كدام آيه به وجود مقدس حضرت مهدي”عج” اشاره دارد وچه آيه اي حكومت وظهور ايشان را نويد مي دهد؟
براى دستيابى به پاسخ اين سؤال مهم و در عين حال پيچيده، مىبايست نكات و مقدماتى را مد نظر داشت و مورد توجه قرار داد:
از جمله مهمترين ابزارى كه مىتوان به واسطه آن به درك واقعى و عميق مضامين و مفاهيم آيات الهى نايل شد و از معارف ارزشمند آن بهرهمند گرديد، بعد از احراز علوم مقدماتى و پايه، رجوع به تفسير و مطالبى است كه در تبيين آيات آمده است، مطالبى كه از الفاظ و ظواهر كلام خداوند و با تأمل و دقت در آنها بدست مىآيد و گوياى مراد و منظور ظاهرى آيات قرآن است، امّا گاه آيات الهى، حاوى حقايقى وراى الفاظ و ظواهر آنست كه در برخورد ابتدايى و اوليه بدست نمىآيد و تأمل و دقت در آنها هم كارساز نيست، بلكه تنها روايات و گفتار معصومينعليهم السلام است كه از آنها پرده بر مىدارد و اسرار آنها را آشكار مىسازد. به اين مرحله از دست يافتن به مفاهيم آيات كه دلالت بر باطن قرآن دارد، تأويل گفته مىشود. بنابراين براى بهرهمندى جامع و شايسته، هم بايد به ظاهر قرآن و تفسير آن توجه كرد و هم از باطن آن، يعنى تأويل، استمداد گرفت.
۲- شكى نيست كه كلام وحى و معارف بيكران الهى، اقيانوس عميقى است كه فهم و عقل و دانش ناقص و محدود بشرى، توانايى درك و تحمل تعاليم و مفاهيم بلند و آسمانى آن را به تنهايى، مستقيماً و به صورت كامل و صحيح ندارد و ناچار و ناگزير از كمك افرادى است كه خود از سرچشمه وحى و علم الهى سيراب و بهرهمند شده و توانايى لازم براى ارائه و بيان حقايق و مضامين عميق آن را داشته باشند، كه اين فضيلت در وجود پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله و اهل بيت معصومينعليهم السلام، متجلى و متبلور شده است. خداوند در اين رابطه، خطاب به رسول گرامى اسلامصلى الله عليه وآله مىفرمايد: و انزلنا اليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل الهيم(۱)، و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوى مردم نازل شده است را براى آنها تبيين كنى، و نبى مكرم اسلامصلى الله عليه وآله نيز در پايان عمر شريف خود، خاندان و اهل بيت عصمت خويش را داعيه دار اين وظيفه سنگين و امر خطير معرفى مىفرمايند، چنانكه در حديث معروف ثقلين آمده است: انى تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتى، اهل بيتى . من در ميان شما، دو چيز گرانبها و ارزشمند باقى مىگذارم، كتاب خدا و عترت و اهل بيتم، اگر به اين دو ثقل «ثقل اكبر (قرآن مجيد) و ثقل اصغر (عترت نبوى)» چنگ بزنيد و تمسك بجوييد، هرگز گمراه نمىشويد و اين دو هيچگاه از هم جدا نمىشوند تا در روز قيامت در حوض كوثر بر من وارد شوند. بنابراين، توجه به نظرات و تفصيل و تبيين معصومينعليهم السلام در فهم و كشف مقصود و مراد از آيات، نقش كليدى و اساس ايفا مىكند.
۳- با اندك تأملى در آيات شريفه قرآن مجيد، بخوبى مىتوان فهميد كه روش الهى در قرآن كريم اين نبوده است كه همه مسائل را به صورت روشن و مفصل بيان فرمايد، مگر اينكه ضرورتى، بيان جزئيات را ايجاب كند، بلكه بيشتر، مسائل به صورت كلى مطرح شده و توضيح و تبيين آن بر عهده حاملان و راسخان در كلام وحى، يعنى وجود مقدس رسول گرامى اسلامصلى الله عليه وآله و ائمه معصومينعليهم السلام واگذار گرديده است. در مورد ذكر اسامى و معرفى شخصيتهاى مورد نظر نيز همين شيوه بر اساس اصول حكمت و بلاغت، مورد توجه واقع شده است، مثلاً گاه نامى به صراحت به ميان آمده و گاه از ويژگيها و صفات برجستهاى كه كسى را از سايرين، ممتاز مىسازد، سخن رفته است، كه يكى از راههاى كشف اصل ماجرا و حقيقت مورد نظر، كنكاش در شأن نزول آيات و فلسفه شكلگيرى كلام وحى است. اين آيه شريفه، نمونه گويايى بر اين مدعاست، انّما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا، الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون(۲). همانا رهبر شما تنها خداست و پيامبر او، و آنهايى كه ايمان آوردهاند و نماز را بر پا مىدارند و در حال ركوع زكات مىپردازند، كه در مورد اميرالمؤمنين علىعليه السلام و معرفى او به عنوان ولىّ و امام بر مردم، بعد از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مىباشد. بنابراين ذكر مستقيم نام و يا عدم تصريح به آن، بر اساس مصالح است كه خداوند عليم حكيم بر آن آگاه است و در جاى خود براى تبيين و تشخيص آن، افرادى را نيز معرفى فرموده است.
۴- مسأله مهدويت و قيام و حكومت جهانى يك منجى دادگستر و مصلح عدالت پرور، از جمله مسائلى است كه نه تنها با فطرت ظلم ستيز و عدالت طلب انسانها آميخته و نهادينه است كه همه مسلمانان اعم از شيعه و سنى و بلكه تمامى اديان آسمانى و غير آسمانى، آنرا باور داشته و پيروان آيين خود را به ظهور آن مژده دادهاند، آنچه باقى مىماند اين است كه اين منجى موعود و مصلح كل، چه كسى است و آيا هم اينك در قيد حيات است، يا در موقع لزوم به دنيا خواهد آمد. بنابراين، اعتقاد به مهدويت، مسألهاى است عمومى، و اشكال در تفسير و تأويل آيات مربوط به حضرت(عج) و حتى عدم پذيرش آن، خدشهاى به اصل مسأله وارد نمىسازد.اينك با مد نظر قرار دادن موارد و مقدمات مذكور، به سراغ كتاب الهى مىرويم و از وجود شريف و مقدّس مهدى موعود(عج) و قيام و انقلاب او سراغ مىگيريم. بدون ترديد با مراجعه به قرآن مجيد خواهيم ديد كه هيچگونه اسم و رسمى از آن حضرت موعود(عج) به صراحت نيامده است، همانطور كه از پدر بزرگوارش، اميرالمؤمنين، على مظلومعليه السلام و ساير امامان معصومعليهم السلام نام مصرّحى ديده نمىشود، اما آيا با استعانت از تفسير و تأويل و شأن نزول آيات و مرور بر اخبار و روايات و فرمايشات و ارشادات معصومين و خاندان وحىعليهم السلام، باز هم از منجى بشريت و حكومت جهانى او نمىتوان نشانى گرفت؟! به گفته محققان و پژوهشگران اين عرصه، بيش از ۲۵۰ آيه از آيات نورانى قرآن در رابطه با حضرت مىباشد كه با هم چند آيه را بررسى مىكنيم.۱وجود هادى در هر عصر و در ميان هر قوم«و يقول الذين كفروا لولا انزل عليه آيه من ربّه، انما انت منذر و لكلّ قوم هاد»(۳) و كسانى كه كافر شدند مىگويند: چرا بر او از طرف خدايش معجزه و نشانهاى نازل نمىشود، به درستيكه تو منذر و بيم دهندهاى، و براى هر قومى هدايتگرى هست.آنچه در اين آيه شريفه شاهد ماست، قسمت انتهاى آيه، يعنى عبارت «انما انت منذر و لكل قوم هاد» است. همانطور كه مشاهده مىشود، جمله «لكل قوم هاد» بر جمله «انما انت منذر» عطف شده است و به همين جهت به دو نوع فعاليت اشاره مىكند. يك قسم آن انذار است كه توسط شخص پيامبر و با دريافت وحى از جانب خداوند به همراه ادعاى نبوت و دعوت مردم به سوى حق انجام مىشود، و قسم ديگر آن هدايت است كه بدون هيچگونه ادعايى به دريافت وحى و دعوت و نبوت و تنها با راهنمايى مردم در همان راه معرفى شده از جانب پيامبر، صورت مىپذيرد. به عبارت ديگر، مُنذر، علت محدثه و ايجاد كننده مسير هدايت است، يعنى با معرفى و ترسيم صراط مستقيم، مردم را به آن دعوت مىكند و هادى، علت مبقيه و نگهدارنده مسير است، يعنى با حفظ دين و پاسدارى از شريعت، مردم را در پيمودن همان راه، هدايت و ارشاد و راهبرى مىنمايد. بنابرانى با اين نحوه بيان از آيه، بدست مىآيد كه خداوند، بعد از پيامبر نيز افرادى را براى هدايت هر قومى در نظر گرفته است و به واسطه آن، زمين هيچگاه از هدايتگر خالى نخواهد بود، و از آنجا كه وجود مقدس نبى مكرم اسلامصلى الله عليه وآله خاتم پيامبران و منذران است و سلسله نبوت با ايشان پايان مىپذيرد.بنابراين، هدايت بعد از پيامبرصلى الله عليه وآله با حضور اوصياء و خلفاى آن حضرت ادامه مىيابد و چون بدون ترديد، هدايت و حفظ مردم در صراط مستقيم نبوى با حيات و حضور فيزيكى و زنده هادى، متصوّر و مقدور و ممكن خواهد بود و شأن هدايت گرى براى امامى كه از دنيا رفته تصوّر صحيحى ندارد، و چون خداوند به صورت عام فرموده «لكل قوم هاد»، بر همين اساس و مبناى مستدل، مفسرين، آيه مذكور را بر وجود امام حىّ و هادى زنده در اين عصر تفسير كردهاند، و باز از آنجا كه بر طبق روايات متعدد غير قابل انكار، هاديان و امامان پس از رسول خداصلى الله عليه وآله دوازده نفرند كه با گواهى تاريخ صحيح، يازده تن از آنان به شهادت رسيدهاند، اينك نوبت آخرين امام، يعنى هادى دوازدهم، حضرت مهدى(عج) است كه هدايتگرى انسانها را بر عهده بگيرد و حكومت جهانى حق و عدالت را برپا سازد. اين برداشت را با بيان يكى دو روايت در تأكيد آن به پايان مىبريم.در تفسير نورانى منهج الصادقين (از تفاسير شيعه) در ذيل آيه مورد بحث، از تفسير كبير فخر رازى كه از بزرگترين مفسران سنّى است نقل شده است كه چون اين آيه نازل شد، پيامبر دست بر سينه مبارك خويش گذاشت و فرمود: منم نبى و منذر، سپس دست خود را بر دوش على بن ابيطالبعليه السلام نهاد و به او خطاب فرمود: يا على بك يهتدى المهتدون بعدى، اى على، بواسطه تو، اهل هدايت بعد از من هدايت مىشوند.در تفسير برهان نيز در ذيل همين آيه آمده است كه پيامبرعليه السلام فرمود: زمين، هرگز از حجت خالى نمىشود، وگرنه نابود مىگردد، و بعد آيه مذكور را تلاوت كردند و به امام حسنعليه السلام فرمودند: من منذرم و علىعليه السلام هادى اين امّت و حجّت و امام بعد از من است، و بعد از او تويى و سپس برادرت حسينعليه السلام است و بعد، يك يك امامان دوازدهگانه را نام بردند.(۴) اين يك آيه، كه با بيانات صريح پيامبرصلى الله عليه وآله، بر وجود هادى در هر زمان و نيز بر امامت امام زمان، مهدى موعود(عج) در زمان حاضر دلالت دارد.۲شناخت امتها با پيشوايانشان«يوم ندعوا كل اناس بامامهم» آيه ۷۱، سوره مباركه اسراء، روزى كه هر مردمى را با امامشان مىخوانيم. اين آيه مربوط به زنده شدن و حشر و نشر انسانها در روز قيامت است، به اين صورت كه هر قوم و گروهى به همراه و در پى پيشوايان و رهبرانشان به دادگاه عدل الهى فراخوانده مىشوند تا به حساب و اعمال آنها رسيدگى شود. شايد شما هم با ديدن عنوان گوياى آيه، به اين پاسخ اجمالى رسيده باشيد كه آيه، صراحتاً به وجود پيشوايانى براى هر ملتى اشاره دارد، اما اينكه اين آيه چگونه بر وجود مقدس حضرت مهدى(عج) دلالت مىكند، بايد مقدارى پيرامون آن گفتگو نمود، به اين بيان كه اگر به تصريح آيه شريفه، قرار است كه هر گروه از مردم با پيشوا و امامى كه در دنيا از او تبعيت كرده و به دنباله روى از او شناخته شدهاند، (و لذا به صورت يك قوم در آمده و از ساير اقوام ممتاز مىگردند)، در پيشگاه حسابرسى و سنجش اعمال خداوند بايستند، بدون شك، مردمى كه در عصر حاضر نيز زندگى مىكنند و پيروى كسى را خواسته يا ناخواسته، با توجه و يا بدون توجه، بر گردن خود گرفتهاند نيز از اين قاعده مستثنى نيستند، و آن شخص و به تعبير كلام الهى «امام» نيز از دو حالت خارج نيست، يا منصوب از طرف خالق هستى و جهان است و به امر و خواسته او به هدايت مردم مىپردازد و آنها را به سوى حق و سعادت دعوت مىكند كه به آن امام نور گفته مىشود، و يا خود خوانده و خويش فرماست و از پيش خود سرپرستى مردم را در حركت باطل بر عهده گرفته و آنها را به اين سو و آن سو مىكشاند، كه به امام نار مشهور است، و در هر دو صورت، زمانى شأن و جايگاه پيشوايى او ثابت است و اقتضاى اين مقام را دارد كه او حيات داشته و زنده باشد و با حضور خود به اين تصدى ادامه بدهد. امام نور و پيشواى الهى مىتواند از زمره پيامبران الهى باشد، همانطور كه حضرت ابراهيمعليه السلام به آن منتسب بود، و اذا بتلى ابراهيم ربه بكلمات، فاتمهّن قال انى جاعلك للناس اماما(۵)، و مىتواند خارج از دايره نبوت باشد، چنانكه وصى پيامبرصلى الله عليه وآله حضرت علىعليه السلام آن را بر عهده داشت، انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون(۶)، لازم به يادآورى است كه امام نور هدايت حيات معنوى انسانها را نيز به عهده دارد و سرپرستى باطن افراد و امور تأثيرگذار بر آن را به دوش مىكشد چرا كه او خليفه و حجت خدا در زمين و ولىّ امر اوست «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمنُوا استَجيبوا لِلّهِ وِلِلرَّسولِ اِذا دَعاكُم لِما يُحييكُم»(۷) اى كسانى كه ايمان آوردهايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مىخواند كه شما را حيات مىبخشد.با اين بيان تفاوت مقام نبوت با مقام امامت نيز روشنتر مىشود زيرا نبوت بر محور بيان معارف و تعاليم الهى است و اين معارف اختصاص به زمان حيات ندارد ولى تصدّى امور، پيشوايى و راهبرى و شهادت عندالله مربوط به زمان حيات است قرآن از زبان حضرت عيسىعليه السلام مىفرمايد: «ما قُلتُ لَهُم اِلّا ما امرتَنى بِهِ اَنِ اعبدوُا اللّهَ رَبّى و رَبَّكُم و كُنتُ عليهِم شهيداً ما دُمتُ فيهم فلمّا تَوَفَّيتَنى كُنتَ اَنتَ الرَّقيبُ عَلَيهِمْ وَ اَنتَ على كلِّ شَىءٍ شهيد»(۸) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى چيزى به آنها نگفتم، (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست. و تا زمانى كه در ميان آنها بودم مراقب و گواهشان بودم، ولى هنگامى كه مرا از ميانشان بر گرفتى، تو خود مراقب آنها بودى، و تو بر هر چيز گواهى.و از آنجا كه نبوت با رسالت نبىّ مكرم اسلامصلى الله عليه وآله خاتمه پيدا كرده است، ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين(۹)، بديهى است كه امامت نور، در شعاع دايره نبوت، يعنى وصايت و خلافت آن وجود مقدس ادامه يابد، و پس از آن كه يازده نور از سلسله دوازده نفرى امامان نور، غروب كرد، اينك پيشوايى مردم در عصر حاضر در هدايت آنها به سوى سعادت و كمال، منحصر در نور آخر و موعود منتظر، يعنى دوازدهمين امام نور، حضرت مهدى موعود(عج) خواهد بود. اين روايت چه زيبا بر مدعاى ما نظر دارد.
در تفسير نورالثقلين روايتى در مورد اين آيه آمده است كه از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله سؤال شد، آيا شما امام تمام امت نيستيد؟ و حضرت پاسخ دادند: من پيامبر امت هستم و بعد از من، از اهل بيتم، فرزندانى مىآيند كه امامان مردم در زمان خود خواهند بود(۱۰)، و اينگونه است فرق ميان نبوت و امامت، چرا كه نبوت بر محور بيان معارف و تعاليم الهى دور مىزند و اين معارف مختصّ به زمان نبى نيست، ولى تصدى امور و پيشوايى و رهبرى امت، با حيات امام ارتباط مستقيم دارد.در دو آيهاى كه گذشت، به اثبات وجود بالفعل و حضور مقدس امام زمان(عج) در امامت حق پرداختيم و با بيانى نسبتاً ساده به اين حقيقت مسلّم اشاره كرديم، اما اينك به آياتى پيرامون ظهور و برپايى حكومت عدل، توسط آن حضرت نظرى مىاندازيم و اشارات قرآنى را بر اين حادثه بىنظير حيات انسانى بررسى مىنماييم.۳بندگان صالح، وارثان زمينولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر، ان الارض يرثها عبادى الصالحون،(۱۱) و به تحقيق در زبور، پس از ذكر، نوشتيم كه همانا بندگان شايستهام، زمين را به ارث خواهند برد.
همچنانكه به خوبى از ظاهر آيه بر مىآيد، آيه شريفه، روشن و صريح، حاكميت صالحان را بر روى زمين بشارت مىدهد، و آنان را وارثان نهايى زمين مىشمارد. اگر ما نگاهى هر چند اجمالى به زندگانى و آرمانهاى انسانها از ابتدا تا كنون بيندازيم، به وضوح در مىيابيم كه يكى از بزرگترين آرزوها و خواستههاى همه انبياء و اولياء و انسانها طالب حق و آزاد انديش تاريخ بشر، بر پايى جامعهاى توحيدى و تشكيل حكومتى بر مبناى فرامين آسمانى و عدالت گستر الهى است تا در پناه آن با دستيابى عادلانه و صحيح بر منابع و منافع موجود، به سعادت ممكن، و بالندگى و رشد روز افزون و كسب درجات كمال در خور شأن انسانى خويش نايل شوند، خداوند تحقّق چنين اميدى را وعده داده است. و بديهى است كه اين اميد و آرزو، زمانى جامه تحقق بخود مىپوشد كه حاكمى عادل و دادگر، دانا و توانا و حكيم و خبير در رأس آن قرار گيرد و بر اين مسند خطير تكيه زند و خود را در ايجاد حكومتى ايده آل و اجراى قوانين و مقررات و تأمين كامل امنيت فرهنگى، اقتصادى، سياسى، تربيتى، اجتماعى و . مأمور و موظف ببيند كه اينك در عصرى كه ما در آن به سر مىبريم، تنها و تنها اين اميد، از آخرين موجود نورانى ستاره دنباله دار هدايت و امامت انتظار مىرود، همانى كه نامش، يادش و اميدش در كلام معصومينعليهم السلام و روايات پيامبرصلى الله عليه وآله و اهلبيتعليهم السلام به حد تواتر و يقين رسيده و جاى هيچگونه ترديد و شبههاى را باقى نمىگذارد.در تفسير على بن ابراهيم قمى در ارتباط با اين آيه به برقرارى حكومت جهانى حضرت بقيةاللهالاعظم ارواحنا فداه رواياتى ديده مىشود كه از جمله آنها اين است كه امامعليه السلام مىفرمايند: ان الارض يرثها عبادى الصالحون، قال القائم و اصحابه، منظور از اينكه زمين را بندگان صالح خدا به ارث مىبرند، مهدى قائم(عج) و ياران او هستند.۴خلافت جهانى مؤمنين، وعده الهىوعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات، ليستخلفنّهم فى الارض .(۱۲) خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده، وعده مىدهد كه قطعاً آنان را جانشين و حاكم در زمين خواهد كرد، همانگونه پيشينيان از آنها را خلافت بخشيد، و قطعاً دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پا بر جا و ريشهدار خواهد ساخت، و قطعاً خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل خواهد نمود (تا جائيكه) تنها مرا مىپرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت، و كسانيكه بعد از آن كافر شوند فاسقند.براى آنكه بهتر بتوان به مصداق مورد نظر آيه دست يافت و به نتيجه واقعى رسيد، يكبار ديگر و با تأملى بيشتر، فرازهاى آيه را مرور مىكنيم. الف: اين خداوند است كه افراد مؤمن صالح را به حكومت مىرساند و خلافت گستره زمين را به آنان عطا مىفرمايد. ب: آنچه با به حكومت رسيدن مؤمنان بر پا مىشود، استقرار دينى است كه خداوند، آن را براى بشر پسنديده و به آن رضايت داده است. اما اينكه چه دينى مرضىّ خداوند سبحان است و پروردگار متعال آن را مىپسندد، مىتوان آن را از آيه سوم سوره مباركه مائده بدست آورد، آنجا مىفرمايد: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً. يعنى زمانى كه پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله در غدير خم، اميرمؤمنان علىعليه السلام را به ولايت پس از خود معرفى فرمود. پس، هدف، استحكام و پا برجايى دينى است كه با ولايت وصى بر حق پيامبرصلى الله عليه وآله كامل گرديده است. ج: بعد از خلافت مؤمنان و عاملين به عمل صالح بر روى زمين و پا برجا شدن دين كامل و مورد پسند و رضايت حق، يعنى اسلام، خداوند، آخرين پرده سعادت را نيز مىگشايد و با تبديل خوف و ترس و هراس، آنان را به امنيت و آرامش و آسايش مىرساند، امنيتى همه جانبه و بدور از هر گونه نگرانى و اضطرابى. د: و سرانجام با اين همه لطف و عنايت، نتيجه و ثمره اين خواهد بود بكه از آن پس، همه در طريق بندگى و عبوديت الهى حركت مىكنند و به انجام اوامر او گردن طاعت مىنهند.پس آيه چنين مىفرمايد: خداوند وعده داده كه زمانى، مؤمنان صالح را خلافت داده و دين اسلام را مستقر نمايد و امنيت كامل را بر روى زمين بگستراند تا هيچ چيزى مايه ترس و دلهره آنان نشود و مردم با آرامش خاطر به عبادت خالصانه ربوبى بپردازند.
بديهى است كه پس از نزول آيه شريفه، تا كنون چنين موقعيتى دست نداده و حكومت مورد نظر با شرايط و ويژگيهاى مذكور به وقوع نپيوسته است، از اين روى، مصداق واقعى آيه، حكومت جهانگير و عالمتاب و عدالت گستر حضرت مهدى(عج)، يگانه فرد شايسته دين آشنا و مصلح و صالح حقيقى است كه با ظهور سراسر نور او محقق خواهد گرديد. روايات ذيل اين آيه نيز آيه را به امام زمان(عج) و در مورد او تفسير كردهاند.در تفسير نمونه (از تفاسير شيعه) ج ۱۴، ص ۵۲۶، به نقل از تفاسير بسيار ديگرى آمده كه امام سجادعليه السلام در تفسير اين آيه فرمودند: آنها به خدا سوگند، شيعيان ما هستند، خداوند اين كار را براى آنها به دست مردى از ما انجام مىدهد كه مهدى اين امت است، زمين را پر از عدل و داد مىكند همانگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد و هم اوست كه پيامبرصلى الله عليه وآله در حق او فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماند، خداوند آن يك روز را آنقدر طولانى مىكند تا مردى از دودمان من كه نامش نام من است، حاكم بر زمين شود و صفحه زمين را پر از عدل و داد كند، آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد.
۵- وراثت و پيشوايى مستضعفان، خواست و منت الهىو نريد ان نمنّ على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين:(۱۳) و ما اراده كرديم تا بر كسانى كه در زمين، فرو دست شدند منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) و وارثان (زمين) گردانيم.آنچه بيشتر از هر چيز، اين آيه شريفه را شاهد و ناظر بر حكومت جهانى و انقلاب نورانى حضرت بقيةاللهالاعظم(عج) مىداند و قيام و ظهور مهدوى(عج) را مصداق كامل و تمام آن مىشمارد، روايات گويايى است كه مفسران گرانقدر و بزرگ به آن تمسك جستهاند و در تفاسير ارزشمند خود به آن اشاره نمودهاند، از جمله در تفسير نورالثقلين روايتى از امام علىعليه السلام آمده است كه حضرت فرمودند: هم آل محمد يبعث الله مهديهم بعد جهدهم، فيعزّهم و يذلّ عدوّهم. اين افراد، خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله هستند كه خداوند، مهدى آنان را بعد از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مىشود، بر مىانگيزد و به آنها عزّت و شكوت مىدهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مىسازد.(۱۴)بى ترديد آنچه باعث گرديده تا خداوند از آن به منّت تعبير فرمايد، عظمت نعمت و بزرگى اين امر خطير است، امرى كه ما نمونه آن را در مثل ارسال پيامبرانعليهم السلام «لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا»(۱۵) و يا پذيرش وزارت هارونعليه السلام براى موسىعليه السلام «و لقد مننا عليك مرة اخرى»(۱۶) مشاهده مىكنيم.چرا كه قرار است سرانجام، با اراده الهى، مظلومان و محرومان با غلبه بر جبّاران و گردنكشان، وارث بر زمين شوند و با برپايى حكومت عدل، پيشوايى هميشگى تاريخ را بر عهده گيرند و هدف نهايى از خلقت و آفرينش را تحقّق بخشند، و اين اراده الهى است و اراده الهى تخلّفناپذير است.
۶- حكومت جهانى، فلسفه فرستادگان هدايت و دين حقهوالذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق، ليظهره على الدين كله و لوكره المشركون(۱۷). او آن كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين (ديگر) است، پيروز و چيره گرداند، هر چند مشركان را خوشايند نباشد. همين آيه در سورههاى ديگر نيز تكرار شده(۱۸)، با اين تفاوت كه به جاى عبارت «ولو كره المشركون» جمله «و كفى بالله شهيداً» آمده است، كه نشان از اهميت اين واقعه بزرگ جهانى دارد.هرچه زمان بيشتر مىگذرد و انسانها و جوامع بشرى با پيشرفت ارتباطات، به هم نزديكتر و از حال همديگر با خبرتر مىشوند و واقعيت تعبير «دهكده كوچك جهانى» را ملموستر مىسازند، وجود يك مدير و يك حاكم عادل و حكيم، با دانايى و توانايى مافوق بشرى، و با قانونى جامع و كامل در سعادت و كمال مادى و معنوى انسانى، بيش از پيش آشكارتر مىشود. چرا كه تشتّت و كوتاه نگرى قوانين بشرى، با حاكمانى خودسر و خودخواه و هوسران، روزبروز بر سقوط ارزشها و حذف امنيّت و آرامش اين دهكده كوچك افزوده و هراس از آيندهاى تاريك و مبهم را افزايش داده و انتظار يك ناجى و مصلح عدالت گستر را در قلبهاى مضطرب و نگران افراد آن روز افزون ساخته است.خداوند آگاه بر سرّ و نهان بشر كه گذشته و آينده و سعادت و شقاوت انسان را مىداند براى اينروز او نيز تدبيرى انديشيده و وعده داده است كه دين حق خود را هم از حيث منطق و دليل و محتوى و هم از حيث حكومت در زمين بر تمام اديان و مكاتب غالب گرداند و بشر را از گرداب تباهى و فقر و فساد و تبعيض نجات دهد كه بر طبق روايات مختلف، تكامل اين برنامه در زمان ظهور و قيام مهدى موعود(عج) خواهد بود. در تفسير مجمعالبيان از امام باقرعليه السلام نقل شده است كه فرمودند: وعدهاى كه در اين آيه است، به هنگام ظهور مهدى از آل محمد صورت مىپذيرد و در آن روز، هيچكس باقى نمىماند مگر اينكه حقّانيت رسول خداصلى الله عليه وآله را باور مىكند و به نبوت او اقرار مىنمايد(۱۹). و يا در تفسير نورالثقلين در ذيل اين آيه از امام صادقعليه السلام آمده است، به خدا سوگند، هنوز محتواى اين آيه تحقق نيافته است و تنها زمانى محقق مىشود كه قائم خروج كند و به هنگامى كه او قيام نمايد، كسى كه خدا را انكار كند در تمام جهانى باقى نخواهد ماند.(۲۰)البته آيات پيرامون وجود مقدس حضرت و انقلاب جهانى او متعدد است كه ما به گفتگو پيرامون برخى از آنها پرداختيم، اما باز به خاطر تيمّن و تبرك بيشتر، در پايان نيز به طور اختصار به چند آيه ديگر اشاره مىكنيم:
۷- قيام مهدى(عج) حيات مجدّد زمينواعلموا ان الله يحيى الارض بعد موتها،(۲۱) و بدانيد كه خداوند، زمين را پس از مرگ آن (دوباره) زنده مىكند. امام صادقعليه السلام فرمودهاند: منظور از مرگ زمين، كفر اهل آن است، چرا كه كافر مرده است، پس خدا زمين را با قائم(عج) زنده مىكند و او عدالت را در زمين مىگستراند.(۲۲)۸قيام مهدى(عج) خوانخواهى مظلومانو من قُتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطانا،(۲۳) و هر كس مظلوم كشته شود، پس به تحقيق ما براى ولىّ او سلطه قرار مىدهيم. امام باقرعليه السلام فرمودهاند: او حسين بن علىعليه السلام است كه مظلوم كشته شده و ما اولياى او هستيم، و قائم(عج) از ما وقتى قيام كند، خون او را طلب مىكند و خونخواه اوست.
منابع:
۱- مهدى در قرآن سيد محمد عابدين زاده. ۲- مهدى در قرآن رضا فيروز. ۳- مهدى در قرآن خليل الله قبلهاى خويى. ۴- المهدى فى القرآن سيد صادق حسينى شيرازى.
آيات:۱- سوره مباركه نحل، آيه ۴۴.۲سوره مباركه مائده، آيه ۵۵.۳سوره مباركه رعد، آيه ۷.۴تفسير برهان، ج ۳، ص ۲۷۵.۵بقره، آيه ۱۲۴.۶سوره مباركه مائده، آيه ۵۵.۷سوره مباركه انفال، آيه ۲۴.۸سوره مباركه مائده، آيه ۱۱۷.۹سوره مباركه احزاب، آيه ۴۰.۱۰تفسير نورالثقلين، ج ۳، ص ۴۲۹.۱۱انبياءعليهم السلام، آيه ۱۰۵.۱۲سوره مباركه نور، آيه ۵۵.۱۳سوره مباركه قصص، آيه شريفه ۵.۱۴تفسير نورالثقلين، ج ۴، ص ۱۰۹.۱۵سوره مباركه آل عمران، آيه شريفه ۱۶۴.۱۶سوره مباركه طه، آيه شريفه ۳۷.۱۷سوره مباركه توبه، آيه شريفه ۳۳.۱۸سوره صف، آيه ۹ و سوره فتح، آيه ۲۸.۱۹تفسير مجمعالبيان، ج ۳، ص ۲۴.۲۰تفسيرنورالثقلين، ج ۲، ص ۲۱۱.۲۱سوره مباركه حديد، آيه شريفه ۱۳.۲۲بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۳۲۵، ح ۳۱.۲۳سوره مباركه اسراء، آيه شريفه ۳۳.۲۴بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۱۸، ح ۷.
:: موضوعات مرتبط:
مقاله های قرآنی،
نگاهی به قرآن،
آیه های قرآن،
جلوه هایی از نور قرآن،
ائمه از منظر قرآن
:: برچسبها:
امام زمان,
عج,
نگاه,
قرآن کریم