منتظران مهدی بخشایش

ابزار وبلاگ

آموزش وبلاگ نویسی

آلبوم صوتی

پوستر

شبیه خوانی بخشایش

قالب مذهبی وبلاگ

کاریکاتور

کتابخانه

نرافزار

ویدیوها

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...... ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟نظری فرما بر کوچه تاریکمان . که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...... این صفحات برگ برگ روزهای انتظاری ست که به امید امدنش از پس هم ورق می زنیم.... العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی.....
 
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

 

كدام آيه به وجود مقدس حضرت مهدي”عج” اشاره دارد وچه آيه اي حكومت وظهور ايشان را نويد مي دهد؟

براى دستيابى به پاسخ اين سؤال مهم و در عين حال پيچيده، مى‏بايست نكات و مقدماتى را مد نظر داشت و مورد توجه قرار داد:

از جمله مهمترين ابزارى كه مى‏توان به واسطه آن به درك واقعى و عميق مضامين و مفاهيم آيات الهى نايل شد و از معارف ارزشمند آن بهره‏مند گرديد، بعد از احراز علوم مقدماتى و پايه، رجوع به تفسير و مطالبى است كه در تبيين آيات آمده است، مطالبى كه از الفاظ و ظواهر كلام خداوند و با تأمل و دقت در آنها بدست مى‏آيد و گوياى مراد و منظور ظاهرى آيات قرآن است، امّا گاه آيات الهى، حاوى حقايقى وراى الفاظ و ظواهر آنست كه در برخورد ابتدايى و اوليه بدست نمى‏آيد و تأمل و دقت در آنها هم كارساز نيست، بلكه تنها روايات و گفتار معصومين‏عليهم السلام است كه از آنها پرده بر مى‏دارد و اسرار آنها را آشكار مى‏سازد. به اين مرحله از دست يافتن به مفاهيم آيات كه دلالت بر باطن قرآن دارد، تأويل گفته مى‏شود. بنابراين براى بهره‏مندى جامع و شايسته، هم بايد به ظاهر قرآن و تفسير آن توجه كرد و هم از باطن آن، يعنى تأويل، استمداد گرفت.

۲- شكى نيست كه كلام وحى و معارف بيكران الهى، اقيانوس عميقى است كه فهم و عقل و دانش ناقص و محدود بشرى، توانايى درك و تحمل تعاليم و مفاهيم بلند و آسمانى آن را به تنهايى، مستقيماً و به صورت كامل و صحيح ندارد و ناچار و ناگزير از كمك افرادى است كه خود از سرچشمه وحى و علم الهى سيراب و بهره‏مند شده و توانايى لازم براى ارائه و بيان حقايق و مضامين عميق آن را داشته باشند، كه اين فضيلت در وجود پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و اهل بيت معصومين‏عليهم السلام، متجلى و متبلور شده است. خداوند در اين رابطه، خطاب به رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: و انزلنا اليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل الهيم(۱)، و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوى مردم نازل شده است را براى آنها تبيين كنى، و نبى مكرم اسلام‏صلى الله عليه وآله نيز در پايان عمر شريف خود، خاندان و اهل بيت عصمت خويش را داعيه دار اين وظيفه سنگين و امر خطير معرفى مى‏فرمايند، چنانكه در حديث معروف ثقلين آمده است: انى تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتى، اهل بيتى . من در ميان شما، دو چيز گرانبها و ارزشمند باقى مى‏گذارم، كتاب خدا و عترت و اهل بيتم، اگر به اين دو ثقل «ثقل اكبر (قرآن مجيد) و ثقل اصغر (عترت نبوى)» چنگ بزنيد و تمسك بجوييد، هرگز گمراه نمى‏شويد و اين دو هيچگاه از هم جدا نمى‏شوند تا در روز قيامت در حوض كوثر بر من وارد شوند. بنابراين، توجه به نظرات و تفصيل و تبيين معصومين‏عليهم السلام در فهم و كشف مقصود و مراد از آيات، نقش كليدى و اساس ايفا مى‏كند.

۳- با اندك تأملى در آيات شريفه قرآن مجيد، بخوبى مى‏توان فهميد كه روش الهى در قرآن كريم اين نبوده است كه همه مسائل را به صورت روشن و مفصل بيان فرمايد، مگر اينكه ضرورتى، بيان جزئيات را ايجاب كند، بلكه بيشتر، مسائل به صورت كلى مطرح شده و توضيح و تبيين آن بر عهده حاملان و راسخان در كلام وحى، يعنى وجود مقدس رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله و ائمه معصومين‏عليهم السلام واگذار گرديده است. در مورد ذكر اسامى و معرفى شخصيتهاى مورد نظر نيز همين شيوه بر اساس اصول حكمت و بلاغت، مورد توجه واقع شده است، مثلاً گاه نامى به صراحت به ميان آمده و گاه از ويژگيها و صفات برجسته‏اى كه كسى را از سايرين، ممتاز مى‏سازد، سخن رفته است، كه يكى از راههاى كشف اصل ماجرا و حقيقت مورد نظر، كنكاش در شأن نزول آيات و فلسفه شكل‏گيرى كلام وحى است. اين آيه شريفه، نمونه گويايى بر اين مدعاست، انّما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا، الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون(۲). همانا رهبر شما تنها خداست و پيامبر او، و آنهايى كه ايمان آورده‏اند و نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند، كه در مورد اميرالمؤمنين على‏عليه السلام و معرفى او به عنوان ولىّ و امام بر مردم، بعد از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏باشد. بنابراين ذكر مستقيم نام و يا عدم تصريح به آن، بر اساس مصالح است كه خداوند عليم حكيم بر آن آگاه است و در جاى خود براى تبيين و تشخيص آن، افرادى را نيز معرفى فرموده است.

۴- مسأله مهدويت و قيام و حكومت جهانى يك منجى دادگستر و مصلح عدالت پرور، از جمله مسائلى است كه نه تنها با فطرت ظلم ستيز و عدالت طلب انسانها آميخته و نهادينه است كه همه مسلمانان اعم از شيعه و سنى و بلكه تمامى اديان آسمانى و غير آسمانى، آنرا باور داشته و پيروان آيين خود را به ظهور آن مژده داده‏اند، آنچه باقى مى‏ماند اين است كه اين منجى موعود و مصلح كل، چه كسى است و آيا هم اينك در قيد حيات است، يا در موقع لزوم به دنيا خواهد آمد. بنابراين، اعتقاد به مهدويت، مسأله‏اى است عمومى، و اشكال در تفسير و تأويل آيات مربوط به حضرت(عج) و حتى عدم پذيرش آن، خدشه‏اى به اصل مسأله وارد نمى‏سازد.اينك با مد نظر قرار دادن موارد و مقدمات مذكور، به سراغ كتاب الهى مى‏رويم و از وجود شريف و مقدّس مهدى موعود(عج) و قيام و انقلاب او سراغ مى‏گيريم. بدون ترديد با مراجعه به قرآن مجيد خواهيم ديد كه هيچگونه اسم و رسمى از آن حضرت موعود(عج) به صراحت نيامده است، همانطور كه از پدر بزرگوارش، اميرالمؤمنين، على مظلوم‏عليه السلام و ساير امامان معصوم‏عليهم السلام نام مصرّحى ديده نمى‏شود، اما آيا با استعانت از تفسير و تأويل و شأن نزول آيات و مرور بر اخبار و روايات و فرمايشات و ارشادات معصومين و خاندان وحى‏عليهم السلام، باز هم از منجى بشريت و حكومت جهانى او نمى‏توان نشانى گرفت؟! به گفته محققان و پژوهشگران اين عرصه، بيش از ۲۵۰ آيه از آيات نورانى قرآن در رابطه با حضرت مى‏باشد كه با هم چند آيه را بررسى مى‏كنيم.۱وجود هادى در هر عصر و در ميان هر قوم‏«و يقول الذين كفروا لولا انزل عليه آيه من ربّه، انما انت منذر و لكلّ قوم هاد»(۳) و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: چرا بر او از طرف خدايش معجزه و نشانه‏اى نازل نمى‏شود، به درستيكه تو منذر و بيم دهنده‏اى، و براى هر قومى هدايتگرى هست.آنچه در اين آيه شريفه شاهد ماست، قسمت انتهاى آيه، يعنى عبارت «انما انت منذر و لكل قوم هاد» است. همانطور كه مشاهده مى‏شود، جمله «لكل قوم هاد» بر جمله «انما انت منذر» عطف شده است و به همين جهت به دو نوع فعاليت اشاره مى‏كند. يك قسم آن انذار است كه توسط شخص پيامبر و با دريافت وحى از جانب خداوند به همراه ادعاى نبوت و دعوت مردم به سوى حق انجام مى‏شود، و قسم ديگر آن هدايت است كه بدون هيچگونه ادعايى به دريافت وحى و دعوت و نبوت و تنها با راهنمايى مردم در همان راه معرفى شده از جانب پيامبر، صورت مى‏پذيرد. به عبارت ديگر، مُنذر، علت محدثه و ايجاد كننده مسير هدايت است، يعنى با معرفى و ترسيم صراط مستقيم، مردم را به آن دعوت مى‏كند و هادى، علت مبقيه و نگهدارنده مسير است، يعنى با حفظ دين و پاسدارى از شريعت، مردم را در پيمودن همان راه، هدايت و ارشاد و راهبرى مى‏نمايد. بنابرانى با اين نحوه بيان از آيه، بدست مى‏آيد كه خداوند، بعد از پيامبر نيز افرادى را براى هدايت هر قومى در نظر گرفته است و به واسطه آن، زمين هيچگاه از هدايتگر خالى نخواهد بود، و از آنجا كه وجود مقدس نبى مكرم اسلام‏صلى الله عليه وآله خاتم پيامبران و منذران است و سلسله نبوت با ايشان پايان مى‏پذيرد.بنابراين، هدايت بعد از پيامبرصلى الله عليه وآله با حضور اوصياء و خلفاى آن حضرت ادامه مى‏يابد و چون بدون ترديد، هدايت و حفظ مردم در صراط مستقيم نبوى با حيات و حضور فيزيكى و زنده هادى، متصوّر و مقدور و ممكن خواهد بود و شأن هدايت گرى براى امامى كه از دنيا رفته تصوّر صحيحى ندارد، و چون خداوند به صورت عام فرموده «لكل قوم هاد»، بر همين اساس و مبناى مستدل، مفسرين، آيه مذكور را بر وجود امام حىّ و هادى زنده در اين عصر تفسير كرده‏اند، و باز از آنجا كه بر طبق روايات متعدد غير قابل انكار، هاديان و امامان پس از رسول خداصلى الله عليه وآله دوازده نفرند كه با گواهى تاريخ صحيح، يازده تن از آنان به شهادت رسيده‏اند، اينك نوبت آخرين امام، يعنى هادى دوازدهم، حضرت مهدى(عج) است كه هدايتگرى انسانها را بر عهده بگيرد و حكومت جهانى حق و عدالت را برپا سازد. اين برداشت را با بيان يكى دو روايت در تأكيد آن به پايان مى‏بريم.در تفسير نورانى منهج الصادقين (از تفاسير شيعه) در ذيل آيه مورد بحث، از تفسير كبير فخر رازى كه از بزرگترين مفسران سنّى است نقل شده است كه چون اين آيه نازل شد، پيامبر دست بر سينه مبارك خويش گذاشت و فرمود: منم نبى و منذر، سپس دست خود را بر دوش على بن ابيطالب‏عليه السلام نهاد و به او خطاب فرمود: يا على بك يهتدى المهتدون بعدى، اى على، بواسطه تو، اهل هدايت بعد از من هدايت مى‏شوند.در تفسير برهان نيز در ذيل همين آيه آمده است كه پيامبرعليه السلام فرمود: زمين، هرگز از حجت خالى نمى‏شود، وگرنه نابود مى‏گردد، و بعد آيه مذكور را تلاوت كردند و به امام حسن‏عليه السلام فرمودند: من منذرم و على‏عليه السلام هادى اين امّت و حجّت و امام بعد از من است، و بعد از او تويى و سپس برادرت حسين‏عليه السلام است و بعد، يك يك امامان دوازده‏گانه را نام بردند.(۴) اين يك آيه، كه با بيانات صريح پيامبرصلى الله عليه وآله، بر وجود هادى در هر زمان و نيز بر امامت امام زمان، مهدى موعود(عج) در زمان حاضر دلالت دارد.۲شناخت امتها با پيشوايانشان‏«يوم ندعوا كل اناس بامامهم» آيه ۷۱، سوره مباركه اسراء، روزى كه هر مردمى را با امامشان مى‏خوانيم. اين آيه مربوط به زنده شدن و حشر و نشر انسانها در روز قيامت است، به اين صورت كه هر قوم و گروهى به همراه و در پى پيشوايان و رهبرانشان به دادگاه عدل الهى فراخوانده مى‏شوند تا به حساب و اعمال آنها رسيدگى شود. شايد شما هم با ديدن عنوان گوياى آيه، به اين پاسخ اجمالى رسيده باشيد كه آيه، صراحتاً به وجود پيشوايانى براى هر ملتى اشاره دارد، اما اينكه اين آيه چگونه بر وجود مقدس حضرت مهدى(عج) دلالت مى‏كند، بايد مقدارى پيرامون آن گفتگو نمود، به اين بيان كه اگر به تصريح آيه شريفه، قرار است كه هر گروه از مردم با پيشوا و امامى كه در دنيا از او تبعيت كرده و به دنباله روى از او شناخته شده‏اند، (و لذا به صورت يك قوم در آمده و از ساير اقوام ممتاز مى‏گردند)، در پيشگاه حسابرسى و سنجش اعمال خداوند بايستند، بدون شك، مردمى كه در عصر حاضر نيز زندگى مى‏كنند و پيروى كسى را خواسته يا ناخواسته، با توجه و يا بدون توجه، بر گردن خود گرفته‏اند نيز از اين قاعده مستثنى نيستند، و آن شخص و به تعبير كلام الهى «امام» نيز از دو حالت خارج نيست، يا منصوب از طرف خالق هستى و جهان است و به امر و خواسته او به هدايت مردم مى‏پردازد و آنها را به سوى حق و سعادت دعوت مى‏كند كه به آن امام نور گفته مى‏شود، و يا خود خوانده و خويش فرماست و از پيش خود سرپرستى مردم را در حركت باطل بر عهده گرفته و آنها را به اين سو و آن سو مى‏كشاند، كه به امام نار مشهور است، و در هر دو صورت، زمانى شأن و جايگاه پيشوايى او ثابت است و اقتضاى اين مقام را دارد كه او حيات داشته و زنده باشد و با حضور خود به اين تصدى ادامه بدهد. امام نور و پيشواى الهى مى‏تواند از زمره پيامبران الهى باشد، همانطور كه حضرت ابراهيم‏عليه السلام به آن منتسب بود، و اذا بتلى ابراهيم ربه بكلمات، فاتمهّن قال انى جاعلك للناس اماما(۵)، و مى‏تواند خارج از دايره نبوت باشد، چنانكه وصى پيامبرصلى الله عليه وآله حضرت على‏عليه السلام آن را بر عهده داشت، انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون(۶)، لازم به يادآورى است كه امام نور هدايت حيات معنوى انسانها را نيز به عهده دارد و سرپرستى باطن افراد و امور تأثيرگذار بر آن را به دوش مى‏كشد چرا كه او خليفه و حجت خدا در زمين و ولىّ امر اوست «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمنُوا استَجيبوا لِلّهِ وِلِلرَّسولِ اِذا دَعاكُم لِما يُحييكُم»(۷) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد.با اين بيان تفاوت مقام نبوت با مقام امامت نيز روشن‏تر مى‏شود زيرا نبوت بر محور بيان معارف و تعاليم الهى است و اين معارف اختصاص به زمان حيات ندارد ولى تصدّى امور، پيشوايى و راهبرى و شهادت عندالله مربوط به زمان حيات است قرآن از زبان حضرت عيسى‏عليه السلام مى‏فرمايد: «ما قُلتُ لَهُم اِلّا ما امرتَنى بِهِ اَنِ اعبدوُا اللّهَ رَبّى و رَبَّكُم و كُنتُ عليهِم شهيداً ما دُمتُ فيهم فلمّا تَوَفَّيتَنى كُنتَ اَنتَ الرَّقيبُ عَلَيهِمْ وَ اَنتَ على كلِّ شَى‏ءٍ شهيد»(۸) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى چيزى به آنها نگفتم، (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست. و تا زمانى كه در ميان آنها بودم مراقب و گواهشان بودم، ولى هنگامى كه مرا از ميانشان بر گرفتى، تو خود مراقب آنها بودى، و تو بر هر چيز گواهى.و از آنجا كه نبوت با رسالت نبىّ مكرم اسلام‏صلى الله عليه وآله خاتمه پيدا كرده است، ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين(۹)، بديهى است كه امامت نور، در شعاع دايره نبوت، يعنى وصايت و خلافت آن وجود مقدس ادامه يابد، و پس از آن كه يازده نور از سلسله دوازده نفرى امامان نور، غروب كرد، اينك پيشوايى مردم در عصر حاضر در هدايت آنها به سوى سعادت و كمال، منحصر در نور آخر و موعود منتظر، يعنى دوازدهمين امام نور، حضرت مهدى موعود(عج) خواهد بود. اين روايت چه زيبا بر مدعاى ما نظر دارد.

در تفسير نورالثقلين روايتى در مورد اين آيه آمده است كه از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله سؤال شد، آيا شما امام تمام امت نيستيد؟ و حضرت پاسخ دادند: من پيامبر امت هستم و بعد از من، از اهل بيتم، فرزندانى مى‏آيند كه امامان مردم در زمان خود خواهند بود(۱۰)، و اينگونه است فرق ميان نبوت و امامت، چرا كه نبوت بر محور بيان معارف و تعاليم الهى دور مى‏زند و اين معارف مختصّ به زمان نبى نيست، ولى تصدى امور و پيشوايى و رهبرى امت، با حيات امام ارتباط مستقيم دارد.در دو آيه‏اى كه گذشت، به اثبات وجود بالفعل و حضور مقدس امام زمان(عج) در امامت حق پرداختيم و با بيانى نسبتاً ساده به اين حقيقت مسلّم اشاره كرديم، اما اينك به آياتى پيرامون ظهور و برپايى حكومت عدل، توسط آن حضرت نظرى مى‏اندازيم و اشارات قرآنى را بر اين حادثه بى‏نظير حيات انسانى بررسى مى‏نماييم.۳بندگان صالح، وارثان زمين‏ولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر، ان الارض يرثها عبادى الصالحون،(۱۱) و به تحقيق در زبور، پس از ذكر، نوشتيم كه همانا بندگان شايسته‏ام، زمين را به ارث خواهند برد.

همچنانكه به خوبى از ظاهر آيه بر مى‏آيد، آيه شريفه، روشن و صريح، حاكميت صالحان را بر روى زمين بشارت مى‏دهد، و آنان را وارثان نهايى زمين مى‏شمارد. اگر ما نگاهى هر چند اجمالى به زندگانى و آرمانهاى انسانها از ابتدا تا كنون بيندازيم، به وضوح در مى‏يابيم كه يكى از بزرگترين آرزوها و خواسته‏هاى همه انبياء و اولياء و انسانها طالب حق و آزاد انديش تاريخ بشر، بر پايى جامعه‏اى توحيدى و تشكيل حكومتى بر مبناى فرامين آسمانى و عدالت گستر الهى است تا در پناه آن با دستيابى عادلانه و صحيح بر منابع و منافع موجود، به سعادت ممكن، و بالندگى و رشد روز افزون و كسب درجات كمال در خور شأن انسانى خويش نايل شوند، خداوند تحقّق چنين اميدى را وعده داده است. و بديهى است كه اين اميد و آرزو، زمانى جامه تحقق بخود مى‏پوشد كه حاكمى عادل و دادگر، دانا و توانا و حكيم و خبير در رأس آن قرار گيرد و بر اين مسند خطير تكيه زند و خود را در ايجاد حكومتى ايده آل و اجراى قوانين و مقررات و تأمين كامل امنيت فرهنگى، اقتصادى، سياسى، تربيتى، اجتماعى و . مأمور و موظف ببيند كه اينك در عصرى كه ما در آن به سر مى‏بريم، تنها و تنها اين اميد، از آخرين موجود نورانى ستاره دنباله دار هدايت و امامت انتظار مى‏رود، همانى كه نامش، يادش و اميدش در كلام معصومين‏عليهم السلام و روايات پيامبرصلى الله عليه وآله و اهلبيت‏عليهم السلام به حد تواتر و يقين رسيده و جاى هيچگونه ترديد و شبهه‏اى را باقى نمى‏گذارد.در تفسير على بن ابراهيم قمى در ارتباط با اين آيه به برقرارى حكومت جهانى حضرت بقيةالله‏الاعظم ارواحنا فداه رواياتى ديده مى‏شود كه از جمله آنها اين است كه امام‏عليه السلام مى‏فرمايند: ان الارض يرثها عبادى الصالحون، قال القائم و اصحابه، منظور از اينكه زمين را بندگان صالح خدا به ارث مى‏برند، مهدى قائم(عج) و ياران او هستند.۴خلافت جهانى مؤمنين، وعده الهى‏وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات، ليستخلفنّهم فى الارض .(۱۲) خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده، وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را جانشين و حاكم در زمين خواهد كرد، همانگونه پيشينيان از آنها را خلافت بخشيد، و قطعاً دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پا بر جا و ريشه‏دار خواهد ساخت، و قطعاً خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل خواهد نمود (تا جائيكه) تنها مرا مى‏پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت، و كسانيكه بعد از آن كافر شوند فاسقند.براى آنكه بهتر بتوان به مصداق مورد نظر آيه دست يافت و به نتيجه واقعى رسيد، يكبار ديگر و با تأملى بيشتر، فرازهاى آيه را مرور مى‏كنيم. الف: اين خداوند است كه افراد مؤمن صالح را به حكومت مى‏رساند و خلافت گستره زمين را به آنان عطا مى‏فرمايد. ب: آنچه با به حكومت رسيدن مؤمنان بر پا مى‏شود، استقرار دينى است كه خداوند، آن را براى بشر پسنديده و به آن رضايت داده است. اما اينكه چه دينى مرضىّ خداوند سبحان است و پروردگار متعال آن را مى‏پسندد، مى‏توان آن را از آيه سوم سوره مباركه مائده بدست آورد، آنجا مى‏فرمايد: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً. يعنى زمانى كه پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله در غدير خم، اميرمؤمنان على‏عليه السلام را به ولايت پس از خود معرفى فرمود. پس، هدف، استحكام و پا برجايى دينى است كه با ولايت وصى بر حق پيامبرصلى الله عليه وآله كامل گرديده است. ج: بعد از خلافت مؤمنان و عاملين به عمل صالح بر روى زمين و پا برجا شدن دين كامل و مورد پسند و رضايت حق، يعنى اسلام، خداوند، آخرين پرده سعادت را نيز مى‏گشايد و با تبديل خوف و ترس و هراس، آنان را به امنيت و آرامش و آسايش مى‏رساند، امنيتى همه جانبه و بدور از هر گونه نگرانى و اضطرابى. د: و سرانجام با اين همه لطف و عنايت، نتيجه و ثمره اين خواهد بود بكه از آن پس، همه در طريق بندگى و عبوديت الهى حركت مى‏كنند و به انجام اوامر او گردن طاعت مى‏نهند.پس آيه چنين مى‏فرمايد: خداوند وعده داده كه زمانى، مؤمنان صالح را خلافت داده و دين اسلام را مستقر نمايد و امنيت كامل را بر روى زمين بگستراند تا هيچ چيزى مايه ترس و دلهره آنان نشود و مردم با آرامش خاطر به عبادت خالصانه ربوبى بپردازند.

بديهى است كه پس از نزول آيه شريفه، تا كنون چنين موقعيتى دست نداده و حكومت مورد نظر با شرايط و ويژگيهاى مذكور به وقوع نپيوسته است، از اين روى، مصداق واقعى آيه، حكومت جهانگير و عالمتاب و عدالت گستر حضرت مهدى(عج)، يگانه فرد شايسته دين آشنا و مصلح و صالح حقيقى است كه با ظهور سراسر نور او محقق خواهد گرديد. روايات ذيل اين آيه نيز آيه را به امام زمان(عج) و در مورد او تفسير كرده‏اند.در تفسير نمونه (از تفاسير شيعه) ج ۱۴، ص ۵۲۶، به نقل از تفاسير بسيار ديگرى آمده كه امام سجادعليه السلام در تفسير اين آيه فرمودند: آنها به خدا سوگند، شيعيان ما هستند، خداوند اين كار را براى آنها به دست مردى از ما انجام مى‏دهد كه مهدى اين امت است، زمين را پر از عدل و داد مى‏كند همانگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد و هم اوست كه پيامبرصلى الله عليه وآله در حق او فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماند، خداوند آن يك روز را آنقدر طولانى مى‏كند تا مردى از دودمان من كه نامش نام من است، حاكم بر زمين شود و صفحه زمين را پر از عدل و داد كند، آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد.

۵- وراثت و پيشوايى مستضعفان، خواست و منت الهى‏و نريد ان نمنّ على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين:(۱۳) و ما اراده كرديم تا بر كسانى كه در زمين، فرو دست شدند منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) و وارثان (زمين) گردانيم.آنچه بيشتر از هر چيز، اين آيه شريفه را شاهد و ناظر بر حكومت جهانى و انقلاب نورانى حضرت بقيةالله‏الاعظم(عج) مى‏داند و قيام و ظهور مهدوى(عج) را مصداق كامل و تمام آن مى‏شمارد، روايات گويايى است كه مفسران گرانقدر و بزرگ به آن تمسك جسته‏اند و در تفاسير ارزشمند خود به آن اشاره نموده‏اند، از جمله در تفسير نورالثقلين روايتى از امام على‏عليه السلام آمده است كه حضرت فرمودند: هم آل محمد يبعث الله مهديهم بعد جهدهم، فيعزّهم و يذلّ عدوّهم. اين افراد، خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله هستند كه خداوند، مهدى آنان را بعد از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مى‏شود، بر مى‏انگيزد و به آنها عزّت و شكوت مى‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مى‏سازد.(۱۴)بى ترديد آنچه باعث گرديده تا خداوند از آن به منّت تعبير فرمايد، عظمت نعمت و بزرگى اين امر خطير است، امرى كه ما نمونه آن را در مثل ارسال پيامبران‏عليهم السلام «لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا»(۱۵) و يا پذيرش وزارت هارون‏عليه السلام براى موسى‏عليه السلام «و لقد مننا عليك مرة اخرى»(۱۶) مشاهده مى‏كنيم.چرا كه قرار است سرانجام، با اراده الهى، مظلومان و محرومان با غلبه بر جبّاران و گردنكشان، وارث بر زمين شوند و با برپايى حكومت عدل، پيشوايى هميشگى تاريخ را بر عهده گيرند و هدف نهايى از خلقت و آفرينش را تحقّق بخشند، و اين اراده الهى است و اراده الهى تخلّف‏ناپذير است.

۶- حكومت جهانى، فلسفه فرستادگان هدايت و دين حق‏هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق، ليظهره على الدين كله و لوكره المشركون(۱۷). او آن كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين (ديگر) است، پيروز و چيره گرداند، هر چند مشركان را خوشايند نباشد. همين آيه در سوره‏هاى ديگر نيز تكرار شده(۱۸)، با اين تفاوت كه به جاى عبارت «ولو كره المشركون» جمله «و كفى بالله شهيداً» آمده است، كه نشان از اهميت اين واقعه بزرگ جهانى دارد.هرچه زمان بيشتر مى‏گذرد و انسانها و جوامع بشرى با پيشرفت ارتباطات، به هم نزديكتر و از حال همديگر با خبرتر مى‏شوند و واقعيت تعبير «دهكده كوچك جهانى» را ملموس‏تر مى‏سازند، وجود يك مدير و يك حاكم عادل و حكيم، با دانايى و توانايى مافوق بشرى، و با قانونى جامع و كامل در سعادت و كمال مادى و معنوى انسانى، بيش از پيش آشكارتر مى‏شود. چرا كه تشتّت و كوتاه نگرى قوانين بشرى، با حاكمانى خودسر و خودخواه و هوسران، روزبروز بر سقوط ارزشها و حذف امنيّت و آرامش اين دهكده كوچك افزوده و هراس از آينده‏اى تاريك و مبهم را افزايش داده و انتظار يك ناجى و مصلح عدالت گستر را در قلبهاى مضطرب و نگران افراد آن روز افزون ساخته است.خداوند آگاه بر سرّ و نهان بشر كه گذشته و آينده و سعادت و شقاوت انسان را مى‏داند براى اينروز او نيز تدبيرى انديشيده و وعده داده است كه دين حق خود را هم از حيث منطق و دليل و محتوى و هم از حيث حكومت در زمين بر تمام اديان و مكاتب غالب گرداند و بشر را از گرداب تباهى و فقر و فساد و تبعيض نجات دهد كه بر طبق روايات مختلف، تكامل اين برنامه در زمان ظهور و قيام مهدى موعود(عج) خواهد بود. در تفسير مجمع‏البيان از امام باقرعليه السلام نقل شده است كه فرمودند: وعده‏اى كه در اين آيه است، به هنگام ظهور مهدى از آل محمد صورت مى‏پذيرد و در آن روز، هيچكس باقى نمى‏ماند مگر اينكه حقّانيت رسول خداصلى الله عليه وآله را باور مى‏كند و به نبوت او اقرار مى‏نمايد(۱۹). و يا در تفسير نورالثقلين در ذيل اين آيه از امام صادق‏عليه السلام آمده است، به خدا سوگند، هنوز محتواى اين آيه تحقق نيافته است و تنها زمانى محقق مى‏شود كه قائم خروج كند و به هنگامى كه او قيام نمايد، كسى كه خدا را انكار كند در تمام جهانى باقى نخواهد ماند.(۲۰)البته آيات پيرامون وجود مقدس حضرت و انقلاب جهانى او متعدد است كه ما به گفتگو پيرامون برخى از آنها پرداختيم، اما باز به خاطر تيمّن و تبرك بيشتر، در پايان نيز به طور اختصار به چند آيه ديگر اشاره مى‏كنيم:

۷- قيام مهدى(عج) حيات مجدّد زمين‏واعلموا ان الله يحيى الارض بعد موتها،(۲۱) و بدانيد كه خداوند، زمين را پس از مرگ آن (دوباره) زنده مى‏كند. امام صادق‏عليه السلام فرموده‏اند: منظور از مرگ زمين، كفر اهل آن است، چرا كه كافر مرده است، پس خدا زمين را با قائم(عج) زنده مى‏كند و او عدالت را در زمين مى‏گستراند.(۲۲)۸قيام مهدى(عج) خوانخواهى مظلومان‏و من قُتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطانا،(۲۳) و هر كس مظلوم كشته شود، پس به تحقيق ما براى ولىّ او سلطه قرار مى‏دهيم. امام باقرعليه السلام فرموده‏اند: او حسين بن على‏عليه السلام است كه مظلوم كشته شده و ما اولياى او هستيم، و قائم(عج) از ما وقتى قيام كند، خون او را طلب مى‏كند و خونخواه اوست.

منابع:

۱- مهدى در قرآن سيد محمد عابدين زاده. ۲- مهدى در قرآن رضا فيروز. ۳- مهدى در قرآن خليل الله قبله‏اى خويى. ۴- المهدى فى القرآن سيد صادق حسينى شيرازى‏.

آيات:۱- سوره مباركه نحل، آيه ۴۴.۲سوره مباركه مائده، آيه ۵۵.۳سوره مباركه رعد، آيه ۷.۴تفسير برهان، ج ۳، ص ۲۷۵.۵بقره، آيه ۱۲۴.۶سوره مباركه مائده، آيه ۵۵.۷سوره مباركه انفال، آيه ۲۴.۸سوره مباركه مائده، آيه ۱۱۷.۹سوره مباركه احزاب، آيه ۴۰.۱۰تفسير نورالثقلين، ج ۳، ص ۴۲۹.۱۱انبياءعليهم السلام، آيه ۱۰۵.۱۲سوره مباركه نور، آيه ۵۵.۱۳سوره مباركه قصص، آيه شريفه ۵.۱۴تفسير نورالثقلين، ج ۴، ص ۱۰۹.۱۵سوره مباركه آل عمران، آيه شريفه ۱۶۴.۱۶سوره مباركه طه، آيه شريفه ۳۷.۱۷سوره مباركه توبه، آيه شريفه ۳۳.۱۸سوره صف، آيه ۹ و سوره فتح، آيه ۲۸.۱۹تفسير مجمع‏البيان، ج ۳، ص ۲۴.۲۰تفسيرنورالثقلين، ج ۲، ص ۲۱۱.۲۱سوره مباركه حديد، آيه شريفه ۱۳.۲۲بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۳۲۵، ح ۳۱.۲۳سوره مباركه اسراء، آيه شريفه ۳۳.۲۴بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۱۸، ح ۷.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، ائمه از منظر قرآن
:: برچسب‌ها: امام زمان, عج, نگاه, قرآن کریم
تاریخ انتشار : یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۰ |
 

آسمان نوشت

آقا نوشت

بانو نوشت

داستان نوشت

دل نوشت

سیاسی نوشت

شعر نوشت

شهدا نوشت

طنز نوشت

کوتاه نوشت

منتظران مهدی بخشایش

سنگر ما در افسران

سنگر ما در آپارات

سنگر ما در تلگرام