره در دل داشته اید اکنون کربلای دیگری برپاست
و حسین زمان شما فرزند او حجت بن الحسن العسکری است. پس به پا خیزید و اورا بیش از این تنها مگذارید.
به پا خیزید و او را از این غربت جان سوز رهایی بخشید به پاخیزید و دنیارا به نور آن حضرت روشن نمایید.
او هم اکنون پشتِ در منتظر است.او از همه منتظر تر است.او در انتظار آمدن ماست.
منتظر بیداری ما و بازگشت ما از سفر گناه و غفلت .او آمده است ما نیامده ایم .
او غایب نیست ما غایبیم.او پشت ابر نیست خورشید که پشت ابر نمی رود
خورشید جهان را پرتو افشانی میکند. ماییم که پشت ابریم ماییم که خود را در پس پرده پنهان کرده ایم
و حجاب های نورانی و ظلمانی جلوی دید مارا گرفته و گوش های مارا ناشنوا نموده اند
تاجایی که نه خورشید را می بینیم و نه آوای دلنشین پیک خدا را می شنویم
اکنون سالیانِ سال است که ندای مظلومانه امام زمان بلند است
و شیعیان خود را به سوی رهایی فرا می خواند و از دوستان خود می خواهد که آن حضرت
را در مسیر نجات خویش یاری کنند و اما ما حیران و پریشان و دل بسته ی زندانیم.ای زندانیان.
به خدا راهِ فرج نزدیک است.باید قدمی بر داریم باید که پری بگشاییم.
ای عاشقان صدای هل من معین رسیده
هوش از سر تمام اهل یقین پریده
خورشید کرده روشن این آسمانِ تیره
اف بر دلی که روی ماه مهین ندیده
تاریخ انتشار : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ |
|

سبك زندگی بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی است
تاریخ انتشار : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ |
|
|
همه ما دوست داریم زندگی شاد و بی دغدغه ای داشته باشیم. کلیدهای این زندگی را میتوانیم در کلام گهربار امام صادق (علیهالسلام) بیابیم که فرمودند:
تاریخ انتشار : چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ |
|
بسیج سیاسی است اما «سیاست زده، سیاسی کار و جناحی» نیست.
تاریخ انتشار : یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ |
|
تاریخ انتشار : پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ |
|
به نام خدا

بررسي وبازكردن مفهوم تزكيه وتهذيب نفس، مي تواندانسان وجامعه راازجهت رشد اخلاقي، معنوي، سعادت وخوش بختي ترقي وتكامل بخشد. ويكي ازابزارهاي است كه زندگي انسان را درابعاد مختلف اعتقادي وعملي متحول و به آن شكل الهي وخدايي مي بخشد. اگرامروز انسان وبشريت دچار انحرافات فكري، عقيدتي ومشكلات دروني وبيروني شده اند، علت شان عدم شناخت نفس ونداشتن مبارزه وجهاد باهواهاي نفساني وشيطاني است. كه انسان بايد باخواست هاي دروني ونفساني اش مبارزه كرده وآن رابراي روييدن ورشد گياهان صالح وزيبايي چون سخاوت، شجاعت، محبت، عشق وايثارآماده نمايد، زيرا رفتارهاي شايسته ميوه هاي هميشگي اين درخت به حساب آمده كه مي تواند بشريت وجامعه ازآن لذت برده وبسوي كمال، فلاحيت ورستگاري حركت كرده وجهت دهد. لذا اين پژوهش با ارائه تعريفي از «روح»، «قلب»، «نفس»، «تزكيه» و «تهذيب» ميكوشد جايگاه تزكيه و تهذيب را در آيات، روايات و ضرورت آن را همراه با مراحل، موانع و روشهاي تزكيه و تهذيب از منظر امام(ره) بررسي كند.
مقدمه
تزكيه و تهذيب نفس در اسلام، سرآمد و بنيان همه مفاهيم ديگر است؛ زيرا مفهوم رشد، تكامل، سعادت و خوشبختي انسانها در دنيا و آخرت را در پي دارد؛ فلسفه فرستادن انبياء و ائمه معصومين(ع) تعليم دادن راه و روش تزكيه و تهذيب نفس به انسانها و بشريت بوده و به همين جهت پيامبر گرامي اسلام در زمان حيات خويش شب و روز ميكوشيد انسانها را از راه تعليم و تزكيه نفس به كمال و سعادت برساند و بعد از پيامبران، ائمه معصومين در عصر و زمان خويش به نوعي تلاش و كوشش ميكردند تا جامعه بشريت را از گرفتاريهاي نفساني برهانند و به حقيقت، پويايي و كمال رسانند؛ و اين سنتي است كه علماء مهذب و جليلالقدر مسئوليت آن را پس از ائمه به دوش گرفتهاند.
امام(ره) علاوه بر تهذيب نفس خويش، در برابر جامعه نيز احساس مسؤوليت ميكرد؛ اين نوشته به مسئله اساسي و مهم تهذيب نفس، از ديدگاه امام(ره) پرداخته و آن را از زوايايي مختلف در پنج بخش زير بررسي كرده است:
1. تعاريف و كليات .
2. جايگاه تزكيه و تهذيب درآيات، روايات و از منظر امام(ره).
3. مراحل و عوامل تزكيه و تهذيب.
4. موانع تهذيب و تزكيه.
5. روشهاي تزكيه و تهذيب.
تاریخ انتشار : شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ |
|
|
درود خداوند بر خانواده هایی که با صبر و شکیبایی و مقاومت و با تقدیم عزیزان خود به خدا و اسلام، بزرگترین حماسه های تاریخ معاصر را ترسیم کرده و می کنند.
مادران و پدران و فرزندان و همسران این شهدا ، چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اینان افتخار می نمایند و چون کوهی در مقابل حوادث ایستاده اند.
کدام تحولی بالاتر از این که پدران و مادران و همسران شهیدان ما از فراق عزیزان خود شکوه نمی کنند ولی غبطه و حسرت دوری از قافله شهدا را بر زبان دارند.
خانواده های شهدا تا همیشه تاریخ، این مشعلداران راه اولیاء، افتخار روشنایی طریق الی الله را به عهده گرفته اند.
کارنامه نورانی شهادت و جانبازی عزیزان شما گواه صادقی بر کسب بالاترین امتیازات و مدارج تحصیلی معنوی آنان است که با مُهر رضایت خدا امضا شده است.
ملت شهید پرور،ملتی که خواهران و مادران دلیرش افتخار به مرگ جوانان برومندش می کند که در صف شهدا هستند، پیروز است.
شما ملت ایران که با خون خود، با جوان های خود، اسلام را بیمه کردید، دست اجانب را قطع کردید، شما بر همه ملت ما منت دارید، من از همه شما منت می کشم، من خادم همه شما هستم.
پیروز است ملتی که راه خود را که صراط مستقیم انسانیت است یافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است.
ملتی که برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید و کوتاه کردن دست جنایتکاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است، خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باکی راه نمی دهد که دست جنایتکار ابرقدرت ها از آستین مشتی جنایتکار حرفه ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند.
کسانی که برای هدف و عقیده جهاد می کنند و از میهن عزیز خود دفاع می نمایند از شهادت این عزیزان هراسی به خود راه نمی دهند.
در هر شهادتی، ملت متعهد به اسلام و کشور مصمم تر و در صحنه حاضرترند … ملت وفادار، شهادت را در راه خداوند با آغوش باز پذیرا هستند.
تاریخ انتشار : سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ |
|
برداشت هاي غلط از انتظار فرج از ديدگاه امام خميني(ره):
امام(ره) با صراحت به نقد و بررسي برداشت هاي مختلفي كه از مسئله انتظار فرج وجود دارد پرداخته و ديدگاه خاص خود را در هر زمينه مطرح ساختند. ايشان مي فرمايند:
«بعضي ها انتظار فرج را به اين مي دانند
كه در مسجد و حسينيه و منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان(عج) را از
خدا بخواهند. اينها مردم صالحي هستند كه چنين اعتقادي دارند. اين ها به
تكاليف شرعي خودشان عمل مي كردند و نهي از منكر و امر به معروف هم مي
كردند. لكن ديگر غير از اين كاري ازشان نمي آمد و فكر اين مهم كه يك كاري
بكنند، نبودند.
دسته دوم مي گفتند انتظار فرج اين است كه ما كار نداشته باشيم به اينكه در جهان و ملت ها چه مي گذرد. ما فقط به تكليف خودمان عمل مي كنيم و براي جلوگيري از امور هم خود حضرت تشريف مي آورند و درست مي كنند. تكليف ما اين است كه دعا كنيم ايشان بيايند و كاري به آنچه در دنيا و يا در مملكت ما مي گذرد نداشته باشيم. اين دسته هم مردمي صالح بودند.مسأله اين است كه اگر ما قدرت داشته باشيم بايد برويم تمام ظلم و جور ها را برداريم. تكليف شرعي ما است، منتها ما نمي توانيم. اصل اين است كه حضرت بعد از ظهور عالم را از عدالت پرمي كنند، ولي شما دست از تكليف خود بر نداريد.
دسته اي نيز بر اين عقيده بودند كه بايد عالم پر از معصيت شود و حتي به گناهان دامن زد تا جايي كه جهان پر از ظلم و جور شود و حضرت(عج) تشريف بياورند و اين دسته منحرفاني بودند كه براي مقاصدي به اين دامن مي زدند.
بعضي مي گفتند در روايات آمده هر حكومتي اگر در زمان غيبت محقق شود، حكومت باطل است و هر علمي قبل از ظهور حضرت بلند شود، علم باطل است.
اگر قائل به چنين قولي باشيم كه مي گويد حكومت لازم نيست؛ معنايش اين است كه هرج و مرج است. همه يكديگر را بكشند و به يكديگر ظلم كنند تا حضرت بيايند. در صورتي كه اين عمل بر خلاف ضرورت اسلام و نصّ آيات الهي است.
در حقيقت وظيفه ما: فراهم كردن اسباب است و آن اين است كه كار را نزديك كنيم و عالم را براي آمدن حضرت(عج) مهيا كنيم.
تاریخ انتشار : چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ |
|
سيري در انديشه هاي اجتماعي امام خميني قدس سره

چكيده
اكنون سالها پس از آغاز قيام حضرت امام خميني قدسسره و پايهگذاري نظام مقتدر اسلامي، در حالي كه در سايه چتر حمايتي و تشويق بيوقفه دشمنان شناخته شده اسلام، گروهي از روشنفكران غربزده به گونهاي بنيادي در خدمت تحقق تفكر جدايي دين از سياست هستند و با اشاعه اين انديشه، سعي در جداسازي حاكميت دين از عرصه اداره جامعه را دارند، انديشههاي امام راحل صبغه جهاني پيدا كرده است. ايشان با ارائه مكتب سياسي ـ اجتماعي اسلام، خط بطلاني بر همه تلاشهاي فرهنگي و سياسي دشمنان اسلام در طول يك قرن و نيم گذشته كشيد كه سعي كرده بودند اسلام را به كلي از عرصه زندگي جامعه بيرون برانند.
ويژگي بارز انديشههاي اجتماعي امام خميني قدسسره هويّت ديني آن است كه انديشهاي متفاوت از انديشه سكولار غربي مطرح كرد.
در اين مقاله، سعي شده است با اشاره به انديشههاي اجتماعي امام راحل، به حاكميت دين در عرصههاي اجتماعي و اداره جامعه پرداخته شود تا بيپايگي انديشههاي سكولار و انديشههايي كه قصد دارند اسلام را از عرصه زندگي اجتماعي بيرون برانند، اثبات شود.
كليدواژهها: آزادي، عدالت، برادري، خودباوري، قانونگرايي، ظلمستيزي، دين، سياست، ولايت مطلقه فقيه، امام خميني قدسسره.
مقدّمه
برخي انديشهها و ديدگاهها با اينكه در مقطعي از تاريخ مطرح شده است، ولي گسترهاش از مرز زمان، مكان و تاريخ فراتر ميرود و اعتبار و ارزش آن فرازماني و فراتاريخي است و در طول اعصار و قرنها، اعتبار خود را حفظ ميكند. از آن جمله، انديشه رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران حضرت امام خميني قدسسرهاست كه انديشهها و ديدگاههاي ايشان مرز زمان و مكان را درنورديده و همه انديشمندان را به تحيّر واداشته است، به گونهاي كه همه آنها به نو و پويا بودن انديشه ايشان اذعان دارند.
اين انديشهها حكايت از آن دارند كه امام راحل به جنبههاي مختلف اسلام آگاهي عميق و همهجانبهاي داشتند و با برخورداري از صفات و ويژگيهاي الهي و عرفاني، منشأ تأثيرهاي شگرفي در تاريخ شدند كه شجره طيّبه انقلاب اسلامي از بارزترين اين تأثيرها است كه به لطف الهي و عنايات ائمّه اطهار عليهمالسلامو با رهبري حكيمانه ايشان و حمايتهاي مردمي، به ثمر نشست.
با توجه به اينكه ايشان يك اسلامشناس حقيقي بودند، انديشههاي ايشان نيز حكايت از ديدگاههاي ناب اسلامي دارند. مباني نظري انديشه ايشان در حوزههاي هستيشناسي، انسانشناسي و جامعهشناسيگوياي احاطه ايشان به ديدگاههاي ناب اسلامي و حقيقت دين است.
يكي از حوزههاي انديشه امام راحل انديشههاي اجتماعي ايشان است كه اين جنبه از شخصيت ايشان و شناخت كامل وي از حوزههاي اجتماعي و سياسي، منشأ ثمرات عظيمي در تاريخ شد و ساير ملل جهان را نيز شيفته خود كرد.
در اين تحقيق بر آن هستيم كه به بررسي اجمالي انديشههاي امام راحل، بخصوص انديشههاي اجتماعي
ايشان، بپردازيم تا شايد گاهي، هرچند كوچك در راه معرفي انديشهها و شخصيت ايشان برداريم.
تاریخ انتشار : جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ |
|
|
بینش مهدوی
مهدویت، یعنی منت والای خداوند هستی بر مستضعفان زمین.
مهدویت ، یعنی جلوه ی تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت ربانی بر ابنای آدم.
مهدویت ، یعنی افشای راز سر به مهر سجده ملائک بر عزیزترین مخلوق خداوند.
مهدویت ، یعنی تجلی حقیقت مقام خلیفة اللهی انسان بر روی زمین.
مهدویت ، یعنی پایان شب سرد و فسرده ظلمت و آغاز صبح راستین روشنایی.
مهدویت ، یعنی بستر شکوفایی نهانترین استعدادهای اهالی زمین و زمان.
مهدویت ، یعنی سرآغاز رویش فصلی دوباره برای تجربه زیستنی دوباره.
مهدویت ، یعنی راه رفتن برای رسیدن.
مهدویت یعنی کشتی نجات بر ساحل رستگاری.َ
مهدویت ، یعنی تنهاجاده منتهی به آرمان شهر نبوی.
مهدویت ، یعنی جامه زیبای عدالت اولین امام بر بلندای قامت آخرین امام.
مهدویت ، یعنی اهتزاز پرچم سرخ شیعه بر بلندای قله اسلام.
مهدویت ، یعنی امتداد حماسه شکوهزاد عاشورا در کربلای آخر الزمان.
مهدویت ، یعنی حکومت یکپارچه عدل بر رفتار تمامی انسانها.
مهدویت ، یعنی میعادگاه تحقق تمامی آمالها و آرمانهای بشری.
مهدویت ، یعنی پایان قصه پرغصه رنج آدمی در دفتر تاریخ.
مهدویت ،یعنی، استیفای حقوق حقه تمامی محرومان و ضعیف نگاه داشتگان زمین.
مهدویت ،یعنی مرگ تمامی رنجها، اندوه ها، ظلمت ها، ستمها، پلیدیها و زشتیها.
و بالاخره ...
مهدویت ، یعنی:
کلمه توحید که با ولایت امامی عادل تجلی خواهد یافت.
تاریخ انتشار : سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ |
|
از امور اصلی و هر روزه ای که حتماً باید منتظران مهدی (عج) به آن اهمیت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است.حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) می فرماید: خدا را، خدا را در مورد قرآن مواظب باشید مبادا دیگران از شما پیشی گیرند. [1]
در مورد شناختن مفاهیم قرآن و اجرای آن، مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است، اگر آیات عذاب، آیات رحمت، آیات عبرت، آیات سیاسی، آیات عبادی، آیات تذکّر و ... را با کمال دقت توجه کنند و هر روز بخوانند و معانی آن را در ذهن خود ترسیم نمایند، خواهند فهمید که با این کار چقدر سریع و آگاه به سوی فرج امام (عج) گام برداشته اند.
در اینجا برای اینکه هم از قرآن استفاده کرده باشیم و هم طرز استفاده را دریابیم و هم از دستورات محکم قرآن در جهت زمینه سازی برای حکومت صالحان مطلبی بدانیم به دو فراز زیر از قرآن توجه کنید.
در آیه 75 سوره نساء می خوانیم:
« وَ مَالَکُمْ لاَ تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَآءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ نَصِیراً؛
چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفین از مردان و زنان و کودکان، پیکار و مبارزه (با مستکبران) نمی کنید و در راه نجات مستضعفین که می گویند خدایا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگر است بیرون ببر و برای ما از طرف خودت سرپرست و یاور قرار بده، اقدام نمی نمایید؟ »
این آیه به ما می گوید : نباید بی تفاوت باشیم باید برای خدا و نجات مستضعفین پیکار کنیم، مستضعفانی که خدا پرستند و دنبال رهبر شایسته اند و از ستم و ستمگران ناخشنودند، چنین افراد را باید کمک کرد و نجات داد.
تعبیر به «ما لَکُم» (چرا) یک نوع استفهام انکاری است، حاکی است که حتماً باید مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخیزند بلکه باید پیکار کنند.
مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیانات جذّاب و پرمحتوای خود شاگردان مکتب اسلام را به گونه ای ساخته بود که در مبارزه با دشمن کارشان چنان اوج گرفت، که طبق روایات، هفت نفر از فقرای انصار به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرض کردند بر اثر تهیدستی وسیله ای برای شرکت در جهاد نداریم، شما وسیله ای از شمشیر و نیزه و مرکب در اختیار ما بگذارید تا در جهاد شرکت کنیم، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون وسیله در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد، آنها به قدری ناراحت شدند که اشک در چشم هایشان حلقه زده بود، و کم کم به گریه تبدیل شد و سخت گریستند و بعدها به نام « بَکّائون » ) گریه کنندگان ) معروف شدند. آیه 92 سوره توبه در وصف این افراد مخلص نازل شد. [2]
تاریخ انتشار : یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲ |
|
|

وظیفه ما در زمان غیبت مانند وظیفه در زمان حضور امام معصوم (علیه السلام) است. گرچه آن حضرت از نظر ما غایب است، اما به ما اشراف و آگاهی دارد و بر اعمال و رفتار ما ناظر است.
بنابراین، تمام وظایفی که قرآن مجید و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) برای یک فرد مسلمان تعیین و بیان فرموده اند در زمان غیبت نیز متوجه ما است که البته همه این وظایف را می توان در یک جمله خلاصه کرد و گفت بزرگ ترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت انتظار فرج و ظهور دولت جهانی حضرت مهدی (عج) است.
اما با عنایت به این که انتظار فرج یک شعار نیست، بلکه یک فرهنگ است و مجموعه ای از وظایف و تکالیف است که باید عملی شود تا یک فرد، منتظر حقیقی مولا و امام خود باشد. ما در این جا به طور خلاصه به بخشی از آنها اشاره می کنیم:
از جمله وظایف شیعیان آن است كه هدایایی به محضر امام زمانشان تقدیم دارند . منظور از هدایا، هدایای مادی نیست كه مثلاُ برای امام یك دست لباس بخرند ، بلكه مقصود از هدیه اعمال صالحه است از قبیل : قرائت قرآن . حج، طواف، زیارت قبور ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از آن حضرت و سرانجام هر كار خیری كه از انسان سر زند می تواند آن را به محضر امام هدیه كند.
گرچه توبه در هر عصر و زمانی ممدوح و مورد توجه و لازم بوده است، ولی در عصر غیبت اهتمام به آن دلیل اینكه از جمله اسباب غیبت حضرت گناهان ماست، مورد توجه یشتر قرار گرفته است و اساساً اگر میخواهیم امام زمان ظهور كند باید از گناه و آلودگی پاك باشیم. زیرا با ظهور امام گنه كاران از میان برداشته می شوند، چون آلودگان نمی توانند در اطراف امام جمع شوند، بلكه در مقابل امام قرار می گیرند.
به این معنا كه شیعیان، حضرت مهدی علیه السلام را به نام صدا نزنند، بلكه با القاب شریفه، مانند حجت، قائم، مهدی، صاحب الزمان و امثال آن خطاب كنند .
تاریخ انتشار : یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲ |
|
|
بررسی توقیع امام زمان(علیه السلام) به علی بن محمد سمری
علمای ما كه موفق به دیدار حضرت شده بودند، آن را برای مردم بازگو نمیكردند، بلكه اطرافیان و خواص آنان از روی شواهد و قراینی و یا در زمانهای بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام میشدند. لذا علما تحت عنوان مدعی مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعی دیدار و ارتباط) قرار نمیگیرند و این روایت با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد.
آیا ادعای دیدار با توقیع حضرت مهدی(علیه السلام) به علی بن محمد سمری (دروغگو
بودن مدعیان مشاهده ) منافات ندارد؟
برای آنكه به درستی در این مورد، گفت و گو كرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن كلام حضرت را به دقت مرور كرد تا روشن شود مراد امام مهدی(علیه السلام) چیست؟
حدیثی كه بحث مشاهده و دروغگو بودن مدعی مشاهده را مطرح میكند، آخرین توقیع و نامهای است كه امام زمان(علیه السلام) به چهارمین و آخرین نایب خاص خود، چند روز قبل از مرگاش نوشته است. متن نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
"ای علی بن محمد سمری! خداوند، اجر برادرانت را در عزای تو عظیم گرداند. به درستی كه تو تا شش روز دیگر از دنیا میروی. پس به كارهای خود رسیدگی كن وبه احدی وصیت مكن كه پس از وفات، جانشنین تو شود. به تحقیق دومین غیبت(غیبت كبری) واقع گردیده است. پس ظهوری نیست؛ مگر بعد از اذن خدای(عزوجل) و آن بعد از مدتی طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ظلم خواهد بود به زودی میآید نزد شیعیان من، كسی كه ادعای مشاهده میكند. بدانید كسی كه ادعای مشاهده كند، قبل از خروج سفیانی و ندا، پس دروغگو و افترا زننده است. و لا حول ولاقوة الا بالله العلی العظیم"(كمال الدین، ج2، ب45، ح45)
این حدیث در بردارنده نكاتی است از جمله:
1.مدعیان مشاهده، در این دوره، وجود خواهند داشت.
2.مدعی مشاهده قبل از خروج سفیانی و ندا(دو علامت حتمی ظهور) هم دروغگو است و هم افترا زننده.
افترا یا تهمت، آن است كه فردی به شخص دیگر عملی یا قولی را نسبت دهد؛ در حالی كه او چنین نكرده باشد. بنابراین بین دروغگو بودن و تهمت زدن، تفاوت است. هر دروغگویی، تهمت زننده نیست. اگر كسی فقط مدعی دیدن باشد، ولی نسبتی به حضرت ندهد، ممكن است دروغگو باشد اما تهمت زننده نیست. امام، در این نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعی مشاهده، وارد كرده است؛ یعنی، مدعی مشاهده، نسبتی نیز به حضرت میدهد.
علمای ما كه موفق به دیدار حضرت شده بودند، آن را برای مردم بازگو نمیكردند، بلكه اطرافیان و خواص آنان از روی شواهد و قراینی و یا در زمانهای بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام میشدند. لذا علما تحت عنوان مدعی مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعی دیدار و ارتباط) قرار نمیگیرند و این روایت با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد
این نكات در نامه، بزرگان را بر آن داشت تا با تامل و تدبر دقیقتر به محتوای نامه بنگرند و بعد اظهار نظر كنند.
عدهای با توجه به این كه نامه، در آخرین روزهای عمر نایب چهارم صادر شده و در آن، تصریح به پایان نیابت خاصه شده است؛ چنین گفتهاند كه: مراد از مدعی مشاهده، مدعی نیابت خاصه و داشتن ارتباط با حضرت است؛ زیرا، نیابت خاصه؛ یعنی حضور نزد حضرت، همراه با شناخت آن بزرگوار و رساندن سۆالات مردم و ابلاغ پاسخها و پیامها. این فرد، هم ادعای دیدار دارد و هم آنچه را میگوید، از جانب حضرت بیان میكند و حرفها را پیام حضرت اعلام میكند.(بحار الانوار، ج52، ص151).
امام خمینی(رحمت الله علیه) میگویند: مراد از تكذیب مدعی مشاهده این است كه فردی مدعی ملاقات باشد، ولی شاهد و دلیلی نداشته باشد. (انوار الهدایه، ج1، ص256)
شهید آیت الله صدر(رحمت الله علیه) میگویند: مراد، ادعای انحرافی است كه شخصی با ادعای مشاهده و ارتباط، بخواهد عقاید و نظر خود را با نام پیامهای امام زمان به مردم القا كند.(تاریخ الغیبة الصغری، ج1، ص654 ـ 639)
برخی نیز گفتهاند: مراد از تكذیب مدعی ظهور است. (مهدی منتظر، ص93).
بنابراین میتوان دریافت كه صرف دیدار، در روایت، منتفی نشده است و علما نیز نفی اصل دیدار را استفاده نكردهاند. به علاوه، روایت مدعی مشاهده را كذاب میداند؛ حال اگر كسی امام را ببیند و به دیگران نگوید، تحت این روایت قرار نمیگیرد. لذا اصل دیدار امر ممكنی خواهد بود.
نكته آخر این كه علمای ما كه موفق به دیدار حضرت شده بودند، آن را برای مردم بازگو نمیكردند، بلكه اطرافیان و خواص آنان از روی شواهد و قراینی و یا در زمانهای بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام میشدند. لذا علما تحت عنوان مدعی مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعی دیدار و ارتباط) قرار نمیگیرند و این روایت با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
تاریخ انتشار : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ |
|
امام صادق علیه السلام فرمود: نزدیک ترین حالت بندگان به خدا و خشنودى او از آنها هنگامى است كه حجّت خدا در میان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عین حال معتقد باشند كه حجّت خدا هست، در این زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.
ابوحمزه ثمالی آورده است که در یکی از روزها در محضر درس امام محمدباقر(علیه السلام) بودم، هنگامی که حاضران رفتند، امام باقر(علیه السلام) فرمود: اباحمزه! از رخدادهایی که خداوند آن را قطعی ساخته است، قیام قائم ماست. هرکس در آنچه می گویم تردید کند، با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آن گاه فرمود: پدرم و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام و هم کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فدای کسی باد که زمین را لبریز از عدل و دادمی کند، همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.
یا اباحمزه! هرکس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه السلام) سلام و درودمی گوید، بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او شد، بهشت بر او واجب می شود و هرکس به آن وجودگرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جای خواهد داد و چه بدجایی است، جایگاه ستمکاران!(1)
همچنین بانوی دانش پژوهی که به (ام هانی) شهرت داشت، آورده است که بامدادی بر حضرت باقر(علیه السلام) وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه ای از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است.
حضرت فرمود: کدام آیه ام هانی؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه که می فرماید: فلا اقسم بالخنس لجوار الکنس(2)
حضرت فرمود: به! به! چه مسئله خوبی پرسیدی، این مولود گرانمایه ای است در آخرالزمان. او مهدی(عج) این عترت پاک است. مهدی خاندان وحی و رسالت، برای او غیبت و حیرتی است که گروهی در آن گمراه می شوند و گروه هایی راه حق و هدایت را می یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنی ... و خوشا به حال آنان که او را درک خواهند کرد).(3)
همیشه در كنار تنگناها، گشایشى وجود دارد و پس از شدّتها دوران رهائى و نجات فرا مى رسد و بر اثر صبر، نوبت ظفر آید. سخن زیباى قرآن: اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا، براستى همراه با دشوارى، آسانى است. این سنّت الهى تنها در زندگى فردى جریان ندارد و مخصوص یك بُعد از ابعاد زندگى فرهنگى، اقتصادى، درمانى و خانوادگى انسان نیست، بلكه در نظام جامعه و در سطح جهانى هم این سنّت و الهى نمود دارد و وعده خدا بر این است كه مستضعف مۆمن و نیكوكار، مورد لطف و محبت الهى قرار گیرند و رهبران زمان و وارثان زمین شوند.
خوشا به حال كسانى كه در غیبت حضرت صبور باشند و خوشا به حال كسانى كه در محبت ورزیدن در راه اهل بیت علیهم السلام استوار ماندند، خداوند آنها را در كتابش اینطور توصیف نموده است: «آنها كه به جهان غیب ایمان آوردند» آنها حزب اللّه هستند، آگاه باشید به درستى كه حزب اللّه رستگار است
انتظار ظهور امام مهدى(عج) برخاسته از رهنمودهاى زندگى ساز اسلام عزیز است كه سنّت جارى الهى در نظام خلقت پشتوانه آن است. انتظار مهدى موعود، از یك سو روح یأس و نومیدى را خنثى نموده و آینده اى روشن فراروى انسان ترسیم مى كند و سپیده سحر ایمان و آزادى را نوید مى دهد و جشن با شكوه مرگ بیداد را یاآور مى شود؛ و از سوى دیگر انسان را به خود سازى و اصلاح خویش فرا مى خواهد. انتظار رهبرى عادلانه الهى، منتظران را به عدالت و عبودیّت خدا دعوت مى كند و نسبت به هرگونه كفر و ظلم و عصیان هشدار مى دهد
تاریخ انتشار : سه شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۲ |
|
|
ای یار ستاد انتخاباتت کو؟

منبع:به سوی ظهور
تاریخ انتشار : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ |
|
شیرینی یک عیادت

بیماری تاب و توانش را ربوده بود. رنج و درد جسمی آزارش میداد. رنگ چهرهاش به زردی میزد. درد را هر طور که بود، تحمل میکرد، ولی خانهنشین شدن و دوری از دوستان و آشنایان و مهمتر از همه دور شدن از امامش بیش از هر چیز دیگری روحش را میآزرد.
گاهی که تنهایی کلافهاش میکرد، کتاب میخواند، فرصتی بود تا اعمال روزانه و شبانه و مستحبات و مکروهات را از کتابی که یونس بن عبدالرحمان [1] نگاشته بود، مطالعه کند.
خواندن آن کتاب نیز اگرچه مورد تایید اهل بیت بود، آه و حسرتش را افزون میساخت، زیرا با خود میگفت: ای کاش سلامت جسمی داشتم تا میتوانستم این اعمال را انجام دهم.
گاهی در اوج تنهایی، دلش هوای دیدار امام زمانش را میکرد. حسرت استشمام عطر امامت، صبرش را ربوده و بیتاب کرده بود، اما با خود میاندیشید: من کجا و محمد بن علی کجا!؟ مگر میشود امام به دیدن من بیاید؟ نه! من چنین لیاقتی ندارم.
درد جسمی از یکسو، تنهایی و غربت از سویی و هجوم این افکار از دیگر سو امانش را بریده بودند که ناگاه در خانه به صدا درآمد.
تا نگاهش به نگاه امام افتاد، تمام درد و رنج خود را فراموش کرد. حضور امام، نشاط عجیبی در دلش پدید آورد.
وقتی امام جواد(علیه السلام) کنار بسترش نشست، شوق و امید به زندگی در دلش شکوفه زد. امام احوالش را پرسید و نگاه پر محبتش را به او هدیه کرد. [2]
امام جواد(علیه السلام) این کتاب را تأیید کرد و پس از مطالعه آن سه مرتبه فرمود: «خدا یونس را رحمت کند.»
پی نوشت ها :
[1]. عقیقی بخشایشی، حضرت امام محمد تقی (علیه السلام)، کریم اهل بیت، ص 28.
[2]. سید ابوالفضل طباطبایی و مهدی اسماعیلی، اعجوبه اهلبیت:، ص 94.
تاریخ انتشار : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ |
|
پای صندوقها که میروید اینطور نباشد که با هم اختلاف پیدا
بکنید...
یک مسئلهای است که برای کشور است.
هر یک از اینها که
ببرند، برای کشور لابد خدمت خواهند کرد.
و
اگر خدمت نکنند ملت هست و آنها را بر کنار خواهد کرد.
از این جهت بهطور
خصمانه با هم رفتار نکنید.
برادر باشید با هم.
اگر یکی رئیس جمهور
شد، شما هم به او اعانت کنید.
اینطور نباشد که قبل از اینکه رئیس جمهور بشود
بریزید به جان هم...
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ |
|

از خود گذرکنیم که این خوان آخر است ! | |||||||
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ |
|
نقش مردم در فراهم نمودن زمینه ظهور از دیدگاه شهید مطهری
دیدگاهی که معتقد است فقط وقتی ظلم و ستم به بیشترین حد خود برسد، زمینه ظهور فراهم میشود و در این میان مردم نقش خاصی در فراهم شدن زمینههای عدالتطلبی و ظلمستیزی مهدوی ندارند، دیدگاهی است که انفجاری بودن ظهور را اقتضا میکند. یعنی بدون آن که زمینههای اجتماعی عدالتگستری و ظلمستیزی جهانی حضرت مهدی(علیه السلام)، توسط مردم فراهم شده باشد، صرفاً تیره روزی و ظلم و ستم فراگیر و غیر قابل اجتناب شود و حضرت مهدی (علیه السلام) به اذن الهی ظهور کند و جهان را پر از عدل و دادکند. در حالی که از دیدگاه شهید مطهری فراگیر شدن ظلم و ستم، صرف نظر از وجود زمینههای اجتماعی حقطلبی و ظلمستیزی مردمی، نمیتواند آبستن یک انقلاب جهانی عدالت گستر باشد و این مساله مخالف حرکت منطقی تاریخ در تحولات جامعه جهانی است. شهید مطهری میفرماید: «از قرآن استفاده میشود که ظهور مهدی(علیه السلام) حلقهای است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی میشود، سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد.» [1]
از دیدگاه شهید مطهری: «حرکت به سوی کمال، لازمه «ذات» اجزای طبیعت و از آن جمله تاریخ است.»[2] ایشان همچنین عامل اصلی این حرکت را فطرت تکاملجو و قناعتناپذیر انسان میداند که به هر مرحلهای برسد، مرحله بالاتر را آرزو و جستجو میکند.[3] بنابراین حرکت تکاملی تاریخ بر اساس فطرت انسانی غیر قابل اجتناب است، در واقع مقصد نهایی تاریخ همان نقطهای است که در دیدگاه شیعی از آن به «حکومت حضرت مهدی(علیه السلام)» تعبیر شده است. فطرت انسان به گونهای است که تا وقتی که به آن نقطه تاریخ نرسد، به معنای واقعی احساس تکامل اجتماعی و تاریخی نمیکند ولی با این همه رسیدن هر چه سریعتر تاریخ به آن نقطه، به خودی خود اتفاق نمیافتد: «تاریخ ساخته انسان است نه انسان ساخته تاریخ. اگر طرحی برای آینده تاریخ نداشته باشیم و اگر مسئولیت خودمان را برای آینده تاریخ درک نکنیم کسی نمیتواند به ما قول بدهد که این کشتی خود به خود به طور خودکار به مقصد و هدف خودش برسد، لااقل قابل جلو افتادن و عقب افتادن است.»[4]
تاریخ انتشار : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ |
|
|
زمستان بی پایان

ای قائم آل محمد! تو كجایی تا برایت از دردهایم بگویم؟ از غصه هایم... از چه برایت بگویم؟ از بهاری بی رنگ، از تابستان خشك و سوزان، از خزان برگ ریزان و یا از زمستان بی پایان.
ای صاحب الزمان، بدون تو زندگی برایم معنی ندارد. بدون تو خنده هایم به اشك مبدل می شوند. بدون تو بهار سرسبزی نمی آید و زمستان بی عدالتی در زمین هیچ گاه پایان نمی یابد...
امروز با كسی صحبت می كردم. از بی عدالتی دنیاطلبان می گفت و از بی مهری پروانه ها... منتظر ماندم تا سخنش تمام شود. من در پاسخش گفتم: «می دانی، رنج هایت در برابر رنج های مولا علی(ع) بی معناست، از بی عدالتی سخن می گویی؛ درحالی كه بی عدالتی یعنی غصب ولایت مولایمان. آه، از بی مهری پروانه ها نگو كه مهر و وفا در عاشورای خونین به فراموشی سپرده شد. از دیوهای پلید سخن به میان نیاور كه بذر وجودشان را مهاجمان با شكستن در خانه علی(ع) پاشیدند... اما نگران مباش. وقتی آخرین اماممان بیاید، زمستان زمین بی پایان تمام می شود، بی عدالتی در سراسر جهان محو خواهد شد و دوباره مهربانی رواج پیدا می كند.»
گفت: «او كیست؟ كی می آید؟»
پاسخ دادم: «او می آید. او مهدی موعود(عج) است كه در یكی از روزهای پروردگار ندای «أنا مهدی» را سر می دهد و با حكومتش مستضعفین امید زندگی می یابند و ظالمان به سزای اعمالشان خواهند رسید.»
آقاجان! بیا و به همه ظلم ها و ستم های طاغوت ها پایانی بده و ناامیدان را امیدوار و بی پناهان را پناهی ببخش!
«چو یار نیست بگو بهار برگردد
بهار من آن دم است كه یار برگردد».
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ |
|

تاریخ انتشار : چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ |
|
|

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن
آنچه با گوش جان نیوشا هستید تلاوت سوره "عادیات" با نوای روح انگیز مقام معظم رهبری است پیش کش حضورتان می شود.
تاریخ انتشار : یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ |
|

یکی از آرزوهای دیرینه بشر گسترش عدالت به معنای واقعی در سرتاسر گیتی است و این آرزو به شکل نوعی اعتقاد در ادیان الهی تجلی نموده است. در طول تاریخ کسانی که مدعی تحقق این ایده شدند، طرح ها ریختند و چاره ها اندیشیدند، ولی نتوانستند بشر خسته دل را امیدی بخشند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها چراغ فروزانی است که می تواند تاریکی ها و غبار خستگی را از انسان دور کند. روزی که او می آید و حکومت واحد جهانی تشکیل می دهد، انحراف ها و بی عدالتی ها را محو می سازد و ابرهای خودخواهی و نفاق را کنار می زند. در آستانه ظهور امام، حوادث شگفت انگیزی اتفاق می افتد که یکی از آن ها بازگشت گروهی از مؤمنان واقعی برای درک و تماشای عظمت و شوکت جهانی اسلام خواهد بود؛ البته عده ای از کافران بد طینت نیز در این میان پیش از آخرت به دنیا باز می گردند تا به سزای پاره ای از اعمال ننگین خود برسند.
تاریخ انتشار : جمعه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۰ |
|
|
در فرآیند ردگیری عملکرد جهادی،یا به عبارتی نیل به اهداف جهاد اقتصادی تعریف و تبیین ضوابط مورد نیاز، امری ضروری است.در این مقاله به بیان ضابطههای عملکرد جهادی میپردازیم، یعنی ملاکهایی که باید رعایت شوند تا فعالیتهای اقتصادی شتاب بیشتری پیدا کنند.

نامگذاری امسال به نام جهاد اقتصادی ،نوعی حکم حکومتی برای همه مردم و مسئولان است.تکلیفی که بر دوش تمام فعالان اقتصادی و مسئولین کشور نهاده شده است.اما به راستی چقدر در مسیر جهاد اقتصادی گام برداشته شده است؟ و چقدر جهاد صورت گرفته است؟
برای بررسی این موضوع ابتدا باید چهارچوب عملکرد جهادی را مشخص کرد.تا بدانیم در چه فضایی و تحت چه ضابطههایی باید عمل کرد.هنگامی که ضوابط تعیین شده و مورد قبول واقع شوند.آنگاه میتوان رعایت آنها را به عنوان اصلی ضروری در فرآیند رسیدن به اهداف کلی جامعه مدنظر قرار داد.
و اما در فرآیند ردگیری عملکرد جهادی،یا به عبارتی نیل به اهداف جهاد اقتصادی تعریف و تبیین ضوابط مورد نیاز، امری ضروری است.در این مقاله به بیان ضابطههای عملکرد جهادی میپردازیم، یعنی ملاکهایی که باید رعایت شوند تا فعالیتهای اقتصادی شتاب بیشتری پیدا کنند.
تاریخ انتشار : جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ |
|
|
|
متن دلخواه شما
|
|