
آیا در قرآن نام و یادی از امام حسین(علیه السلام) شده است؟ |
تاریخ انتشار : جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۱ |
|
|
عبدالكريم پاكنيا
روز 24 ذى الحجه يكى از زيباترين خاطرات را در فرهنگ شيعه به ياد مى آورد؛ روزى كه اميرمؤمنان على عليه السلام با ايثار انگشتر خويش در حال نماز به يك نيازمند، گوى سبقت را از مسلمانان حاضر در مسجد ربود و شايسته تجليل و تقدير حضرت حق قرار گرفت و به دريافت مدال آيه ولايت از سوى پيك وحى مفتخر گرديد.

عبداللّه بن عباس ماجرا را اين گونه روايت كرده است:
روزى در كنار چاه زمزم نشسته بودم و براى مردم از پيامبر صلى الله عليه و آله حديث نقل مى كردم. در آن حال، ابوذر غفارى به نزد ما آمد و با صداى رسايى گفت: اى مردم! من از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «عَلِىٌّ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَقاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخُذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ؛ على عليه السلام رهبر نيكوكاران است و كشنده كافران. هر كس او را يارى كند، يارى خواهد شد و هر كس به او اهانت كند، خوار خواهد گشت.»
تاریخ انتشار : جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ |
|
|

نهضت فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله حركتی قرآنى بود تا آنجا كه سر مقدسش نیز بالاى نى قرآن مى خواند تا شاید به واسطه قرآن نور حق در وجود مردم جرقه اى بزند و هدایت بشوند، ولی انگیزه هدایت، جز كم بینشى و كوردلى و ناشنوایى بر آنها چیزى نیافزود : «طبع الله على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوة » چراکه در اثر خباثتى كه داشتند خداوند پرده اى بر دلها و بر چشم و گوششان نهاد تا حق را نفهمند
.
تاریخ انتشار : شنبه نهم دی ۱۳۹۱ |
|
|

جوانان، بازوی قدرتمند دفاع و سازندگی هر جامعه و تأثیرگذارترین افراد در تحولات جامعهاند.
ویژگیهای جوان آنقدر مهم و با ارزش است كه در تشكیل حكومت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چشمگیر و نمایان است.
در جهان كنونی كه عصر بیمعنویتی و بیاخلاقی است بسیاری از جوانان جامعه ما توجه خاصی به معنویت، قرآن و اهل بیت علیهم السلام از خود نشان میدهند. و بدیهی است باید این شور و نشاط با شعور معنوی آمیخته و با الگوهای خوب آشنا شوند تا به سر منزل واقعی رهنمون گردند، یكی از ابزارهایی كه جوانان را در این مسیر كمك میكند انس با قرآن و الگوهای قرآنی است، چرا كه قرآن كلام خداوند است و دستورات الهی در آن نهفته و انسان میتواند به وسیله انس با قرآن بهرههای معنوی زیادی ببرد. هر چقدر به قرآن نزدیك شویم صفا و معنویت بیشتر میشود و به همان اندازه از انحرافات و فسادهای اخلاقی دور خواهیم گشت.
امام سجاد علیه السلام میفرماید: «اگر تمام اهل مشرق و مغرب از دنیا برود هرگز از تنهایی وحشت نمیكنم، هنگامی كه قرآن همراه من باشد.(1)
تاریخ انتشار : دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ |
|
|

سوره ی مبارکه البقره: آيه 143
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ(143)
همانگونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانهاى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبلهاى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از پيامبر پيروى مىكنند، از آنها كه به جاهليت بازمىگردند، مشخص شوند. و مسلما اين حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود. (اين را نيز بدانيد كه نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحيح بوده است) و خدا هرگز ايمان ( نماز) شما را ضايع نمىگرداند زيرا خداوند، نسبت به مردم، رحيم و مهربان است. (143)
از امام باقر عليه السلام درباره قول خداي تعالي: « و کذلک جعلناکم امٌة وسطاً لتکونوا شهداء علي الناس و يکون الرسول عليکم شهيداً »؛ (سوره بقره، آيه 143) آمده است که در هر زمان از ما شاهد و گواهي هست؛ علي بن ابي طالب «ع» در زمان خودش گواه و شاهد بر مردم بود و حسن عليه السلام در زمان خودش و حسين عليه السلام در زمان خودش و هر کسي از ما که مردم را به امر خدا فرا مي خواند گواه و شاهد بر مردم زمان خودش است.
منابع
بحارالانوار، ج 23، ص 382، حديث 74 - کنز جوامع الفوائد، ص 180
تاریخ انتشار : یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
نور» روشنایى است و از ویژگى هاى ذاتى آن این است كه هم خودش روشن است و هم روشنى بخش دیگران است. و تاریكى ها و ظلمت ها را از بین مى برد. «ظاهرٌ فى نفسه و مظهرٌ لغیره به همین جهت از خداوند متعال كه روشنى بخش نظام هستى است و از قرآن، پیامبران و امامان كه هدایت گر جامعه بشریت و روشنى بخش دل هاى مۆمنانند به «نور» تعبیر شده است.

نور خدا چیست؟ چه ارتباطی می تواند بین امام حسین(علیه السلام) و نور خدا باشد؟
«یُرِیدُونَ لِیُطْفُِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛ (صف، آیه 8)
«مى خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش كنند در حالى كه خدا كامل كننده نور خود است، گرچه كافران خوش نداشته باشند».
«نور» روشنایى است و از ویژگى هاى ذاتى آن این است كه هم خودش روشن است و هم روشنى بخش دیگران است. و تاریكى ها و ظلمت ها را از بین مى برد. «ظاهرٌ فى نفسه و مظهرٌ لغیره به همین جهت از خداوند متعال كه روشنى بخش نظام هستى است و از قرآن، پیامبران و امامان كه هدایت گر جامعه بشریت و روشنى بخش دل هاى مۆمنانند به «نور» تعبیر شده است. در مقابل از دشمنان بدخواه و گمراهى ها، به تاریكى و «ظلمات» تعبیر شده است كه هم خودشان تاریكند و هم در پى خاموش كردن نورند.
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|

ابن عباس: از رسول خداصلى الله علیه وآله پرسیدم كه در آیه [وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ]؛ واقعه (56 )، آیه 11-10.؛ [(-( گروه دیگر)-) سبقت گیرندگانند. سبقت گیرندگان، همان مقربان درگاهند] سبقت گیرندگان چه كسانى هستند؟
فرمود: جبرئیل به من گفت: ذاك، علىٌّ و شیعتهُ ؛ آن سبقت گیرندگان، على و پیروان اویند] كه به سوى بهشت، از یكدیگر پیشى مى گیرند، و به كرامت ویژه الاهى به درگاه خدا تقرب مى یابند. بحارالانوار، ج 24، ص 4، ص 13.
-دعوت به ولایت حضرت علی از سوی خدا-
ابوهریره: در روز غدیر خم، جهاز شتران را روى هم قرار دادیم و پیامبرصلى الله علیه وآله از آنها بالا رفت و پس از حمد و ثناى پروردگار، بازوى على بن ابى طالب علیه السلام را گرفت و بلند كرد و... فرمود: [هر كه من مولاى اویم، این على مولاى او است. خدایا، دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن؛ یارى كنندگانش را یارى كن و تنها گذارندگانش را تنها گذار].
در این هنگام، از وسط جمعیت، اعرابى اى برخاست و به سوى آن حضرت رفت و گفت: اى رسول خدا، تو ما را دعوت كردى كه گواهى دهیم خدایى جز خداى یكتا نیست و اینكه تو رسول خدایى، پذیرفتیم و گواهى دادیم؛ ما را به نماز فرمان دادى، نماز به جاى آوردیم؛ به روزه امر كردى، روزه گرفتیم؛ به جهاد برانگیختى، جهاد كردیم؛ گفتى زكات بپردازیم، پرداختیم. این همه تو را بس نیست كه پیش چشم همگان، دست این جوان را گرفته اى و مى گویى: [خدایا، هر كه من مولاى اویم، این على مولاى او است]. این را از طرف خدا مى گویى، یا از خودت؟
فرمود: این از سوى خدا است، نه از من.
گفت: یعنى از سوى همان خدایى كه جز او خدایى نیست؟
فرمود: آرى، از سوى همان خدایى كه جز او خدایى نیست (و این جمله را سه بار، تكرار فرمود ).
اعرابى برخاست و به سرعت به سوى شترش رفت، در حالى كه مى گفت: خدایا، اگر آنچه محمد مى گوید، به حق و از سوى تو است، یا از آسمان سنگى بر ما فرو افكن، یا براى ما عذابى دردناك و ناگزیر فرست.
هنوز سخن اعرابى به پایان نرسیده بود كه آتشى از آسمان فرود آمد و او را سوزاند. در پى این ماجرا، خداوند این آیات را نازل فرمود: [سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ. مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ ]؛ معارج (70 )، آیات 3-1.؛ [سؤال كننده اى از عذابى واقع شدنى سؤال كرد. ویژه كافران، كه بازدارنده اى ندارد. و از سوى خداوند داراى مرتبه ها است]. بحارالانوار، ج 37، ص 173 و 174، ح 60 از تفسیر فرات الكوفى.
تاریخ انتشار : یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
بررسي آيات مربوط به امام حسين (ع) در قرآن و جايگاه قرآن در حرکت ايشان از مدينه تا کربلا
قرآن کريم يگانه شاهراه رستگاري انسان و رسيدن به سعادت است. جز در پرتو نوراني آيات کتاب خدا راه گريزي از جهل، گمراهي و غفلت نيست. اهل بيت پيامبر (ص) پرچمداران هدايت و در حقيقت ترجمان راستين قرآن و فصل الخطاب بوده و همچون قرآن، تنها راه هدايت و تمثل صراط مستقيمند. قرآن و عترت در واقع يک حقيقتند و هر يک تبلور تمام عيار موهبت، رحمت و هدايت آسماني اند؛ حقيقتي جاويدان که يکي بدون ديگري نمي تواند تفسير و تبيين شود.
به هر کدام که رجوع شود و در آن تعمق و تفکر گردد، تو را به سوي ديگري مي خواند. در ژرفاي قرآن به حضور اهل بيت (عليهم السلام) مي رسي و با دقت و توجه در سيطره نظري و عملي اهل بيت (عليهم السلام) به محتوا و مفهوم آيه هاي قرآن رهنمون مي شوي. در اين ميان نور هدايت حسين بن علي (ع) فروزان تر و آتش عشق او پر نفوذتر و تأثيرگذارتر است و اين چيزي جز اراده حق نيست که حسين (ع) چراغ هدايت و کشتي نجات بشريت از اول تا به ابد باشد.
تأمل و تدبر در آيات قرآن در حقيقت به شناخت و آگاهي از امام (ع) نيز منجر مي شود و اين بدان معناست که هر يک از ثقلين به مثابه ميزان و معيار، صحت و سقم ديگري را حکايت مي کند. در اين نوشتار ابتدا به آياتي از قرآن که درباره اهل بيت (عليهم السلام) و امام حسين (ع) است اشاره و سپس به همراهي و همگامي قرآن در طول مسير حرکت امام (ع) از مدينه تا کربلا پرداخته مي شود.
تاریخ انتشار : شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
براي اين که ثابت شود، قيام ابا عبدالله (ع) بر اساس تعاليم روح بخش قرآني صورت گرفته وبرخواسته از عمل به کلام خداوند است در اين زمينه آياتي را که توجيه گر کارهاي امام حسين (ع) در ابعاد متفاوت مي تواند باشد مورد بررسي قرار مي دهيم . در اين رابطه مي توان به چند نکته اشاره کرد:
1. هجرت و حرکت امام : قرآن کريم درباره هجرت وسبب آن مي فرمايد:(والذين هاجروا في الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنهم في الدنيا حسنة ولاجر الاخرة اکبر لوکانوا يعلمون )؛ آنها که پس از ستم ديدن ، در راه خدا هجرت کردند، در اين دنيا جايگاه (و مقام ) خوبي به آنها مي دهيم ؛ وپاداش آخرت ، از آن هم بزرگتر است اگر مي دانستند.» بي ترديد، هنگامي که امام ، در مدينه حضور داشت از طرف حاکم مدينه در اثر فشار يزيد،مورد بي مهري قرار گرفت ومنزلت وشخصيت حضرت مورد توجه قرار نگرفت . از اين رو،امام با مشاهده ظلم تصميم گرفت به مکه برود. در مکه نيز از طرف مأموران دولتي درمعرض ترور و قتل واقع شد وبراي اجتناب از شکسته نشدن حرمت کعبه ومکه ، به کوفه رفت و در ميانه راه کوفه وکربلا، با مشاهده آزار واذيت خلافت باز قصد هجرت به مکه و مدينه را مي کند که با مخالفت مأموران نمي تواند بدان جامه عمل بپوشاند.

تاریخ انتشار : شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ |
|
|
از امام صادق عليه السلام درباره آيه مورد بحث نقل شده كه : يهود در كتابهاى خويش ديده بودند كه محل هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بين كوه عير و كوه احد (1) خواهد بود.
يهود از سرزمين خويش بيرون آمدند و به جستجوى سرزمين مهاجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله پرداختند. در اين ميان كوهى به نام حداد كه همان احد است ، رسيدند و در همان جا پراكنده شده ، هر يك در جايى مسكن گزيدند؛ بعضى در سرزمين تيما برخى در فدك و عده اى ديگر در خيبر (پس از مدتى ) آنان كه كه در تيما برخى در فدك و عده اى ديگر در خيبر. (پس از مدتى ) آنان كه كه در تيما بودند، ميل ديدار برادران خويش نمودند، در اين اثنا عربى عبور مى كرد، مركبى از او كرايه كردند. او گفت : من شما را از بين كوه عير و احد خواهم برد.به او گفتند: هنگامى كه بين اين دو كوه رسيديم ما را آگاه نما.
همين كه آنان به سرزمين مدينه رسيدند، مرد عرب اعلام كرد كه اين جا همان سرزمين است كه بين دو كوه عير و احد قرار گرفته ، سپس با دست اشاره كرد و گفت : اين عير است و آن هم احد. يهود از مركب پياده شدند و گفتند ما به مقصود رسيديم ، ديگر احتياجى به مركب تو نيست . به هر كجا مى خواهى برو!
نامه اى به برادران خويش نوشتند كه ما اين جا(بين دو كوه عير و احد) محل هجرت پيامبر عليه السلام را يافتيم شما هم به سوى ما كوچ كنيد! آنان در پاسخ نوشتند كه ما اين جا مسكن گزيده و خانه و اموالى تهيه كرده ايم و از آن سرزمين فاصله اى نداريم هنگامى كه پيامبر موعود مهاجرت نمود به سرعت به سوى شما خواهيم آمد يهود در سرزمين مدينه مانده اموال فراوانى كسب كردند اين خبر به سلطانى به نام تبع رسيد. او با آن جنگيد. يهود در قلعه هاى خويش متحصن شدند. وى هم آنها را محاصره كرد سپس به آنان امان داد. آنها به نزد سلطان آمدند. تبع كفت من اين سرزمين را پسنديده ام و در اين جا خواهم ماند.آنان در پاسخ گفتند:اين چنين نخواهد شد؛ زيرا اين سرزمين محل هجرت پيامبرى است كه جز او كسى نمى تواند - به عنوان رياست - در اين سرزمين بماند.
تبع گفت : بنابراين ، من از خاندان خويش كسانى را در اين جا قرار خواهم داد. تا هنگامى كه آن پيامبر آمد، وى را يارى نمايند؛ لذا دو قبيله معروف اوس و خزرج را در آن مكان قرار داد، به اموال يهود تجاوز نمودند.
يهوديان به آنها گفتند هنگامى كه محمد صلى الله عليه و آله مبعوث گردد، شما را از سرزمين ما بيرون خواهد كرد و دست شما را از اموال ما قطع خواهند نمود. هنگامى كه محمد صلى الله عليه و آله مبعوث شد. اوس و خزرج كه به نام انصار معروف شده بودند به او ايمان آوردند و يهود وى را انكار نمودند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ |
|
قرآن يعنى مهمترين منبع اسلامى، در اين زمينه مانند بسيارى زمينه هاى ديگر تنها يك بحث كلّى و اصولى دارد، بدون اين كه وارد جزئيات مسأله شود; و به تعبير ديگر، آيات قرآن همان را تعقيب مى كند كه در استدلالات عقلى و الهام فطرت داشتيم; يعنى، خبر از تحقّق يك حكومت عدل جهانى در سايه ايمان مى دهد.
* * *
چند نمونه از آياتى كه اين بحث را مطرح ساخته ذيلا از نظر مى گذرانيم.
1ـ در سوره انبياء (آيات 105 و 106) مى خوانيم:
ولقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر انّ الارض يرثها عبادى الصّالحون انّ فى هذا لبلاغاً لقوم عابدين.
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ |
|
|
چکیده ای از کتاب:
سلام بر مهدی،سلام بر او که خواننده کتاب خداست و روشنگر ان است.موضوع مهدی ریشه در قران دارد و این مطلب اختصاصی به شیعه ندارد،و اهل سنت نیز روایاتی مبنی بر اینکه مهدی در قران مجید معرفی شده است نیز دارند.انچه در این جزوه مطرح میشود گزیده ای از ایات قران کریم درباره قائم ال محمد ونیز فرمایشاتی از اهل بیت در تایید ان است.
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ |
|
خداوند متعال مىفرماید: «وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلّا خَلا فِیها نَذِیرٌ»؛ «وهر امّتى در گذشته انذار کنندهاى داشته است.»( سوره فاطر، آیه 24)
از آیه فوق به خوبى استفاده مىشود که در هر زمانى باید در میان مردم حجت خدا وهادى على الاطلاق موجود باشد.
امام باقر (ع) فرمود: «اى گروه شیعه! خداوند تبارک وتعالى مىفرماید: «وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلّا خَلا فِیها نَذِیرٌ». عرض شد: اى اباجعفر! مگر نذیر بر این امت، محمّد نیست؟ حضرت فرمود: «... صدقت فهل کان نذیر وهو حىّ من البعثة فى أقطار الأرض...»؛ «آرى راست مىگویى،آیا محمّد در زمان حیاتش انذار کننده از زمان بعثت براى همه مناطق نبود؟...».( کافى، ج 1، ص 249)
در تفسیر على بن ابراهیم در ذیل آیه فوق مىخوانیم: «...لکلّ زمان إمام...»؛ «...وبراى هر زمانى امامى است.»( تفسیر على بن ابراهیم قمى، ج 2، ص 209)
تاریخ انتشار : شنبه دهم تیر ۱۳۹۱ |
|
روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی میباشد. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنان که میفرماید:
«وَأَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْر لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون».

روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی میباشد. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنان که میفرماید:
«وَأَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْر لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون».[1]
«قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکارسازی، شاید آنان بیندیشند».
در آیه یاد شده دقت کنید، میفرماید:«لتُبَیّن» و نمیگوید: «لتقرأ» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن کند. بنابراین، انتظار این که مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود. اکنون برخی از روشهای قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان میکنیم:
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ |
|
|

عدهای از افرادی که با قرآن کریم سرو کار داشته و در طول روز به آن سر میزنند وقتی به آیه 68 سوره یس میرسند از خود میپرسند :" آیا آیه وَ مَن نُعَمِّرهُ نُنَکِّسهُ فی الخَلق با طول عمر امام زمان(علیه اسلام) منافات دارد؟ "
در این مقاله به پاسخ به این سؤال میپردازیم :
آیه مزبور در حقیقت یک ناموس طبیعی و قانون الهی را توضیح میدهد; یعنی، انسانها مطابق سیر طبیعی، پس از آن که به سر حدّ تکامل جسمی رسیدند، تدریجاً نیروهای خود را یکی پس از دیگری از دست داده و به ضعف و ناتوانی روز اوّل بازگشت میکنند. این «منحنی» ضعف و قدرت یک قانون عمومی برای تمام موجودات زنده است و همگی روی سیر طبیعی و معمولی این سرنوشت را خواهند داشت; ولی در موضوع طول عمر امام زمان(عج) با این که یک سلسله مطالعات علوم طبیعی چنین طول عمری را طبق موازین علمی امری کاملاً ممکن معرّفی میکند، در عین حال باید اعتراف کرد که این طول عمر فعلاً جنبه استثنایی دارد.
به عبارت دیگر، عمر هزار ساله و بیشتر انسان مطابق اصول علمی امروز به هیچ وجه محال نیست; به دلیل این که دانشمندان علوم طبیعی برای طولانی ساختن عمر انسان همواره مشغول مطالعاتی هستند و به ما نوید میدهند که روزی موفّق شدند از طرق علمی حدّاکثر طول عمر انسان را به مراتب افزایش دهند، این خود نشانه امکان و معقول بودن چنین طول عمری است. ولی نمیتوان انکار کرد که فعلاً چنین طول عمری جنبه استثنایی دارد و هنوز انسان از طرق معمولی موفّق به آن نشده است، بنا بر این خداوند برای اصلاح جامعه بشریّت یکی از بندگان برگزیده خود را طول عمر فوقالعاده ای داده که در موقع معیّنی قیام کند و جهانی را مملوّ از عدالت گرداند. پرواضح است آیه مزبور که نظر به افراد معمولی و عادی دارد شامل حال چنین فردی نخواهد شد که وضع او یک وضع فوقالعاده است و از جریانهای معمولی برکنار میباشد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ |
|
|

دلایل بوسیدن و احترام کردن ضریح حرم ائمه اطهار(علیهم السلام) و تبرک جستن و نشان دادن علاقه و محبت مردم به اهلبیت از سوی آیتالله العظمی سبحانی تشریح شد.
معظمله در پنجمین نشست از سلسله جلسات کلام اسلامی در مشهد به معنی اصطلاحی « تبرک» و « تبرک جستن» اشاره کرده و اظهار داشتند: سنت الهی بر این است که همیشه مسببات از طریق اسباب خواسته شود
تاریخ انتشار : سه شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۰ |
|
|
كدام آيه به وجود مقدس حضرت مهدي”عج” اشاره دارد وچه آيه اي حكومت وظهور ايشان را نويد مي دهد؟
براى دستيابى به پاسخ اين سؤال مهم و در عين حال پيچيده، مىبايست نكات و مقدماتى را مد نظر داشت و مورد توجه قرار داد:
از جمله مهمترين ابزارى كه مىتوان به واسطه آن به درك واقعى و عميق مضامين و مفاهيم آيات الهى نايل شد و از معارف ارزشمند آن بهرهمند گرديد، بعد از احراز علوم مقدماتى و پايه، رجوع به تفسير و مطالبى است كه در تبيين آيات آمده است، مطالبى كه از الفاظ و ظواهر كلام خداوند و با تأمل و دقت در آنها بدست مىآيد و گوياى مراد و منظور ظاهرى آيات قرآن است، امّا گاه آيات الهى، حاوى حقايقى وراى الفاظ و ظواهر آنست كه در برخورد ابتدايى و اوليه بدست نمىآيد و تأمل و دقت در آنها هم كارساز نيست، بلكه تنها روايات و گفتار معصومينعليهم السلام است كه از آنها پرده بر مىدارد و اسرار آنها را آشكار مىسازد. به اين مرحله از دست يافتن به مفاهيم آيات كه دلالت بر باطن قرآن دارد، تأويل گفته مىشود. بنابراين براى بهرهمندى جامع و شايسته، هم بايد به ظاهر قرآن و تفسير آن توجه كرد و هم از باطن آن، يعنى تأويل، استمداد گرفت
تاریخ انتشار : یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۰ |
|
|
|
متن دلخواه شما
|
|