منتظران مهدی بخشایش

ابزار وبلاگ

آموزش وبلاگ نویسی

آلبوم صوتی

پوستر

شبیه خوانی بخشایش

قالب مذهبی وبلاگ

کاریکاتور

کتابخانه

نرافزار

ویدیوها

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...... ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟نظری فرما بر کوچه تاریکمان . که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...... این صفحات برگ برگ روزهای انتظاری ست که به امید امدنش از پس هم ورق می زنیم.... العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی.....
 
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

از غدير تا عاشورا

على(عليه السلام) اسوه زندگى

امام علي(ع)

اولين شراره‌هاى آتش كين دشمن در كناره غدير تولد يافت. آن زمان كه على (عليه السلام) بر ساقه بازوان پيامبر شكفت، دانه‌هاى خشم خاك دل دشمن، سر باز كرد. پيامبر، شايد سخن تازه‌اى نگفت، سرّ مكنونى را فاش نكرد و راز سر به مُهرى را نگشود. آنچه را كه به رمز و كنايه در اينجا و آنجا فرموده بود با جام‌هاى شفاف صراحت به گوش تك تك مردمان ريخت، همه مردمان. و اين براى دشمن سنگين بود و شكننده. ممكن بود «انت منى بمنزله هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى» را كه همه كس نشنيده بود، به تعبيرى ديگرگونه قلب كرد.

اگر مردم، زندانى جهل خويش نبودند، على را به زندان انزوا تاب نمى‌آوردند و بالعكس اگر موجوديت اسلام تهديد نمى‌شد و على را مجال شمشير برافراشتن بود، هيچ پرده جهل و كفر و نفاقى بر هيچ چشم و دلى نادريده نمى‌ماند.

سروده «انّ مثل اهل بيتى كسفينة نوح» را به آهنگى ديگر نواختن يا به بيقوله‌هاى فراموشى سپردن مقدور مى‌نمود. اولين اسلام آورنده بودن على را و اولين مأموم پيامبر بودن او را پوشيده نگاه داشتن ميسور مى‌نمود.

لوح محفوظ، كتاب مبين، قرآن ناطق، امام مبين، رحمت واسعه و ... كه همه را پيامبر به على تعبير كرده بود، مى‌شد آنچنان در پرده تحريف پيچيد، كه نافذترين دقت‌ها هم حتى دريافتشان را نتواند. شان نزولى ديگرگونه جعل كردن بر سوره «هل اتى» كه هديه خداوند بود به على و جبرئيل اين هديه را با بال‌هاى امانت خود حمل كرده بود و پيامبر با دست‌هاى عصمت خويش آن را بر قلب على نشانده بود، محال به نظر نمى‌رسيد و ...

شايد مى‌شد همه آنچه را كه پيامبر امين خداوند در شأن على (سلام الله عليه) فرموده بود، در پشت ابرهاى نفاق و كينه و شرك پنهان كرد. ليكن اين دم آخرى در اين حج واپسين، اين كلام آخرين در حضور نمايندگان خواه و ناخواه تمامى مردم روى زمين انكار كردنى نبود. پوشيدنى و تحريف كردنى نبود.



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)، آسمان نوشت
:: برچسب‌ها: غدير, عاشورا, مولا علی, عید امامت
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

اینک غدیر خم

غدیر

 

اینک پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله، در بازگشت از سفر خانه خداست. پیغمبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله از رسالت خود، شاد و سربلند، دریای بیکرانه قلبش ز موج شوق همواره در تلاطم، و همواره در تپش عشق خدا فکنده به جانش شراره ها، یاد خدا گرفته از او فرصت و مجال اعمال حج رسیده به پایان، ولی افق چشم انتظار حادثه ها در «غدیر خم» بیدار مانده است...

در پهنه غدیر در زیر شعله های فروزان آفتاب انبوه حاجیان فزونتر ز صد هزار در پهنه وسیع غدیر ایستاده اند. یک کاروان خسته، در اینجا ستاده است یک کاروان رسته ز بند نفاق و کین. خورشید هم شراره سوزان خویش را ریزد به روی سینه تفتیده زمین.

دشتی پر از حرارت ایمان، فروغ دین، دشتی پر از محبت و احساس دوستی، گسترده. غدیر، اینک دوباره شاهد انبوه مسلمین همراه رهبری که فزونتر ز بیست سال جان در ره هدایت آنان نهاده است در پاسخ خشونت آنان، چو مادری آغوش پر محبت خود را گشوده است، جهل و غرور و ابلهی قوم خویش را جز با صفا و مهر، جوابی نداده است.

اینک غدیر خم، در گیر و دار گرمی این مشهد عظیم، در اوج این شکوه از سوی آفریدگار جهان آفرین، از آسمان به گوش پیمبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله، ندا رسید:

یا ایها الرسول ... یا ایها الرسول! اسلام را چه خوب بیان کرده ای به خلق اما هنوز، رهبر امت پس از رسول، تعیین نگشته است. ارکان استوار رسالت تمام نیست. رکن بزرگ مذهب «امت »، «امامت » است.

دشتی پر از حرارت ایمان، فروغ دین، دشتی پر از محبت و احساس دوستی، گسترده. غدیر، اینک دوباره شاهد انبوه مسلمین همراه رهبری که فزونتر ز بیست سال جان در ره هدایت آنان نهاده است در پاسخ خشونت آنان، چو مادری آغوش پر محبت خود را گشوده است، جهل و غرور و ابلهی قوم خویش را جز با صفا و مهر، جوابی نداده است

 

اینک پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله، در بازگشت از سفر خانه خدا در واپسین دقایق آن «حجة الوداع»، مامور گشته تا برساند به گوش خلق والاترین، عمیق ترین نکته را ز دین. فرمان رسید تا که به مردم نشان دهد لایق ترین، شجاعترین فرد مسلمین.

پیغمبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله از جهاز شتر منبری بساخت در آن فضای باز، دست «علی» گرفت و به بالای سر رساند، تا هر که بود، رهبر آینده را شناخت، آن رهبری که اوست مدار نظام دین، آن کس که چشمه های فضیلت در او عیان، آن کس که نهرهای سخاوت از او روان، آن کس که در زمین، در پهنه زمان شایسته تر از او نبود «مرد»، در جهان. چشمان روزگار کهنسال و چرخ پیر هرگز امام عدل بدین سان ندیده است. دستان باغبان فلک، از درخت علم هرگز گلی به جلوه این گل، نچیده است.

اینک غدیر، خاطره آن شکوه را در یادها و خاطره ها زنده می کند.

اینک غدیر، زندگی آن «امام» را مانند درسهای گرانقدر و پرثمر تکرار می کند.

اینک «غدیر خم»، با ما چو استاد در راه و رسم و شیوه آموزشی صحیح رفتار می کند ...



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)، آسمان نوشت
:: برچسب‌ها: اینک, غدیر خم, مولا علی
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

غدیر و ولی عصر (عج)

جایگاه والای حضرت مهدی(عج) در خطبه غدیر 

عید غدیر خم

 


بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر اسلام صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله مهم‏ترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان می‏انجامید؛ چنان که خداوند متعال درآیه 67 سوره مائده می‏فرماید: «هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام نداده‏ای وخداوند تو را از مردم حفظ می‏فرماید». (ماهنامه گلبرگ)


خطبه ی غدیر یکی از معتبرترین و پر محتواترین منابع اصیل اسلامی است که مبانی اصیل اعتقادی را به صورت یک دوره ی فشرده مطرح می نماید؛ اصول خداشناسی و توحید، نبوت، امامت و حتی مباحث معاد و زندگی اخروی. در واقع این خطبه خود درسنامه ی کاملی از همه ی اعتقادات اسلامی است که به صورت مستدل و موثق از زبان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای همیشه ی تاریخ بیان گردیده است.

در این خطبه شریف به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.

در فراز اول می فرمایند:

« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها...

مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا»

ملاحضه شود که پیامبر صلی الله علیه آله به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المۆمنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند:

اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام  جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المۆمنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.

آغاز پانزدهمین قرنی است که شیعه با حجتی قوی و برهانی قاطع که پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم- به دستش داده ، پرچم بلند « اشهد ان علیاً ولی الله » را بر افراشته و تا شنیدن صدای جانفزای انا المهدی از مرزهای اعتقادی خویش پاسداری می کند



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)، داستانهایی از امام مهدی صاحب الزمان (عج)، آقا نوشت
:: برچسب‌ها: غدیر, ولی عصر, عج, عید
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

واقعه غدیر یا اكمال دین

: ناگفته پیداست كه هرگاه پیامبر (ص) مجموع دستورهاى الهى را ابلاغ نكند رسالت خود را انجام نداده است و یك چنین امربدیهى نیاز به نزول آیه ندارد بلكه مقصود از آیه ابلاغ امر خاصى است كه ابلاغ آن مكمل رسالت شمرده مى شود...

  پیامبر گرامى (ص ) در سال دهم هجرت براى انجام فریضه و تعلیم مراسم حج به مكه عزیمت كرد. این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر عزیز مصادف شد و از این جهت آن را <حجة الوداع  نامیدند. افرادى كه به شوق همسفرى و یا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بیست هزار تخمین زده شده اند.
مراسم حج به پایان رسید و پیامبر اكرم (ص ) راه مدینه را, در حالى كه گروهى انبوه او را بدرقه مى كردند و جزكسانى كه در مكه به او پیوسته بودند همگى در ركاب او بودند, در پیش گرفت . چون كاروان به پهنهء بى آبى به نام <غدیرخم > رسید كه در سه میلى <جحفه > قرار دارد, پیك وحى فرود آمد و به پیامبر فرمان توقف داد.پیامبر نیز دستور داد كه همه از حركت باز ایستند و بازماندگان فرا رسند.
كاروانیان از توقف ناگهانى و به ظاهر بى موقع پیامبر در این منطقهء بى آب , آن هم در نیمروزى گرم كه حرارت آفتاب بسیار سوزنده و زمین تفتیده بود, درشگفت ماندند. مردم با خود مى گفتند: فرمان بزرگى از جانب خدا رسیده است ودر اهمیت فرمان همین بس كه به پیامبر مأموریت داده است كه در این موقع نامساعد همه را از حركت باز دارد و فرمان خدا را ابلاغ كند.
فرمان خدا به رسول گرامى طى آیهء زیر نازل شد:
<یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس > (مائده : 67
<اى پیامبر, آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان و اگر نرسانى رسالت خداى را بجانیاورده اى ; و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى كند>.
دقت در مضمون آیه ما را به نكات زیر هدایت مى كند:
اولاً: فرمانى كه پیامبر (ص ) براى ابلاغ آن مأمور شده بود آنچنان خطیر و عظیم بود كه هرگاه پیامبر (بر فرض محال )در رساندن آن ترسى به خود راه مى داد و آن را ابلاغ نمى كرد رسالت الهى خود را انجام نداده بود, بلكه با انجام این مأموریت رسالت وى تكمیل مى شد.
به عبارتى دیگر, هرگز مقصود از <ما انزل الیك > مجموع آیات قرآن و دستورهاى اسلامى نیست . زیر ناگفته پیداست كه هرگاه پیامبر (ص ) مجموع دستورهاى الهى را ابلاغ نكند رسالت خود را انجام نداده است و یك چنین امربدیهى نیاز به نزول آیه ندارد. بلكه مقصود از آن , ابلاغ امر خاصى است كه ابلاغ آن مكمل رسالت شمرده مى شود و تاابلاغ نشود وظیفهء خطیر رسالت رنگ كمال به خود نمى گیرد. ینابراین , باید مورد مأموریت یكى از اصول مهم اسلامى باشد كه با دیگر اصول و فروع اسلامى پیوستگى داشته پس از یگانگى خدا و رسالت پیامبر مهمترین مسئله شمرده شود.



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)، آقا نوشت
:: برچسب‌ها: واقعه, غدیر, اكمال دین
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

پیامک های شادباش علوی

امام علی

امشب سرود وحی به تفصیل بشنوید از جوف کعبه نغمه ی تهلیل بشنوید

تنزیل و قدر و نور به ترتیل بشنوید بانگ اذان به کعبه ز جبریل بشنوید

بانگ علی علی همه در کعبه سر دهید

میلاد نور را به پیمبر خبر دهید

میلاد خجسته فخر کائنات، مولی الموحدین، امیرالمومنین، امام علی علیه السلام مبارک باد.

امشب صدای دلکش زمزم علی علی است امشب سرود عالم و آدم علی علی است

امشب دعای عیسی مریم علی علی است باور کنید ذکر خدا هم علی علی است

آید صدای زمزمه ی مسجد الحرام

با چار رکن خود به علی می دهد سلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله:

علی همانند خانه خداست که او را زیارت می کنند و او به زیارت کسی نمی رود، و مثل ماه است که چون طلوع می کند تاریکی ها را می بَرد و مثل خورشید است زمانی که طلوع کند عالم را نورانی می گرداند.

(بحار الانوار، 39/84)

الله اکبر ای حرم امشب حرم شدی بیش از همیشه نزد خدا محترم شدی

ای زادگاه فاطمه، ای خانه ی علی پروانه ی تو خلق و تو پروانه ی علی

***

تبریک ای بتان حرم داوری شدید

امشب به کعبه گرم ثنا گستری شدید

از افترای بت شدن امشب بری شدید

در اشتیاق شیر خدا حیدری شدید

***

رسول خدا صلی الله علیه و آله:

اگر درختان، قلم و دریاها، مرکب و جنیان، حسابگر و انسان ها، نویسنده شوند، نمی توانند فضائل علی را بشمارند.

(بحارالانوار، 85/40)



:: موضوعات مرتبط: قطعه های  ادبی، اشعار، داستانهایی از امام علی (ع)، پیامک های مذهبی، پیامک های مناسبتی، موبایل اسلامی، دل نوشت
:: برچسب‌ها: پیامک, شادباش, علوی, روز پدر
تاریخ انتشار : پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش
10اصل سبک زندگی اسلامی نهج البلاغه

اصول مرزبانی، حریم‌داری و پروا پیشگی؛ عدالت؛ پایبندی به عهد ایمان؛ صراحت و صداقت؛ رفق و مدارا؛ پاسداشت حقوق؛ تکلیف؛ پارسایی؛ اعتدال و میانه‌روی و پایبندی به کیفیت استخدام وسیله ده‌گانه اصول الگوی زیست مسلمانی در نهج‌البلاغه است.
امام علی
در خطبه 160 نهج‌البلاغه امام علی(علیه السلام) به سیره پیامبر و الگو بودن ایشان اشاره می‌کند: « وَلَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) کَافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَةِ وَ دَلِیلٌ لَکَ عَلَى ذَمِّ الدُّنْیا وَ عَیبِهَا وَ کَثْرَةِ مَخَازِیهَا وَ مَسَاوِیهَا إِذْ قُبِضَتْ عَنْهُ أَطْرَافُهَا وَ وُطِّئَتْ لِغَیرِهِ أَکْنَافُهَا وَ فُطِمَ مِنْ رَضَاعِهَا وَ زُوِی عَنْ زَخَارِفِهَا » که در واقع تأکید بر آیه 21 سوره احزاب است.

هنگامی که از حضرت علی(علیه السلام) پرسیده می‌شود که چرا مانند پیامبر(صلی الله علیه و آله) محاسن خود را خضاب نمی‌کند، «وَ سُئِلَ علیه السلام عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) غَیرُوا الشَّیبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْیهُودِ فَقَالَ إِنَّمَا قَالَ صلى الله علیه واله ذَلِکَ وَ الدِّینُ قُلٌّ فَأَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُۆٌ وَ مَا اخْتَارَ »، امام در پاسخ فرمود: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) این حدیث را آنگاه فرمود که مسلمانان اندک بودند، اما اکنون که اسلام گسترش و قدرت یافته است، این دستور بستگی به اختیار هر کس دارد.

در اواخر قرن اول، نخستین تلاش‌ها برای سیره‌نگاری از تاریخ پیامبر(صلی الله علیه و آله) صورت گرفت، در قرن دوم شروع «شمایل‌نگاری» از سیره پیغمبر(صلی الله علیه و آله) انجام گرفت که در این رابطه بهترین شمایل‌نگاری توسط ترمذی نوشته شد و بعدها کاملترین شمایل نگاری به وسیله ابن اثیر صورت گرفت.

سیر تحول نگارش سیره نبوی/کدام شیوه بهتر است؟

در اواخر قرن سوم نیز یک گرایشی در خصوص نگارش سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به وجود آمد که گروهی سعی کردند با «اخلاق‌ نگاری» بیشتر روی فضائل پیامبر(صلی الله علیه و آله) تمرکز کنند، در نهایت «سنن‌ نگاری» آخرین مرحله از نگارش سبک نبوی بود که بیشتر بر محور رفتارهای پیامبر به رشته تحریر در آمد.

اگر به زندگی معصومین(علیهم السلام) نگاه شود، متوجه می‌شویم که زندگانی همه آن‌ها تابع قوانین یکسانی بوده است که حتی می‌توان ادعا کرد که چیزی به نام سیره وحدت معصومین وجود دارد، شهید مطهری در این باره می‌گوید: ما حدود 237 سال سیره از زندگانی ائمه معصومین(علیهم السلام) داریم که در این 237 سال قاعده‌ای عوض نشده است.

اسلام تنها با جامعیت قابل عمل جواب می‌دهد و به طوری که اگر به مسائلی مانند نماز، جهاد، زکات و روزه هر کدام به طور مستقل پرداخت شود، الگوی جامعی از دین ارائه نمی‌شود.

سلامت روابط و مناسبات اجتماعی به شدت در گرو مرزبانی، حریم‌داری و پرواپیشگی است و این امر رابطه اساسی برای زیست انسانی و ایمان است، به طوری که هر چقدر اصل مرزبانی، حریم‌داری و پرواپیشگی در عرصه اجتماعی پررنگ باشد، امنیت جامعه بیشتر و زمینه رشد تعالی انسان‌ها فراهم‌تر می‌شود.



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
:: برچسب‌ها: اصل, سبک, زندگی, اسلامی
تاریخ انتشار : چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

قرآن
على عليه السلام آيات نازل شده را مى نوشت

حديثى كه ثقة الاسلام آن را در باب اختلاف الحديث از اصول كافى به سند خودش از سليم بن قيس هلالى در حديثى طولانى از اميرالمومنين عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت در پاسخ او مفصلا مطالبى بيان نموده تا اينكه فرمود: و بر پيغمبر خدا عليه السلام هيچ آيه قرآنى نازل نمى شد جز آن كه برايم مى خواند و بر من ديكته مى نمود، و من به خطّ خود مى نوشتم و تاءويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاصّ و عام آن را به من آموخت و از خدا خواست كه به من نيروى به خاطر سپردن آن را عطا كند، از آن زمان كه آن دعا را درباره من كرد هر آيه اى از كتاب خدا را كه به من آموخت ، و هر عملى را كه به من ديكته نمود و من نوشتم فراموش نكردم ، و آنچه را خدا به او آموخت از حلال و حرام و امر و نهى كه بوده يا خواهد بود، و هيچ كتابى كه بر پيغمبرى قبل از او نازل شده بود درباره طاعت و معصيت نماند الا آن كه به من ياد داد. و من حفظش كردم و يك حرف آن از خاطرم محو نشد، آنگاه دست خود را بر سينه من نهاد و از پروردگار خواست كه قلبم را از علم و فهم و حكمت و نور پر كند.
من گفتم : اى رسول خدا پدر و مادرم فدايت ، از آن هنگام كه آن درخواست را از خدا درباره من نمودى چيزى از ياد نبرم ، و آنچه را هم ننوشتم از دستم نرفته است ، آيا پس از اين ترس فراموشى برايم دارى .
فرمود: نه ، من از فراموشى و نادانى نسبت به تو بيمناك نيستم .

اولين گرد آورنده قرآن

على عليه السلام نخستين جمع آورى كننده قرآن است .
ابن المنادى گويد: حسن العباسى به من حديث كرد، گفت خبر داده شدم از عبدالرحمان بن ابى حمّاد، از حكم بن ظهير سد و سى ، از عبد خير، از على عليه السلام كه هنگام درگذشت پيغمبر آن حضرت مشاهده كرد، مردم سست و مضطرب شده اند و فال بد مى زدند، پس سوگند خورد كه تا قرآن را جمع نكند رداء خود را بر دوش نگيرد، لذا سه روز از خانه بيرون نيامد تا قرآن را جمع كرد، و آن نخستين مصحفى است كه در آن قرآن از صفحه دل على عليه السلام به صفحات كاغذ منتقل شده و در آن جمع گرديده است .


تكرار آيات قرآن در نماز

سيد بن طاووس در ((فلاح السّائل )) مى گويد: ((امام صادق عليه السلام در نماز بود كه از هوش رفت . چون به هوش آمد پرسيدند كه سبب آن حال چه بود؟
سخنى به اين مضمون فرمود: آيات قرآن را تكرار مى كردم تا به حالى رسيدم كه گويى آنها را از زبان آن كسى كه آيات را به كشف و عيان نازل فرموده است ، شنيدم . پس قوّه بشرى ، تحمّل مكاشفه جلالت و شكوه الهى را نياورد.




:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، حکایت های جالب، داستانهایی از امام علی (ع)، حکایت های آموزنده، داستانهای عارفانه حسن زاده آملی، داستانها وحکایت ها، داستانها وپند ها
:: برچسب‌ها: داستان, عارفانه, علامه, حسن زاده آملی
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

روز فرخنده عيد سعيد غدير

روز عيد است و همان به كه سلام تو كنيم
مطلع الفجر دل خويش بنام تو كنيم
جانشينى محمد (ص ) به تو فرخنده بود
عهد تجديد، در اين بيعت عام تو كنيم

غدير خم
پدر پير تاريخ ، بسيار شگفتيها به چشم ديده است و بسيار رويدادهاى ارزشمند و عظيمى را به ياد دارد كه فراموش نا شدنى و بى مرگند. اما از اين ميان ، چيزهايى را به خاطر دارد كه از ويژگيهايى ارزنده تر برخوردارند:
از ميان همه سر گذشتها و سرنوشتها، تاريخ اسلام
از ميان همه پيامبران ، محمد (ص )
از ميان همه امامان ، على عليه السلام
و از ميان همه حوادث ، غدير را
و غدير بالاترين و والاترين رخداده اى است كه در رابطه با بافت اسلام راستين و خواسته ژرف نبى اكرم (ص ) ظهور و بروز كرده است .



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
تاریخ انتشار : پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

تسبيح فرشتگان
1 به خدا سوگند، نبى مكرم (ص ) مرا در ميان امتش جانشين كرد و من پس ‍ از وى حجت خدا بر مردم هستم . همانا پذيرش ولايت و امامت من بر ساكنان آسمانها همان گونه لازم گشته كه بر اهل زمين واجب شده است .
فرشتگان از فضايل من سخن مى گويند و ذكر مناقب من سخن مى گويند و ذكر مناقب من تسبيح ملائكه است .
اى مردم ! از من پيروى كنيد كه شما را به راه حق مى خوانم و به جانب چپ و راست منحرف نشويد كه سرانجام آن گمراهى است .
2 منم وصى پيامبر شما، و خليفه و پيشواى مؤ منان ... پيروانم را به بهشت رسانم و دشمنان را به دوزخ افكنم .
منم شمشير قهر خدا كه بر دشمنان خدا فرود آيد و سايه لطف و رحمت الهى كه بر دوستان خدا گسترده است .
من على بن ابى طالب فرزند عبدالمطلب و برادر رسول خدا و شوى دخترش فاطمه و پدر حسن و حسين و جانشين او در تمام حالات هستم . و داراى همه مناقب و مكارم و رازدار پيغمبرم .
3 مريم مادر عيسى در بيت المقدس معتكف بود. وقتى كه درد مخاض و زايمان بر او عارض گشت به وى گفتند: بيرون شو! اينجا خانه عبادت است نه خانه ولادت .
اما مادرم فاطمه بنت اسد، همين كه خواست وضع حمل كند به كنار كعبه آمد و ديوار برايش شكافته شد و او را به درون خانه فرا خواندند.
()



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
تاریخ انتشار : پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

غدیر در بیان قرآن و عترت                    اشعار و پیام های عید غدیر   

 تبیین و تفسیر خطبه غدیر و خطبه غدیریه            یادگاری ها (تم موبایل - پوستر مذهبی -والپیپر)       

  گنجینه ی معرفت و بلاغت (پیرامون نهج البلاغه)          مقالاتی پیرامون ولایت و امامت

ویژه نامه صوتی - تصویری                              کتابخانه امیرالمومنین (ع)+ویژه نامه ی های قبل



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)، پیامک های مذهبی، پیامک های مناسبتی، عکس های مذهبی، موبایل اسلامی
:: برچسب‌ها: ویژه نامه ها, مدیحه و مولودی, پیامک های مذهبی, پیامک های مناسبتی
تاریخ انتشار : سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش
تاریخ انتشار : چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

معجزه چادر حضرت زهرا(س)

روزى حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) محتاج به قرض شد، چادر حضرت فاطمه (علیها السلام) را پیش مرد یهودى که نامش زید بود، رهن گذاشت آن چادر از پشم بود، قدرى جو قرض گرفت .

یهودى آن چادر را به خانه برد و در اتاقى گذاشت ، وقتى شب شد زن یهودى به آن اتاق رفت ، ناگاه نورى را از آن چادر دید که تمام اتاق را روشن کرده بود وقتى زن آن حالت شگفت را دید فریاد زد:

شوهر خود را خواست آنچه را دیده بود براى شوهرش بازگو کرد.
یهودى شگفت زده شده بود و فراموش کرده بود که چادر حضرت فاطمه (علیهاالسلام) در آن خانه است، با سرعت داخل اتاق شد، دید که اشعه نورانى چادر آن خورشید عصمت است که مانند بدر منیر خانه را روشن کرده است .
یهودى از مشاهده این حالت تعجبش بیشتر شد، یهودى همراه با زنش ‍ به خانه خویشان خود دویدند و 80 نفر از ایشان حاضر شدند و این را دیدند از برکت شعله چادر فاطمه (علیهاالسلام ) همگى به نور اسلام مشرف و منور گردیدند.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های جالب، داستانهایی از امام علی (ع)، داستانهایی از حضرت زهرا(س)، حکایت های آموزنده، داستانهای عارفانه حسن زاده آملی، داستانهای خواندنی، داستانهایی از انوار آسمانی
:: برچسب‌ها: حکایت جالب, داستانهای خواندنی, حجاب, حجاب یادگار فاطمه
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

امام على علیه السلام داراى جاذبه هاى عجیبى بود، و دوست و دشمن ، مسلمان و كافر را جذب مى كرد، تا جایى كه كسانى در این راه دست خود را قطع مى كردند، و از آئین خود منصرف گردیده ، آئین بحق على علیه السلام  را مى پذیرفتند.

روزى على علیه السلام كنیزى را دید كه محزون و گرایان است ، و چون از علتش پرسید، جواب داد: صاحبم مرا براى خرید گوشت مأمور ساخت ، و چون گوشت را خریدم مورد پسند وى واقع نشد، لذا آن را برگرداندم ، دوباره قصاب گوشت را عوض كرد و گفت : چنانچه بار دیگر بیاورى عوض نمى كنم ، ولى صاحبم این گوشت را نیز نپسندید، نمى دانم چه كار كنم ؟

حضرت فرمودند: من حاضرم تو را به پیش صاحبت ببرم ، و از او تقاضا كنم كه آزارت ندهد، و یا از قصاب بخواهم گوشت را براى بار دوم عوض ‍ كند، كدام را انتخاب مى كنى ؟

به درخواست كنیز آن حضرت به مغازه قصابى وارد شد، و از قصاب خواست كه گوشت را عوض كند، و یا معامله را اقاله نماید ( وجنس را پس بگیرد).

قصاب امیرالمۆمنین علیه السلام را نمى شناخت ، و لذا مشتى بر سینه آن حضرت زد و گفت : برو بیرون به شما مربوط نیست !!

على علیه السلام با آن همه توان و شجاعت و قدرتى كه داشت ، مشت قصاب را تحمل كرد و چیزى به او نگفت !! و كنیز را به خانه اش برگرداند، و به ارباب سفارش كرد كه وى را آزار ندهد.

چون صاحب كنیز، مولاى متقیان را شناخت ، كنیز را به شكرانه تشریف آوردن آن حضرت آزاد ساخت .

ولى از سوى دیگر چون مردم ، آن حضرت را هنگام وارد شدن به مغازه قصابى دیده بودند، لذا به سراغش آمدند و گفتند: امیرالمۆمنین چه شد و كجا رفت ؟

قصاب كه مردى غریب و از عاشقان مولا بود، و اساسا براى دیدار آن حضرت به كوفه آمده بود، ولى على علیه السلام هنگام ورود وى به كوفه ، در مسافرت به سر مى برد، جواب داد: من كجا و على كجا؟ من كه مدتها است كه در انتظار على هستم.

گفتند: همان عربى كه با كنیز گریان وارد مغازه ات شد على علیه السلام بود!!

قصاب كه دید كه به چه بزرگوارى جسارت كرده است ، گرفتار غم و اندوه شدیدى شد، و لذا دستش را با ساطور قصابى قطع كرده و بى هوش ‍ افتاد!!

على علیه السلام چون از این جریان آگاه گشت بر بالین قصاب آمده ، و دست قطع شده را از زمین برداشت ، و بلافاصله آن را در جاى خود قرار داد، و از خدا خواست سلامتى را به وى برگرداند، در نتیجه دست قطع شده به بركت انفاس ملكوتى آن حضرت خوب شد. (1)

نظیر این جریان با كمى تفاوت در مورد بقالى پیش آمد، كه حضرت در شفاعتش از كنیزى مشت او را نیز تحمل كرد.

امام على علیه السلام نه تنها در اخلاق و برخورد نمونه بود، و اسلام در وجود او تجسم پیدا مى كرد، بلكه به هر موضوعى در وجود او بنگریم ، وى همانند رسول خدا اسوه و الگو بود، در عدالت ، ایثار، اخلاص ، سوز و مسۆ ولیت ، جوانمردى و همه سیماى واقعى قرآن و اسلام بود، و لذا جاذبه داشت ، و دوست و دشمن در برابر وى خاضع بودند.

این اخلاق الهی امام، همواره الگویی شایسته برای شیعیان حقیقی آن حضرت بوده است. چنانکه مالک اشتر سردار شجاع و بی بدیل لشگر علی علیه السلام که در همه چیز از امام خود پیروی می کرد، روزی در کوفه در بازار عبور می کرد، یکی از بازاریان او را نشناخت، به خیال این که یک دهاتی فقیری عبور می کند، مقداری ته مانده سبزی را به سوی او پرتاب کرد، و از تلخ کاری خود خندید. مالک بی آن که سخنی بگوید از آنجا عبور کرد.

 مردی به آن بازاری گفت: آیا این شخص را نشناختی؟

او گفت: نه.

آن مرد گفت:  او مالک اشتر، سردار بزرگ سپاه علی بود.

بازاری با شنیدن این سخن ترسان و لرزان به دنبال مالک شتافت، تا به محضرش رسیده عذرخواهی کند. دید مالک وارد مسجد شد و به نماز ایستاد، بازاری پس از نماز نزد مالک آمد و با کمال فروتنی به عذرخواهی پرداخت. مالک گفت:

«سوگند به خدا به مسجد نیامدم مگر برای این که دعا کنم تا خدا تو را بیامرزد و اصلاح کند.» (2)

این رأفت اسلامی، و برخورد بزرگوارانه و عفو و گذشت شاگرد برجسته و دست پرورده امیرمۆمنان، نشان می دهد که شاگردان و شیعیان علی علیه السلام باید در هر حال و مقام خصلت عفو و بخشش را از یاد نبرند.

 

پی نوشت:

1) بحارالانوار، ج 41، ص 48.



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)، حکایت های آموزنده، داستانهای خواندنی، داستانهای بحارالانوار، داستانها وحکایت ها، داستانها وپند ها
:: برچسب‌ها: حکایت جالب, داستانهای خواندنی
تاریخ انتشار : شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش
تاریخ انتشار : دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود …



ولی پدر ...

یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمی بیند و نمی داند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …



بیایید قدردان باشیم و در آستانه روز پدر، سلامتی پدر و مادرهامون رو از خدا بخواهیم



در آستانه
15 خرداد 91 (سیزدهم رجب) مصادف با سالروز
ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و روز بزرگداشت پدر
برای تمام پدران گل ایرانی آرزوی سلامتی و طول عمر داریم
و امیدواریم بتونیم فرزندانی قدر شناس باقی بمونیم



به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد
سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد

لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز
به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد



پیشاپیش روزت مبارک پدر


 



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
تاریخ انتشار : پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

امير مؤمنان على عليه السلام خطبه بدون نقطه را پس از مذاکره اصحاب در اين باره بدون درنگ به ايراد آن پرداخته و بیان فرمودند . این خطبه درعین برخورداری از نظم و زیبایی در متن از معانی و معارف والا برخوردار است و در مورد توحيد و نبوت و صفات الهى و سنت و سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏باشد و جامعه اسلامى را به تبعيت از آن حضرت و خود سازى دعوت مى‏فرمايند. این خطبه  از مراتب علمى و فکرى مولاى متقيان حکايت دارد.

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ..........

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن. یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی. شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید. کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد. بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است............

 



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
تاریخ انتشار : چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

کتاب: فروغ ولايت ص 111
نويسنده : استاد جعفر سبحانى

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم :
«على (ع) در اجراى دستور خدا بسيار دقيق وسخت گير است و هرگز تملق و مداهنه در زندگى او راه ندارد.»

كسانى كه در زندگى هدف مقدسى را دنبال مى ‏كنند و براى وصول به آن شب و روز مى ‏كوشند ، در برابر امورى كه با هدف آنان اصطكاك داشته باشد نمى ‏توانند بى طرف بمانند. اين افراد در طى مسير خود تا هدف ، مهر و علاقه گروهى و قهر و غضب گروه ديگرى را بر مى انگيزند. در اين راه پاكدلان و روشن ضميران فريفته دادگرى وسختگيري هاى او مى ‏شوند ولى افراد بى تفاوت و غير مسلكى از تضييقات و عدالت او ناراحت مى‏ گردند.

گروهى كه با نيك و بد گرم مى‏ گيرند و با مسلمان و غير مسلمان مى ‏سازند و نمى ‏خواهند خشم و كينه احدى را بر انگيزند ، نمى ‏توانند افراد هدفمند و مسلكى باشند. زيرا سازشكارى با تمام طبقات ، جز نفاق و دو رويى نيست.
در دوران حكومت اميرمؤمنان - عليه السلام شخصى فرماندار محل خود را ستود و گفت كه همه طبقات از او راضى هستند. امام - عليه السلام فرمود : معلوم مى‏ شود كه وى فرد عادلى نيست ، زيرا رضايت همگانى حاكى از سازشكارى و نفاق و عدم دادگرى اوست ، والا همه افراد از او راضى نمى‏ شوند.

امير مؤمنان - عليه السلام يكى از آن مردان است كه مهر وعاطفه دادگران پارسا و افتادگان پاكدل را برانگيخت و متقابلا شعله خشم و غضب حريصان و قانون شكنان را در سينه هاشان بر افروخت.



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
تاریخ انتشار : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

                         

 

كسى كه در ميدان و مسجد با خدا بود

آن شب ستاره‏هاى غمگين، با آه و ناله گرد هم آمده بودند در كوفه مى‏نگريستند. زمين مى‏گريست.

آسمان نالان بود. ديوارهاى كوفه از ترس حدوث «واقعه‏» به هم نزديك مى‏شدند، شايد جلوگير آن باشند. پرنده‏هاى نگهبان در چارسوى مسجد كوفه، نگهبانى مى‏دادند. شب پرده‏هاى مهاجم ضمن اين كه به يكديگر نويد مى‏دادند، ترس و رعب سراسر وجودشان را فرا گرفته بود. آخر حمله به يك فرد نبود، حمله به تمام انبيا و اولياء و صالحان و صديقان بود.

مى‏خواستند عرش خدا را به لرزه در آورند و مى‏خواستند عروة الوثقاى دين را نابود سازند. ابن ملجم، نماينده خفاشان شب با وحشت، براى رسيدن به آرزوى ديرينه‏اش، به مسجد آمده و كمين كرده بود. ولى چگونه اقدام به آن كار كرد؟! بايد شقاوت و بدبختى، وجود يك به ظاهر انسانى را فراگيرد تا دستش به شمشير بلند شود و بر فرق قهرمانى فرود آيد كه برق ذوالفقارش دل يلان عرب را مى‏لرزاند و زهره قهرمانان را مى‏شكافت، راد مردى كه در برابر اشك يتيمان آيد مهربان‏تر از پدر و مادر بود و با لطف و مهربانى اشك‏هاى غم ديدگان را پاك مى‏كرد و دست محبت‏بر سرشان و مى‏كشيد و با آنان چون فرزندان خويش رفتار مى‏نمود. چگونه مى‏توانست آن اشقى الاشقيا شمشير زهراگينش را بر سر آن نامتناهى فرود بزند، او كه محور مركزى تمام فضايل بود. آن انسان كاملى كه مجسمه تمام نماى رسول خدا و نفس او و برادر او و جانشين به حق او بود. او كه نمى‏توان با كلمات حقش را ادا كرد و توصيفش نمود، زيرا جز خدا و رسولش كسى نتوانست و نخواهد توانست تا روز رستاخيز او را بشناسد و قدرش را بداند و عظمتش را درك كند، نه آن‏ها كه پرستيدنش و نه آن‏ها كه پيرويش كردند، همه در شناخت مقامش حيران و سرگردانند.



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
:: برچسب‌ها: ویژه نامه, شهادت, حضرت, علی
تاریخ انتشار : جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

                                            

سيماى اميرالمؤمنين علي عليه السلام از مسجد الحرام تا مسجد كوفه

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين، بارى‏ء الخلائق اجمعين، و الصلاة و السلام على خاتم النبيين ابى القاسم محمد و آله الطاهرين «اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم‏».

«يا ايتها النفس المطمئنة. ارجعى الى ربك راضية مرضية. فادخلى فى عبادى. و ادخلى جنتى. » (1)

عنوان سخنرانى امشب به طورى كه همه شنوندگان محترم استحضار دارند «سيماى امير المؤمنين عليه الصلوة و السلام از مسجد الحرام تا مسجد كوفه است‏» سيماى رجال معروف تاريخ بشريت را همشيه دو طايفه تحريف مى‏كرده‏اند و بر آنها كه مى‏خواهند سيماى واقعى رجال برجسته تاريخ را بنگرند، كار بسيار مشكل شده است دو طايفه‏اى كه پيوسته در تحريف سيماى واقعى مردان تاريخ بهر نيتى كه بوده است كوشيده‏اند، يكى دوستان و طرفداران افراطى و تندرو، و ديگرى دشمنان كينه‏توز بوده‏اند. امير المؤمنين سلام الله عليه هم از اين مشكل آسوده نبوده است و نيست و نمى‏دانيم كه كى از اين گرفتارى آسوده خواهد شد، هم دوستان تندرو و طرفداران افراطى امير المؤمنين عليه السلام سيماى مقدس او را تحريف كرده‏اند، و هم دشمنان كينه‏توز. البته از دشمنان كينه‏توز نبايد خيلى گله‏مند بود و بيشتر گله ما از خود ما است، يعنى از دوستان تندرو و افراطى، و هنوز هم اين مشكل يكى از مشكلات بسيار اساسى و مهم مذهب شيعه مى‏باشد كه واقعا شيعه در بصيرت و بى‏طرفى و آشنايى به حقايق مذهب بسيار متعالى و مقدس خود بجايى برسد كه در تاييد آن به امور موهوم و ضعيف و بى‏اساس و بى‏بنياد، توسل و تمسك نجويد، و بهمان مقدار حرف حساب مورد اتفاق و محكم و مستدل كه دارد قانع شود و بداند كه همانها او را كفايت است.                   



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)
:: برچسب‌ها: ویژه نامه, شهادت, حضرت, علی
تاریخ انتشار : جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

سيزده رجب، تولد زمزم زلال عترت، بر تمام شيعيان مبارك باد


از كعبه حق بانك جلى مى آيد
آواى خوش لم يزلى مى آيد
بشنو كه سروش وحى حق مى گويد 
آغوش گشائيد که على(ع) مى آيد

             

و علي (ع) مي آيد ...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...



 


:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام علی (ع)، آسمان نوشت، آقا نوشت
:: برچسب‌ها: ولادت, حضرت, علی, روز
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ |
 

آسمان نوشت

آقا نوشت

بانو نوشت

داستان نوشت

دل نوشت

سیاسی نوشت

شعر نوشت

شهدا نوشت

طنز نوشت

کوتاه نوشت

منتظران مهدی بخشایش

سنگر ما در افسران

سنگر ما در آپارات

سنگر ما در تلگرام