منتظران مهدی بخشایش

ابزار وبلاگ

آموزش وبلاگ نویسی

آلبوم صوتی

پوستر

شبیه خوانی بخشایش

قالب مذهبی وبلاگ

کاریکاتور

کتابخانه

نرافزار

ویدیوها

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...... ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟نظری فرما بر کوچه تاریکمان . که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...... این صفحات برگ برگ روزهای انتظاری ست که به امید امدنش از پس هم ورق می زنیم.... العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی.....
 
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

خوش اخلاق به کسی گفته می‌شود که با گشاده‌رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد و محبت‌آمیز با مردم روبرو می‌شود، و در هر شرایطی این توانایی را دارد که با خوش‌رویى برخورد کند.


گل

پرسش
راه‌کارهای خوش اخلاقی در زندگی چیست؟ و خوش خلقی چه آثار دنیوی و اخروی دارد؟(لطفاً از آیات و احادیث هم استفاده کنید). اگر کتاب‌های خوبی مربوط به خوش اخلاقی که در حد فهم عموم نوشته شده باشد، معرّفی کنید.
پاسخ اجمالی
خوش اخلاق به کسی گفته می‌شود که با گشاده‌رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد و محبت‌آمیز با مردم روبرو می‌شود، و در هر شرایطی این توانایی را دارد که با خوش‌رویى برخورد کند.
بعضى از مردم به طور طبیعى خوش اخلاق و خوش برخوردند و این یکى از مواهب الهى است که نصیب هر کس نمی‌شود. کسی که دارای اخلاق نیکو است، باید خدا را با تمام وجودش شکر گوید، ولى گروهى چنین نیستند، اما می‌توانند با تمرین و ممارست و به کار بستن اصولی دقیق، حسن خلق و خوش اخلاقی را در وجود خود زنده کنند و چنان در عمق جانشان نفوذ کند که طبیعت ثانویّه شود. برخی از راه‌کارهای تحصیل خوش اخلاقى و مبارزه با بداخلاقى، عبارت‌اند از: توجه به ارزش و آثار معنوی و مادی خوش اخلاقى و آثار نیک آن و همچنین زشتى بداخلاقى، تمرین و ممارست، مطالعه احوال انسان‌های خوش اخلاق و بداخلاق و پرورش عواطف انسانی.
در روایات برای خوش اخلاقی و خوش‌رویی آثاری همچون از بین بردن گناهان، زدودن کینه‌ها، جلب محبت خدا و مردم ذکر شده است.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های جالب، داستان نوشت
:: برچسب‌ها: اخلاق, زندگی, سبک زندگی اسلامی, اسلام
تاریخ انتشار : سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

 

  بخشایش

آیت الله شیخ علی سعادت پرور می‌فرماید: مرحوم عارف کامل آیت الله میرزا علی اکبر مرندی در برخی از نامه‌هایش به علامه طباطبایی، نوشته بود: «مرحوم استاد آقا قاضی ما را خسر الدنیا و الاخره کرده! نه از دین بهره‌ای داریم ونه از آخرت!» و منظورش این بود که کسی که بوی آقای قاضی بدو خورده بود دیگر میل و رغبتی به دنیا و آخرت از خود نشان نمی‌داد و تنها غم و همّش رسیدن به «او» بود.


کتاب اسوه عارفان – ص 178



:: موضوعات مرتبط: داستانهای خواندنی، داستانها وحکایت ها، داستانها وپند ها، داستانهای شیرین، کوتاه نوشت، داستان نوشت
:: برچسب‌ها: حال و هوای, شاگردی, مرحوم قاضی
تاریخ انتشار : دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۵ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

رسالتی عظیم در زندان

امام هادی

  


بیست و پنجم رجب المرجب، سالروز شهادت موسی بن جعفر علیه السلام بهانه ای است تا به نقش بی بدیل امامت پرداخته و بیان شود که امامت را نمی شود در بند کشید، اگرچه جسم امام را بشود، لکن مقام امامت و ولایت به بند کشیدنی نیست.

 

 «عنقا شکار کس نشود دام بازگیر»

 


  امام بهشت، امام دوزخ

از آیات قرآن برمی آید که کار اصلی امام، هدایت و دعوت الی الله می باشد: «و جعلنا هم ائمّه یهدون بأمرنا»(1)، «و جعلنا منهم ائمة یهدون بأمرنا لمّا صبروا و کانوا بآیاتنا یوقنون»(2).

در این دو آیه مشاهده می نماییم که ویژگی بارز امام، هدایت به امر الهی می باشد و اساساً امام کسی است که جامعه را به سمتی سوق دهد و بکشاند، حال به سمت بهشت و یا به سمت جهنم. اگر به سمت بهشت بود می شود : «إمامٌ إلی الجنة» وگرنه می شود «إمامٌ إلی النار». به همین دلیل کلمه ی «امام» در قرآن برای سران کفر و شرک که جامعه را به سمت هلاکت و نکبت سوق دادند نیز، بکار رفته است.

مثل: «فقاتلوا ائمة الکفر...»(3)، «و جعلنا هم أئمة یدعون إلی النار»(4) که این آیه در مورد فرعون است و در مورد دیگری در رابطه با فرعون می فرماید: «یقدم قومه یوم القیامة فأوردهم النار»(5) یعنی فرعون روز قیامت پیشاپیش قوم خود، به سمت آتش حرکت می کند و همانطور که در دنیا آنها را به سمت کفر و شرک سوق داد، در قیامت نیز سایق آنها به سمت آتش خواهد بود و باز به همین دلیل است که در قرآن می خوانیم: «یوم ندعو کلّ أناس بإمامهم»(6) یعنی هر دمتی را با امام خود محشور می نماییم.

هر کس فردایش از امروزش بدتر باشد، مورد لعنت خداوند است و از رحمت او بدور! و هر کس که پیشرفت را در درون خود نبیند، پس رو به نقصان است و هر کس که رو به کمی و نقصان باشد مرگ برای او از زندگانی بهتر است!


:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام موسی کاظم (ع)، داستان نوشت
:: برچسب‌ها: رسالتی عظیم, در زندان, موسی کاظم, ع
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۵ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

امروز دلگير غمي بزرگيم و پنجره دل به روي غير بسته و در خلوت خلوص براي مويه هاي فاطمه (س) مي گرييم. خسوف خورشيد آفرينش، احساسمان را تيره کرده و پرده هاي نمناک اشک، فروغ از ديدگانمان ربوده است. صباي سوز دل ها حزين و خرامان به سوي مدينه وزيد؛ و عطر ياس هاي اندوه در کوچه هاي ارادت پيچيد.


اجازه پیامبر برای قبض روح به عزرائیل

امام جعفر صادق (ع) از پدرش ابوجعفر (امام باقر) (ع) نقل کرده، می‏‌گوید: دو مرد قرشی به محضر پدرم علی بن حسین علیهماالسلام وارد شدند، پدرم رو به ایشان کرد و فرمود: آیا نمی‏‌خواهید درباره رسول خدا (ص) به شما خبر دهم؟ عرض کردند: چرا.

فرمود: از پدرم شنیدم که می‏ فرمود: سه روز پیش از آن که پیامبر وفات کند جبریل نازل شد، عرض کرد: یا احمد! خدای تبارک و تعالی به خاطر لطف و عنایت خاص به تو مرا فرستاد تا از تو بپرسم راجع به آنچه که خود از تو آگاه‏تر است، می‏ فرماید: تو خودت را چگونه میابی؟ رسول خدا (ص) فرمود: یا جبرئیل! خودم را غمنده می یابم و خودم را نگران می‏بینم و چون روز سوم فرارسید، جبرئیل به همراه ملک الموت نازل شد و با ایشان فرشته هوا به نام اسماعیل به همراه هفتاد هزار فرشته فرود آمدند.

جبرئیل بر آنها سبقت گرفت و عرض کرد: یا محمد! خدای تبارک و تعالی مرا برای احترام و بزرگداشت تو و لطف مخصوصش به نزد تو فرستاد، تا از آنچه که خود داناتر از توست بپرسد، می‏فرماید: خودت را چگونه می‏بینی؟ فرمود: جبرئیل! خودم را غمگین و پریشان می‏بینم. ملک الموت پشت در ایستاده اجازه خواست، جبرئیل عرض کرد: یا احمد! اینک فرشته مرگ است که اجازه ورود می‏خواهد؛ او پیش از تو از هیچ آدمی اجازه نخواسته و هرگز بعد از تو از هیچ آدمی اجازه نخواهد خواست. پیامبر صلی الله علیه و آله - فرمود: اجازه بده تا وارد شود، جبرئیل اجازه داد، ملک الموت مقابل پیامبر ایستاد، عرض کرد: یا احمد! خدای تبارک و تعالی مرا به سوی تو فرستاده و دستور داد تا هر چه دستور دهید از شما اطاعت کنم؛ اگر امر کنید که جان شما را بگیرم، قبض روح می‏کنم و اگر راضی نباشید، به حال خود می‏گذارم، پیامبر (ص) فرمود: ای ملک الموت! آیا این کار را می‏کنی؟ عرض کرد: آری یا رسول الله، من مأمورم تا هر چه را شما بفرمایید اطاعت کنم. جبرئیل عرض کرد: یا احمد! خدای تبارک و تعالی مشتاق دیدار شماست پیامبر (ص) فرمود: ای ملک الموت! مأموریت خود را انجام بده، جبرئیل عرض کرد: یا احمد! این آخرین بار است که من قدم بر روی زمین می‏گذارم، تنها نیازم از دنیا تو بودی.


همین که پیامبر (ص) دار دنیا را وداع گفت، تسلیت برای ایشان آمد؛ تسلیت گوینده‏ای که صدای او را می‏شنیدند ولی شخص او را نمی‏دیدند، می‏گفت: درود و رحمت و برکات خدا بر شما باد! «هر کسی شربت مرگ را خواهد چشید و البته روز قیامت اجر و مزدتان را کامل دریافت خواهید کرد» همانا در درگاه خدای تبارک و تعالی تسلیت از هر مصیبتی است و جایگزینی هر چه از دست رفته و جبران هر فوت شده‏ای در نزد اوست بنابراین به خدا توکل کنید و به او امیدوار باشید، زیرا که مصیبت باعث اجر و ثواب است، و درود و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

جعفر بن محمد می‏گوید: پدرم از قول جدم؛ علی بن حسین گفت: آیا می‏دانید که این (صاحب صدا) که بود؟ این همان خضر (ع) است. در این جا سخن ما درباره پاره‏ای از دریافتهای مربوط به سنتها و حکمتهای انبیاء (ع) که امام علیه‏السلام به اصحاب و شاگردانش نقل کرده بود پایان گرفت.




:: موضوعات مرتبط: آسمان نوشت، داستان نوشت
:: برچسب‌ها: سبک زندگی, پیامبر, روایت, امام مجتبی
تاریخ انتشار : پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

بررسی توقیع امام زمان(علیه السلام) به علی بن محمد سمری

علمای ما كه موفق به دیدار حضرت شده بودند، آن را برای مردم بازگو نمی‌كردند، بلكه اطرافیان و خواص آنان از روی شواهد و قراینی و یا در زمان‌های بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام می‌شدند. لذا علما تحت عنوان مدعی مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعی دیدار و ارتباط) قرار نمی‌گیرند و این روایت با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد.

امام زمان (عج)آیا ادعای دیدار با توقیع حضرت مهدی(علیه السلام) به علی بن محمد سمری (دروغگو بودن مدعیان مشاهده ) منافات ندارد؟

برای آنكه به درستی در این مورد، گفت و گو كرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن كلام حضرت را به دقت مرور كرد تا روشن شود مراد امام مهدی(علیه السلام) چیست؟

حدیثی كه بحث مشاهده و دروغگو بودن مدعی مشاهده را مطرح می‌كند، آخرین توقیع و نامه‌ای است كه امام زمان(علیه السلام) به چهارمین و آخرین نایب خاص خود، چند روز قبل از مرگ‌اش نوشته است. متن نامه چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم

"ای علی بن محمد سمری! خداوند، اجر برادرانت را در عزای تو عظیم گرداند. به درستی كه تو تا شش روز دیگر از دنیا می‌روی. پس به كارهای خود رسیدگی كن وبه احدی وصیت مكن كه پس از وفات، جانشنین تو شود. به تحقیق دومین غیبت(غیبت كبری) واقع گردیده است. پس ظهوری نیست؛ مگر بعد از اذن خدای(عزوجل) و آن بعد از مدتی طولانی و قساوت دل‌ها و پر شدن زمین از ظلم خواهد بود به زودی می‌آید نزد شیعیان من، كسی كه ادعای مشاهده می‌كند. بدانید كسی كه ادعای مشاهده كند، قبل از خروج سفیانی و ندا، پس دروغگو و افترا زننده است. و لا حول ولاقوة الا بالله العلی العظیم"(كمال الدین، ج2، ب45، ح45)

این حدیث در بردارنده نكاتی است از جمله:

1.مدعیان مشاهده، در این دوره، وجود خواهند داشت.

2.مدعی مشاهده قبل از خروج سفیانی و ندا(دو علامت حتمی ظهور) هم دروغ‌گو است و هم افترا زننده.

افترا یا تهمت، آن است كه فردی به شخص دیگر عملی یا قولی را نسبت دهد؛ در حالی كه او چنین نكرده باشد. بنابراین بین دروغگو بودن و تهمت زدن، تفاوت است. هر دروغ‌گویی، تهمت زننده نیست. اگر كسی فقط مدعی دیدن باشد، ولی نسبتی به حضرت ندهد، ممكن است دروغ‌گو باشد اما تهمت زننده نیست. امام، در این نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعی مشاهده، وارد كرده است؛ یعنی، مدعی مشاهده، نسبتی نیز به حضرت می‌دهد.

علمای ما كه موفق به دیدار حضرت شده بودند، آن را برای مردم بازگو نمی‌كردند، بلكه اطرافیان و خواص آنان از روی شواهد و قراینی و یا در زمان‌های بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام می‌شدند. لذا علما تحت عنوان مدعی مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعی دیدار و ارتباط) قرار نمی‌گیرند و این روایت با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد

این نكات در نامه، بزرگان را بر آن داشت تا با تامل و تدبر دقیق‌تر به محتوای نامه بنگرند و بعد اظهار نظر كنند.

عده‌ای با توجه به این كه نامه، در آخرین روز‌های عمر نایب چهارم صادر شده و در آن، تصریح به پایان نیابت خاصه شده است؛ چنین گفته‌اند كه: مراد از مدعی مشاهده، مدعی نیابت خاصه و داشتن ارتباط با حضرت است؛ زیرا، نیابت خاصه؛ یعنی حضور نزد حضرت، همراه با شناخت آن بزرگوار و رساندن سۆالات مردم و ابلاغ پاسخ‌ها و پیام‌ها. این فرد، هم ادعای دیدار دارد و هم آنچه را می‌گوید، از جانب حضرت بیان می‌كند و حرف‌ها را پیام حضرت اعلام می‌كند.(بحار الانوار، ج52، ص151).

امام خمینی(رحمت الله علیه) می‌گویند: مراد از تكذیب مدعی مشاهده این است كه فردی مدعی ملاقات باشد، ولی شاهد و دلیلی نداشته باشد. (انوار الهدایه، ج1، ص256)

شهید آیت الله صدر(رحمت الله علیه) می‌گویند: مراد، ادعای انحرافی است كه شخصی با ادعای مشاهده و ارتباط، بخواهد عقاید و نظر خود را با نام پیام‌های امام زمان به مردم القا كند.(تاریخ الغیبة الصغری، ج1، ص654 ـ 639)

برخی نیز گفته‌اند: مراد از تكذیب مدعی ظهور است. (مهدی منتظر، ص93).

بنابراین می‌توان دریافت كه صرف دیدار، در روایت، منتفی نشده است و علما نیز نفی اصل دیدار را استفاده نكرده‌اند. به علاوه، روایت مدعی مشاهده را كذاب می‌داند؛ حال اگر كسی امام را ببیند و به دیگران نگوید، تحت این روایت قرار نمی‌گیرد. لذا اصل دیدار امر ممكنی خواهد بود.

نكته آخر این كه علمای ما كه موفق به دیدار حضرت شده بودند، آن را برای مردم بازگو نمی‌كردند، بلكه اطرافیان و خواص آنان از روی شواهد و قراینی و یا در زمان‌های بعد، متوجه وقوع دیدار آن عالم با امام می‌شدند. لذا علما تحت عنوان مدعی مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعی دیدار و ارتباط) قرار نمی‌گیرند و این روایت با داستان ملاقات برخی بزرگان تنافی ندارد.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مهدویت



:: موضوعات مرتبط: آسمان نوشت، آقا نوشت، داستان نوشت
:: برچسب‌ها: بررسی, توقیع, امام, زمان
تاریخ انتشار : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش
روزی کسی در راهی بسته ای یافت که در آن چیزهای گرانبها بود وایه الکرسی هم پیوست آن بود آن کس بسته را به صاحبش رد کرد .
او را گفتند :چرا این همه مال را از دست دادی؟گفت : صاحب مال عقیده داشت که این ایت مال او را از دزد نگاه میدارد ومن دزد مال هستم نه دزد دین! اگر آن را پس نمیدادم در عقیده ی صاحبان آن خللی راجع به دین روی میداد انوقت من دزد دین هم بودم.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های جالب، کوتاه نوشت، داستان نوشت
تاریخ انتشار : جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش
نابینا : مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟
  بینا : آری
نابینا : پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟
  بینا : تو حقیقتا" نابینایی ؟!
نابینا :  کور مادرزاد
  بینا : چگونه دریافتی من سه تا سه تا می خورم ؟!
نابینا : آن گونه که من دو تا دو تا می خورم و تو هیچ معترض نمی شوی .

چرا بعضی افراد فکر میکنند دیگران نادانند و از رفتار بد یا اشتباه آنها چیزی نمیفهمند .



:: موضوعات مرتبط: حکایت های جالب، داستان نوشت
تاریخ انتشار : جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

میرزا عبدالحسین خان ملقب به قوام العدالة و متخلص به ((شوری)) از منشیان و سخنوران عهد ناصرالدین شاه قاجار بود .

زادگاهش شهر بخشایش از آبادی های اطراف تبریز است .وی تحصیلات خود را در تبریز و تهران انجام داد. مردی متدین بود و بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه می کرد . خط خوب و طبعی روان داشت و به سال 1316،پیرامون 70 سالگی در تبریز در گذشت .

آن مرحوم دو پسر داشت به نامهای غلامعلی خان معین الملک و حسن خان و یک دختر به نام اختر الملوک و این دختر (اخترالملوک) ،مادر پروین اعتصامی شاعره ی گرانمایه می باشد .

دیوان شوری که شامل 9 قصیده،193 غزل، 4 مسمط، ویک ترجیع بند ،3 تضمین ،3 مثنوی،و11 رباعی و یک ساقی نامه می باشد ، که روی هم مشتمل بر 2853 بیت است، و اینک نمونه ای از غزلیات وی:

 

ای از غمت پریشان ،حالم چو تار مویت

                           

                                 بگذشت عمر و در دل ،صد داغ ز آرزویت

 

بشکست پای ما را سنگ جفای دشمن

 

                                 بی خود نه پا کشیدم ای سیمبر ز کویت

 

باد سحر   ندانم    گم   کرده کوی ما را

 

                                  یا خود   چرا  نماید  از  ما  دریغ   بویت



:: موضوعات مرتبط: اشعار شعرای شهر بخشایش، شعر نوشت، داستان نوشت
:: برچسب‌ها: غزلی, زیبا, شوری, بخشایشی
تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۰ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

مقدس اردبیلی وامام زمان (عج)

من در مدرسه حجره ای داشتم که مشرف به قبه ی مطهر امیر المومنین (ع) بود. نیمه شبی از مطالعه که فارغ شدم از حجره بیرون آمدم تا هوایی بخورم. شب بسیار تاریکی بود و کورسوی هیچ ستاره ای زمین را روشن نکرده بود.  درآن تاریکی سایه ای تاریکتر از شب دیدم که به سمت بقه ی مبارک حضرت می آید. با خود فکر کردم که شاید دزد است و برای دزدیدن قندیل ها آمده است پس به تعقیبش پرداختم. به نزدیکی حرم که رسید ایستاد وقفل را دیدم که بدون آن که کسی به آن دست بزند باز شد. در دوم وسوم هم به همین شکل قفلش باز شد. او بالای سر قبر مطهر رسید و سلام کرد، از سوی قبر پاسخی به او داده شد و او درباره ی یک مسئله ای از امام می پرسید و بعد دیدم که از آن جا خارج شد و به سوی مسجد کوفه حرکت کرد و من هم چنان به دنبالش می رفتم. به محراب مسجد ( محل شهادت امیرالمومنین (ع) ) که رسید دیدم با کس دیگری در باره ی همان موضوع صحبت می کند. بعد از آن که پاسخش را گرفت برگشت و من هم به دنبالش برگشتم  بدون آن که او متوجه حضور من شود. وقتی که رسیدیم صبح شده بود و دیدم که مقدس اردبیلی است. خودم را به او نشان دادم و به او گفتم که تمام شب را تعقیبش می کردم و از او خواستم که به من بگوید جریان چه بود؟ او ازمن قول گرفت که این مسئله را فاش نکنم تا بعد از وفاتش و من هم چنین کردم. بعد فرمود که بعضی اوقات بعضی از مسائل برای من شبهه ایجاد می کند پس شب نزد مولا می روم و از ایشان پاسخ می گیرم دیشب هم چنین شده بود وقتی که برای گرفتن پاسخ نزد آقا رفتم امام مرا حواله کردند به سوی مولای ما امام زمان (عج) و فرمودند: امشب فرزندم مهدی (ع) درمسجد کوفه است پیش او برو و از او جواب بگیر ومن هم چنین کردم.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

                                                                                        نقل از کتاب نجم الثاقب




:: موضوعات مرتبط: داستان نوشت
:: برچسب‌ها: غایب, حاضر, مقدس اردبیلی, امام زمان
تاریخ انتشار : دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۰ |
 

آسمان نوشت

آقا نوشت

بانو نوشت

داستان نوشت

دل نوشت

سیاسی نوشت

شعر نوشت

شهدا نوشت

طنز نوشت

کوتاه نوشت

منتظران مهدی بخشایش

سنگر ما در افسران

سنگر ما در آپارات

سنگر ما در تلگرام