
افلا ينظرون الي الابل کيف خلقت؟!آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده است؟(غاشيه/17)
اگر روحيه تفكر در انسان باشد، همه هستى كلاس درس است. يك چوپان در بيابان هم گويى در بزرگترين كتابخانههاى دنياست؛ زير پايش زمين است، بالاى سرش آسمان، در اطرافش كوهها و جلوى رويش شترها، و اگر در هر يك دقت كند، اسرار بسيارى را كشف مىكند. مثلاً شتر از اسب بيشتر مىدود، از الاغ بيشتر بار مىبرد. در ميان حيوانات بعضى براى سوارى، بعضى براى گوشت و بعضى براى شير مورد استفاده قرار مىگيرند، ولى شتر همه چيزش قابل استفاده است. پلكهايش در برابر باد و خاك بيابان مقاوم است، در كوهان خود چربى و غذا را ذخيره كر در برابر گرسنگى مقاوم است. در بدنش آب را نگهدارى كرده و در برابر تشنگى مقاوم است، راه را مىداند، چنان رام است كه صدها شتر تسليم يك ساربان مىشوند، كف پاى او براى ريگزار آفريده شده، گردن او پله سوار شدن و اهرم بار برداشتن و خلاصه به قول عربها، شتر كش بيابانهاست. قوىترين، كم خرجترين، پرفايدهترين و آرامترين و بردبارترين حيوان است.
:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .، سیری در قرآن :: برچسبها: تاملی, آیه, قرآن, شتر
مفسر واقعی از نظر امام خمینی(ره) |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تاریخ انتشار : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
|

هارون الرّشید از بهلول پرسید كه آخرت مرا چطور میبینی؟ بهلول گفت: از این آیه میتوانی جای خود را در آخرت بدانی:
«إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ»[1]
یعنی نیكوكاران در بهشتاند و بدكاران در جهنم.
هارون گفت: پس قرابت من با رسول خدا كجا رفت بهلول گفت:
«فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ»[2
یعنی در قیامت وقتی كه اسرافیل به صور خود دمید پس آن وقت نسبی در بین نخواهد بود.
یعنی قرابت تو به پیغمبر (ص) بدون عمل به تو نفعی نخواهد بخشید.
هارون گفت: پس شفاعت پیغمبر (ص) چه شد؟ بهلول گفت:
«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»[3]
كیست آن كسی كه شفاعت بكند مگر به اذن خودش.
هارون گریست و اشك چشمش محاسن او را تر كرد و گفت آیا عمل من مرا نجات نمیدهد؟ بهلول گفت:
«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ»[4]
پس هر كه عمل میكند به قدر ذرّهای از نیكی میبیند آن را و جزای عمل به همان مقدار به او میرسد و هر كه عمل بكند به قدر ذرّهای شرّ و بدی، میبیند آن را.
هارون گفت: مقرّر كردم كه مؤنه ترا هر روز مهیّا دارند.
بهلول گفت: آنكه مرا خلق كرده،مرا فراموش نخواهد كرد، و از نزد او بیرون شد.[5]
[1] . سورة انفطار، آیات 14 و 15.
[2] . سورة مؤمنون، آیة 140.
[3] . سورة بقره، آیة 275.
[4] . سورة زلزال، آیة 8 و 9.
[5] . بهلول عاقل، میرزا علی آقا صدر.
تاریخ انتشار : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
|

اشاره:
طایفه ای به نام «حبیّه» بر این باورند كه باید در پی محبت خدا بود، نه به دنبال رسیدن به بهشت، یا فرار از جهنم خوارزمی در كتاب مفاتیح العلوم از این گروه نام برده و آنان را فرقه ای از حشویه معرفی كرده است. در حالی كه آیات و روایات فراوانی ما را به همین بهشت می خوانند و از همین جهنم باز می دارند.
در مباحث عرفانی آمده است كه قیامت منحصر در بهشت و جهنم و اعراف نیست، بلكه جاهای دیگر نیز وجود دارد و این سه، به عنوان نمونه ذكر شده اند؛ نه سعادت، منحصر در بهشت است و نه شقاوت، منحصر در جهنم.
بهشت و جهنم دارای درجات و مراتبی است؛ مثلاً یك انسان عادی پشت سر یك بازاری غیبت می كند، اما طلبه پشت سر مرجع تقلید غیبت می كند، یا حرام خواری افراد عادی از مال دیگران یا در نهایت از بیت المال است، اما حرام خواری طلبه از مال امام زمان است. طلبه حق ندارد به خاطر كم بودن شهریه، توان كمتری را برای انجام وظیفه بگذارد. روشن است كه در این صورت عقاب طلبه بیشتر و شدیدتر است.
تاریخ انتشار : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
|
|
معجزه ی اول:
قرآن در سوره ی انعام آیه 125 میفرماید:«فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ »
یعنی: پس هرکس را که خدابخواهد هدایتش کند سینه اش را برای اسلام میگشاید و هرکس راد که(خدا) بخواهد گمراهش کند،سینه اش را تنگ میکند همانند کسیکه به آسمان بالا می رود.
شاید اون موقعی که این آیه نازل شد کسی معنیش رو نمیفهمید که جمله ی «هرکس که خدا بخواد گمراهش کنه سینه ش رو تنگ میکنه مثل کسیکه میخواد به آسمون بالا بره» یعنی چی؟
اما با پیشرفت علم، دانشمندان فهمیدند که هرچی انسان از زمین فاصله بگیره و بالا بره فشار هوا کمتر شده و در نتیجه انسان دچار تنگی نفس شده و درنتیجه خفه شده و از بین خواهد رفت و این یکی از معجزات بزرگ قرآن هست که بر مبنای این معجزه ، برای هواپیماهای جنگنده ،ماسک های اکسیژن قرار میدن تا خلبانان این هواپیما در ارتفاعات بالا دچار خفگی نشن و سقوط نکنن و از بین نرن.
معجزه ی دوم:
قرآن در قسم پایانی آیت الکرسی درباره کافران میگه:«اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» بقره-257
یعنی:«اینها یاران آتش هستند.این ها در آن(در آتش) جاویدان هستند.»
اما سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که وقتی هرکی میره جهنم ما درباره ی اون میگیم که فلانی «اهل جهنم» هست. نه «یار آتش». پس چرا قرآن گفته که «اینها یاران آتش هستند»؟؟؟؟
جواب این آیه رو خود قرآن در آیه 24 بقره میده و میفرماید:« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ» یعنی:«از آتشی بترسید که هیزمهای آن مرد و سنگ ها هستند.(این آتش)برای کافرین آماده شده است.»
خصوصیت هیزم اینه که وقتی توی آتیش می افته، اگه ارتفاع آتیش هر اندازه که باشه ،این هیزم باعث شعله ور تر شدن آتش و در واقع یاری رساندن به آتش در شعله ور تر شدن و گُر گرفتن اون میشه. پس مردم گناهکاری که توی آتیش جهنم افتادن و به نا به قول قران، خودشون نقش هیزم رو بازی میکنن باعث شعله ور تر شدن آتش میشن و درنتیجه آتش رو در شعله ور شدن یاری میکنند. پس این گناهکاران خودشون یاران آتش هستند.«اولئک اصحاب النار».
نتیجه اینکه قران در کلام هم از نهایت دقت برخوردار هست و این از معجزات لغوی و ادبی قرآن محسوب میشه که انسان رو در حیرت و شگف6تی فرو میبره.
معجزه ی سوم:
قرآن در آیه 56 سوره نساء میفرماید:«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذاب»
یعنی:همانا کسانیکه به آیات ما کافر شدند را بزودی در آتش می اندازیم.هرچه پوست بدنشان برشته میشود،پوستی غیر از آن پوست اولیه را جایگزین آن میکنیم تا عذاب را بچشند.
شاید این آیه در زمان نزول خودش ،چندان مورد درک قرار نگرفته باشه. اما امروز با توجه به پیشرفت علم به معجزه بودن و اعجاز علمی و پزشکی این آیه پی می بریم و اونم اینه که در زیر پوست، عصب هایی قرار دارند که به محض رسیدن صدمه یا لطمه ای به پوست با ایجالد درد این خطر رو به انسان هشدار میدن و اگه این عصب ها به هر دلیلی از بین برن دیگه انسان درد رو احساس نمیکنه.
قرآن در این آیه میگه هرچی پوست کافران برشته میشه ما،یه پوست جدید براش می آریم. علت این کار هم اینه که وقتی پوست اولیه می سوزه، عصبش از بین میره و شخص گناهکار دیگه عذاب و درد رو احساس نمیکنه.
پس برای اینکه درد رو همواره احساس کنه، خدا دوباره یه پوست جدید بر بدن اون میرویاند تا همواره عصب داشته باشه و همواره عذاب رو احساس کنه و در عذاب باشه.
این معجزه ی قرآن در حدود 1400 سال پیش ذکر شده و ما امروز تازه متوجه ی عظمت این آیه شدیم اونم نه به اندازه ای که در شان این آیه باشه بلکه در حد فهم مختصر این آیه.
به هر حال این آیه اشاره به مقوله ی عصب شناسی و پزشکی در متن قرآن داره.
والسلام علی من اتبع الهدی
تاریخ انتشار : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
|
از ابن عباس روایت شده كه میفرماید:
هنگامی كه پیامبر(ص) ایة الكرسی را میخواند، میخندید و می فرمود:«به درستی كه ایة الكرسی گنج رحمانی است كه از زیر عرش به من داده شده است». (اتقان،ج1، ص 141)
در منهج الصادقین از علی(ع) نقل است كه فرمود:
«كدام عاقل است كه در وقت خفتن،ایة الكرسی و ایههای پایانی سوره بقره (یعنی امن الرسول تا آخر را نخواند؛چرا كه آن از گنجهای عرش الهی است)». (منهج الصادقین، ج2، ص96)
پیغمبر اكرم(ص)فرمودند:
«ایة الكرسی از گنجینه ای در زیر عرش به من داده شده و پیش از من،به هیچ پیغمبری چنین بخششی نشده است».
در بحار الانوار روایت شده است كه پیامبر(ص)،در شب معراج،در آسمان هفتم دیدند كه ملائكه حُجُب،سوره نور میخوانند،خزان كرسی،ایة الكرسی میخوانند و حمل كنندگان عرش،حم مؤمن میخوانند.(بحار الانوار، ج18، ص380)
روایت شده كه پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود:«به تلاوت ایة الكرسی،در پس نمازهای واجب،مواظبت داشته باش، زیرا پیامبران،صدیقان و شهیدان بر آن مواظبت میكنند».(بحار الانوار ج86، ص24)
از امام صادق(ع) میفرمایند:
«كسی كه در هر ركعت از نمازهای مستحبی،سوره انا انزلنا و ایة الكرسی را بخواند، خداوند درب با فضیلت ترین اعمال انسانها را بر روی او گشوده است».
تاریخ انتشار : شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۱ |
|
|

براستی آیا تا به حال فکر کرده اید که سخنان ما به چه میزان برخاسته از قرآن و هماهنگ بامحتوا و مفهوم آن و مشوّق براى نزدیك شدن و اُنس و مطالعه و فراگیرى آن است؟
كیست كه بتواند با جرأت بگوید: من دِین خود را نسبت به قرآن ادا كردهام؟ و بگوید: در روز تغابن، روز فقر و حسرت قیامت، مورد این خطاب پیامبر نخواهم بود:
«یا ربّ انّ قومى اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً»(1)
«پرودرگارا! قوم من قرآن را رها كردند.»
زلیخا «یوسف» را به زنان مصر نشان داد، آنها مبهوت شده و دست بریدند، به یقین اگر ما نیز یوسف قرآن (داستانها و پیامها و درسهاى آموزنده آن) را براى نسل نو بازگو و تعریف كنیم، آنها نیز دست از دیگران (دشمنان خدا و دین و اخلاق و انسانیّت) خواهند كشید.
اگر تفسیر قرآن با بیان روان و قصد قربت و حسن سیره و عمل گوینده همراه باشد، معجزه عملىِ خود را بهتر نشان خواهد داد؛
در قیامت درجات بر اساس آشنایى با قرآن است. مىگویند: «اقرأ و ارقأ»(2) بخوان و بالا برو. (یعنى درجه برترى را نصیب خود كن.)
پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله در جنگ احد به هر شهیدى كه بیشتر قرآن حفظ بود اول نماز مىخواند.
تاریخ انتشار : جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
|
|

ابن صبّاغ مالکی در «فصولالمهّمة» مینویسد: مردی را نزد عمر آوردند زیرا او در پاسخ گروهی که از وی پرسیده بودند چگونه صبح کردی گفته بود: صبح کردم در حالی که فتنه را دوست دارم و حقّ را ناخوشایند دارم و یهود و نصاری را تصدیق میکنم و بدانچه ندیدهام ایمان آوردهام و بدانچه خلق نشده اقرار میکنم! عمر کسی را خدمت امام علی علیهالسلام فرستاد و چون آن حضرت آمد عمر گفتار آن مرد را برای آن حضرت بازگو کرد.
حضرت علی علیهالسلام فرمود: راست گفته که فتنه را دوست دارد. خدای تعالی میفرماید: «انّما اموالکم و اولادکم فتنة)1. و منظور از حقّ که ناخوشایند اوست، مرگ است که خدای تعالی میفرماید: (و جآءت سکرة الموت بالحق)2 و اینکه سخن یهود و نصاری را تصدیق میکند در این مورد است که خدای تعالی میفرماید: (وقالت الیهود لیست النّصاری علی شیء و قالت النّصاری لیست الیهود علی شیء)3 و اما بدانچه ندیده ایمان آورده. مقصودش خداوند- عزّ و جلّ- است که به او ایمان آورده است و بدانچه خلق نشده اقرار میکند منظور او اقرار به قیامت است.
عمر گفت: «اعوذ بالله من معضلة لا علیّ لها» پناه میبرم به خدا از مشکلی که علی برای حلّ آن حضور نداشته باشد. 4
گفتن بر خورشید که من چشمه نورم دانند بزرگان که سزاوار سها نیست
پینوشتها:
1- تغابن /15، ترجمه: اموال و اولاد شما فتنه و وسیله آزمایش است چنانچه در آیه 28 سوره مبارکه انفال همین مضمون به کار رفته با این تفاوت که به شکل (انما اموالکم و ...) است. نکته: بد نیست بدانیم که کلمه فتنه مجموعا سی و چهار بار در قرآن کریم به کار رفته است که از این تعداد تقریبا دوازده مورد آن به معنی «آزمایش و وسیله امتحان» است.
2- ق / 19 ترجمه: و سرانجام سکرات مرگ حقیقت را میآورد.
3- بقره / 113 ترجمه: یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتی (نزد خدا) ندارند و مسیحیان نیز گفتند: یهودیان هیچ موقعیتی ندارند (و برباطلند).
4- ر. ک. علی علیهالسلام کیست /111، به نقل از: فصول المهمّه /18 . الغدیر 6/105 به نقل از: الطرق الحکمیة /46. درباره نظیر این حکایت ر. ک: تفسیر نمونه 22/266 به نقل از: تفسیر روحالبیان 9/118.
تاریخ انتشار : چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ |
|
برخی از آیات معروف قرآن

برخى از آیات معروف و مشهور قرآن عبارتند از:
1. آیه وحدت: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » (ال عمران / 103) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراكنده نشوید.
2. اطاعت از اولیالامر: « أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (نساء/59) خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیای امر خود را (نیز) اطاعت كنید.
3. آیه تطهیر: « إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً » (احزاب / 33) خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملاٌ شما را پاك سازد.
4. حكومت مستضعفین: « وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ » (قصص/5) ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
5. جاءالحق: « وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » (اسراء / 81) و بگو: حق آمد، و باطل نابود شد، یقیناٌ باطل نابود شدنی است.
6. و ان یكاد: « وَ إِنْ یَكادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لََمجْنُونٌ » (قلم/51) نزدیك است كافران هنگامی كه آیات قران را میشنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند، و میگویند او دیوانه است.
7. آیه بسمله: « بسم الله الرحمن الرحیم».
8. نفس مطمئنه: « یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی » (فجر / 27تا30) تو ای روح آرام یافته، به سوی پروردگار بازگرد در حالیكه هم تو از خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو.
9. آیةالكرسی : در روایات آمده كه آیهالكرسی عظیمترین آیه در كتاب خداست. مردی عرض كرد: یا رسولالله! كدام آیه در كتاب خدا عظیمتر است فرمود: آیةالكرسی. نامیدن این آیه به آیةالكرسی از همان صدر اسلام مشهور بوده، حتی در زمان حیات رسول خدا صلیالله علیه و آله و حتی در زبان خود آن جناب به این نام بیان میشد.
«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ » (بقره/ 255)
هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، كه قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند، هیچگاه خواب سبك و سنگینی او را فرا نمیگیرد. او لحظهای از تدبیر جهان هستی، غافل نمیماند. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست كیست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟ (بنابراین، شفاعت كنندگان، برای آنها كه شایسته شفاعتند، از مالكیت مطلقه او نمیكاهد) .آنچه را در پیش روی آنها (بندگان) و پشت سرشان میداند، (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یكسال است.) و كسی از علم او آگاه نمیگردد، جز به مقداری كه او بخواهد. (اوست كه به همه چیز آگاه است، و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بیپایان و نامحدود اوست.) تخت (حكومت) او، آسمانها و زمین را در بر گرفته است، و نگاهداری آن دو (آسمان و زمین) او را خسته نمیكند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست. (255)
10. آیة الوصیة: « كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ » (بقره / 180) دستور داده شده كه چون یكی از شما را مرگ فرارسد.
11. آیة وام: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ » (بقره / 282) ای اهل ایمان چون به قرض و نسیه معامله كنید
12. آیة التوجه: « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ » (بقره / 115) مشرق و مغرب جود و ملك خداست.
13. آیه روزه: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ » (بقره / 183) ای اهل ایمان به شما هم روزه داشتن فرض كردید.
14. آیه كتمان: « إِنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ ما انزلناهُ ...» (بقره / 159) آن گروه اهل كتاب، کتمان مى نمایند آیاتی را كه ما فرستادیم...
15. آیه نفی سبیل: « وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً » (نساء/141) و خداوند هیچگاه برای كافران نسب به اهل ایمان راه تسلط باز نخواهد نمود.
16. آیه ولایت: « إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » (مائده/55) ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول خدا است.
17. آیه تصدیق: « وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ » (توبه/61) و بعضی (از منافقان) آنان هستند كه دائم پیغمبر را میآزارند.
18. آیه نفر: « ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا كَافَّةً » (توبه/122) نباید مؤمنان همگی بیرون رفته.
19. آیه سؤال: « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » (نحل/43) بروید از اهل ذكر اگر نمیدانید سؤال كنید.
20. آیه عزت: « وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً » (اسراء / 111) او بگو ستایش مخصوص اوست كه هرگز فرزندی ندارد.
21. آیه نور: « اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » (نور / 35) خدا نور زمینها و آسمانها است.
22. آیه مودت: « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى » (شوری/23) بگو من از شما اجرت رسالت جزء این نخواهم كه مودت و محبت مرا در حق خویشاوندان منظور دارید.
23. آیه نبأ: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ » (حجرات / 6) ای مؤمنان هر گاه فاسقی خبری برای شما آورد.
24. آیه نجوی: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ ...» (مجادله/12) ای اهل ایمان هر گاه بخواهید با رسول سخن سری بگوئید.
25. حساب در قیامت: « فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ » (زلزله / 7و8) پس هر كس هموزن ذرهای كار خیر انجام دهد آن را میبیند و هر كس هموزن ذرهای كار بد كرده آن را میبیند.
26. آیه قصاص: « وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ » (بقره / 179) عاقبت حكم قصاص برای حفظ حیات شماست.
تاریخ انتشار : دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ |
|

مسیح علیه السلام به روایت قرآن
راه بیابان در پیش گرفته بود و به سوی هدفی نامعلوم، ناکجاآبادی را می جست تا در سایه سار سنگی، صخره ای و شاید درختی، اندکی بیاساید.
درد آبستن لحظه به لحظه بر وجودش پنجه می افکند و او از شدت درد بر خود می پیچید. لحظات اما به کندی می گذشت؛ پرده ای از سیاهی و تاری بر چشمانش نشسته بود و خط نگاهش تا اندکی آنسوی تر امتداد نداشت.
اشک آمیخته با گرد و غبار را از دیدگانش سترد، ناگهان در دوردستها، درخت نخلی پدیدار شد، رفت و رفت تا به درخت رسید و در سایه آن آرام گرفت.
درد و رنج زایمان که اینک با عطش گرسنگی دو چندان شده امانش را بریده بود؛ آه می کشید و با خود زمزمه می کرد:
کاش پیش از اینها مرده بودم و از خاطرها کوچ می کردم.(مریم/23) کاش ...
انگار کسی صدای او را شنید..
نگاهش به چهار سوی صحرا دوید اما کسی آنجا نبود.
دخترک می پنداشت خیالاتی شده است.
اما طنین صدا آنقدر زنده و رسا بود که راه رابر هر گونه خیالی می بست.
درون خود را کاوید، دید ندا از درون بر می خیزد.
حیرت زده و اندکی ترسان به صدا گوش سپرد.
- چه جای نگرانی که پروردگارت در پایین پای تو چشمه ای زلال جاری کرده است. اینک کنده درخت نخل را تکان بده تا رطبی تازه بر تو فرود آید؛ این طعام و آن آب را نوش جان کن و دیدگانت را بر من روشن بدار!(مریم/25و24)
آب اگر چه عطش مریم را فرو می نشاند اما او به فکر آبروی خویش بود.
لحظه ای نبود که اندیشه بازگشت و لحظه دیدار با مردمان شهر، بر ذهن او هجوم نیاورده باشد؛ در این اندیشه غوطه ور بود که ناگهان سخن دیگری شنید که ابر تیره غم را از آسمان ذهنش دور ساخت.
- چون کسی را دیدی به اشارت بدو بگو:"من برای خداوند رحمان روزه ای نذر کرده ام؛ از این رو امروز با هیچ کس سخن نخواهم گفت.(مریم/26)
اینک مریم انیسی یافته بود که با او سخن می گفت و چه معجزه ای بالاتر از این.
آری مسیح نه نتها خلقتش معجزه که وجودش نیز مایه خیر و برکت است.
او کسی است که موید به تایید الهی است ومقرب به درگاه باری.(آل عمران/ 45) مبشر نبوت خاتم پیامبران(صف/6) و نجات بخش مسیحیان.
وامروز همان روزی است که او در وجود آمد.
سلام بر او روزی که به دنیا آمد و روزی که از دنیا رخت بر می بنند و روزی که دوباره برانگیخته می شود.
تاریخ انتشار : جمعه یکم دی ۱۳۹۱ |
|
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ.
و یاد كن آنگاه كه ابراهیم گفت: پروردگارا این شهر را شهرى امن قرار ده، و اهلش را البته آنان كه خدا و روز قیامت مۆمن هستند از هر نوع میوه و محصول روزى عنایت كن، خدا فرمود: «دعایت را درباره اهل ایمان اجابت كردم» ولى به كافران بهره اندكى خواهم داد، سپس آنان را به عذاب آتش مىكشانم و عذاب آتش بد بازگشتگاهى است.

شاید بتوان از آیه شریفه، یا از آنچه كه برخى از تاریخ نویسان نوشتهاند به دست آورد كه سرزمین مكه پیش از دعاى حضرت ابراهیم منطقه اى نا امن و محل تاخت و تاز قبایل، و عرصه قتل و غارتگرى بوده، ولى به دعاى حضرت ابراهیم علیه السلام كه دعائى برخوردار از اجابت است به شهرى امن و منطقهاى آرام تبدیل شد.
بی تردید اگر به دعاى ابراهیم امنیت منطقه تحقق نمی یافت سفر به سوى آن سرزمین ملكوتى به ویژه براى انجام مناسك حج میّسر نبود، و اهل ایمان از بهره بردن از مناسك و ثواب عظیم زیارت و عبادت در آن منطقه مقدس محروم میشدند.
امنیت شهر مكه به دعاى حضرت ابراهیم و اجابت حق تا قیامت برقرار است، و هر ظالم و ستمگرى به قصد تجاوز و ناامن كرن آن مكان مقدس به حركت آید به عذاب خدا و انتقام حق دچار میگردد، چنان كه ابرهه و پیل سوارانش به اراده خدا هنگام حمله به مكه نابود شدند و حرم از ناامنى در مصونیت قرار گرفت.
راستى دعاى مۆمن واقعى چه اندازه با ارزش است، كه به قله اجابت مىنشیند، و میلیونها نفر در طول تاریخ از آن دعا بهرهمند مىگردند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ |
|
|

این شماره: محمود شحات انور
چنانکه دانشمندان علوم قرآنی گفتهاند: فروزانترین بعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمههای دلنشین، و آهنگهای وزین صوتی است، آنگاه كه با صدایی گرم و زیبا، و آوایی نرم و فریبا، دمساز گردد، آتشی بر خرمن دلها افكند. كه شعلههای تابناكش جهانیان را به سوز و گداز گذارد.
در حدیث درربار نبوی میخوانیم که:
اقراوا القرآن بالحان العرب و اصواتها و ایاكم و لحون اهل الفسوق و اهل الكبائر[ اصول كافی، ج 2]:
قرآن را، با الحان و صوت عربیتلاوت كنید. و از آهنگهای اهل فسق و فجور پرهیز کنید.
در روایتی دیگر حضرتش می فرماید:
زیباترین زیباییها، موی زیبا و نعمت آواز خوش است. هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن، آواز خوش است.» (اصول كافی، ج 2)
این سفارشها همه بر اساس حکمتی است و آن اینکه جمالگرایی و زیباپسندی، میل مشترکیست که ریشه در نهاد آدمیان دارد و قهرا از این میل فطری میتوان راهی به سوی جمال مطلق ِ خالق هستیبخش گشود.
در این میان، آواز خوش و صدای دلپذیر، نعمتی است که سرآمد همه زیباییهاست و شکر این نعمت آنگاه گزارده میشود که آدمی، آن را در راه تلاوت قرآن که آهنگپذیر ترین کلام هستی است به کار گیرد.
از طرفی دیگر باید دانست که بر هر نعمتی زکاتی مترتب است؛ زکات صوت زیبا نیز بخشش سخاوتمندانه آن به گوشهای زیباشناس است و اینک این نغمههای زیبا و روحبخش با صدای خلف صالح استاد مرحوم، شیخ شحات محمد انور، ارزانی گوشهای زیباپسند شما:
|
ردیف |
سوره/آیه |
Play |
|
1 |
(آل عمران/66) |
|
|
2 |
(آل عمران/64) |
|
|
3 |
(شمس/5-1) |
|
|
4 |
(شمس2/5-1) |
|
|
5 |
(یوسف/64) |
|
|
6 |
(یوسف/65-64) |
|
|
7 |
(ق-44-40) |
حیاتتان قرآنی و جانتان جرعوشنوش این کوثر همیشه جاری
تاریخ انتشار : چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ |
|

در قرآن كریم، «شیعه» به معناى پیرو پیامبران و شخصیت هاى بزرگ به كار رفته است. خداوند (در داستان موسى(علیه السلام)) مى فرماید : آنكه از پیروان او بود، او را بر ضدّ آنكه از دشمنانش بود به فریادرسى خواست : (فَاسْتَغاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ).(1)
نیز مى فرماید : و از جمله پیروان او ابراهیم است كه با قلبى سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد (وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لاَِبْراهِیمَ...)(2)
به معناى پراكندگى و تفرقه و اختلاف هم به كار رفته است : (مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ كانُوا شِیَعاً)(3)
هرگاه در معناى تبعیت به كار رود به بُعد مثبت و ایجابى معنى اشاره مى كند(4)، امّا وقتى در معناى تفرقه و پراكندگى به كار مى رود به معناى منفى اشاره دارد(5)
تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
قدس یعنی پاکی و حدیث قدسی از آن نظر که به ذات پاک خداوند نسبت داده میشود، حدیث قدسی است. حدیث قدسی عبارت است از کلامی که پیامبر اکرم (ص) از خداوند متعال حکایت کند (و معمولاً با کلماتی مانند «قال الله» یا «یقول الله» شروع میشود) و در الفاظ آن تحدی و اعجازی وجود ندارد، به خلاف قرآن که با الفاظ مخصوصی وحی شده و دیگران در آوردن مثل آن عاجزند. پس حدیث قدسی، وحی مُنَزل (نازل شده) نیست که رسول خدا (ص) از قول خداوند برای صحابه باز گوید. یعنی به عبارتی کلام قرآن نیست و حدیث هم نیست که از زبان پیامبر (ص) باشد، بلکه به واسطه جبرییل به وحی یا الهام و یا القاء ذهن، دریافت شده است.
آیات قرآنی اعجاز دارد اما احادیث قدسی اعجاز ندارد یعنی مخلوقات از آوردن مانند قرآن عاجزند اما این مطلب در مورد احادیث قدسی وجود ندارد؛ به دیگر سخن، آیات قرآن و احادیث قدسی از یک مبدأ سرچشمه میگیرد با این تفاوت که احادیث قدسی معجزه و سند رسالت محسوب نمیگردد اما آیات کریمه قرآن معجزه و سند رسالت است (و پیامبر اکرم) ص مأمور به تبلیغ آنها بوده است. در حدیث قدسی دمی از عالم قدس و نوری از ربوبیت الهی دیده میشود. قرآن را جبرییل به لفظ و معنی از لوح محفوظ دریافت داشته و به پیامبر وحی نموده و در هر عصر و زمان و طبقه ای، متواتر و قطعی بوده است. حدیث قدسی از نظر نقل «خبر واحد» شمرده میشود بر خلاف قرآن که «خبر متواتر» است و آنقدر توسط افراد مختلف نقل شده که احتمال تبانی افراد در نقل آن را از بین میبرد.
تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

احترام به پیمان و لزوم عمل به آن ریشه فطری دارد. هر انسانی لزوم عمل به پیمان را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی میآموزد و از آن الهام میگیرد. کودکان در آغاز زندگی، با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم میدانند.
خداوند بزرگ در قرآن کریم، خود را باوفاترین می شمارد و میفرماید:
تاریخ انتشار : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

تاریخ انتشار : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|

سوره ی مبارکه البقره: آيه 143
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ(143)
همانگونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانهاى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبلهاى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از پيامبر پيروى مىكنند، از آنها كه به جاهليت بازمىگردند، مشخص شوند. و مسلما اين حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود. (اين را نيز بدانيد كه نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحيح بوده است) و خدا هرگز ايمان ( نماز) شما را ضايع نمىگرداند زيرا خداوند، نسبت به مردم، رحيم و مهربان است. (143)
از امام باقر عليه السلام درباره قول خداي تعالي: « و کذلک جعلناکم امٌة وسطاً لتکونوا شهداء علي الناس و يکون الرسول عليکم شهيداً »؛ (سوره بقره، آيه 143) آمده است که در هر زمان از ما شاهد و گواهي هست؛ علي بن ابي طالب «ع» در زمان خودش گواه و شاهد بر مردم بود و حسن عليه السلام در زمان خودش و حسين عليه السلام در زمان خودش و هر کسي از ما که مردم را به امر خدا فرا مي خواند گواه و شاهد بر مردم زمان خودش است.
منابع
بحارالانوار، ج 23، ص 382، حديث 74 - کنز جوامع الفوائد، ص 180
تاریخ انتشار : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
|
در زمانهاى گذشته ، شخصى كه به بخل و خساست معروف بود؛ وارد كارگاه كوزه گرى شده و سفارش ساختن يك كوزه و يك كاسه نفيس را داد و در نقش و نگار و تزئين آن تاءكيد كرده و اضافه نمود: ((آياتى از قرآن هم ، روى آنها بنويسند؛ تا زيباتر شود.)) كوزه گر پرسيد: ((بر روى كوزه ات ، چه بنويسم ؟)) بخيل گفت : ((اين آيه را بنويس : (فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّى ) (يعنى هر كس از آن بنوشد، از همراهان من نيست .) كوزه گر گفت : ((بر كاسه ات ، چه نويسم .)) گفت : ((بنويس : (وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَاِنَّهُ مِنّى ) (هر كس از آن نخورد، از همران من است .) |
تاریخ انتشار : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
آخرين آيه نازل شده
ظاهرا آخرين آيه نازل شده ، آيه (( واتقوا يوما ترجعون فيه الى الله ...)) است .
در مجمع البيان فرموده است : اين آخرين آيه اى است كه نازل شد. و به نقل سدى و ابن عباس ؛ چون اين آيه نازل شد، جبرئيل گفت : آن را در راءس آيه 280 از سوره بقره بگذار... رسول خدا - صلى الله عليه و آله - بعد از نزول آن ، فقط 21 روز ديگر در دنيا ماند.
ابن جريح مى گويد: فقط نه شب ، و سعيد بن جبير، هفت شب را گفته است . زمخشرى نيز آن را در كشاف نقل مى كند. در تفسير برهان ، آن را از واحدى ، و در الميزان آن را از درالمنثور سيوطى ، نقل كرده و پسنديده است . ابن كثير نيز آن را در تفسير خود آورده است .
اما به روايت اهل سنت ، از براء بن عازب نقل شده است كه آخرين آيه ، آيه (( يستفتونك قل الله يفتيكم فى الكلالة )) مى باشد. و به روايت ابى بن كعب : (( لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه )) است . چنانكه واحدى در اسباب النزول ، صفحه 8 نقل كرده است . ولى آيه اول صحيح است
تاریخ انتشار : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|


در ادامه مطلب ....
تاریخ انتشار : شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
امام فرمودند: اى واى! بیچاره از خدا بترس و زشتىها را به انبیاء خدا نسبت نده! و كتاب خدا را با رأى خودت تأویل و تفسیر نكن، خداوند فرموده است: «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ؛ [آل عمران/7] تأویل آن را، جز خدا و راسخون در علم نمىدانند».

در جواب این سوال، متن مناظره امام رضا(علیه السلام) در جواب همین پرسش را تقدیم می کنیم:
ابو الصّلت هروى گوید: آنگاه كه مأمون علماى فرق مختلف اسلامى و نیز علماى یهود، نصارى، مجوس، صابئین و سایر اهل علم و كلام را نزد حضرترضا علیه السّلام گرد آورد، و هر كس از جاى برخاسته و سخنى گفت جواب قاطع گرفت و ساكت ماند كه گوئى سنگ در دهانش گذاردهاند، (در آخر كار) علىّ بن- محمّد بن جهم برخاست و گفت: یا ابن رسول اللَّه! آیا شما قائل به عصمت انبیاء هستید؟
حضرت فرمودند: بله قائلم، وى گفت: پس در مورد این آیات چه مىكنید (چه مىگوئید): «وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى؛[ طه/121] آدم پروردگار خود را نافرمانى كرد و به بیراهه رفت» «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ؛[انبیاء/87] و یونس كه با خشم قوم خود را ترك كرد و مطمئن بود كه ما بر او سخت نخواهیم گرفت»، و درباره حضرت یوسف: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها؛ [یوسف/24) زلیخا قصد یوسف كرد و یوسف نیز قصد او » و درباره حضرت داوود: «وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ؛[ص/24] داوود فهمید كه ما او را آزمایش كردهایم» و نیز درباره حضرت محمّد صلى اللَّه علیه و آله «وَ تُخْفِی فِی نَفْسِكَ مَااللَّهُ مُبْدِیهِ؛[احزاب/37) در خود چیزى پنهان مىكنى كه خدا آن را آشكار خواهد كرد»
امام فرمودند: اى واى! بیچاره علىّ (بن جهم)! از خدا بترس و زشتىها را به انبیاء خدا نسبت نده! و كتاب خدا را با رأى خودت تأویل و تفسیر نكن، خداوند فرموده است: «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ؛ [آل عمران/7] تأویل آن را، جز خدا و راسخون در علم نمىدانند»
تاریخ انتشار : شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

نام كتاب: معماهای قرآنی
نويسنده: امیر داستان پور- جابر رضوانی
تعداد صفحات: 23
نوع فايل: pdf
سايز فايل: 255KB
توضيحات:شامل موضوعات:مشخصات و اطلاعات آماری- سوره ها- آیات- داستانها- اولینها- آخرینها- واژه ها، الفاظ، کلمات- شخصیتها، قبایل، مکانها و سایر معاماهای قرآنی
پسوورد: www.newbook.ir
تاریخ انتشار : پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
چرا قرآن از زن و مرد یكسان سخن به میان نمیآورد و تمام سخن خدا، حتی در مسایل مربوط به زنان با مردان است؟

پاسخ :
اول: آیات قرآنی به چند گروه دسته بندی میشوند:
1. آیاتی كه اختصاص به صنف مخصوص ندارند، مانند: آیاتی كه در آن سخن از «ناس» و یا «انسان» است، و یا با لفظ «من» ذكر شده است.
2. آیاتی كه سخن از مردم دارد، مانند: آیاتی كه در آن ضمیر جمع مذكر سالم استعمال شده است، و آیاتی كه از لفظ «مردم» استفاده شده است و مانند آن، مثل اینكه میفرماید: «یعلمكم ، یعلمهم ... » این بر اساس فرهنگ محاوره است كه وقتی میخواهند سخن بگویند، میگویند: مردم چنین میگویند، مردم انتظار دارند، مردم در صحنهاند، مردم رأی میدهند. این مردم، در مقابل زنان نیستند، بلكه مردم یعنی «توده ناس».
پس نباید از نحوه تعبیری كه در فرهنگ محاوره و ادب رایج است، چنین برداشت كرد كه قرآن فرهنگ مذكرگرایی دارد. بلكه از باب غلبه، خطاب به صورت مذكر بیان میشود.
تاریخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
نور» روشنایى است و از ویژگى هاى ذاتى آن این است كه هم خودش روشن است و هم روشنى بخش دیگران است. و تاریكى ها و ظلمت ها را از بین مى برد. «ظاهرٌ فى نفسه و مظهرٌ لغیره به همین جهت از خداوند متعال كه روشنى بخش نظام هستى است و از قرآن، پیامبران و امامان كه هدایت گر جامعه بشریت و روشنى بخش دل هاى مۆمنانند به «نور» تعبیر شده است.

نور خدا چیست؟ چه ارتباطی می تواند بین امام حسین(علیه السلام) و نور خدا باشد؟
«یُرِیدُونَ لِیُطْفُِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛ (صف، آیه 8)
«مى خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش كنند در حالى كه خدا كامل كننده نور خود است، گرچه كافران خوش نداشته باشند».
«نور» روشنایى است و از ویژگى هاى ذاتى آن این است كه هم خودش روشن است و هم روشنى بخش دیگران است. و تاریكى ها و ظلمت ها را از بین مى برد. «ظاهرٌ فى نفسه و مظهرٌ لغیره به همین جهت از خداوند متعال كه روشنى بخش نظام هستى است و از قرآن، پیامبران و امامان كه هدایت گر جامعه بشریت و روشنى بخش دل هاى مۆمنانند به «نور» تعبیر شده است. در مقابل از دشمنان بدخواه و گمراهى ها، به تاریكى و «ظلمات» تعبیر شده است كه هم خودشان تاریكند و هم در پى خاموش كردن نورند.
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

شفا و درمان با ذكر
جناب علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند، قصرى از يك پارچه گوهر سرخ ديدم و آن قصر چهل درب داشت بالاى هر درى جاى بلندى بود كه چهل فرش سندش و استبرق آنجا افكنده بودند و بالاى هر فرشى حورالعينى نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز صبح چهل بار بگويد: يا باسط اليدين بالرحمة . و چون به آسمان دوم رسيديم بر قصرى گذشتم كه هفتاد درب داشت . نزد هر درى هفتاد درخت اززيتون و از انجير، در زير هر درختى سريرى نهاده و بالاى هر سريرى فرشى افتاده و بر هر فرشى حوريه اى نشسته . به جبرئيل گفتم : اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز ظهر هفتاد بار بگويد: يا واسع المغفرة اغفرلى . و چون به آسمان سوم رسيدم قصرى از ياقوت ديدم كه هفتصد در داشت و بر هر درى حورى مثل آفتاب درخشان نشسته .از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد ازنماز عصر هفده بار بگويد: لا اله الا الله قبل كل احد لا اله الا الله بعد كل احد لا اله الا الله يبقى ربنا و يفنى كل احد.
و چون به آسمان چهارم رسيدم گذشتم به قصرى كه ديوارهاى آن از زمرد و زبرجد بود و هزار و چهارصد درب داشت . برهر درى هزار علم نصب بود و در زير هر علمى هزار حوريه مثل ماه تابان نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد از نماز مغرب چهل بار بگويد: يا كريم العفو انشر على رحمتك يا ارحم الرحمين .
و چون به آسمان پنجم رسيدم به قصرى رسيدم كه در آن از نعمتها و ولدان ناشمار بود گفتم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز عشا هفتاد بار بگويد: يا عالم خفيتى اغفرلى خطيئتى .
و چون به آسمان ششم رسيدم قبه سفيدى ديدم كه بادهاى بهشت بر آن ميوزيد، و هفتاد هزار درب از طلا در آن بود و نزد هر درى چندين هزار حوريه زير درختان تكيه كرده بودند پرسيدم . از كيست ؟ گفت : از كسى كه چون از خواب بيدار گردد سه بار بگويد:
يا حى يا قيوم يا حيا لا يموت ارحم عبدك الخاطى ء المعترف بذنبه يا ارحم الراحمين .
و چون مرا به آسمان هفتم بالا بردند، به قصرى از لولو سفيد برخوردم كه از وصف بيرون است ، گفتم : حبيبم جبرئيل ، اين ازكيست ؟ گفت : براى كسى كه هر روز پانزده مرتبه بخواند:
سبحان الله بعدد ما خلق سبحان الله بعدد ما هو خالق الى يوم القيمة .
ذكر برخواستن از مجلس
امام پنجم عليه السلام فرمود هر كس خواهد بكيل تمام مزد برد، بايد هرگاه مى خواهد از مجلس برخيزد بگويد:
سبحان ربك رب العزة عما يصفون و سلام على المرسلين و الحمد لله رب العالمين .
امام صادق عليه السلام فرمود: البته صاعقه (بلاى ناگهانى ) بمومن و كافر مى رسد ولى به ذاكر نمى رسد.
با اين ذكر از هفتاد نوع بلا ايمن شويد
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون نماز مغرب و صبح را خواندى پس هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم خداوند متعال از او هفتاد نوع بلا را دفع مى كند كه كمترين آن ها جذام و برص (پيسى ) و ديوانگى است .
با اين ذكر از نود و نه بلا ايمن شويد
از حضرت امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام روايت نموده اند كه فرمودند هر كس كه هرروز سى مرتبه بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمدلله رب العالمين ، تبارك الله احسن الخالقين ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم ، خداوند نود و نه بلا را از او دور فرمايد كه كمترين آن ها جنون باشد.
كلمات ختم مجلس براى كفاره گناهان
از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمودند: كسى كه مجلسى را به اين كلمات ختم نمايد، اگر در آن مجلس گناهكار بوده باشد، اين كلمات كفاره گناهان او خواهد بود و اگر نيكوكار باشد ثواب او بيشتر مى شود و آن كلمات اين است : سبحانك اللهم و بحمدك اشهد ان لا اله الا انت استغفرك و اتوب اليك ، و در روايت ديگر است كه كفاره مجلس اين كلمات است :
سبحانك اللهم و بحمدك لا اله الا انت رب تب على و اغفرلى .
دفع ضرر فال بد
در تحفة الرضويه از بعضى علما منقول است كه جهت دفع ضرر فال بد، اين كلمات را بخواند: اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك .
بهترين ذكر در سجده
حضرت على عليه السلام فرمود: بهترين سخنان نزد حقتعالى آن است كه در سجده سه بار گويد: (انى ظلمت نفسى فاغفرلى ).
ذكر وقت مصيبت و كربت
طاوس يمانى گويد، ديدم امام سجاد عليه السلام جنب كعبه سر به سجده نهاده ميگويند: الهى عبيدك بفنائك فقيرك بفنائك سائلك بفنائك مسكينك بفنائك طاوس گويد، قسم به خداى تعالى اين دعا را در وقت مصيبت و كربت نخواندم مگر اين كه فورا نجات يافتم .
درمان به سجده جهت كفايت مهم
حضرت على عليه السلام فرمود: هر كه نياز مهمى دارد در خلوت به سجده گويد:
الهى انت الذى قلت قل ادعو الذين زعمتم من دونه فلا تملكون كشف الضر عنكم و لا تحويلا فيا من يملك كشف الضر عنا و تحويله اكشف ما بى مهم شرا خدا كفايت كند.
در خواص بسم الله الرحمن الرحيم
امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام فرموده : هر كس را گرفتارى رسد كه او را غمگين كند يا گرفتارى به او رسد، سرش را به آسمان بلند كند و سه بار بگويد:
(بسم الله الرحمن الرحيم ) جز اين كه خداوند گرفتارى او را بردارد و غم او را انشاء الله ببرد.
ثواب بسم الله گفتن هنگام ورود به مستراح
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: زمانى كه كشف عورت براى بول يا غير از آن مى كنى (بسم الله ) بگو شيطان چشم بر هم مى گذارد تا كارتان تمام شود.
ثواب بودن نام خدا به هنگام وضو
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه هنگام وضو نام خدا را ببرد و (بسم الله الرحمن الرحيم ) بگويد، تمام بدنش پاك مى شود و اين كفاره گناهان بين دو وضو خواهد بود و كسى كه نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش كه آب به آن مى رسد پاك مى شود.
گفتن اين تهليل پيش از طلوع و پيش از غروب واجب است
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: همانا پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب آن ، سنت و روشى است واجب و ثابت ، هنگام سپيده دم و هنگام مغرب ده بار مى گوئى : لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى ء قدير و مى گوئى ده بار: اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بك رب ان يحضرون ان الله هو السميع العليم پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب ، و اگر فراموش كردى آن را قضا مى كنى ، چنان چه نماز را قضا مى كنى هر گاه فراموش كنى .
ثواب گفتن بعضى از اذكار
ثواب كسى كه لا اله الا الله بگويد
ابوحمزه گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام مى فرمود: هيچ چيز ثوابش بزرگتر از اين نيست كه انسان گواهى دهد به يگانگى خداوند( لا اله الا الله بگويد) همانا با خداوند عز و جل هيچ چيز برابرى نكند، و احدى با او در كارها شركت نجويد.
ثواب گفتن لا اله الا الله وحده وحده وحده
امام باقر عليه السلام فرمودند: جبرئيل نزد رسول خدا آمد و گفت : اگر شخصى از امت تو (لا اله الا الله وحده وحده وحده ) بگويد، خوشبخت خواهد شد.
ثواب صد بار گفتن (لا اله الا الله الملك الحى المبين )
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه صد بار (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) بگويد، خداى عزيز، غالب او را از فقر پناه داده و وحشت قبرش را از بين ببرد و بى نيازى را به دست آورده و دربهشت را كوبيده است .
ثواب كسى كه بگويد: (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك ...)
حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند: هر كه بگويد: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله خداوند براى او هزار هزار حسنه بنويسد.
ثواب كسى كه بگويد (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا...)
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه هر روز ده بار بگويد:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا احدا صمدا، لم يتخذ صاحبة و لا ولدا خداوند براى او چهل و پنج هزار حسنه بنويسد، و چهل و پنج هزار سيئه از او محو كند و چهل و پنج هزار درجه براى او بالا برد و اين ذكر كه ده بار گفته شود در آن روز براى او پناه گاهى محكم در برابر سلطان و شيطان باشد، و هيچ گناه كبيره اى پيرامون او را فرا نگيرد.
و ايضا در روايت ديگر وارد شده است كه : هر كه هر روز اين دعا را بخواند، چنان باشد كه در آن روز دوازده مرتبه ختم قرآن كرده باشد، و حق تعالى در بهشت خانه اى براى او بنا فرمايد.
ثواب كسى كه يا الله يا الله بگويد
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه ده بار بگويد يا الله يا الله يا ده بار بگويد يا رب يا رب باو گفته مى شود: بله حاجتت چيست ؟
ثواب زياد گفتن تسبيحات اربعه
امام صادق عليه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: زياد بگوئيد: سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر زيرا اين ذكرها باقيات و صالحات مى باشند.
ثواب صد بار تكبير، تسبيح ، تحميد و تهليل
امام صادق عليه السلام از پدرانش روايت نموده است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس صد بار تكبير (الله اكبر)بگويد، از آزاد كردن صد بنده بالاتر است ، و كسى كه صد بار تسبيح (سبحان الله ) بگويد، بالاتر از بردن صد شتر به حج است ، و كسى كه صد بار تحميد (الحمدلله ) بگويد، بالاتر از بردن صد اسب با زين ، دهنه و ركاب آن در راه خداست ، و كسى كه صد بار لا اله الا الله بگويد، عمل او بدتر از عمل ساير مردم است مگر كسى كه بيش از اين بگويد.
ثواب كسى كه بگويد: (ما شاء الله لاحول و لا قوة الا بالله )
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هرگاه مردى دعا كند و پس از دعا بگويد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله ) خداى عز و جل فرمايد:
بنده مومن دل به من نهاد و تسليم امر من گرديد و حاجتش را برآوريد.
ثواب گفتن (الحمدلله على ...)
امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس روز هفت بار بگويد: (الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة ) شكر گذشته ها و آينده ها را بجاآورده است .
ثواب گفتن (سبحان الله و...)
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه بگويد: (سبحان الله و بحمده سبحان الله العظيم و بحمده ) خداوند سه هزار حسنه براى او نوشته و سه هزار درجه او را بالا مى برد، و از اين ذكر پرنده اى مى آفريند كه خدا او را تسبيح مى كند و پاداش اين تسبيح براى او خواهد بود.
ثواب چهار بار (الحمد لله رب العالمين ) در صبح و شب
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه درصبح چهار بار بگويد: (الحمد لله رب العالمين ) بى ترديد شكر آن روز را به جا آورده است و كسيكه در شب آن را بگويد شكر آن شب را به جا آورده است .
درخواست حوريه بهشت از خداوند با پانصد كلمه
به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : حق تعالى بر خودواجب كرده است كه هر مومنى كه صد مرتبه (الله اكبر) و صد مرتبه (الحمد لله ) و صد مرتبه (سبحان الله ) و صد مرتبه (لا اله الا الله ) بگويد و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد، (اللهم زوجنى من الحور العين )، البته حق تعالى حوريه اى در بهشت به او كرامت فرمايد، و اين پانصد كلمه مهر آن حوريه باشد، پس از اين جهت حق تعالى به حضرت رسول صلى الله عليه و آله وحى فرمود كه : مهر زنان مومنه را پانصد درهم سنت گرداند.
اهميت اين ذكر بعد از هر نماز واجب
حضرت باقر عليه السلام فرمودند: هر كه دنبال نماز واجب پيش از آن كه پاهاى خود را از حالت تشهد تغيير دهدسه بار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ذوالجلال و الاكرام و اتوب اليه خداى عز و جل گناهانش را بيامرزد گرچه (در زيادى ) مانند كف دريا باشند.
هفت ساعت مهلت براى استغفار
به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه گناهى مى كند هفت ساعت او را مهلت مى دهند، پس اگر اين استغفار را سه مرتبه خواند بر او نمى نويسند: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم و اتوب اليه .
و ايضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه روزى صد مرتبه بگويد: (استغفر الله )، حق تعالى هفتصد گناه او را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در هر روز هفتصد گناه بكند. (
و ايضا به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است : هر مومنى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند، و با ندامت و پشيمانى بگويد:
استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم بديع السماوات و الارض ذوالجلال و الاكرام و اسئله ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يتوب على .
البته حق تعالى گناهانش را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند.
به سند صحيح از حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه السلام منقول است كه : براى جلب روزى و فراهم شدن امور و اراده مال و متاع دنيا به اين ذكر پناه ببريد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا باالله ) ، و براى خوف از دشمن و دفع آن و رفع شدائد به اين ذكر پناه ببريد: (حسبنا الله و نعم الوكيل ). و براى دفع غمهاى دنيا و آخرت به اين ذكر پناه ببريد: (لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين )، و براى دفع حليه و مكر دشمنان به اين ذكر پناه ببريد:
افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد.
به سند معتبر از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله منقول است كه : گفتن : لا حول و لا قوة الا بالله موجب شفا از نود و نه درد است كه سهل تر آن غم و اندوه است .
درمان ديوانگى
هر كس بعد از نماز صبح ده بار بگويد: سبحان الله العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم حقتعالى او را از كورى و ديوانگى و جزام و فقر و زير ديوار آمدن يا خرافات درهنگام پيرى عافيت دهد.
در خواص (بسم الله الرحمن الرحيم )
طبرسى در كتاب مكارم الاخلاق گويد: امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: هيچ گرفتارى نيست كه امر ناگوارى او را غمگين و يا اندوهى او را غصه دار كرده باشد، پس سرش را به سوى آسمان بلند كرده و سه مرتبه بگويد: (بسم الله الرحمن الرحيم ) مگر اين كه خداوند غم و اندوه او را بر طرف كرده و غصه اش را از بين ببرد، انشاء الله .
ثواب سه بار گفتن (فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ) در آغاز شب و صبح
اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: كسى كه در اول شب سه بار بگويد: فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ، و له الحمد فى السموات و الارض و عشيا و حين تظهرون ، هيچ كدام از خيرهايى كه در آن شب وجود دارد، از دست نداده و تمامى شرهاى آن شب از او دور مى شوند. و كسى كه همين آيات را در صبح بخواند، هيچ كدام از خيرهايى را كه در آن روز وجود دارد، از دست نداده و همه شرهاى آن روز از او دور مى شوند.
حداقل اذكارى كه انسان بايد درساعات شبانه روز بر آن ها مداومت بكند
1 - هر روز 100 بار، صلوات بر محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله
2 - هرروز 360 مرتبه (به تعداد رگهاى بدن ). (الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال ).
3 - هر روز 70 مرتبه : (استغفر الله ربى و اتوب اليه ).
4 - هر روز 100 بار: (سبحان الله ).
5 - هر روز 100 بار: (الحمد لله ).
6 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله ).
7 - هر روز 100 بار: (الله اكبر).
8 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) و اگر صد مرتبه نتوانستى سى بار بگو.
9- هر روز 100 بار: (لا حول و لا قوة الا بالله ).
10 - هر روز 10 مرتبه : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ، الها واحدا احدا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا.
11 - هر روز 360 مرتبه : سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر (
12 - هر روز 400 مرتبه : استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ، الرحمن الرحيم ، بديع السماوات و الارض ، من جميع ظلمى و جرمى و اسرافى على نفسى و اتوب اليه .
13 - هر روز 25 مرتبه : اللهم اغفر للمومنين و المومنات ، و المسلمين و المسلمات .
14 - هر روز 15 مرتبه : لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله ايمانا و تصديقا، لا اله الا الله عبودية ورقا.
15 - هرروز 7 مرتبه : اسئل الله الجنة و اعوذ بالله من النار.
16 - هرروز 7 مرتبه : الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة .
17 - هر روز بگويد: بسم الله ، حسبى الله ، توكلت على الله ، اللهم انى اسئلك خير امورى كلها، و اعوذ بك من خزى الدنيا و عذاب الاخرة .
18 - هر روز بگويد: جزى الله محمدا صلى الله عليه و آله عنا ما هو اهله .
19 - هر روز بگويد: اللهم انى اسئلك بنور وجهك المشرق الحى الباقى الكريم و اسئلك بنور وجهك القدس الذى اشرقت به السماوات ، و انكشفت به الظلمات ، و صلح عليه امر الاولين و الاخرين ، ان تصلى على محمد و آله ، و ان تصلح شانى كله .
20 - هر روز بگويد: سبحان الدائم القائم ، سبحان القائم الدائم ، سبحان الواحد الاحد، سبحان الفرد الصمد، سبحان الحى القيوم ، سبحان الله و بحمده ، سبحان الحى الذى لا يموت ، سبحان الملك القدوس ، سبحان رب الملائكة و الروح ، سبحان العلى الاعلى ،سبحانه و تعالى
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ |
|
![]()
با توجه به مطالبى كه در دو فصل قبل بيان شد و در حدى كه هدف كتاب تأمين شود درباره موقعيت و اهميت قرآن و نقش اين كتاب الهى از ديدگاه نهجالبلاغه در هدايت انسانها به سوى سعادت و كمال توضيحاتى به اختصار داده شد. اكنون اين سوال مطرح مىشود كه آيا رعايت مطالب پيش گفته براى استفاده از قرآن كريم و تمسك به ثقل اكبر، اين ميراث بزرگ پيامبر عظيم الشان صلى الله عليه و آله ، كافى است؟ ممكن است گفته شود اگر تمام نكاتى كه در فهم صحيح و برداشت درست از قرآن نقش دارد، رعايت گردد قهرا احكام و معارف قرآن آن گونه كه هست فهميده مىشود و فرهنگ جامعه بر اساس رهنمودهاى قرآن كريم شكل مىگيرد و مردم در سايه حكومت دينى در پناه قرآن از خطر انحراف مصون مىمانند؛ زيرا تمسك به قرآن همان فهم صحيح معارف آن و عمل بر اساس رهنمودهاى قرآنى است. پاسخ مذكور هر چند تا حدودى در هدايتگرىهاى فردى قرآن درست تلقى مىشود؛ لكن تحقق كامل اين مساله در صورتى است كه به نقش بايسته قرآن در سطح كلان نگريسته شود و جايگاه آن در مقابل افكار انحرافى و مهاجمان به فرهنگ دينى مورد توجه قرار گيرد. به نظر مىرسد بدون شناخت افكار انحرافى مخالفان قرآن و مقابله با آنها از طريق روشنگرى و بر ملا كردن توطئههاى فرهنگى آنان، حاكم كردن فرهنگ قرآن كريم و هدايت جامعه بر اساس اعتقادات و ارزشهاى دينى كار چندان آسانى نباشد. اين نكتهاى است كه اغلب مورد غفلت قرار مىگيرد.
بنابراين به موازات سعى در فهم قرآن و عمل به رهنمودهاى آن، هيچ گاه دشمنان و مخالفان قرآن را نبايد از نظر دور داشت. تمسك به قرآن و حاكميت بخشيدن به اين كتاب آسمانى جز با شناخت تفكرات انحرافى ضد قرآنى و مقابله با آنها امكانپذير نيست. حق و باطل همچنان كه در مقام شناخت متضايفند در مقام عمل نيز متضايفند؛ يعنى همان طور كه اگر حق را بشناسيد باطل را نيز خواهيد شناخت و شناخت باطل نيز شما را كمك مىكند تا حق را بشناسيد، در مقام عمل نيز حاكميت بخشيدن به قرآن در جامعه بدون شناخت مخالفان و افكار انحرافى آنان و مقابله با توطئهها و شگردهاى شيطانى آنها در تضعيف فرهنگ دينى مردم ممكن نيست. ما در اين زمينه ابتدا سخن حضرت على عليهالسلام در نهجالبلاغه را مورد توجه قرار مىدهيم آن گاه با بيان راه كارهاى مخالفان قرآن در منحرف كردن افكار جامعه، برآنيم تا با بيان شبهات ملحدين، ذهن عموم مردم و به خصوص طبقه جوان و تحصيل كرده جامعه را با ترفندهاى شيطانى دشمنان آشنا كنيم.
شناخت دشمنان و مخالفان قرآن و فرهنگ دينى از چنان اهميت و حساسيتى برخوردار است كه حضرت على عليهالسلام مىفرمايد:
بدانيد شما هرگز راه هدايت را نمىشناسيد و در آن راه قرار نمىگيريد مگر آن كه كسانى كه هدايت الهى را رها كردهاند بشناسيد و هرگز به پيمان الهى كه همچنان قرآن كريم است پاى بند نمىشويد مگر آن كه پيمان شكنان رإ؛ثث* بشناسيد و هرگز از متمسكان به حبل المتين الهى و پيروان واقعى قرآن محسوب نمىشويد مگر آن كه كسانى كه قرآن را كنار گذاشتند و به اين كتاب الهى قرآن پشت كردند، بشناسيد. آن گاه مىفرمايد: تفسير و معارف قرآن را از اهل قرآن (اهل بيت) بگيريد؛ زيرا آنها هستند كه علوم و معارف الهى را زنده مىكنند و جهل و نادانى را مىميرانند.
اين بيان روشنگرانه حضرت على عليهالسلام مبنى بر لزوم دشمنشناسى و آشنايى با افكار انحرافى و ضرورت معرفى منحرفان، وظيفه عالمان دينى و مبلغان علوم و معارف الهى را مضاعف مىكند؛ زيرا زدودن افكار انحرافى و شبهات ملحدان از افكار مردم به خصوص جوانانى كه از نظر علوم و معارف دينى از بنيه علمى كافى برخوردار نيستند، از كارهاى زير بنايى تبليغ و حاكميت بخشيدن به فرهنگ قرآنى و دينى است و بدون آن نمىتوان انتظار نتيجه مطلوب و بايسته داشت. براى روشن شدن اين مطلب، بحث را در سه بخش شبهات، شگردها و انگيزههاى مخالفان از طرح شبهات پى مىگيريم.
هر چند قرآن بزرگترين نعمتى است كه خداى متعال به بندگانش عطا فرموده و هر چند خود، ضمانت حفظ آن را از دستبرد شياطين و تحريف انسانهاى شيطان صفت بر عهده گرفته است؛ لكن اين تمام داستان نيست. شيطان، اين قسم خورده فرزندان آدم، نيز در هر زمان، متناسب با شرايط و روحيات حاكم بر كسانى كه از نظر موقعيتهاى اجتماعى قادر به تاثير گذارى بر اذهان مردم هستند، شبههاى در راستاى هواهاى نفسانى آنان بر ايشان القا مىكند تا از طريق آنها عموم مردم را به دنبال خود بكشد و از قرآن و دين منحرف نمايد. از آن جا كه قرآن بزرگترين وسيله نجات و هدايت و سعادت انسانهاست، همه آرزو و هدف شيطان جدا كردن مردم از قرآن و دين است. يكى از كارهاى شيطان در اين راه، ترغيب و وسوسه انسانهايى است كه مىتوانند با القاى شبهات پيرامون دين و قرآن، در ايمان و اعتقاد مردم خلل وارد كنند.
فعاليت شيطان و شيطان صفتان در مبارزه با قرآن كريم از همان ابتداى نزول قرآن وجود داشته است. اين فعاليتها از سفارش به پنبه در گوش قرار دادن و ممانعت از شنيدن آيات الهى و تهمت و افترا زدن بر پيامبر شروع شد و امروزه نيز به اشكال ديگرى ادامه دارد و از اين پس نيز ادامه خواهد داشت. در اين زمينه از ذكر جزئيات نحوه مقابله با قرآن در طول تاريخ صرف نظر مىكنيم و براى پرهيز از اطناب بحث، با ذكر برخى از شبهههايى كه امروزه در سطح جامعه براى تضعيف فرهنگ دينى و عقايد مذهبى مردم و جوانان مطرح مىشود، سعى مىكنيم تا اذهان خوانندگان و جوانان را روشن كنيم تا با آگاهى از اين ترفندهاى شيطانى بتوانند با تهاجم فرهنگى دشمنان مقابله كنند.
آن گاه كه شياطين در مبارزه با قرآن، از نابودى و از بين بردن آن مايوس شدند، تصميم گرفتند مردم را از آشنايى با محتواى آن محروم كنند. مخالفان قرآن در طول چندين قرن در ميان مسلمانان و به خصوص در ميان شيعيان چنين تبليغ مىكردند كه ما نبايد از قرآن چندان انتظار داشته باشيم؛ زيرا قرآن براى ما قابل فهم نيست و ما از باطن قرآن مطلع نيستيم، بنابر اين نمىتوان به ظاهر قرآن استناد كرد. آنها با القاى اين فكر كه ما قادر بر فهم قرآن نيستيم سعى مىكردند مردم را از استفاده از قرآن محروم كنند و در نتيجه قرآن را از متن زندگى مسلمانان بيرون كنند. در اين بين هر چند احترام ظاهرى به قرآن در شكل قرائت و بوسيدن و مقدس و محترم شمردن آن در ميان مسلمانان رايج بود؛ لكن آنچه هدف دشمنان و مخالفان قرآن است محروم كردن مردم از محتواى قرآن و عمل به رهنمودهاى اين كتاب آسمانى است.
امروزه مدعيان روشن فكرى كه از علوم و معارف اسلامى بهره چندانى ندارند گمراه كنندهترين شبههها و ترفندهاى شيطانى را كه از قرنها پيش در مغرب زمين در باب كتابهاى تحريف شده اديان ديگر مطرح بوده است با نام افكار نو در مجامع فرهنگى و علمى جامعه مطرح مىكنند و طبقه در حال تحصيل و تشنه دانش و آگاهى را كه از مبانى افكار باطل و تخيلات شيطانى آنها بى اطلاع هستند تحت تاثير قرار داده، به گمان خود پايه اعتقادى آنها را سست مىكنند. غافل از آن كه مردم مسلمان و به خصوص جوانان در حال تحصيل و فرهيختگان تيز هوش مسلمان، به بطلان افكار بى بنيان و عاريتى و دور از منطق و عقل آنان پى خواهند برد. عقايد و افكار و انديشههاى مردم مسلمان و فرهيختگان دين باور مبتنى بر عقل و منطق و برگرفته از علوم پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهمالسلام است و از آبشخور وحى سرچشمه مىگيرد و هر گاه مسلمانى در زمينههاى فكرى و اعتقادى با افكار انحرافى مواجه مىشود در صدد برمى آيد تا آن را با عالمان و متخصصان علوم و معارف دينى در ميان بگذارد تا جواب صحيح و منطقى دريافت كند.
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
|
حكايت مى كنند كه جوانى ، در روزگاران گذشته از اندوختن منافع دنيوى دست شسته و عمر خويش را، در تحصيل علم و ادب و معارف الهى و مسائل اخلاقى ، صرف مى نمود و با وضعى ساده و بى آلايش زندگى مى كرد؛ امّا در مقابل همسايه اى داشت كه از ثروت و مكنت برخوردار بود. |
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ |
|
اولين و آخرين سوره قرآن
طبق روايات وارده ، اولين سوره اى كه نازل شده ، سوره علق ، و آخرين سوره تمام سوره نصر مى باشد. در تفسير برهان ، كافى و عيون اخبار الرضا از امام صادق و امام رضا - عليهماالسلام - نقل شده است كه : اولين سوره اى كه نازل شده ، سوره علق تا آخر و آخرين سوره (اذا جاء نصرالله ) است :
(( عن ابى عبدالله عليه السلام قال : اول ما نزل على رسول الله صلى الله عليه و آله بسم الله الرحمن الرحيم اقرء باسم ربك الى آخره و آخر، سورة : اذا جاء نصر الله و الفتح )) .
ناگفته نماند كه در تفسير برهان ، در هر دو حديث ؛ كلمه (الى آخره ) آمده است ولى در كافى (6)، لفظ (الى آخره ) وجود ندارد. و چنين است : (( اول ما نزل على رسول الله صلى الله عليه و آله بسم الله الرحمن الرحيم اقرء باسم ربك ... )) ولى ظهور آن در نزول همه سوره است .
واحدى در مقدمه اسباب النزول ، در اولين سوره بودن (علق ) پنج حديث نقل كرده و در بعضى تا پنج آيه است : در مجمع البيان در تفسير سوره علق مى فرمايد: اكثر مفسرين گفته اند: اولين آيات نازل شده ، پنج آيه از اول سوره علق مى باشد.
مرحوم مجلسى ، در مرآت العقول ، در آخرين سوره بودن (اذا جاء نصرالله ...) فرموده : شايد منظور، تمام سوره است ، يعنى : آخرين سوره ، تمام سوره نصر است و اين منافات ندارد كه بعضى از آيات (يا سوره هايى كه چند قسمت نازل شده اند (از مؤ لف )) بعد از سوره نصر آمده باشند. مؤ يد اين سخن آن است كه در مجمع البيان ، سوره نصر در رديف شانزدهم آمده است .
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
مرحوم شيخ على اكبر عماد مى نويسد: |
تاریخ انتشار : شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
آيات و سور مكى و مدنى
مدت نبوت رسول خدا - صلى الله عليه و آله - جمعا 23 سال به طول انجاميده از اين مدت ، سيزده سال را در مكه و ده سال را در مدينه اقامت داشته اند. آيات و سورى كه در مكه معظمه و در عرض آن سيزده سال نازل شده اند، آيات و سور (مكى ) نام دارند؛ و آيات و سورى كه در مدينه طيبه و در عرض آن ده سال نازل شده اند (مدنى ) نام دارند.
بنابر مشهور، از مجموع 114 سوره قرآن كريم ، 86 سوره در مكه ، و 28 سوره در مدينه منوره نازل شده است . سوره هاى مكى نوعا در زمينه اصول عقيدتى از قبيل : توحيد، معاد، نبوت ، نظامهاى متقن جهان ، مبارزه طرفداران حق با طرفداران باطل و شكست جباران و طاغوتها و امثال آن است .
و اما سوره هاى مدنى اغلب درباره احكام و حكومت و روابط عمومى و نظام زندگى است . و جنبه رو بنايى دارند. در روايات و نقلها در ترتيب نزول سوره ها اختلاف هست . و شايد اثبات ترتيب صحيح آنها مشكل باشد. اما بنا به نقلى - كه بعدا خواهيم گفت - ترتيب نزول سوره هاى مكى چنين است :
1 - علق 2 - قلم 3 - مزمل
4 - مدثر 5 - فاتحة الكتاب 6 - مسد
7 - تكوير 8 - اعلى 9 - ليل
10 - فجر 11 - والضحى 12 - انشراح
13 - والعصر 14 - عاديات 15 - كوثر
16 - تكاثر 17 - ماعون 18 - كافرون
19 - فيل 20 - فلق 21 - ناس
22 - توحيد 23 - والنجم 24 - عبس
25 - قدر 26 - والشمس 27 - بروج
28 - والتين 29 - قريش 30 - قارعه
31 - القيامة 32 - همزه 33 - مرسلات
34 - قد 35 - بلد 36 - طارق
37 - قمر 38 -ص 39 - اعراف
40 - جن 41 - يس 42 - فرقان
43 - فاطر 44 - مريم 45- طه
46 - واقعه 47 - شعرا48- نمل
49 - قصص 50 - اسرا 51 - يونس
52 - هود 53 -يوسف 54 - حجر
55 - انعام 56 - صافات 57 - لقمان
58 - سباء 59 - زمر 60 - غافر
61 - فصلت 62 - شورى 63-زخرف
64 - دخان 65 - جاثيه 66 -احقاف
67 - ذاريات 68 - غاشيه 69 - كهف
70 - نحل 71 - نوح 72 - ابراهيم
73 - انبيا 74 - مؤ منون 75 - سجده
76 - طور 77 - ملك 78 - حاقه
79 - معارج 80 - نباء 81 - نازعات
82 - انفطار 83 - انشقاق 84 - روم
85 - عنكبوت 86 - مطففين
اين ترتيب ، عينا همان ترتيبى است كه مرحوم (ابوعبدالله زنجانى ) در كتاب (تاريخ قرآن ) از مقدمه شهرستانى ؛ موسوم به (مفاتيح الاسرار) از مصحف امام صادق - عليه السلام - نقل كرده است . و نيز همان ترتيبى است كه مرحوم طبرسى در تفسير سوره (هل اتى ) آورده است . با اين تفاوت كه در آن (سوره حمد) اصلا ذكر نشده است . ولى سوره حمد در اسناد ديگر - چنانكه نقل گرديد - سوره پنجم مى باشد. و نيز در تفسير الميزان ، ج 13، ص 249 از (اتقان سيوطى ) و در تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 19 با اندك تفاوت ، نقل شده است .
و اما سوره هايى كه در مدينه منوره نازل شده اند بنا به نقل قرآن (مصطفى نظيف ) با ترتيب نزول بدين قرارند:
1 - بقره 2 - انفال 3 - آل عمران 4 - احزاب 5 - ممتحنه 6 - نساء
7 - زلزال 8 - حديد 9- محمد (ص )
10 - رعد 11 - رحمن 12 - انسان
13 - طلاق 14 - بينه 15 - حشر
16 - نور 17 18 - منافقون
19 - مجادله 20 - حجرات 21 - تحريم
22 - تغابن 23 - صف 24 - جمعه
25 - فتح 26 - مائده 27 - توبه
28 - نصر
اين ترتيب ، در تاريخ قرآن ، 102. و مجمع البيان در تفسير سوره (هل اتى ) با اندكى تفاوت نقل شده است . در تاريخ قرآن ، سوره (نصر) در رديف شانزدهم و (تحريم ) در رديف 22، و در تفسير مجمع البيان ، سوره نصر، در رديف شانزدهم و سوره (توبه ) در آخر آمده است .
در مكى و مدنى بودن دوازده سوره از سوره هاى قرآن ، اختلاف پديد آمده است و هر كس نظر ويژه اى داده است . و آنها بنا به نقل تفسير الميزان ، بدين قرار مى باشد: سوره هاى رعد، رحمن ، جن ، صف ، تغابن ، مطففين ، قدر، بينه ، زلزال ، توحيد، فلق ، و ناس
تاریخ انتشار : شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|

قرآن بخوان
| با تو گر خواهى سخن گويد خدا، قرآن بخوان | ||
| تا شود روح تو با حق آشنا، قرآن بخوان | ||
| رتل القران ترتيلا نداى رحمت است | ||
| مى دهد قرآن به جان و دل صفا قرآن بخوان | ||
| اى بشر، ياد خدا، آرامش جان مى دهد | ||
| دردمندان را بود قرآن دوا قرآن بخوان | ||
| گفت : پيغمبر (ص ) كه بى دين است ، هر كس بى حيا است | ||
| تا شود روح تو پابند حيا قرآن بخوان | ||
| دامها، گسترده شيطان ، در مسير عمر تو | ||
| تا كه ايمن باشى از اين دام ها قرآن بخوان | ||
| اى كه روحت سخت پابند غم دنيا شده | ||
| مى كند قرآن ترا از غم رها قرآن بخوان | ||
| عترت احمد ز قرآنش نمى گردد جدا | ||
| تا بيابى معنى اين نكته را قرآن بخوان | ||
| هست قرآن صامت و، قرآن ناطق عترت است | ||
| تا ندانى اين دو را از هم جدا قرآن بخوان | ||
| نسخه قرآن به دستورالعمل دارد نياز | ||
| تا كه بشناسى طبيبت را دلا قرآن بخوان | ||
| وادى طور است اين قرآن و ميعاد حضور | ||
| با تو گر خواهى سخن گويد خدا قرآن بخوان | ||
تاریخ انتشار : شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

مقدمه
الحمدلله رب العالمين ، و الصلاة على محمد و آله اجمعين ، و لعنة الله على اعدائهم الى يوم الدين
خداوندا، آينه دل را به نور اخلاص روشنى بخش ؛ و زنگار شرك و دو بينى را از لوح دل پاك گردان ؛ و شاهراه سعادت و نجات را به اين بيچارگان بيابان حيرت و ضلالت بنما؛ و ما را به اخلاق كريمانه متفلق فرما؛ و از نفحات و جلوه هاى خاص خود كه مختص اولياء درگاه است ما را نصيبى ده ؛ و لشگر شيطان و جهل را از مملكت قلوب ما خارج فرما؛ و جنود علم و حكمت و رحمان را به جاى آن ها جايگزين كن ؛ و ما را با حب خود و خاصان درگاهت از اين سراى درگذران ؛ و در وقت مرگ و بعد از آن با ما با رحمت خود رفتار فرما؛ و عاقبت كار مارا با سعادت قرين كن ؛ بحق محمد و آل الطاهرين ، صلوات الله عليهم اجمعين .
بدان كه دعا مغز عبادت است . و از اين جهت در فضيلت آن و امر به آن آيات و اخبار بى شمار وارد شده دعا حقيقتى است كه در تمام موجودات عالم ، اعم از غيبى و شهودى سريان ذاتى دارد، و اگر اين حقيقت همراه موجودات آفرينش نبود، از عنايت و رحمت حضرت حق بى بهره بودند.
اگر دعا نبود، و اگر طلب و درخواست نبود، ادامه حيات براى هيچ موجودى امكان پذير نبود! درست است كه خداوند عزيز به تمام خواسته هاى بندگانش آگاه و عالم و آشناست ، اما همين خداى مهربان از آنان خواسته ، خواستهاى خود را با سوز دل و با حركت زبان و اعلام نيازمنديهاى دنيا و آخرت ، همراه با اشك چشم و گذاشتن پيشانى به خاك درگاه من ابراز كنيد كه من عاشق اين حال و علاقه مند به اين زارى و درخواست و اشك چشم شمايم .
مسئله اهميت و ارزش دعا و آثار آن بقدرى روشن و اشكار است كه حتى دانشمندان بيگانه از اسلام هم بر اساس هدايت فطرى ، به اين مسئله اشاره كرده و با يك دنيا و انصاف و وجدان دعا را عامل حركت و از ضرورى ترين نيازهاى بشر و داروى درمان حتى براى دردهاى جسمى شمرده و در زمان ما در حال پايه گذارى مطب هائى هستند كه طبيبان تربيت شده در اين فن حتى سخت ترين بيماريهاى جسمى را از اين طريق معالجه كنند.
گلن كلارك از دانشمندان غرب و باصطلاح موسس گروه نيايش گر، و پيشواى اردوگاه (بسيج دعا) است چنين ميگويد:
امروز در آمريكا بزرگترين احتياج ما به دعا است ، ارتش عظيم ، مردمان گوشه نشين ، پيرمدانى كه فكر مى كنند زندگيشان به سر رسيده ، بيماران بسترى كه در پى فرصتى هستند كه زندگيشان ارزش و مفهومى پيدا كند.
در هر صورت دعا امرى است ، ضرورى و فطرى و مسئله اى است كه خداوند به آن دستور داده ، و جزء حتمى اخلاق انبياء گرام الهى قلمداد شده و با اين كه خداى بزرگ به تمام خواسته هاى محتاجان آگاه است ولى انسان با دعا شايستگى گرفتن عطاى حق را پيدا مى كند.
در پايان كليه حقوق معنوى اين اثر را به پدرم جانباز جبهه هاى حق عليه باطل جناب آقاى حاج عباس موحديان و مادر گراميم تقديم مى دارم . در ضمن از زحمات آقاى مهدى موحديان درخصوص همراهى اين جانب در نگارش و تدوين اين اثر قدردانى مى شود.
والسلام
سعيد موحديان عطار
قرآن و مسئله دعا
قرآن مجيد، دعا را در جهات مختلف طرح مى كند كه دانستن آن لازم است :
1 - دعا علت رسيدن به فيوضات الهيه و خير دنيا و آخرت است .
و قال ربكم ادعونى استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين .
و خدا مى فرمايد:
مرا با خلوص دل بخوانيد كه من دعاى شما را مستجاب مى كنم ، و آنان كه از دعا و عبادت سركشى كنند با ذلت و زور و خوارى داخل جهنم شوند.
2 - دعا را علت گشايش كار، و نجات از هر هم و غم و رنجى مى داند.
قل من ينجيكم من ظلمات البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية لئن انجينا من هذه لنكونن من الشاكرين .
قل الله ينجيكم منها و من كل كرب ثم انتم تشركون .
بگو آن كيست كه شما را از تاريكى ها و سختى هاى بيابان و دريا نجات دهد، كه او را به زارى و از باطن قلب مى خوانيد، كه اگر ما را از اين مهلكه نجات دهد، پيوسته شكر گذاريم .
بگو خداست كه شما را از آن سختى ها و از هر اندوه نجات مى دهد، ولى شما باز هم به او شرك مى آوريد!!
3 - اگر دعا نبود، روى توجهى از جانب خداوند به بندگان نمى شد.
(قل ما يعبوا بكم ربى لولا دعاؤ كم ...)
به امت بگو اگر دعا و ناله وزارى و انابه و توبه شما نبود خداوند به شما توجه و اعتنائى نداشت .
روايات و مسئله دعا
فضيلت دعا
عن حنان ابن سدير، عن ابيه قال : قلت لابى جعفر عليه السلام : اى العبادة افضل ؟ فقال : ما من شيى ء افضل عند الله عز و جل من ان يسال و يطلب مما عنده ، و ما احد ابغض الى الله عز و جل ممن يستكبر عن عبادته و لايسال ما عنده .
سديد گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم : كدام عبادت بهتر است ؟ فرمود: چيزى نزد خداى عز و جل بهتر از اين نيست كه از او درخواست شود و از آن چه نزد اوست خواسته شود، و كسى نزد خداى عز و جل مغبوض تر نيست از آن كس كه از عبادت او تكبرورزد و سرپيچى كند و آن چه نزد او است درخواست نكند.
عن ميسر بن عبدالعزيز، عن ابى عبدالله عليه السلام قال : قال لى : يا ميسر ادع و لاتقل : ان الامر قد فرغ منه ، ان عندالله عز وجل منزلة لاتنال الا بمسالة ، و لو ان عبدا سد فاه و لم يسال لم يعط شيئا فسل تعط، يا ميسر انه ليس من باب يقرع الا يوشك ان يفتح لصاحبه .
ميسر بن عبدالعزيز گويد: حضرت صادق عليه السلام به من فرمود: اى ميسر دعا كن و مگو كه كار گذشته است و آن چه مقدر شده همان شود (و دعا اثرى ندارد)، همانا نزد خداى عز و جل منزلت و مقامى است كه بدان نتوان رسيد جز به درخواست و مسئلت ، و اگر بنده اى دهان خود را ببندد و درخواست نكندچيزى به او داده نشود، پس درخواست كن تا به تو داده شود، اى ميسر هيچ دردى نيست كه كوبيده شود جز اين كه اميد آن رود كه بروى كوبنده باز شود.
عن ابى عبدالله عليه السلام قال : من لم يسال الله عز و جل من فضله (فقد) افتقر.
و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه از فضل خداى عز و جل درخواست نكند نيازمند و فقير گردد.
دعا سلاح مومن است
عن ابى عبدالله عليه السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله : الدعاء سلاح المومن و عمود الدين و نور السماوات و الارض .
امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : دعاء سلاح مومن و ستون دين و نور آسمانها وزمين است .
عن ابى عبدالله عليه السلام قال : الدعاء انفذ من السنان الحديد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود: دعا از نيزه تيز نافذتر است .
دعا بلا و قضا را دفع مى كند
عن ابى عبدالله عليه السلام قال : ان الدعاء يرد القضاء و قد نزل من السماء و قد ابرم ابراما.
حضرت صادق عليه السلام فرمود: دعا برگرداند قضائى كه از آسمان نازل گرديده و به سختى ابرام شده (و محكم گرديده ) است .
بعضى از آداب و شرايط دعا
اول آن كه : اوقات شريفه را از براى دعا كردن اختيار كند؛ مثل روز عرفه و ماه مبارك رمضان و روز جمعه و وقت سحر و شبهاى جمعه و شبهاى قدر و امثال اينها.
دوم آن كه : حالتى را ملاحظه كند كه در آن حالت ، استجابت دعا وارد شده ؛ مثل در حال آمدن باران و عقب نمازهاى واجب ، ميان اذان و اقامه ، هنگام روزه بودن و وقت وزيدن باد، درنماز وتر و بعد از سپيده دم و بعد از ظهر و بعد از مغرب .
سوم آن كه : با طهارت باشد، يعنى وضو يا غسل داشته باشد.
چهارم آن كه : رو به قبله باشد.
پنجم آن كه : كف دستهاى خود را بلند كند.
ششم آن كه : تضرع و زارى كند و با خضوع و خوف و خشيت و هيبت باشد.
هفتم : جزم داشته باشد به اين كه دعاى او اجابت مى شود و يقين داشته باشد كه رد نخواهد شد.
هشتم : اصرار به دعا كند و لا اقل سه مرتبه آن را تكرار كند.
نهم آن كه : قبل از دعا، ذكر خدا كند و تمجيد و تعظيم او كند و صلوات بر محمد صلى الله عليه و آله و آل او فرستد.
دهم آن كه : توبه كند و از گناهان خود پشيمان شود و اگر مظلمه بر گردن او باشد ادا كند؛ يا عزم به ادا كردن آن نمايد.
يازدهم آن كه : به تمام همت خود رو به خدا آورد و از هر چه غير اوست قطع اميد نمايد.
دوازدهم آن كه : لباس و مكان و غذاى او از حلال باشد.
سيزدهم آن كه : حاجات خود را يكى يكى نام ببرد.
چهاردهم آن كه : فقط براى خود دعا نكند بلكه ديگران را در دعاى خود شريك سازد.
پانزدهم آن كه : گريه كند و يا حالت گريه به خود بگيرد.
شانزدهم آن كه : دعا را تا وقت حاجت تاخير نيندازد، بلكه پيش از احتياج دعا كند.
تاریخ انتشار : شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
تعداد واژه هاى قرآن كريم
قرآن مجيد، با حذف مكررات و مشتقات ، حدود 1860 كلمه مى باشد. تمام واژه ها و آيات نورانى قرآن كريم ، از تكرار و مشتقات همين تعداد كلمات ، تشكيل و به وجود آمده است . در تعداد آيات قرآن مجيد، اختلاف مى باشد. تعداد صحيح و قابل اطمينان در اين باره آن است كه عدد آيات قرآن كريم ، 6236 آيه مى باشد. در مجمع البيان در تفسير (هل اتى ) از اميرالمؤ منين - عليه السلام - از رسول خدا - صلى الله عليه و آله - نقل شده است كه حضرت فرمود: (سوره هاى قرآن كريم 114 سوره ، و آيات آن ، 6236 آيه است .).
سيوطى در الاتقان ، در اين رابطه شش قول را نقل كرده است :
قول اول : (6000) آيه .
قول دوم : (6204) آيه .
قول سوم : (6214) آيه .
قول چهارم : (6219) آيه .
قول پنجم : (6225) آيه .
قول ششم : (6236) آيه
ولى قول اخير از همه قويتر و مطابق روايت و نيز مطابق قرائت عاصم ابن ابى النجود است . ناگفته نماند كه : اختلاف شماره هاى آيات ، از قاريان قرآن نشاءت گرفته است . براى قرآن كريم ، زيانى در برندارد. بلكه اختلاف در تعيين مرزها و حدهاى آيات است ؛ مثلا بقره از نظر قاريان كوفه (286) آيه ، از نظر قاريان بصره (287) آيه ، از نظر علماى حجاز (285) آيه ، و قاريان شام تعداد آيات سوره بقره را در (284) آيه دانسته اند. ولى سوره بقره همان است بى كم و كاست .
تاریخ انتشار : جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ |
|

مقدمه
بسم الله الرحمن الرحيم
خطوط برجسته و طلايى تاريخ ملتها متعلق به كسانى است كه با حريت و آزادى زندگى گرده و عزت و شرافت خو را بر هر مال و منالى ترجيح داده اند، كسانى كه از جان و مال و مقام و خاندان گذشته اند اما تن به ذلت نداده اند، افتخار هر ملتى نيز به وجود چنين آزاد مردان است .
اديان الهى كه انسان را خليفه خدا و در روى زمين مى دانند ارزش والايى براى مقام را انسان قائل هستند بخصوص دين مقدس اسلام كه بالاترين ارج را براى مقام انسان واقعى منظور داشته است .
و لقد كرمنا بنى ادم و حملناهم فى البر و البحر
و ما فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم و آنها را به مركب بر و بحر سوار كرديم ....
يعنى اين كرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرينش او قرار داديم . كرامت و عزت و بزرگوارى جزئى از سرشت انسان است . اين است كه اگر انسان خود را آنچنان كه هست بيابد كرامت و عزت را مى يابد.
اسلام انسان مومن را عزيزتر از هر موجودى به شمار آورده .
امام كاظم عليه السلام فرمود:
... المومن اغز من الكبريت الاحمر ...
... مومن گرامى تر از ياقوت سرخ است ...
امام صادق عليه السلام فرمود:
المومن اعظم حرمه من الكعبه
احترام مومن از كعبه بيشتر است .
و به هيچ وجه به مومن اجازه نمى دهد كه خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انسانى خود را پايمال كند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
ان الله فوض الى المومن كل شى ء الا اذلاله نفسه
همانا خداوند هر امرى را به مومن تفويض كرده اما ذليل كردن نفس خود را به او اجازه نداده است .
امام على عليه السلام فرمود:
اكرم نفسك كل دنيه ...
نفس خويش را از هر كار پستى برتر و بالاتر بدار...
امام صادق عليه السلام فرمود:
... و لا تكن واهنا يحقرك من عرفك ...
... و شل و سست مباش كه هر كه تو را ببيند تحقير كند...
و از طرف ديگر توصيه و سفارش اكيد به حفظ عزت و كرامت .
امام كاظم عليه السلام فرمود:
ان اعظم الناس قدرا من لايرى الدنيا لنفسه خطرا
از همه مردم بلند مرتبه تر و عظيم القدرتر آن كسى است كه اگر تمام دنيا را يك طرف بگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنيا مقدم مى دارد.
يعنى حاضر نيست شرافت و كرامت خود را در مقابل اين كه تمام نعمتهاى دنيا را به او بدهند لكه دار كند. در اين زمينه روايات فراوان است كه در بخشهاى بعد به برخى از آنها اشاره خواهد شد.
حفظ شرافت و عزت نفس براى همه لازم است ، اما براى برخى از اصناف مردم لازمتر است كه در راس آنها نظاميان و حافظان مرز و بوم و آيين قرار دارند، چرا كه عزت آنان ، عزت ملت و شرف و مجد آنان ، مجد و عظمت دين و آيين است .
فالجنود باذن الله حصون الرعيه و زين الولاه و عز الدين ...
تاریخ انتشار : جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
در قرآن کریم می خوانیم:
الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ تَطْمَئنُِّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئنُِّ الْقُلُوب
آنها كسانى هستند كه ایمان آوردهاند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مىیابد! (رعد/28)
یاد خدا تنها به ذكر زبانى نیست، اگر چه یكى از مصادیق روشن یاد خداست. زیرا آنچه مهم است یاد خدا بودن در تمام حالات خصوصاً در وقت گناه است.
یاد خداوند بركات بسیار دارد، از جمله:
الف: یاد نعمتهاى او، عامل شكر اوست.
ب: یاد قدرت او، سبب توكّل بر اوست.
ج: یاد الطاف او، مایه محبّت اوست.
د: یاد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.
ه: یاد عظمت و بزرگى او، سبب خشیت در مقابل اوست.
و: یاد علم او به پنهان و آشكار، مایه حیا و پاكدامنى ماست.
ز: یاد عفو و كرم او، مایه امید و توبه است.
ح: یاد عدل او، عامل تقوا و پرهیزكارى است.
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
از امام صادق عليه السلام درباره آيه مورد بحث نقل شده كه : يهود در كتابهاى خويش ديده بودند كه محل هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بين كوه عير و كوه احد (1) خواهد بود.
يهود از سرزمين خويش بيرون آمدند و به جستجوى سرزمين مهاجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله پرداختند. در اين ميان كوهى به نام حداد كه همان احد است ، رسيدند و در همان جا پراكنده شده ، هر يك در جايى مسكن گزيدند؛ بعضى در سرزمين تيما برخى در فدك و عده اى ديگر در خيبر (پس از مدتى ) آنان كه كه در تيما برخى در فدك و عده اى ديگر در خيبر. (پس از مدتى ) آنان كه كه در تيما بودند، ميل ديدار برادران خويش نمودند، در اين اثنا عربى عبور مى كرد، مركبى از او كرايه كردند. او گفت : من شما را از بين كوه عير و احد خواهم برد.به او گفتند: هنگامى كه بين اين دو كوه رسيديم ما را آگاه نما.
همين كه آنان به سرزمين مدينه رسيدند، مرد عرب اعلام كرد كه اين جا همان سرزمين است كه بين دو كوه عير و احد قرار گرفته ، سپس با دست اشاره كرد و گفت : اين عير است و آن هم احد. يهود از مركب پياده شدند و گفتند ما به مقصود رسيديم ، ديگر احتياجى به مركب تو نيست . به هر كجا مى خواهى برو!
نامه اى به برادران خويش نوشتند كه ما اين جا(بين دو كوه عير و احد) محل هجرت پيامبر عليه السلام را يافتيم شما هم به سوى ما كوچ كنيد! آنان در پاسخ نوشتند كه ما اين جا مسكن گزيده و خانه و اموالى تهيه كرده ايم و از آن سرزمين فاصله اى نداريم هنگامى كه پيامبر موعود مهاجرت نمود به سرعت به سوى شما خواهيم آمد يهود در سرزمين مدينه مانده اموال فراوانى كسب كردند اين خبر به سلطانى به نام تبع رسيد. او با آن جنگيد. يهود در قلعه هاى خويش متحصن شدند. وى هم آنها را محاصره كرد سپس به آنان امان داد. آنها به نزد سلطان آمدند. تبع كفت من اين سرزمين را پسنديده ام و در اين جا خواهم ماند.آنان در پاسخ گفتند:اين چنين نخواهد شد؛ زيرا اين سرزمين محل هجرت پيامبرى است كه جز او كسى نمى تواند - به عنوان رياست - در اين سرزمين بماند.
تبع گفت : بنابراين ، من از خاندان خويش كسانى را در اين جا قرار خواهم داد. تا هنگامى كه آن پيامبر آمد، وى را يارى نمايند؛ لذا دو قبيله معروف اوس و خزرج را در آن مكان قرار داد، به اموال يهود تجاوز نمودند.
يهوديان به آنها گفتند هنگامى كه محمد صلى الله عليه و آله مبعوث گردد، شما را از سرزمين ما بيرون خواهد كرد و دست شما را از اموال ما قطع خواهند نمود. هنگامى كه محمد صلى الله عليه و آله مبعوث شد. اوس و خزرج كه به نام انصار معروف شده بودند به او ايمان آوردند و يهود وى را انكار نمودند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ |
|
![]()
نتيجه فصل گذشته اين شد كه قرآن كتاب هدايت الهى است و همه ما موظفيم بدان ايمان بياوريم و با به كار بستن دستورات و احكام آن در زندگى فردى و اجتماعى و الگو قرار دادن آن، زندگى و جامعه خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن اداره كنيم تا در دنيا و آخرت سعادتمند شويم. اكنون مىخواهيم اين پرسش را مطرح كنيم كه چرا با اين كه قرآن، اين نسخه شفابخش دردهاى فردى و اجتماعى، در جوامع مسلمين و از جمله در جامعه انقلابى و اسلامى ما وجود دارد در عين حال ما همچنان از بعضى مشكلات به خصوص مشكلات فرهنگى رنج مىبريم ؟
احتمالا با استفاده از مطالب گذشته در پاسخ خواهيد گفت چون آن طور كه مىبايد به قرآن و دستورات نجات بخش آن عمل نمىشود. اين پاسخ هر چند صحيح تلقى مىشود ولى به نظر مىرسد سوال اساسىترى مطرح مىشود چرا آن طور كه مىبايد به قرآن عمل نمىشود ؟ در واقع چه عواملى باعث مىشود حضور قرآن در جامعه كم رنگ و به تدريج مردم از قرآن و فرهنگ دينى و ارزشهاى الهى جدا شوند ؟
چون موضوع بحث، قرآن از ديدگاه نهجالبلاغه است، سوال مذكور را مىتوانيم به اين شكل مطرح كنيم كه حضرت على عليهالسلام مشكل اصلى جامعه ما را در چه مىداند و براى حل آن چه راهى فراروى ما مىگشايد ؟ براى پاسخ اين سوال و توضيح فرمايش حضرت على عليهالسلام در اين زمينه، ابتدا مقدمهاى طرح مىكنيم و آن گاه به بحث اصلى مىپردازيم.
چنان كه در فصل پيش بيان شد ايمان به خدا و دستورات الهى و تسليم در مقابل اوامر خدا از اصلىترين شروط هدايت و بهره مندى از راهنمايىهاى قرآن كريم است. ايمان و تسليم ابراهيم گونه و بارورى با جان عجين مىبايد تا بتوان از دامهاى شيطان در امان ماند. در مشعر معرفت، سنگ ريزههايى مىبايد جمع آورى نمود تا در هنگام مراجعه به قرآن كريم، شيطان نفس اماره را با آن سنگ ريزهها رمى كرد. بايد در مقابل هواهاى نفسانى ايستاد و سخن خدا را بر تمايلات نفسانى مقدم داشت و نفس را از پيش داورى در فهم قرآن كريم منع نمود تا در هنگام مراجعه به آيات الهى و فهم قرآن كريم دچار اشتباه نشد؛ زيرا چنين نيست كه هر كس با هر نيتى و با هر روشى سراغ قرآن آمد بتواند درست از آن استفاده كند. در يك جمله، اگر ما بندگى خدا را پذيرفتهايم بايد خودمان را كاملا تسليم او كنيم و دل را در گرو اراده و خواست خدا قرار دهيم و با تمام وجود باور داشته باشيم كه خدا بهتر از بندگانش مصالح آنها را مىداند و جز به صلاح و نفع بندگانش امر و نهى نمىكند. تنها با چنين اعتقاد و ايمانى است كه امكان فهم درست از اين كتاب الهى و بهره مندى از راهنمايىهاى حيات بخش آن براى انسانها ميسر مىشود.
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
چکیده ای از کتاب:
سلام بر مهدی،سلام بر او که خواننده کتاب خداست و روشنگر ان است.موضوع مهدی ریشه در قران دارد و این مطلب اختصاصی به شیعه ندارد،و اهل سنت نیز روایاتی مبنی بر اینکه مهدی در قران مجید معرفی شده است نیز دارند.انچه در این جزوه مطرح میشود گزیده ای از ایات قران کریم درباره قائم ال محمد ونیز فرمایشاتی از اهل بیت در تایید ان است.
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ |
|
1 - قال الله تعالى: {ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}. سوره بقره، آيه 2
خداوند متعال مىفرمايد: آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد؛ و مايه هدايت پرهيزكاران است.
2 - قال الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ}. سوره بقره، آيه 99
خداوند متعال مىفرمايد: ما نشانههاى روشنى براى تو فرستاديم؛ و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمىورزد.
3 - قال الله تعالى: {ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}. سوره بقره، آيه 176.
خداوند متعال مىفرمايد: اينها، به خاطر آن است كه خداوند، كتاب [آسمانى] را به حق، [و توأم با نشانهها و دلايل روشن،] نازل كرده؛ و آنها كه در آن اختلاف مىكنند، [و با كتمان و تحريف، اختلاف به وجود مىآورند،] در شكاف و [پراكندگى] عميقى قرار دارند.
4 - قال الله تعالى: {شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنْ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ}. سوره بقره، آيه 185
خداوند متعال مىفرمايد: [روزه، در چند روز معدودِ] ماهِ رمضان است؛ ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم، و نشانههاى هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است.
5 - قال الله تعالى: {وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ}. سوره بقره، آيه 231
خداوند متعال مىفرمايد: و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانى و علم و دانشى كه بر شما نازل كرده، و شما را با آن، پند مىدهد.
تاریخ انتشار : جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ |
|
|
|
متن دلخواه شما
|
|