منتظران مهدی بخشایش

ابزار وبلاگ

آموزش وبلاگ نویسی

آلبوم صوتی

پوستر

شبیه خوانی بخشایش

قالب مذهبی وبلاگ

کاریکاتور

کتابخانه

نرافزار

ویدیوها

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...... ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟نظری فرما بر کوچه تاریکمان . که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...... این صفحات برگ برگ روزهای انتظاری ست که به امید امدنش از پس هم ورق می زنیم.... العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی.....
 
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

 

🌎 هر که روی زمین است فانی خواهد شد 🌍

آیه ۲۶ سوره الرحمن



:: موضوعات مرتبط: نگاهی به قرآن، مثل های قرآنی، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، معرفى قرآن از طريق قرآن
:: برچسب‌ها: کلُّ, مَنْ, عَلیها, فَان
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

مبارزه یا نشستن بر سر میز مذاکره!

نسخ

یكی از سوالاتی كه ممكن است در ذهن افرادی كه روزانه و یا به صورت هفتگی و ماهانه با قرآن مجید در ارتباط هستند، مطرح شود، چگونگی ارتباط صحیح و كاربردی با این كتاب الهی است ؟
در كنار پاسخ های متعددی كه به این سوال داده شده است ، آنچه در این نوشتار مطرح می شود این است كه ارتباط با آیات الهی ،به سه صورت مطرح می شود :

1) ارتباط تبرك جویانه: بدین صورت كه از قرآن مجید برای امنیت خانه و جان و مال خود استفاده كنیم و در مواقع سفر از زیر آن عبور كنیم و بسیاری از مسائل دیگر كه روزانه با آن سرو كار داریم .

2)ارتباط عملی: كه این قسم را می توان مهمترین نوع ارتباط با آیات الهی مطرح كرد بدین صورت كه سعی كنیم آیاتی را كه روزانه تلاوت می كنیم را جامه عمل بپوشانیم و در زندگی خود جاری و ساری كنیم.

3)ارتباط علمی: بدین صورت كه نسبت به ابعاد مختلف مباحث قرآنی مطالعه كنیم و اطلاعات خود را افزایش دهیم.كه از جمله مباحث مهم برای ارتباط علمی با قرآن مجید مباحثی است كه با عنوان علوم قرآن مطرح می شود.مباحثی چون(وحی،تحریف قرآن،جمع اوری قرآن،اعجاز قرآن)

یكی از مسائل مهمی كه در علوم قرآنی مطرح می شود مسئله ناسخ و منسوخ است كه با توجه به اهمیت این مسئله ابتدا تعریفی مختصر از آن ذكر كرده و سپس به بررسی مصداقی یكی از آیاتی كه به عقیده مفسران در بحث ناسخ و منسوخ مطرح می شود، می پردازیم.

نسخ در اصطلاح عبارت است از برداشته شدن حكم سابق كه بر حسب ظاهر دائمی بوده و در مقابل قرار دادن یك حكم جدید به گونه ای كه حكم جدید جایگزین حكم قبلی شود و جمع بین آن دو امكان نداشته باشد.

حال در این نوشتار به یكی از آیات مهم در این موضوع كه می توان آن را با عنوان جهاد و مبارزه با دشمنان و یا نشستن بر سر میز مذاكره بیان كرد ،می پردازیم.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، قرآن پژوهى .، سیری در قرآن
:: برچسب‌ها: مبارزه, نشستن, میز, مذاکره
تاریخ انتشار : یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

رفیق نیمه راه !

شاید بارها و بارها تبلیغ تجارتی همراه اول را دیده اید این تبلیغ در مورد خدمات شارژ و سایر امکانات آن اطلاعاتی به شما می دهد و بهترین شمارش این است که هیچ کس تنها نیست همراه اول. فکر این تبلیغ مدتهاست مرا به خود مشغول کرده که آیا یک دستگاه موبایل با یک خط تلفن می تواند تنهایی و بی کسی انسان را چاره کند همراه اول واقعی کیست و چه کارهایی باید برای انسان بکند؟

ثروت

نیاز انسان

انسان همیشه به یک همراه و پشتیبان نیاز دارد که او را یاری دهد در سختی‌ها او را پشتیبانی کند برای او مایه امید باشد و وقتی از همه جا ناامید شد او مایه دلگرمی و نجاتش باشد، قدرتمند ترین نیرو باشد زیرا انسان ضعیف آفریده شده . وَ خُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفًا (نساء/28)

بعضی از همراه های انسان از خود او ضعیف ترند در حالی که انسان جاهلانه و عاقلانه به آنان تکیه می دهد و در این دنیا هر همراهی را انتخاب کند. هم در این دنیا و هم در آخرت با او محشور می شود و این که آیا هر همراهی صفات بالا را خواهد شد و انسان را کفایت می کند؟



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: رفیق, نیمه راه, همراه اول, خدا
تاریخ انتشار : شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

انسان سازى قرآن


(( كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور ))

يعنى : (اين قرآن كتابى است كه ما براى تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آورى و به عالم نور رسانى ).
(( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم ))

يعنى : (همانا اين قرآن ، مردم را به راست ترين و استوارترين طريق ، هدايت مى كند.)
كسى كه قرآن را بخواند و معانى آن را بداند و مفاهيم آن را درست درك نمايد، چنين شخصى ، اعتقاد به معاد پيدا مى كند. و مى داند كه جهان و خلقت ، بدون هدف و بدون حساب و كتاب نيست ، بلكه همه اعمال وى ، خوب يا بد، عكس العمل و برگشتى خواهد داشت .
همچنين به وجود خداوند و صفات او آنچنان كه قرآن معرفى مى كند آشنا شده و يقينش افزون خواهد شد. و نيز به نبوت ، امامت و نظامهاى جهان و آنچه در قرآن آمده ، معتقد خواهد شد. و آنگاه كه چنين اصولى در قلب كسى جاى گرفت ، او را يك دنيا نورانيت داده و راه دنيا و آخرت را به او نشان خواهد داد. و او را يك انسان مؤ من ، متقى ، شجاع ايثارگر، فعال ، دلسوز و عابد، بار خواهد آمد.
چنانكه اين آثار، در طول تاريخ قرآن ، در ميلونها انسان ، جامه عمل پوشيده است و مكتب انسان ساز قرآن ، پيوسته چنين اشخاصى را تربيت كرده و مى كند (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) آرى اثر قرآن چنين است .



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، آیاتی از قرآن
:: برچسب‌ها: نگاهی, قرآن, آیات, قرآن کریم
تاریخ انتشار : جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

رعايت حدود قرآن

آقاى الهى قمشه اى استاد ما كه حقّا خودش را خوب ادب كرده بود، بد دهن نبود، گاهى از اين عارف نماها و درويش مسلكها ناراحت كه مى شد، مى گفت : اين ((خواهر نامردها! اين موپرستها و بوقعلى شاها و... )) كار را خراب كرده اند!
بله آقا اين علوم استاد مى خواهد، درس خواندن لازم دارد. من يك موقعى از يكى از خيابانهاى تهران عبور مى كردم ، آقايى جلو آمد و گفت : جناب شيخ ، چند تا سؤ ال قرآنى دارم آيا جواب مى دهيد؟ گفتم : ايستادن كه صلاح نيست ، در حال راه رفتن حاضرم آن چه مى دانم بگويم ! شروع كرد به خواندن چند آيه از قرآن امّا با غلطهاى بى شمار و فاحش ! گفتم : آقاى عزيز آيات را صحيح نخوانديد، صحيح آن اين است كه من مى خوانم ! بلافاصله با حالت خاصى پرسيد: آقا ما الان كجا هستيم ؟! گفتم در فلان خيابان ! گفت : منظورم اين است كه در كدام منطقه جهان و در چه شهرى هستيم ؟! گفتم : يعنى چه ؟ خوب معلوم است در ايران و در تهران هستيم !! گفت : حالا اگر بگوييم : طهران يا تاهران فرقى مى كند؟ چه فرقى در واقع ايجاد مى شود؟ حالا آيات قرآن را هرگونه بخوانيم چه فرقى مى كند! گفتم : نه آقاى عزيز، الفاظ و معانى حدود خاصى دارند كه بايد آنها را رعايت كرد و چنين نيست كه شما مى گوييد.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن
:: برچسب‌ها: رعايت, حدود, قرآن
تاریخ انتشار : جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

خط قرمزهای قرآنی

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ

بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمان ها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید و هیچ یک از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقواى الهى پیشه کنید که خداوند توبه‏پذیر و مهربان است! (سوره مبارکه الحجرات آیه ۱۲)
یکی از رفتارهای ناپسند و غیر اخلاقی مساله بدبینی و تجسس در اموری می باشد که به ما مربوط نیستند . این رفتار غیر اخلاقی و غیر دینی یکی از گناهان بزرگ به حساب می آید که هم در کلام الهی و هم در روایات حضرات معصومین علیهم السلام مورد نکوهش قرار گرفته است.
این صفت در موارد بسیار زیاد همانند یک بیماری مزمن باعث تخریب روح و سلب آرامش شخص می شود و اگر بگوییم این رفتار باعث مریضی جسم هم می شود سخن بدون دلیلی نگفته ایم چرا که با وجود این خصلت آرامش و آسایش که جزء خواسته های جسم و روح هست از بین می رود .
آنچه که در این رفتار بسیار خودنمایی می کند استواری اطلاعات و داده ها بر اساس توهمات و خیال های باطل در مورد دیگران می باشد.
چه بسیار خانواده های که برای شروع زندگی مشترک و عاشقانه خود بر اساس محبت و دوستی و عشق بنا شده ،ولی متاسفانه به خاطر وجود این رفتار در یکی و یا طرفین موجود در خانواده باعث لطمات جبران ناپذیری شده است که از جمله این لطمات می توان به طلاق های که در اثر سوءبرخورد و یا همان سوء ظن و بدبینی یکی از اعضا ء خانواده به وجود آمده است که به دنبال آن پیامد فرزندان طلاق که خود از بدترین پیشامدهای یک زندگی مشترک می باشد
اثرات سوء بدبینی
نارضایتی پروردگار
شاید مهمترین اثر سوئی که این رفتار غیر اخلاقی در پی دارد از بین رفتن رضایت خداوند عزیز از کردار ما می باشد .بدست آوردن رضایت الهی یکی از آرزوهای اولیاء و مقربان درگاه الهی و یا شاید اصلی ترین هدف زندگی خوبان خدا می باشد .خداوند عزیز به صراحت بیان نموده که از این رفتار غیر اخلاقی خوشنود نیست چرا که از آن نهی فرموده است.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، قرآن پژوهى .، سیری در قرآن
:: برچسب‌ها: خط, قرمزها, قرآنی, قرآن
تاریخ انتشار : سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

((كدام سوره ، خلاصه قرآن است ؟))

سوره حمد، در اول قرآن ، قرار گرفته و ممكن است علت آن فراگير بودن ، اين سوره باشد. زيرا اين سوره ، با داشتنِ فقط هفت آيه ، تمام مطالب قرآن را، در برگرفته است . چونكه ، قرآن شامل تحميد، تمجيد، تسبيح ، تقديس ، تهليل ، شكر، ثناء و تكبير است ، و همه اينها، در كلمه ((حمد)) مندرج است .
همچنين ، بيان ارزاق ، اِنعام ، احسان ، تربيتِ بندگان و اكرام و امهال ايشان ، در كلمه ((رحمان )) گنجانده شده است ؛ و تمامى آنچه در قرآن ، از وسعت رحمت و عفو گناهان و رحمت بر بندگان ، در ((رحيم ))، درج شده است و تمام مفاهيم ثُباتِ قدرت الهى ، عظمت ، بقاء، و سرمديّت حق ، تنزيه او از شركاء، در كلمه ((مالك ))، نهفته است و تمام مسائل مربوط به قيامت ، مواقف و مقامات و نعمتهاى اخروى ، كرامات و احوال اهل بهشت و درجات آن ، اهوال دوزخ و شدائد و دركات آن ، حساب و ميزان و صراط، در كلمه ((يوم الدين )) جمع شده است .
آنچه در قرآن از عبادات و كيفيت آن ، از نماز و روزه و زكوة و حج و غير آن ، در ((اِيّاكَ نَعْبُدُ)) مندرج است . همينطور قرآن مشتمعل بر توكل و طلب نصرت و فتح و استعانت ، از خدايتعالى و امثال اينها، در ((ايّاكَ نَسْتَعينْ)) نهفته است و هكذا مفاهيم قرآن ، از قبيل هدايت ، توفيق ، تفويض ، ارشاد، اعتماد، دعا، سؤ ال ، التجاء و ابتهال در ((اهدنا)) گرد آمده است و هر چه در قرآن ، از ميان حلال و حرام و شرايع و احكام از امر و نهى مى باشد؛ كلمه ((صِراطَ الْمُسْتَقيم )) متضمن آن است .
و تمامى احوال و آثارِ انسانهاى خوشبخت و كيفيت طريقه و سيره آنان و علتِ نجات و رفع درجات آنان ، كه در قرآن آمده است ؛ در جمله ((اَلّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ)) مندرج است و خلاصه احوالِ اقوام لجوج و خودپرست و بت پرست ، قصه ها و اخبار ايشان ، از كفران نعمت و تكذيب انبياء و قتل ايشان و اصرارِ بر مناهى و توجّه به ملاهى و عذاب و غضب حق تعالى برايشان ، در آيه ((غَيْرِالْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ)) بيان شده است و بالاخره حالات بقيه جبّاران و فرعون ها و نصارى و ساير مشركين و گمراهان ، در كلمه ((ضالّين ))، درج مى باشد. و اين يكى از محسّناتِ قرآن شريف ، مى باشد كه گفته اند: ((ذكر الشّى مجملا ثم مفصلاً اوقع فى النفوس )).



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: كدام, سوره, خلاصه, قرآن
تاریخ انتشار : دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

انسان سازى قرآن


(( كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور )) .

يعنى : (اين قرآن كتابى است كه ما براى تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آورى و به عالم نور رسانى ).
(( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم ))
يعنى : (همانا اين قرآن ، مردم را به راست ترين و استوارترين طريق ، هدايت مى كند.)
كسى كه قرآن را بخواند و معانى آن را بداند و مفاهيم آن را درست درك نمايد، چنين شخصى ، اعتقاد به معاد پيدا مى كند. و مى داند كه جهان و خلقت ، بدون هدف و بدون حساب و كتاب نيست ، بلكه همه اعمال وى ، خوب يا بد، عكس العمل و برگشتى خواهد داشت .
همچنين به وجود خداوند و صفات او آنچنان كه قرآن معرفى مى كند آشنا شده و يقينش افزون خواهد شد. و نيز به نبوت ، امامت و نظامهاى جهان و آنچه در قرآن آمده ، معتقد خواهد شد. و آنگاه كه چنين اصولى در قلب كسى جاى گرفت ، او را يك دنيا نورانيت داده و راه دنيا و آخرت را به او نشان خواهد داد. و او را يك انسان مؤ من ، متقى ، شجاع ايثارگر، فعال ، دلسوز و عابد، بار خواهد آمد.
چنانكه اين آثار، در طول تاريخ قرآن ، در ميلونها انسان ، جامه عمل پوشيده است و مكتب انسان ساز قرآن ، پيوسته چنين اشخاصى را تربيت كرده و مى كند (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) آرى اثر قرآن چنين است .



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان، سیری در قرآن
:: برچسب‌ها: نگاه, قرآن, انسان سازى, قرآن کریم
تاریخ انتشار : دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش
آیه ۵۷ سوره یونس

 
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ
اى مردم به يقين براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سينه ‏هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است


 

*مولانا در مثنوی حکایت پادشاهی را نقل می‌کند که با دلقک خویش شطرنج می‌باخت و هر با رکه دلقک برنده می‌شد مهره های شطرنج شاهی را که از طلا و نقره بود بر سر و روی آن دلقک پرتاب می‌کرد. زیرا تاب تحمل حقیقت را نداشت.

*یک روز دلقک لحاف ضخیمی بر سر کشیده بر سرِ بازی آمد. شاه گفت: «این چیست؟» دلقک گفت:
کی توان حق گفت جز زیر لحاف با تو ای خشم آور آتش سجاف؟

*دو هدیۀ دیگر در این آیه هدایت و رحمت است: انبیا در بیابانِ بی نشانِ عالم در هر گوشه و کنار علائمی نصب می‌کنند که از این سو مروید و از آن سو حرکت کنید. این راه بسته است و آن گشاده، آن دور است و این نزدیک، قوم عاد از این سو رفتند و هلاک شدند و قوم سبا و ثمود بدین گمراهی افتادند و محروم ماندند.

*چه رحمتی است نشانه نصب کردن در دریایی که امواج همۀ نشانه‌ها را محو می‌کند و جه رحمتی بالاتر از اینکه مردمان را کلامی آوردند که زندگی را معنی می‌بخشد و آدمی را روح جاودانه عطا می‌کند.

*ابیات زیر از مولانا می‌تواند از زبان خود او باشد یا با تعمیم، از زبان پیامبر اکرم و دیگر انبیا و اولیا.
ما طبیبانیم شاگردانِ حق بحر قُلزُم دید ما را، فانفَلَق
آن طبیبانِ طبیعت دیگرند که به تو از راه نبضی بنگرند
ما به دل بی واسطه خوش بنگریم کز حقیقت ما به عالی منظریم


:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، داستانهای قرآنی، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: هدیه, آیه, قرآن
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

راز و نیاز با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.



:: موضوعات مرتبط: نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان، تاثیر قرآن بر جوانان
:: برچسب‌ها: راز و نیاز, خدا, قرآن, آیات
تاریخ انتشار : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

محتوا و مطالب قرآن كريم

 
محتويات و مطالب قرآن مجيد را دو نوع مى توان بيان كرد: يكى به طور خلاصه و ديگرى ، به طور مشروح . اما به طور خلاصه بدين قرار است كه : از مجموع (6236) آيه قرآن كريم ، حدود (1300) آيه درباره توحيد و خداشناسى است . اعم از وجود خدا، وحدانيت و صفات او. و اينكه خلقت عالم و اداره آن در دست خداست و جهان ، تك محورى ، يك قطبى و يك كانونى است : (( الله لا اله الا هو الحى القوم لا تاءخذه سنة و لا نوم له ما فى السموات و ما فى الارض ... )) .
و حدود (1400) آيه درباره معاد، قيامت ، مرگ و برزخ ، حشر و نشر، بهشت و جهنم و خلود است . حدود پانصد آيه درباره احكام است . از قبيل حلال و حرام ، تجارت ، جنگ و صلح ، قصاص ، حدود نماز، روزه ، حج و غيره و حدود (2000) آيه در حالات انبياء، امتها و پيروزى حق بر باطل مى باشد. و بقيه آيات ، درباره اخلاق ، مواعظ، امثال و نظير آنها است .
اما به طور مشروح همان است كه در مقدمه (تفسير احسن الحديث ) نوشته ام . و در اينجا از آن نقل مى كنم :
1 - بيان ذات خدا، صفات خدا، يگانگى خدا و آنچه بايد خدا از آن منزه باشد. و آنچه بايد خدا به آن متصف باشد (صفات ثبوتيه و سلبيه )
2 - معاد و قيامت ، حشر و نشر اموات ، زندگى در بهشت و جهنم . و ابديت و برزخ .
3 - ملائكه ، يعنى واسطه هاى فيض و نيروهاى با شعور و آگاه ، همچنين جن و شياطين .
4 - سرگذشت پيامبران يا انسانهايى كه وحى الهى را دريافت كرده و به انسانهاى ديگر ابلاغ نموده اند. و ميدان حق و باطلى كه به وسيله آنها به وجود آمده است .
5 - ترغيب و تشويق براى ايمان به خدا و معاد،و ملائكه ، پيامبران و كتب آسمانى .
6 - خلقت آسمانها، زمين ، كوهها، درياها، گياهان ، حيوانات ، ابر، باد، باران ، شهابها، و غيره و خلقت همه عالم .
7 - دعوت به پرستش خداى يگانه و اخلاص در عبادت . و كسى و چيزى را براى خدا شريك قرار ندادن .
8 - احتجاجها و استدلالها در مورد خدا، قيامت ، پيامبران و نقل خبرهاى عينى در ضمن احتجاجها.
9 - تقوى ، پارسى ، و تزكيه نفس ، توجه به نفس اماره و خطر وساوس ‍ نفسانى و شيطانى و نظير آن .
10 - اخلاق فردى از قبيل : شجاعت ، استقامت ، صبر، عدالت ، احسان ، محبت ، ذكر خدا، محبت خدا، شكر نعمت ، ترس از خدا، توكل به خدا، رضا به رضاى خدا، تسليم در برابر امر خدا، تعقل و تفكر، صدق و امانت و امثال آن .
11 - اخلاق اجتماعى ، از قبيل : اتحاد، توصيه بر حق و صبر، تعاون در نيكيها، امر به معروف و نهى از منكر، جهاد با مال و جان در راه خدا و تشويق بر اطعام مساكين و غيره .
12 - احكام از قبيل : نماز، روزه ، زكات ، خمس ، حج ، جهاد، نذر، سوگند، بيع ، رهن ، نكاح ، هبه ، حقوق زوجين ، حقوق والدين ، طلاق ، ظهار، وصيت ، ارث ، قصاص ، حدود، قضاوت ، ثروت ، مالكيت ، حكومت ، شورا، حق فقرا و غيره .
13 - حوادث و وقايع 23 ساله بعثت رسول اكرم - صلى الله عليه و آله .
14 - توصيف كلى در همه اعصار از سه گروه : مؤ منين ، كافرين و منافقين .
15 - توصيف قرآن در حدود پنجاه صفت : تسبيح موجودات جهان و نوع آگاهى درون موجودات ، تسبيح به خالق و آفريننده خودشان .
16 - جهان و قوانين پايدار جهان ، ناپايدارى زندگانى دنيا و عدم صلاحيت آن براى اينكه ايده آل مطلوب باشد.
17 - معجزات و خوارج عادات انبيا - عليهم السلام - و تاءييد كتب آسمانى مخصوصا (تورات ) و (انجيل ) و تصحيح اغلاط آن دو، و امثال اين مطالب



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن
:: برچسب‌ها: نگاه, قرآن, آیات, قرآن کریم
تاریخ انتشار : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

مهدی در قرآن

در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:

«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، ائمه از منظر قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: حضرت, مهدی, قرآن, آیات
تاریخ انتشار : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

پسرم !سوره مبارکه حشر را مطالعه کن که گنجینه هایی از معارف و تربیت در آن است و ارزش دارد که انسان یک عمر در آنها تفکر کند و از آنها به مدد الهی توشه ها بردارد خصوصا آیات اواخر آن می فرماید[یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد واتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون]با تدبیر در معنی آنها در تعقیب نمازها و خصوصا در اواخر شب ،که قلب فارغ البال است ، خیلی موثر است در اصلاح نفس.

امام خمینی ره



:: موضوعات مرتبط: نگاهی به قرآن، آیه های قرآن
:: برچسب‌ها: آیات, آخر, سوره, حشر
تاریخ انتشار : چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

اختلاف قراآت


قرائتهاى قرآن مجيد، به هفت نفر قارى مشهور مى رسد، كه چهار نفر از آنها شيعه و سه نفر از اهل سنت است . چهار نفر اولى عبارتند از:
1 - (عاصم بن ابى الجنود) او قرآن را بر ابوعبدالرحمن سلمى ، خوانده و او نيز بر اميرالمؤ منين - عليه السلام - خوانده است . چنانكه در مقدمه مجمع ، فن دوم ، بر اين مطلب تصريح فرموده است .
ثقه جليل القدر ابان بن تغلب ، قرآن را بر عاصم خوانده است . چنانكه در تاءسيس الشيعه نقل شده ، قرائت عاصم از نظر شيعه و اهل سنت مقبول و همه قرآنهاى روى زمين با قرائت عاصم نوشته شده ، و او در سال 128 هجرى از دنيا رفته است .
حفص بن غياث مى گويد: عاصم ، به من گفت : هر قرائتى كه بر تو خوانده ام ، همان است كه بر ابوعبدالرحمن سلمى خوانده ام . و او بر على - عليه السلام - خوانده است .

2 - (ابوعمرو بصرى (زبان بن علاء))؛ در تاءسيس الشيعه فرموده است كه : او از شيعه مى باشد و قرآن را بر سعيد بن جبير شهيد، خوانده است . امام صادق - عليه السلام - به او فرموده : (( يا ابا عمرو! تسعة اعشار الدين فى التقيه )) . او از ترس حجاج بن يوسف ، گريخت و تا حجاج زنده بود، او متوارى زندگى مى كرد. در سال 68 هجرى متولد شد و در 154 از دنيا رفته است . و معلم قرائت قرآن بود.
3 - (حمرة بن حبيب زيات )؛ در تاءسيس الشيعة فرموده است : او از شيعيان است و قرآن را بر امام صادق - صلوات الله عليه - خوانده است . در رجال  خويش ، او را از اصحاب امام صادق - عليه السلام - شمرده است . او در سال 80 هجرى ، متولد شده و در 158 در حلوان از دنيا رفته است . كتابهاى : (قرائة القرآن ، مقطوع القرآن و موصوله و...) و همچنين در مجمع البيان : (( و اما حمزة فقرء على بن جعفر محمد عليهماالسلام )) و همچنين فرموده است : و نيز قرآن را بر حمران بن اعين و او بر ابوالاسود دئلى و او بر على بن ابيطالب - عليه السلام - خوانده است . و حمزه در عصر خود معلم قرائت قرآن بود.
4 - (على بن حمزه كسايى ) او شيعه مى باشد و قرآن را بر شيوخ شيعه خوانده است از قبيل حمزه و ابان بن تغلب ، و حمزه نيز بر امام صادق - عليه السلام - خوانده است و او در سال 189 در شهر رى ، و به قولى در طوس از دنيا رفته است . در الكنى و الالقاب مى گويد: علامه بحرالعلوم فرموده است : او قرائت خود را از حمزة بن حبيب زيات اخذ كرد. ابتدا مردم را با قرائت حمزه تعليم مى داد و بعد براى خودش قرائتى اختيار نمود. ابن نديم در فهرست، تاريخ وفات او را 179 ذكر نموده ، ولى تاءسيس الشيعه ، 189 را بيان كرده است . چنانكه در بالا نقل گرديد. او معلم قرائت قرآن بوده است .
5 - (عبدالله بن عامر دمشقى ) رئيس اهل مسجد در زمان وليد عبدالملك مروان بود. او قرآن را بر مغيره بن ابى شهاب خواند، و او بعد از بلال بن ابى الدرداء، قاضى دمشق بود. اهل شام در قرائت ، او را امام و پيشواى خود نمودند. طبرسى (ره ) فرموده است : (( اما الشامى فهو عبدالله بن عامر اليحصبى لا غير، قرء على المغيرة بن ابى الشهاب و قرء المغيرة على عثمان بن عفان )) .
ابن نديم وفات او را در 118 مى داند. در البيان از طبقات القراء، ولادت او را در هشتم هجرت نقل كرده . در اين صورت 110 سال در قيد حيات بوده است .
6 - (عبدالله بن كثير مكى ) او در اصل ايرانى و در سال 45 هجرى در مكه متولد شده و در 120 وفات يافته است . طبرسى (ره ) مى گويد: (( و اما المكى فهو عبدالله بن كثير لا غير، قرء على مجاهد )) . او در دوران حيات خويش ، قارى و معلم قرآن بوده است .
7 - (نافع بن عبدالرحمن المدنى ). او يكى از قراء هفتگانه و از اصفهان است . قرائت قرآن را از عده اى از تابعان اهل مدينه فرا گرفته و در سال 169 هجرى از دنيا رفته ، و در عصر خويش ، معلم قرآن بوده است .
غير از اين هفت نفر، سه نفر ديگر وجود دارند كه البته در حد آن هفت نفر نيستند. و آنها عبارتند از: خلف بن هشام ، يعقوب بن اسحاق و يزيد بن قعقاع
پس از آنكه احوال قاريان مشهور و غير مشهور و نامهاى آنها معلوم گرديد اينك لازم است در اين باره ، دو مطلب را يادآورى كنيم :
اول اختلاف قراآت ، فقط در تركيب كلمات است ؛ مثلا يكى (مالك يوم الدين ) خوانده و ديگرى (ملك يوم الدين ) و يا يكى (لنحرقنه ) را از باب افعال خوانده و ديگرى از باب تفعيل . خلاصه : اختلاف ، از تركيب كلمات بيرون نرفته است . و اين ، سبب زيادى و يا نقصى در قرآن مجيد نمى گردد.
دوم : آية الله خوئى در البيان  مى فرمايد: اهل بيت - عليهم السلام - شيعيان خويش را به يكى از قراآت منحصر نكرده اند. اين قرائتها در زمان آنها- عليهم السلام - معروف بوده است و از هيچ يك منع نفرموده اند و اگر منع كرده بودند با تواتر ولااقل با خبر واحد، نقل مى شد. بلكه از آنها نقل شده كه همه را امضا كرده و فرموده اند: (( اقرء كما يقرء الناس ، اقراءوا كما علمتم )) .
و خلاصه سخن آنكه : جايز است قرائت در نماز، با هر قرائتى كه در زمان ائمه - عليهم السلام - متعارف بوده است . مرحوم طبرسى در مقدمه مجمع البيان ، فن ثانى مى فرمايد: ظاهر از مذهب اماميه آن است كه اتفاق دارند بر جواز هر قرائت متدوال . و فقط به يك قرائت اكتفا نكرده اند. آية الله خمينى - قدس سره - مى فرمايد: احتياط در آن است كه از قرائتهاى هفتگانه ، تخلف نشود، و نماز با يكى از آنها خوانده شود. چنانكه احوط آن است كه از قرآنهاى موجود، تخلف نشود.

ناگفته نماند كه : از قرائتهاى هفتگانه ، فقط قرائت عاصم و حمزه به معصوم - عليهم السلام - مى رسد؛ قرائت عاصم ، با يك واسطه به اميرالمؤ منين - عليه السلام - و قرائت حمزه ، بدون واسطه به امام صادق - عليه السلام - مى رسد. بعضى ديگر هم اگر به معصوم - عليهم السلام - برسد با واسطه زياد مى رسد.
و نيز ناگفته نماند كه : همه قرآنهاى موجود طبق قرائت عاصم نوشته شده اند كه از نظر شيعه و اهل سنت ، مورد قبول است . اعتقاد اين جانب آن است كه از طرف ولى امر مسلمين دستور داده شود كه قرائت ، فقط منحصر به قرائت عاصم باشد. و قرائتهاى ديگر، تحريم گردد تا همه مردم ، قرآن را با يك وجه بخوانند. و تشتتى در بين نباشد. با چند قرائت خواندن ضرورتى ندارد و در عصر حاضر، حسنى هم ندارد.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، قرآن پژوهى .، سیری در قرآن
:: برچسب‌ها: نگاهی, قرآن, آیات, اختلاف
تاریخ انتشار : چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

حروف هفتگانه قرآن از نگاه امام خمينى (ره)

امام خميني

چكيده

حديث «نزول قرآن بر هفت‏حرف‏» تفسيرهاى فراوانى پيدا كرده است. به‏نظر مى‏رسد، بديعترين تفسير از آن حضرت امام خمينى است. وى احتمال‏داده است كه مراد از آن، مراتب هفتگانه نزول قرآن باشد كه عبارتند از:حضرت علميه، حضرت اعيان، حضرت اقلام، حضرت الواح، حضرت‏مثال، حس مشترك و شهادت مطلقه.

1. مقدمه

در روايات فريقين آمده است كه «قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است‏»[1].عليرغم آنكه تاكنون به منظور تبيين مفاد اين حديث‏حدود چهل قول اظهار شده‏است [2]، لكن همچنان در خور بحث و تبيين به نظر مى‏رسد. مهمترين نظرى كه دراين زمينه ارايه شده، اين است كه اين حديث ناظر به الفاظ قرآن نيست; بلكه ناظر به‏محتواى قرآن است. برخى هفت‏حرف را به معناى هفت‏بطن قرآن گرفته‏اند [3].حضرت امام خمينى نيز بر همين نظر است; اما تبيينى كه ايشان ارايه كرده، بديع به‏نظر مى‏آيد. در اين مقاله سعى مى‏شود، نظر بديع وى بررسى گردد.

2. مهمترين اقوال در هفت‏حرف

برخى از مهمترين اقوالى كه در تبيين اين حديث اظهار شده [4]، به شرحى است كه‏در پى مى‏آيد.

الف. اختلاف لهجات: برخى مقصود از هفت‏حرف را لهجاتى دانسته‏اند كه درميان عربها رايج‏بوده است; براى مثال بعضى حرف «ق‏» را «كاف‏» و برخى «همزه‏»تلفظ مى‏كردند. اينان بر اين نظرند كه قرآن به تمامى لهجات نازل شده تا مردم تمام‏قبايل بتوانند قرآن را بخوانند.

ب. اختلاف الفاظ: بعضى مى‏پندارند كه مقصود از اين حديث آن است كه قرآن‏به الفاظ مختلف، ولى در معنا نزديك به هم مانند عجل، اسرع و اسع نازل شده است.

ج. اختلاف معانى: برخى گويند: مراد از هفت‏حرف، معانى مختلفى مانند زجر،امر، حلال، حرام، محكم، متشابه، امثال، ترغيب، ترهيب، جدل، قصص، مثل و نظايرآنهاست.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، آشنايى با قرآن از ديدگاههاى مختلف
:: برچسب‌ها: حروف, هفتگانه, قرآن, نگاه
تاریخ انتشار : دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

معجزه ی اول:معجزاتی از قرآن

قرآن در سوره ی انعام آیه 125 میفرماید:«فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ »

یعنی: پس هرکس را که خدابخواهد هدایتش کند سینه اش را برای اسلام میگشاید و هرکس راد که(خدا) بخواهد گمراهش کند،سینه اش را تنگ میکند همانند کسیکه به آسمان بالا می رود.

شاید اون موقعی که این آیه نازل شد کسی معنیش رو نمیفهمید که جمله ی «هرکس که خدا بخواد گمراهش کنه سینه ش رو تنگ میکنه مثل کسیکه میخواد به آسمون بالا بره» یعنی چی؟

اما با پیشرفت علم، دانشمندان فهمیدند که هرچی انسان از زمین فاصله بگیره و بالا بره فشار هوا کمتر شده و در نتیجه انسان دچار تنگی نفس شده و درنتیجه خفه شده و از بین خواهد رفت و این یکی از معجزات بزرگ قرآن هست که بر مبنای این معجزه ، برای هواپیماهای جنگنده ،ماسک های اکسیژن قرار میدن تا خلبانان این هواپیما در ارتفاعات بالا دچار خفگی نشن و سقوط نکنن و از بین نرن.

معجزه ی دوم:

قرآن در قسم پایانی آیت الکرسی درباره کافران میگه:«اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» بقره-257

یعنی:«اینها یاران آتش هستند.این ها در آن(در آتش) جاویدان هستند.»

اما سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که وقتی هرکی میره جهنم ما درباره ی اون میگیم که فلانی «اهل جهنم» هست. نه «یار آتش». پس چرا قرآن گفته که «اینها یاران آتش هستند»؟؟؟؟

جواب این آیه رو خود قرآن در آیه 24 بقره میده و میفرماید:« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ» یعنی:«از آتشی بترسید که هیزمهای آن مرد و سنگ ها هستند.(این آتش)برای کافرین آماده شده است.»


خصوصیت هیزم اینه که وقتی توی آتیش می افته، اگه ارتفاع آتیش هر اندازه که باشه ،این هیزم باعث شعله ور تر شدن آتش و در واقع یاری رساندن به آتش در شعله ور تر شدن و گُر گرفتن اون میشه. پس مردم گناهکاری که توی آتیش جهنم افتادن و به نا به قول قران، خودشون نقش هیزم رو بازی میکنن باعث شعله ور تر شدن آتش میشن و درنتیجه آتش رو در شعله ور شدن یاری میکنند. پس این گناهکاران خودشون یاران آتش هستند.«اولئک اصحاب النار».

نتیجه اینکه قران در کلام هم از نهایت دقت برخوردار هست و این از معجزات لغوی و ادبی قرآن محسوب میشه که انسان رو در حیرت و شگف6تی فرو میبره.


معجزه ی سوم:

قرآن در آیه 56 سوره نساء میفرماید:«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذاب‏»

یعنی:همانا کسانیکه به آیات ما کافر شدند را بزودی در آتش می اندازیم.هرچه پوست بدنشان برشته میشود،پوستی غیر از آن پوست اولیه را جایگزین آن میکنیم تا عذاب را بچشند.


شاید این آیه در زمان نزول خودش ،چندان مورد درک قرار نگرفته باشه. اما امروز با توجه به پیشرفت علم به معجزه بودن و اعجاز علمی و پزشکی این آیه پی می بریم و اونم اینه که در زیر پوست، عصب هایی قرار دارند که به محض رسیدن صدمه یا لطمه ای به پوست با ایجالد درد این خطر رو به انسان هشدار میدن و اگه این عصب ها به هر دلیلی از بین برن دیگه انسان درد رو احساس نمیکنه.


قرآن در این آیه میگه هرچی پوست کافران برشته میشه ما،یه پوست جدید براش می آریم. علت این کار هم اینه که وقتی پوست اولیه می سوزه، عصبش از بین میره و شخص گناهکار دیگه عذاب و درد رو احساس نمیکنه.

پس برای اینکه درد رو همواره احساس کنه، خدا دوباره یه پوست جدید بر بدن اون میرویاند تا همواره عصب داشته باشه و همواره عذاب رو احساس کنه و در عذاب باشه.


این معجزه ی قرآن در حدود 1400 سال پیش ذکر شده و ما امروز تازه متوجه ی عظمت این آیه شدیم اونم نه به اندازه ای که در شان این آیه باشه بلکه در حد فهم مختصر این آیه.


به هر حال این آیه اشاره به مقوله ی عصب شناسی و پزشکی در متن قرآن داره.


والسلام علی من اتبع الهدی



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، مثل های قرآنی، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .، سیری در قرآن
:: برچسب‌ها: معجزه, علمی, قرآن, آیات
تاریخ انتشار : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

تأثیر آیه‌ای از سوره یاسین

 

سوره یاسین

آیت اللّه شیخ مجتبی قزوینی(قدس سره) كه از محبان مخلص ائمه طاهرین(ع) ـ اعلی اللّه درجاته فی أعلی علّیین ـ بودند، می‌گفتند، روزی، در زمان رضا شاه(و شیوع خودباختگی تام، تجدّد مآبی خام، بی‌دینی جاهلانه و تقلیدی و پیروی از فرهنگ استعماری)، از صحن مطهّر حضرت امام رضا(ع) (صحن عتیق یا انقلاب فعلی) عبور می‌كردم، در آن روزگار، حرم و صحن‌های مطهّر به اندازه این زمان‌ها شلوغ و پر ازدحام نبود، به مقابل ایوان طلا كه رسیدم، دیدم پیرمردی نشسته و قرآنی در دست دارد و مشغول تلاوت آن است.

ناگهان، مردی از متجدّدین بی‌معنا و بی‌محتوای آن روز، رسید و با نوك كفشش به زیر دست پیرمرد زد، به طوری كه قرآن كریم بر روی زمین افتاد، سپس، خطاب به پیرمرد گفت: این كتاب به چه درد تو می‌خورد كه نشسته‌ای و آن را می‌خوانی، از این كتاب چه كاری برمی‌آید؟

من از دیدن این منظره و این توهین بزرگ به قرآن كریم، چنان از كوره در رفتم و عصبانی شدم، كه وصف آن برایم مشكل است. فوراً جلو رفتم و از آن مرد پرسیدم: چرا این كار را كردی؟

جواب داد: خوب، مگر غیر از این است؟

گفتم:آری غیر از این است، می‌خواهی حالا به تو بفهمانم كه این كتاب چیست و از آن، چه قدر كار ساخته است؟

آیه‌ای(از سوره یس) را در دلم خطور دادم و هنوز نخوانده بودم كه مردك، دل درد شدیدی گرفت و شروع به ناله و فریاد و التماس نمود…

بعد از چند لحظه، به او چنین اشاره كردم كه: پاشو و از مقابل چشمم گم شو! درد او برطرف شد و فوری رفت….

پس از چند سال، یك روز، شخصی با ظاهری خدا پسند نزد من آمد و گفت: آیامرا می‌شناسی؟

گفتم:خیر گفت: من همان فردی هستم كه آن حادثه برایم پیش آمد و از آن روز به بعد، به بركت نفس قدسی و قرآنی شما در طریق هدایت قرار گرفتم و زندگیم كاملاً دگرگون شده است.

و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین، و لایزید الظالمین إلاّ خساراً.(اسراء/ 82)

به نقل از كتاب متأله قرآنی، ص 332



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان
:: برچسب‌ها: تأثیر, آیه‌, سوره, یاسین
تاریخ انتشار : شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

فضیلت و خواص سوره فجر

قرآن

هر كس سوره فجر را را در دهه اول ماه ذی الحجه قرائت نماید گناهانش بخشیده می شود و اگر در غیر این ایام خوانده شود مایه نورانیت او در قیامت می گردد.

هشتاد و نهمین سوره قران كریم است كه مكی و دارای 30 آیه است.

محتوا :

سوره فجر اشاره‌ای به بعضی از اقوام طغیانگر پیشین مانند قوم عاد و قوم ثمود و فرعون؛ و انتقام شدید خداوند از آنان کرده‌است، تا قدرتهای دیگر حساب خود را برسند. در بخش دیگر این سوره اشاره مختصری به امتحان و آزمایش انسان دارد. در پایان به مساله معاد و سرنوشت مجرمان و کافران؛ و همچنین پاداش عظیم مؤمنانی که صاحب نفوس مطمئنه هستند می‌پردازد .

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام نقل شده است: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت كنید. زیرا این سوره ، سوره امام حسین علیه السلام است. هر كس این سوره را قرائت نماید در روز قیامت در درجه امام حسین علیه السلام و همراه ایشان خواهد بود.1

ابو اسامه می گوید: من در مجلسی كه امام صادق علیه السلام این حدیث را فرمود حاضر بودم از ایشان پرسیدم: چگونه این سوره مخصوص امام حسین علیه السلام شد؟ فرمود: آیا این آیه را نشنیده ای: یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی... منظور از نفس مطمئنه امام حسین علیه السلام است.2

در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: هر كس سوره فجر را را در دهه اول ماه ذی الحجه قرائت نماید گناهانش بخشیده می شود و اگر در غیر این ایام خوانده شود مایه نورانیت او در قیامت می گردد. 3

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام نقل شده است: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت كنید. زیرا این سوره ، سوره امام حسین علیه السلام است. هر كس این سوره را قرائت نماید در روز قیامت در درجه امام حسین علیه السلام و همراه ایشان خواهد بود .

آثار و بركات سوره

1) فرزند دار شدن

هر كس آن را بنویسد و با خود همراه داشته باشد و با همسر خود همبستر شود خداوند فرزندی را كه نور چشم او باشد به او عطا می كند.4

آورده اند كه 11 بار خواندن سوره فجر پیش ار انعقاد نطفه برای پسر دار شدن مفید است.5

2) در پناه خدا قرار گرفتن

امام صادق علیه السلام فرموده اند: هر كس هنگام طلوع فجر سوره فجر را بخواند تا فجر روز بعد در امان خدا خواهد بود.6

پی نوشت ها :

(1) ثواب الاعمال، ص123

(2) بحارالانوار، ج24، ص93

(3) مجمع البیان، ج10، ص341

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص649

(5) المصباح کفعمی، ص460

(6) همان



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: فضیلت, خواص, سوره, فجر
تاریخ انتشار : جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

نكات اخلاقي سوره حجرات

سوره اخلاق

در اين سوره مسائل مهمي در ارتباط با شخص پيامبر(ص) و جامعه اسلامي نسبت به يكديگر مطرح گشته و بسياري از نكات مهم اخلاقي در آن عنوان شده است.

علامه طباطبايي ذيل آيات اين سوره مي فرمايد: اين سوره مشتمل بر مسائلي از احكام دين است. احكامي كه با آنها سعادت زندگي فردي انسان تكميل مي‌شود و نظام صالح و طيّب در(مجتمع) مستقر مي‌گردد. بعضي از آن مسائل ادب جميلي است كه بايد بين بنده و خداي سبحان رعايت شود و پاره‌اي از آنها آدابي است كه بندگان خدا بايد در مورد رسول خدا(ص) رعايت كنند (كه در آيات اول سوره‌ي حجرات به تعدادي از اين آداب اشاره شده است ).

بعضي ديگر از احكام مربوط به مسائلي است كه مردم در برخورد با يكديگر در زندگي خود بايد آن را رعايت كنند. قسمتي ديگر مربوط به برتري‌هايي است كه بعضي از افراد بر بعضي ديگر دارند و تفاضل و برتري افراد از اهم اموري است كه جامعه‌ي مدني با آن منتظم مي‌شود و انسان را به سوي زندگي توأم با سعادت و عيش پاك و گوارا هدايت مي كند؛و در آخر به حقيقت ايمان و اسلام اشاره شده است و بدين‌سان بر بشريت منّت مي‌گذارد كه نور ايمان را به او افاضه نموده است.1

بنابراين اين سوره مشتمل بر نكات مهمي است كه عبارتند از:

1. آداب برخورد با پيامبر اسلام و اصولي را كه مسلمانان بايد در محضر پيامبر رعايت كنند.

2. يك سلسله اصول اخلاقي و اجتماعي كه بكار بردن آنها باعث محبت و صفا و صميميت و اتحاد و امنيت در جامعه مي گردد و فراموش كردن اين نكات باعث بدبيني و نفاق و پراكندگي و ناامني مي‌شود.

3. دستوراتي كه مربوط به چگونگي برخورد با اختلاف‌هايي است كه بين مسلمانان روي مي‌دهد.

4. معيار ارزش انسان در پيشگاه خداوند و اهميت مسأله‌ي تقوا.

5. تأكيد روي اين مسأله مهم كه ايمان تنها به گفتار نيست، بلكه بايد علاوه بر اعتقاد قلبي اثر ايمان در اعمال انسان و در جهاد با اموال و نفوس آشكار گردد.

6. و در‌آخرين آيه از علم خداوند و آگاهي او از همه اسرار نهان عالم هستي و اعمال انسانها سخن گفته است كه در حقيقت ضمانت اجرايي همه بخش هاي سوره است.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: نكات, اخلاقي, سوره, حجرات
تاریخ انتشار : چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

رودخانه

در آیات مختلف قرآن مجید، توصیف هاى زیادى از شراب هاى بهشتى شده است، كه بررسى آنها نشان مى دهد، نوشندگان آنها در چنان لذت روحانى فرو مى روند كه با هیچ بیانى قابل توصیف نیست.

در یك جا، آن را به عنوان «شراب طهور» توصیف مى كند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً».(1)

و در جاى دیگر، تأكید مى كند كه این شراب زلال، بى غش و لذت بخش نه دردسر مى آفریند، و نه مستى مى آورد و نه فساد عقل: «یُطافُ عَلَیْهِمْ بِكَأْس مِنْ مَعِین * بَیْضاءَ لَذَّة لِلشّارِبِینَ * لا فِیها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها یُنْزَفُونَ».(2)

در یك جا، مى فرماید: از جامى مى نوشند كه با «كافور» آمیخته شده (خنك و آرام كننده است) «یَشْرَبُونَ مِنْ كَأْس كانَ مِزاجُها كافُوراً».(3)

و در جاى دیگر، مى افزاید: از جامى به آنها مى نوشانند كه آمیخته با «زنجبیل» است، (گرم كننده و نشاط آفرین) «وَ یُسْقَوْنَ فِیها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِیلاً».(4)

و از همه مهم تر این كه: «ساقى» این بزم روحانى، خدا است!! از دست قدرت او و از بساط لطف و مرحمتش بر مى گیرند و مى نوشند و مست جذبه عشق و معرفت او مى شوند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ».(5)

خداوندا! به ما هم از آن شراب طهور مرحمت كن!(6)

پی نوشت ها:

1-دهر، آیه 21.

2-صافات، آیات 45 تا 47.

3-دهر، آیه 5.

4-دهر، آیه17.

5-دهر، آیه 21.

6- تفسیر نمونه، جلد 26، صفحه 66.

 


:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: شراب, حلال, طعم, کافور
تاریخ انتشار : چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

عقل

قرآن كریم می فرماید: اَتَأمرونَ الناسَ بِالْبِّرِ وَ تَنْسَونَ اَنْفُسَكُمْ اَفَلا تَعْقِلُون .( بقره/44)

می گوید: مردم را به خوبی دعوت می كنید و خود را فراموش می كنید، آیا عاقل نیستید ؟!

«عقل»یعنی همین كه انسان وقتی خیری دید خودش عمل كند و عُقَلا آنهایی هستند كه وقتی یك خوبی را دیدند اول خود عمل كنند .

«عقل»، در زبان ما معنایی دارد و در عرف قرآن معنایی دیگر؛ قرآن به كسی كه می داند و به دانسته خود عمل نمی كند می گوید كه چنین فردی عاقل نیست . می گوید اگر«عاقل»بود عمل می كرد آنچه می دانست !

در عرف قرآن،«عقل»در مقابل«جهل» است، اما در عرف ما«علم»در مقابل«جهل»قراردارد . در عرف ما «عقل»در مقابل«جنون» است، اما در عرف قرآن عقل در مقابل جهل .

یعنی«علمی»كه ما می گوییم با«علمی»كه قرآن می گوید فرق می كند . «جهلی»كه ما می گوییم با «جهلی»كه قرآن می گوید فرق می كند . «عقلی»هم كه ما می گوییم با«عقلی» كه قرآن می گوید باز فرق می كند .

عقلی كه قرآن می گوید یعنی«نور»و« ایمان انسان» ؛

عقلی كه ما می گوییم یعنی زیركی انسان و حواس جمع داشتن انسان .

علمی كه ما می گوییم یعنی سواد، و در مقابل به كسی كه علم ندارد می گوییم بی سواد .

«علمی»كه قرآن می گوید یعنی«معرفت» ؛

یعنی اگر«عمل»به علم نشود علم نیست .

جهلی كه ما می گوییم یعنی بی سوادی، جهلی كه قرآن و روایات بیان می كنند یعنی جهول بودن، یعنی اینكه انسان به علم خود عمل نكند .

از این جهت گاهی كسی بی«سواد» است اما در عرف هم«عاقل» است و هم«عالم» .

ابوذر امضا كردن را هم نمی دانست اما او هم از علما است و هم از عقلا؛ «عالم» است ، چون خدا را می شناسد وهر كس خدا را بشناسد در عرف قرآن از علما است .

چون عمل می كند به علم خود، نیز«عاقل» است .

پس در منطق قرآن بی عقلی آن است كه انسان چیزی را كه می داند به آن عمل نكند .

انسانی كه به علم خود عمل نكرد می گوید كه او عاقل نیست .



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: فکر, عاقل, بخوان, قران
تاریخ انتشار : چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

نزدیکترین راه کدام است؟

صراط

آن گونه كه از بررسى آیات قرآن مجید بر مى آید «صراط مستقیم» همان آئین خداپرستى، دین حق و پایبند بودن به دستورات خدا است، چنان كه در سوره «انعام» آیه 161 مى خوانیم: قُلْ إِنَّنِى هَدانِى رَبِّی إِلى صِراط مُسْتَقیم دیناً قِیَماً مِلَّةَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكین: «بگو خداوند مرا به صراط مستقیم هدایت كرده: به دین استوار، آئین ابراهیم كه هرگز به خدا شرك نورزید».

در اینجا «دین ثابت و پا بر جا و آئین توحیدى ابراهیم و نفى هر گونه شرك» به عنوان صراط مستقیم معرفى شده كه این جنبه عقیدتى را مشخص مى كند. اما در سوره «یس» آیات 60 و 61 چنین مى خوانیم:

أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونی هذا صِراطٌ مُسْتَقیمٌ: «اى فرزندان آدم مگر با شما پیمان نبستم كه شیطان را پرستش نكنید (به دستورات او عمل ننمائید) * و مرا پرستش كنید این همان صراط مستقیم است».

در اینجا به جنبه هاى عملى آئین حق، اشاره شده كه نفى هر گونه كار شیطانى و عمل انحرافى است.و به گفته قرآن در سوره «آل عمران» آیه 101 راه رسیدن به صراط مستقیم ، پیوند و ارتباط با خدا است (وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراط مُسْتَقیم).

ذكر این نكته نیز لازم به نظر مى رسد كه راه مستقیم همیشه یك راه بیشتر نیست، زیرا میان دو نقطه تنها یك خط مستقیم وجود دارد كه نزدیك ترین راه را تشكیل مى دهد.

بنابراین اگر قرآن مى گوید: صراط مستقیم، همان دین و آئین الهى در جنبه هاى عقیدتى و عملى است به این دلیل است كه نزدیك ترین راه ارتباط با خدا همان است.و نیز به همین دلیل است كه دین واقعى یك دین بیشتر نیست: إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الإِسْلامُ: «دین در نزد خدا اسلام است».(1) از اینجا روشن مى شود: تفسیرهاى مختلفى كه مفسران در این زمینه نقل كرده اند، همه در واقع به یك چیز باز مى گردد:



:: موضوعات مرتبط: نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، آیاتی از قرآن
:: برچسب‌ها: نزدیکتر, راه, کدام, آیات
تاریخ انتشار : سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

حیات در قرآن و روایات

قرآن كریم می فرماید: لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ الله(بقره/83) جز خدا كسی را عبادت نكنید.

عبادت یعنی اطاعت؛ لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ الله یعنی: لا تُطِیعُونَ اِلاَّ الله و «اطاعت»یعنی«حرف شنوی».

در روایت آمده است: مَنْ اسْتَمَعَ اِلی مُتَكَلِمٍ فَقَدْ عَبَدَه فِاِن كانَ یَتَكَلَمُ مِنْ الله فَقَدْ عَبَدَ الله وَ اِنْ كانَ یَتَكَلَمُ مِنَ الشَیطانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَیْطان .

اگر كسی از كسی حرف شنوی و اطاعت كند همانا او را عبادت كرده است .

حال اگر آن شخص از جانب خدا حرف می زد او نیز بندگی خدا كرده است، و اگر از جانب شیطان مطلبی را می گفت او هم بندگی شیطان كرده است .

اینكه علی(ع)می فرماید: مَنْ عَلَّمَنِی حَرْفاً سَیَّرَنِی عَبْدَاً برای همین است .

می گوید من اگر از كسی چیزی فرا گرفته باشم و آن را پذیرفته باشم او را بندگی نموده ام . حال، اگر از خدا به من آموخته باشد دیگر بنده او نیستم بلكه بنده خدا هستم . از این جهت در جایی دیگر می فرماید: اَنَا عَبْدٌ مَنْ عَبِیدِ مُحَمَّد(ص) . چرا ؟ چون از حضرت استماع كرده است . پس می شود عبدِ حضرت، و چون حضرت از جانب خدا فرموده است، بنابراین علی(ع) از این راه می شود عبد الله .



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: بندگی, محمد, قرآن, آیات
تاریخ انتشار : سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

خدا ،انسان ،تقوا ،خودسازی

گفتم:خسته ام!

گفت: لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53)

گفتم:انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: وَمَا یدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِیبًا تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63)

گفتم:تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: وَاتَّبِعْ مَا یوحَى إِلَیكَ وَاصْبِرْ حَتَّى یحْكُمَ اللَّهُ کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: َعسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل— اصلا چطور دلت می آد؟

گفت:إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143)

گفتم: دلم گرفته

گفت: بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْیفْرَحُوا (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ المُتَوکِّلینَ خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)

گفتم: خیلی چاکریم!

گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

گفت: فَإِنِّی قَرِیبٌ من که نزدیکم (بقره/186)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم— کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

گفت: وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ

هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/22)

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود90)

گفتم: با این همه گناه— آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: أَلَمْ یعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِه گر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/104)

گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: اَلله اَلعزیزُ العلیمُ غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ

(ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/3-2)

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا

خدا همه‌ی گناه ‌ها را می‌بخشد (زمر/53)

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟

گفت: وَمَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ

به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/135)

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم!— توبه می‌کنم

گفت: إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/222)

عبادت، دعا، سنا، حمد، ستایش

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفت: أَلَیسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36)

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟

گفت:ُوَ الَّذِی ینَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آیاتٍ بَینَاتٍ لِیخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ

ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (حدید/9)

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد

گفت: أَنَّ اللَّهَ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ

خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

گفت : وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ

و ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان
:: برچسب‌ها: خودمانی, خدا, آیات قرآنی, آیه
تاریخ انتشار : سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

توصيه هاي قرآني پيامبر

قرآن

رسول خدا (ص ) به “قرآن “ بسيار اهميّت مى داد و در تعليم و به كاربستن آن سعى خاصّى مبذول مى فرمود.

آرزومند بود كه اين كلام دلنشين خدا در دلها بنشيند و قلوب را كه مركز فرماندهى وجودند مُسخّر كند.

مى فرمود: قلبى كه ظرف “قرآن “ باشد از عذاب خدا بدور است .

مى فرمود: وقتى فتنه ها همچون پاره شب تار، شما را در ميان گرفت به “قرآن “ رو آوريد.

مى فرمود: خانه هاى خود را با تلاوت “قرآن “ منوّر گردانيد.

مى فرمود: فرزندانتان را بر سه چيز پرورش دهيد: “دوستى پيغمبرتان ، دوستى اهل بيت او، تلاوت قرآن “.

مى فرمود: اشرف امّت من كسانى هستند كه ، حاملان “قرآن اند” و كسانيكه شب زنده دارند و با پروردگار خود راز و نياز دارند.

مى فرمود: خواندن “قرآن “ افضل از ذكر است . و ذكر، افضل از صدقه است . و صدقه افضل از روزه است و روزه سپر آتش دوزخ است .(2)

پيامبر (ص) مى فرمود: هر كس “قرآن “ تلاوت كند گوئيا نبوت در ميان هر دو پهلوى او مندرج شده و به رتبه پيغمبران رسيده، ولى به او وحى نمى رسد.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: توصيه, قرآني, پيامبر
تاریخ انتشار : دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

سیماى پیامبر اكرم در قرآن‏

حضرت محمد(ص)

پیامبر اسلام، داراى لقب‏ها و اوصاف متعددى در قرآن است، از جمله:

احمد.«مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ أَحْمَد»(1)

محمّد. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه»(2)

عبداللّه. «وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ یَدْعُوه»(3)

خاتم النبیین. «وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّین»(4)

رحمة للعالمین. «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»(5)

بشیر و نذیر. «یا أَیُّهَا النَّبِىُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً . وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً»(6)

داراى خلق بزرگ. «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ»(7)

نرمخویى. «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك»(8)

داراى نام و نشان مكتوب در تورات و انجیل. «الرَّسُولَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذى یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیل»(9)

همراه با وعده پیروزى بر همه ادیان جهان. «هُوَ الَّذى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(10)

مبعوث بر همه بشریت. «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاس»(11)

مبعوث بر اجنّه. «قُلْ أُوحِىَ إِلَىَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً»(12)

شاهد بر امت خود و شاهد بر تمام انبیا. «جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهیداً»(13)

مورد تأیید الهى در برابر مسخره كنندگان. «إِنَّا كَفَیْناكَ الْمُسْتَهْزِئینَ»(14)

تثبیت دل با آیات قرآن. «كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتیلاً»(15)

پذیرش شفاعت تا آنجا كه راضى شود. «وَ لَسَوْفَ یُعْطیكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»(16)

داراى سعه صدر. «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ . الَّذى أَنْقَضَ ظَهْرَكَ . وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ»(17)

صاحب كوثر. «إِنَّا أَعْطَیْناكَ الْكَوْثَرَ»(18)

بر راه مستقیم الهى. «إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»(19)



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: سیماى, پیامبر, اكرم, قرآن
تاریخ انتشار : دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

با علائم راهنمایی و رانندگی قرآن آشنا شوید

چراغ روشن راه همان قرآن و اهل‌بیت است که حبل‌الله و ریسمان الهی است. چراغ هایی که در این کوره راه دنیا، راهتان را روشن می‌کنند.(واعتصموا بحل‌الله جمیعاً ولاتفرقوا) آنان که خدا و آیات او را فراموش کردند و از فرامین ائمه معصومین اطاعت نمی‌کنند چراغشان مداوماً روشن نیست. نور کم و کم‌سویی که گاهی روشن می‌شود و گاهی همه‌جا را تاریک می‌کند. نه می‌توانند حرکت کنند و نه به مقصد برسند.

راهنمایی

در جاده‌ای سرسبز با کوه های زیبا و استوار در حال حرکت هستید. بدون توجه به علائم رانندگی ناگهان وارد خروجی چپ می‌شوید و از مسیر منحرف می‌گردید. ساعت ها و ساعت ها جاده را طی می‌کنید و گاهی اوقات راه بازگشتی به مسیر اولیه پیدا نمی‌کنید.

گمگشته و حیران و مضطرب، تشنه و گرسنه در میان بی‌راهه‌ها سرگردان می‌مانید. چه حال و حسی به شما دست می‌دهد ؟ اولین کاری که به ذهنتان می‌رسد چیست؟ صد در صد دنبال راه اصلی می‌گردید.

یک لحظه من غافل شدم صدسال راهم دور شد

زندگی مسیر هموار و جاده‌ای است که همه بدون چون و چرا باید آن را درست و زیبا طی کنند و انسان مسافری است که لقاء خداوند مقصد اصلی اوست.

یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ

اى انسان حقا كه تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد(انشقاق /6)

«راه اصلی همان صراط المستقیم است. اهدنا الصراط المستقیم. راهی که روزانه، بارها و بارها در نمازمان از خدا می‌خواهیم آن را به ما نشان دهد و دست ما را بگیرد و هدایتمان کند.»



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، آشنايى با قرآن از ديدگاههاى مختلف
:: برچسب‌ها: علائم, راهنمایی, رانندگی, قرآن
تاریخ انتشار : یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

میثاق تمام انبیا بر تصدیق پیامبر(صلی الله علیه وآله)

یکی از فضلیت‌های پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) این است که خداوند از تمام پیامبران پیشین پیمان گرفته تا نبوت آن حضرت را تصدیق کنند. همچنین انبیای پیشین باید از امت‌های خود برای تصدیق پیامبر خاتم پیمان بگیرند.

حضرت محمد

یکی از فضلیت‌های پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) این است که خداوند از تمام پیامبران پیشین پیمان گرفته است که نبوت آن حضرت را تصدیق کنند. همچنین انبیای پیشین باید از امت‌های خود بر تصدیق پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) پیمان بگیرند:

«وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّیْنَ لَمَا آتَیْتُکُم مِّن کِتَابٍ وَحِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُۆْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إِصْرِی قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَکُم مِّنَ الشَّاهِدِینَ، فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»

و [یاد کن] هنگامى را که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتى دادم سپس شما را فرستاده‏اى آمد که آنچه را با شماست تصدیق کرد البته به او ایمان بیاورید و حتما یاریش کنید آنگاه فرمود: آیا اقرار کردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید گفتند: آرى اقرار کردیم، فرمود: پس گواه باشید و من با شما از گواهانم پس کسی که بعد از این (پیمان محکم)، روی گرداند، فاسق است.

در این آیات، نخست خداوند از انبیا پیمان گرفته است که به رسالت پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) گواهی دهند، به او ایمان آورده و یاری‌اش رسانند. معنای یاری آنان که متقدم بر پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) هستند، درخواست پیروی امت‌هایشان، از پیامبر خاتم(صلی الله علیه وآله) است، و البته خود آنان نیز اگر آن حضرت را درک می‌کردند، مانند امت‌هایشان موظف به اطاعت از پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) بودند.

سپس با جمله «أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إِصْرِی»، پیامبران را به اقرار و گرفتن پیمان از امت‌هایشان مأمور کرده است.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: میثاق, تمام, انبیا, تصدیق
تاریخ انتشار : شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

زمین

فرش دستبافت خدا!

تفسیرآیه شریفه:

الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ(البقرة/22)

آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان [= جو زمین‌] را همچون سقفی بالای سر شما قرار داد؛ و از آسمان آبی فرو فرستاد؛ و به وسیله آن، میوه‌ها را پرورش داد؛ تا روزی شما باشد. بنابر این، برای خدا همتایانی قرار ندهید، در حالی که می‌دانید (هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده‌اند، و نه شما را روزی می‌دهند).



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: فرش, دستبافت, خدا, آیه
تاریخ انتشار : جمعه ششم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

انسان

چگونه خداوند متعال انسان را از خاک آفرید و انسان چگونه مراحل رشد و تکامل را طی کرد از یک موجود تک سلولی بی ارزش شد اشرف مخلوقات شد. به قدری خداوند برای این موجود ارزش قائل شد که از روح خود در او دمید تا شد انسان ، انسانی که خلاصه ای از این عالم بزرگ است انسانی که شگفتی های وجودش چشمان عقلش را حیرت زده کرده انسانی که میتواند به دل آسمان ها و اعماق زمین نفوذ کند انسانی که می تواند بشود مظهر خدا (رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند) یا بشود حیوانی پست حتی پست تر از خاکی بی ارزش که از آن آفریده شد ، و گفتیم که این موجود با عظمت این چنین آمد و باز به خاک رجعت خواهد کرد . خوب این چه آمدنی است و چه رفتنی؟ اصلا چرا باید بیاید که برود ؟ چه سرّی در میان است ؟ حتما غرضی عظیم است خدای حکیم که کار بیهوده نمیکند! پس چرایی و فلسفه آفرینش انسان چیست؟

ایمان به حکمت خداوند از یکسو، و توجه به فلسفه هاى اجزاى وجود انسان از سوى دیگر، ما را مطئمن مى سازد که هدفى بزرگ از آفرینش انسان در کار بوده است .

اکنون باید به دنبال این هدف بگردیم و تا آنجا که در توان داریم آنرا مشخص سازیم و در مسیرش گام برداریم .

توجه به چند مقدمه مى تواند چراغ هایی بسازد که این مسیر تاریک را براى ما روشن کند.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: آمدنم, بهر, چه, بود
تاریخ انتشار : جمعه ششم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

فتنه در قرآن

قرآن‌کریم

واژه «فتنه» عموماً تداعی‌گر سلسله تدابیر و اقداماتی است که به منظور ایجاد تفرقه و نفاق میان دو فرد و یا اجتماع انجام می‌شود. بر این اساس می‌ توان اقدامات داخلی و خارجی در راستای به هم زدن وحدت دینی و ملی افراد جامعه را «فتنه» نامید که به آشوبگری و تخریب می‌ انجامد. قرآن کریم به عنوان جامع‌ترین کتاب آسمانی،‌ بی‌شک از این واژه بی‌بهره نبوده و از این رو «فتنه» و مشتقات آن در قرآن، قابل جست‌ و جو و بررسی می ‌باشد. گفتار پیش رو به بررسی مصادیق «فتنه» در قرآن و راهکارهای این معجزه نبوی در برخورد با فتنه و فتنه ‌گران می ‌پردازد.

فتنه در فرهنگ زبان فارسی کاربردی فراوان دارد و به معنای امتحان کردن،‌ آزمودن،‌ گمراه کردن،‌ ضلالت، اختلاف میان مردم،‌ آشوب،‌ محنت و عذاب است.1 در روض‌ الجنان، فتنه این‌ گونه معنا شده است: «اصل فتنه» امتحان باشد و آزمایش و آن بلیت [بلاهایی] که باطن آدمی به آن پیدا شود را فتنه خوانده و خصلتی و حالتی که به پدید آمدن آن، مردمان به یکدیگر ظلم کنند.2 علاوه بر این، اصل واژه فتنه به معنای گداختن طلا در آتش به منظور جدا کردن خالصی‌ ها و ناخالصی‌ هاست.3

این واژه در قرآن نیز دارای معانی متعدد است که در یک جمع‌ بندی کلی می ‌توان پنج عنوان آزمایش؛ عذاب و یا اسباب عذاب؛ ایجاد فساد و نفاق؛ بلا و شرک به خدا را معانی کلی فتنه در قرآن نامید. در تمامی موارد کاربرد فتنه در قرآن، به ویژه در آن ‌جا که متضمن معنی آزمایش است، معنای گداخته شدن طلا به منظور جدا شدن خوبی آن از ناخوبی به نحوی گنجانده شده است. از سوی دیگر گاهی فتنه در قرآن در جایگاهی استعمال می‌شود که به فعل صادره از سوی خداوند نسبت داده شده و در این موارد دارای حکمت و تدبیر الهی است و معمولاً با معنای آزمایش همراه است. در مواردی فتنه به اعمال بندگان نسبت داده شده که مورد مذمت پروردگار است. به هر تقدیر در هر دو صورت، با یکی از معانی پنج ‌گانه مذکور مطابقت دارد.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: فتنه, قرآن, آیات
تاریخ انتشار : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

سلمان فارسی

متوسّم از ماده؛ "وسّم" کنایه از تیز هوشی و تیز بینی است. بر اساس آیات قرآنی و روایات معصومین علیهم السلام و قرائن تاریخی در میان ملل مختلف جهان هیچ ملتی مانند ایرانیان به پیشواز از اسلام نرفته است. زیرا مردم ایران به کیاست و درایت معروف، و به واسطه ذکاوت و خصیصه "حقیقت جویی" که فطرتی در نهاد آنان وجود دارد، در مقابل حقّ و حقیقت سر تعظیم فرود می آورند. از این رو در مواجهه با آئین اسلام و آشنا شدن با تعالیم آن، اسلام را آئینی مبتنی بر فطرت و بر اساس برهان و گفتار و کردار نیک یافتند. در این راستا ایرانیان نگهبانی جدّی و یاوری استوار برای آئین اسلام و به خصوص مذهب تشیع بودند و در گسترش علوم و غنی ساختن تعالیم دین در علوم عقلی و نقلی و دفاع از حریم خاندان نبوّت نقش به سزایی در طول تاریخ داشته‌اند. گویا ایرانیان بذرهای بالقوّه‌ای در مزرعه بشریت بودند که با باران اسلام رشد و نمو نمودند و به ثمر رسیدند. از افتخارات ما ایرانیان این است که بالاترین درجه ایمان و یقین بعد از حضرات معصومین علیهم السلام متعلّق به صحابه بزرگ پیامبر صلوات الله علیه و آله ، حضرت سلمان فارسی است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در موقعیتهای مختلف به برتری سلمان و قوم او اشاره نموده است و در این جا به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌کنیم:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ٍ1

ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی‌رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می‌آورد که دارای این ویژگیها هستند:

1. خدا آنها را دوست دارد.

2. و آنها خدا را دوست دارند.

3. آنها در برابر مؤمنان متواضع هستند.

4. (آنان) در برابر کافران سخت و نیرومندند.

5 آنها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش ملامت دیگران هراسی ندارند.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: سلمان, آبرو, ایرانیان, ایران
تاریخ انتشار : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

عجب حکایتی دارد این آب و آتش!

آب و آتش

یکی به آب می زند، سر از آتش درمی آورد و دیگری را به آتش می کشند، آب حیات نصیبش می شود. شگفتی این حکایت وقتی به اوج می رسد که آب از تنور بجوشد و آنگاه که هوای آتش بار آب نما شود.

قوم نوح علیه السلام صدها سال پیام هدایت الهی را از زبان او شنیدند و جز عده محدودی ایمان نیاوردند.

هنگامی که این پیامبر الهی برای آنان سخن می گفت انگشت به بر گوش فشرده و لباس بر سر می کشیدند جَعَلُواْ أَصَابِعَهُمْ فىِ ءَاذَانهِِمْ وَ اسْتَغْشَوْاْ ثِیَابهَُم 1 و خلاصه چیزی از بی ادبی به ساحت آن مرد الهی فروگذار نمی شدند.

تا اینکه دیگر هیچ امیدی به هدایت آنان باقی نماند؛ نه در خود آنها و نه در نسلشان وَ لَا یَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا 2. نوح علیه السلام به اذن الهی دست به دعا برداشت و برچیده شدن بساط آن معاندان لجوج را از خدا مسألت کرد وَ قَالَ نُوحٌ رَّبّ‏ِ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِینَ دَیَّارًا .3

دعای نوح علیه السلام مستجاب و عذاب الهی بر آن قوم لجوج مستقر شد.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: عجب, حکایتی, دارد, آب
تاریخ انتشار : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

خداوند در باره امر ازدواج در سوره نساء آیه 3 می فرماید : «فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع فا نخفتم الا تعدلوا فواحده » (پس زنان را به ازدواج خود در آورید که شمارا نیکو و مناسب با عدالت است دو یا سه یا چهار و اگر بترسید بازدواج زنان متعدد) راه عدالت را نپیموده و به آنان ستم کنید تنها یک زن اختیار کنید .)1 همچنین در قرآن کریم آیات بسیاری در خصوص ارتباط بین زن وشوهر ، ازدواجهای باطل ، محارم و غیره دارد که شناخت و عمل به آنها ازدواجهای سالم و موفق را در بر خواهد داشت
ازدواج به عنوان یکی از پاداشها در جهان آخرت است
امر ازدواج در نزد خداوند متعال آن قدر مهم و با ارزش است که پاداش مؤمنین نیکوکار را ازدواج زنان پاکیزه در آخرت قرار داده است و در سوره نساء آیه 57 می فرماید «والذین امنوا و عملوالصالحات سندخلهم جنات تجری من تحتهاالانهار خالدین فیها ابدا لهم فیها ازواج مطهره و ندخلهم ظلا ظلیلا »( آنانکه ایمان آوردند و نیکو کار شدند بزودی در بهشت در آوریم که نهرها از زیر درختانش جاری است و در آن زندگانی جاوید کنند و بر آنها در بهشت جفتهایی پاکیزه است و آنان را به سایه رحمت ابدی خود در آوریم )2
اقتصاد خانواده به خاطر امر مقدس ازدواج سامان می گیرد
و خداوند در آیه 32 سوره نور می فرماید :«و اءنـکـحـوا الا یـامـى مـنـکـم و الصلحین من عبادکم و إ مائکم إ ن یکونوا فقراء یغنیهم الله من فضله و الله واسع علیم»(مـردان و زنان بى همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگـر فـقـیـر و تـنـگـدسـت بـاشـنـد خـداونـد آنـان را از فضل خود بى نیاز مى سازد، خداوند واسع و آگاه است .)3



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان
:: برچسب‌ها: ازدواج, قرآن کریم, آیات
تاریخ انتشار : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

گرچه تفسیر مدون و مستقلی به نام تفسیر علی علیه السلام وجود ندارد، اما مطالب تفسیری فراوان آن حضرت در لابلای کتب روائی و تفسیری از طریق شاگردان آن حضرت نقل شده و در دسترس است .


گروهی از صحابه و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از رحلت او در تفسیر قرآن از شهرت بسزائی برخوردار بودند از جمله امیر مؤمنان علی علیه السلام، عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، ابی بن کعب، زید بن ثابت، جابربن عبدالله انصاری و ... اما چنان که از شواهد تاریخی و کتب تفسیری به دست می آید، علی علیه السلام اعلم مردم پس از رسول گرامی اسلام به تفسیر قرآن و معارف اسلام بود و سنی و شیعه هر دو این معنی را در کتابهای تفسیری و تاریخی خود نقل کرده اند . چرا که آن حضرت در دامن پیامبر بزرگ شده و همیشه در کنار آن حضرت; هم در حضر و هم در سفر حاضر بود . او حتی در دوران تهجد و عبادت رسول خدا صلی الله علیه و آله در کوه حرا و نیز همراه او بود و از او جدا نمی شد .
در این مورد ابن ابی الحدید می گوید:



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن از منظر ائمه(ع)
:: برچسب‌ها: نقش, برجسته, علی, علیه السلام
تاریخ انتشار : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

راه، همیشه از کربلا می‌گذرد

امام حسین(ع)

در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بسته‌اند ایستاده‌اند، بعضی از آنها به عهدشان (به تمام و کمال) وفا کردند و بعضی هایشان هم در انتظارند، و هیچ تغییر و تبدیلی در عهد و پیمانشان ندادند.

اصلاً تقصیر خودمان است که حرف های خدا را جدی نمی‌گیریم. هر بار که می‌خوانیم، آخرش می‌گوییم راست گفته خدا: صدق‌الله، اما باور نکرده‌ایم که راست گفته انگار، وعده‌هایش را، وعیدهایش را... با ما چه باید بکند؟

این وسط اما هستند کسانی که وعده‌های خدا را باور می‌کنند؛ آنجا که گفته بود: اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّه؛ که گفته بود جان‌ها و مال‌هایتان را می‌خرم در عوض بهشت. هستند کسانی که پای معامله‌ها‌یشان با خدا می‌مانند، همه ‌جوره، می‌دانند این یکی تنها معامله‌ای‌ست که آخرش خسران نیست، ضرر نیست، سود است؛ سود خالص؛ بانّ ‌لهم الجنّه. باور کردند و راز رسیدن‌شان همین باور کردن بود. بعد هم که معامله داشت به آخر می‌رسید، آرام پایین قراردادشان نوشتند: خدایا مرا پاکیزه بپذیر!

این وسط هستند کسانی که می‌مانند پای معاهده‌هایشان؛ صدقوا ما عاهدوا الله. چه آن‌هایی که تمام و کمال عهدشان را وفا کردند؛ قضی نحبه و جان‌شان را فروختند به بهشت؛ فلا تبیعوها الّا بها. و چه آن‌هایی که منتظرند نوبت معامله‌شان برسد و منهم من ینتظر. اصلاً هم دو دلی و تردید به خودشان راه نمی‌دهند: و ما بدّلوا تبدیلا. گفتم که هستند کسانی که باور می‌کنند و راز رسیدن‌شان همین باور کردن است!



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: راه, همیشه, کربلا, قرآن کریم
تاریخ انتشار : چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

یک داروى مؤ ثر براى همه دردهاى اجتماعى و اخلاقى

قرآن ، کتاب آسمانی ، خدا

بدون شک بیماریهاى روحى و اخلاقى انسان ، شباهت زیادى با بیماریهاى جسمى او دارد، هر دو كشنده است ، هر دو نیاز به طبیب و درمان و پرهیز دارد، هر دو گاهى سبب سرایت به دیگران میشود، هر دو باید ریشه یابى شوند و پس از شناخت ریشه اصلى باید به درمان هر دو پرداخت .هر دو گاهى به مرحله اى میرسند كه غیر قابل علاجند ولى در بیشتر موارد میتوان آنها را درمان كرد.

چه تشبیه جالب و پر معنى و پرمایه اى ؟ آرى قرآن نسخه حیات بخشى است براى آنها كه میخواهند با جهل و كبر و غرور و حسد و نفاق به مبارزه برخیزند.

قرآن نسخه شفابخشى است براى بر طرف ساختن ضعف ها و زبونی ها و ترس هاى بى دلیل . اختلاف ها و پراكندگی ها.

قرآن داروى شفا بخشى است . براى آنها كه از بیمارى عشق به دنیا، وابستگى به مادیات . تسلیم بى قید و شرط در برابر شهوت ها رنج میبرند.

قرآن نسخه شفابخشى است براى دنیائى كه آتش جنگ ها در هر سوى آن افروخته است ، و در زیر بار مسابقه تسلیحاتى كمرش خم شده ، و مهمترین سرمایه هاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسلیحات مى ریزد.

و سرانجام قرآن نسخه شفا بخشى است براى آنها كه پرده هاى ظلمانى شهوات آنها را از رسیدن به قرب پروردگار مانع شده است .

در آیه 57 سوره یونس مى خوانیم «قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ» ؛ از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دلها نازل شد.

در آیه 44 سوره فصلت نیز میخوانیم : «قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء» ؛ به این لجوجان تیرهدل بگو این قرآن براى مؤ منان مایه هدایت و شفاء است



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان
:: برچسب‌ها: دارو, درد, بی درمان, قرآن کریم
تاریخ انتشار : چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

قرائت آيات قرآن 4 مرتبه دارد:


1ـ ترتيل
2ـ تحقيق
3ـ تحدير (حَدْر)
4ـ تدوير


تلاوت ترتيل

ترتيل در لغت عبارت است از «نظم و ترتيب در کلام». «رَتَّلَ الْکَلام» يعني: سخن را خوب بيان کرد ـ قواعد سخن را مراعات نمود.
ترتيل در اصطلاح قرائت عبارت است از: خواندن قرآن بطور منظم و با تأنّي و شمرده و همراه با تدبّر در معاني، بطوريکه تمامي قواعد رعايت شود.



تلاوت تحقيق

تحقيق در لغت به معناي «مبالغه در انجام چيزي بدون کمي و زيادي» و «رسيدن به حقيقت شيء» آمده است.
در قرائت قرآن، «تحقيق» عبارت است از خواندن قرآن با حداکثر آرامش و تأنّي حتي «آهسته‌تر از قرائت به ترتيل»، همراه با اشباع مدها، تحقيق همزه‌ها، اتمام حرکات، تحقيق مخارج حروف و ... که همه اينها در سايه قرائت آيات با حداقل سرعت، ميسر است. قرائت تحقيق، طريق ورش از نافع، عاصم و حمزه بوده و روشي است که از آن جهت تعليم قرائت به شاگردان و همچنين تمرين و رياضت زبان براي فراگيري و اداء کامل قواعد تجويدي، استفاده مي‌شود.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: مراتب, تلاوت, قرآن کریم, تحقيق
تاریخ انتشار : سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

اینقدر قسم نخور!

قسم خوردن

سوگند یاد کردن (قسم خوردن) مسئله ایست که بسیاری از ما بدون در نظر گرفتن جایگاه آن سر هر چیز ریز و درشتی قسم ها غلیظی میخوریم و آنی هم به آن پایبند نیستیم و چه بسیار افرادی که همه چیز را رها میکنند و برای هر امر لغو بیهوده ای نام با عظمت خداوند را به عنوان قسم به میان می آورند آنهم نه در مسائل حیاتی و با اهمیت بلکه همچون تکیه کلام و یا عادت به راحتی در هر صحبتی چندین بار بدون ضرورت و اقتضای کلام "سوگند به خداوند" را به زبان می آورند. قرآن کریم مردم را از این امر باز میدارد .

«وَ لا تجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضةً لاَیْمَنِکمْ أَن تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصلِحُوا بَینَ النَّاسِ وَ اللَّهُ سمِیعٌ عَلِیمٌ»1 ؛ خدا را در معرض سوگندهاى خود قرار ندهید! و براى اینکه نیکى کنید، و تقوا پیشه سازید، و در میان مردم اصلاح کنید (سوگند یاد ننمایید)! و خداوند شنوا و داناست .

«لا یُؤَاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فى أَیْمَنِکمْ وَ لَکن یُؤَاخِذُکم بمَا کسبَت قُلُوبُکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ»2 ؛ خداوند شما را به خاطر سوگندهایى که بدون توجه یاد مى کنید، مؤ اخذه نخواهد کرد، اما به آنچه دل هاى شما کسب کرده ، (و سوگندهایى که از روى اراده و اختیار، یاد مى کنید،) مؤ اخذه مى کند. و خداوند، آمرزنده و بردبار است .

تا مى توانید سوگند نخورید :

در نخستین آیه مى فرماید: خدا را در معرض سوگندهاى خود براى ترک نیکى و تقوا و اصلاح در میان مردم قرار ندهید و (بدانید) خدا شنوا و دانا است

و عرضه کردن به معنى در معرض قرار گرفتن چیزى است ، مثلا جنسى را که به بازار براى فروش مى برند و در معرض معامله قرار مى دهند، عرضه مى نامند، گاهى به موانع نیز، عرضه اطلاق مى شود، زیرا در معرض انسان و بر سر راه او قرار دارد.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: اینقدر, قسم, نخور, قرآن
تاریخ انتشار : سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

هر چه کنید به خود کنید!

احساس، گناه

خوبی ها و بدی هاى شما به خودتان باز مى گردد . شاید بارها و بارها این جمله را شنیده باشیم و به راحتی از کنار آن میگذریم لازم نیست جنایت کنیم تا نگران باز تابش باشیم هر فکر سوء برای دیگران و یا هر عملی به ضرر دیگری ابتدا گریبان خود ما را میگیرد و اگر ما واقعا به کنه آن پی ببریم دیگر به راحتی تن به گناه نمیدهیم برای این و آن نقشه نمیکشیم به راحتی برای موجه جلوه دادن خود از دیگران بد گویی نمیکنیم کدام آدم عاقلی بر میدارد تیشه به ریشه خود بزند یک عمل کوچک میتواند ابعاد عظیمی داشته باشد گاهی عمل نادرست ما فقط دامان خودمان را میگیرد اما گاه تا قیامت عده ای را گرفتار میکنیم . باید مواظب باشیم چه میگوییم چه مینویسیم و انتشار میدهیم هر جمله ما ممکن است الگویی بشود برای عمل دیگری مسؤلیت دارد نمیتوان از زیر آن شانه خالی کرد. و هرگاه بازتاب عملمان برگشت باید آگاه باشیم که این چیزی جز بزر دیروز کشته مان نیست !

چه بسیار بودند کسانى که سنت هاى زشت و ناروا و قوانین ظالمانه و بدعت هاى غیر انسانى گذاردند و سرانجام دامان خودشان و دوستانشان را گرفت ، و در همان چاهى که براى دیگران کنده بودند افتادند.

مخصوصا ایجاد فساد در روى زمین ، و برترى جوئى و استکبار از امورى است که اثرش در همین جهان دامان انسان را مى گیرد.

در حقیقت همانگونه که سرچشمه نعمت هاى بى پایان اعمال مؤ منان پرهیزگار است ، سر چشمه عذاب جاودان نیز اعمال سوء بشر است.

چه ظلم و ستمى از این بالاتر که انسان آیات الهى را تکذیب کند، و تیشه بر ریشه سعادت خود زند و « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لاَ یفْلِحُ الظَّالِمُونَ » (1) ؛ و كیست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بسته یا آیات او را تكذیب نموده؟ بى تردید، ستمكاران رستگار نمى‏شوند.

آرى قرآن سرچشمه اصلى همه سعادت ها و شقاوت ها را خود انسان و اعمال او مى شمرد نه مسائل پندارى که گروهى براى خود درست کرده اند.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان
:: برچسب‌ها: هر چه, کنید, خود, قرآن کریم
تاریخ انتشار : سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

گوش کن خدا با تو حرف میزند!

فرق ما با خدا نشناس

حتما شنیده اید: هنگامی که نماز میخوانیم با خدا حرف میزنیم اما وقتی قرآن میخوانیم خدا با ما حرف میزند آیا سعادتی بالاتر از این هست که خدای عالم تاب با همه عظمتش با ما با همه حقارتمان به این راحتی و هر وقت که بخواهیم سخن بگوید؟ و اگر ما خوب گوش دهیم به سخنان نورانیش کم کم نور ذاتش را نیز خواهیم دید! اما چه باعث میشود که این حس رویایی و غیر قابل وصف در وجود ما تبلور پیدا نکند؟ آنگونه که برای اولیاء الله جلوه میکند؟

موانع فهم قرآن :

لازم است كسى كه مى خواهد قرآن را بفهمد موانع فهم را از بین ببرد و الا آنگونه كه باید، نمى تواند از قرآن استفاده كند و حتى گاهى به عوض سود، زیان مى بیند. موانعى از قبیل :

1- تقیّد به اداى دقیق حروف از مخارج آن و رعایت دقیق قواعد تجوید. این مطلب از تدبر در آیه جلوگیرى كرده و مانع فهمیدن قرآن مى شود. البته درست خواندن قرآن و رعایت آداب تلاوت باید باشد اما نه به حدی که قاری را از فهم قرآن دور کند و در الفاظ وا گذارد.

3- داشتن هریک از صفات و اخلاق رذیله سبب مى شود كه قلب نتواند معانى قرآن را بفهمد چنانچه مفاد بعضى از آیات نیز همین است مانند:

«كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُون كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ »1؛ نه چنین است، بلكه آنچه مرتكب مى‏شدند زنگار بر دل هایشان بسته است. زهى پندار، كه آنان در آن روز، از پروردگارشان سخت محجوبند.

این صفات باعث كدورت قلب شده و مانع فهمیدن حقیقت اشیاء مى شود؛ مانند آینه اى كه زنگار گرفته و شكل ها را بخوبى منعكس نمى كند.



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: گوش, خدا, با تو, حرف
تاریخ انتشار : سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

برخی از آیات معروف قرآن

آیة الکرسی

برخى از آیات معروف و مشهور قرآن عبارتند از:

1. آیه وحدت: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » (ال عمران / 103) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراكنده نشوید.

2. اطاعت از اولی‌الامر: « أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (نساء/59) خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیای امر خود را (نیز) اطاعت كنید.

3. آیه تطهیر: « إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً » (احزاب / 33) خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملا‎‎‏‎‎ٌ شما را پاك سازد.

4. حكومت مستضعفین: « وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ » (قصص/5) ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.

5. جاءالحق: « وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » (اسراء / 81) و بگو: حق آمد، و باطل نابود شد، یقیناٌ باطل نابود شدنی است.

6. و ان یكاد: « وَ إِنْ یَكادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لََمجْنُونٌ » (قلم/51) نزدیك است كافران هنگامی كه آیات قران را می‌شنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند، و می‌گویند او دیوانه است.

7. آیه بسمله: « بسم الله الرحمن الرحیم».

8. نفس مطمئنه: « یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی » (فجر / 27تا30) تو ای روح آرام یافته، به سوی پروردگار بازگرد در حالیكه هم تو از خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگانم در‌آی، و در بهشتم وارد شو.

9. آیة‌الكرسی : در روایات آمده كه آیه‌الكرسی عظیم‌ترین آیه در كتاب خداست. مردی عرض كرد: یا رسول‌الله! كدام آیه در كتاب خدا عظیم‌تر است فرمود: آیة‌الكرسی. نامیدن این آیه به آیة‌الكرسی از همان صدر اسلام مشهور بوده، حتی در زمان حیات رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و حتی در زبان خود آن جناب به این نام بیان می‌شد.

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ » (بقره/ 255)

هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، كه قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند، هیچگاه خواب سبك و سنگینی او را فرا نمی‌گیرد. او لحظه‌ای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی‌ماند. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست كیست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟ (بنابراین، شفاعت كنندگان، برای آنها كه شایسته شفاعتند، از مالكیت مطلقه او نمی‌كاهد) .آنچه را در پیش روی آنها (بندگان) و پشت سرشان می‌داند، (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یكسال است.) و كسی از علم او آگاه نمی‌گردد، جز به مقداری كه او بخواهد. (اوست كه به همه چیز آگاه است، و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بی‌پایان و نامحدود اوست.) تخت (حكومت) او، آسمانها و زمین را در بر گرفته است، و نگاهداری آن دو (آسمان و زمین) او را خسته نمی‌كند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست. (255)

10. آیة الوصیة: « كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ » (بقره / 180) دستور داده شده كه چون یكی از شما را مرگ فرارسد.

11. آیة وام: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ » (بقره / 282) ای اهل ایمان چون به قرض و نسیه معامله كنید

12. آیة التوجه: « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ » (بقره / 115) مشرق و مغرب جود و ملك خداست.

13. آیه روزه: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ » (بقره / 183) ای اهل ایمان به شما هم روزه داشتن فرض كردید.

14. آیه كتمان: « إِنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ ما انزلناهُ ...» (بقره / 159) آن گروه اهل كتاب، کتمان مى نمایند آیاتی را كه ما فرستادیم...

15. آیه نفی سبیل: « وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً » (نساء/141) و خداوند هیچگاه برای كافران نسب به اهل ایمان راه تسلط باز نخواهد نمود.

16. آیه ولایت: « إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » (مائده/55) ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول خدا است.

17. آیه تصدیق: « وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ » (توبه/61) و بعضی (از منافقان) آنان هستند كه دائم پیغمبر را می‌آزارند.

18. آیه نفر: « ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا كَافَّةً » (توبه/122) نباید مؤمنان همگی بیرون رفته.

19. آیه سؤال: « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » (نحل/43) بروید از اهل ذكر اگر نمی‌دانید سؤال كنید.

20. آیه عزت: « وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً » (اسراء / 111) او بگو ستایش مخصوص اوست كه هرگز فرزندی ندارد.

21. آیه نور: « اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » (نور / 35) خدا نور زمین‌ها و آسمانها است.

22. آیه مودت: « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى » (شوری/23) بگو من از شما اجرت رسالت جزء این نخواهم كه مودت و محبت مرا در حق خویشاوندان منظور دارید.

23. آیه نبأ: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ » (حجرات / 6) ای مؤمنان هر گاه فاسقی خبری برای شما آورد.

24. آیه نجوی: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ ...» (مجادله/12) ای اهل ایمان هر گاه بخواهید با رسول سخن سری بگوئید.

25. حساب در قیامت: « فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ » (زلزله / 7و8) پس هر كس هموزن ذره‌ای كار خیر انجام دهد آن را می‌بیند و هر كس هموزن ذره‌ای كار بد كرده آن را می‌بیند.

26. آیه قصاص: « وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ » (بقره / 179) عاقبت حكم قصاص برای حفظ حیات شماست.



:: موضوعات مرتبط: نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .، سیری در قرآن
:: برچسب‌ها: برخی, آیات, معروف, قرآن
تاریخ انتشار : دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

بارش مرغ بریان از آسمان!

مرغ بریان

داستان بارش مرغ بریان از آسمان برای قوم حضرت موسی را شنیده اید؟ اگر نشنیده اید با ما همراه شوید تا حکایت آن را با شما بازگوییم.

در قرآن کریم می خوانیم:

وَ اِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَاَخَذَتْكُمُ الصّاعِقَةُ وَ اَنْتُمْ تَنْظُرُونَ.(بقره/55)

و [یاد آرید] هنگامى را كه گفتید: «اى موسى! ما تا خداى یكتا را آشكارا [و با چشم خود ]نبینیم، هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد.» پس - درحالیكه مى نگریستید - صاعقه شما را فرو گرفت.

ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.

آنگاه شما را پس از مرگتان برانگیختیم؛ باشد كه [نعمتهاى او را ]سپاس بگزارید.(56)

وَظَلَّلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ وَ اَنْزَلْنا عَلَیْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوى كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ مارَزَقْناكُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا اَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ.

و ابر را بر شما سایبان [و سایه گستر] گردانیدیم؛ و بر شما «مَنّ» و «سلوى»(160) فرو فرستادیم؛ [و پیام دادیم كه:] از چیزهاى پاكیزه اى كه روزى شما ساخته ایم، بخورید. [امّا شما ناسپاسى كردید.] و آنان بر ما ستم نكردند؛ بلكه بر خویشتن ستم روا داشتند.(بقره/57)



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، داستانهای قرآنی، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: بارش, مرغ, بریان, آسمان
تاریخ انتشار : دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

قرآن

گویند: در ایامى كه شیخ بهایى (رحمت الله علیه ) جهت زیارت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) به نجف اشرف وارد شد. روزى به دروس مولانا احمد مقدس اردبیلى حاضر شد، دید كه مقدس از جهت شكسته نفسى و تواضع ، به طورى خود را در میان شاگردان مخفى مى كند كه كسى فرق نمى گذارد استاد كدام است و شاگرد كدام . و بدون این كه در صدر مجلس ‍ باشد در میان شاگردان ، مشغول درس دادن مى باشد و صدر مجلس از وجود ایشان خالى است .

شیخ بهایى از این همه تواضع و شكسته نفسى او تعجب كرد. با اصرار و خواهش ، استاد را آورده و در صدر مجلس نشانید. در این اثنا صدایى شنید كه با تلاوت بلند این آیه شریفه را مى خواند. «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» 1 ؛ ما این خانه آخرت (بهشت جاوید) را براى آنان كه در زمین اراده علو و برترى ، فساد و سركشى را ندارد مخصوص گرداندیم و حسن عاقبت از آن پرهیزكاران است .

بعد از خوانده شدن این آیه ، هر چه گشتند شخص گوینده را نیافتند و از شنیدن آیه لرزه بر اندام مقدس اردبیلى افتاد و رنگش متغیر شد. گریه كنان و با حال ناراحتى برخاست و دو مرتبه در میان شاگردان خود نشست و باز مشغول درس و بحث خود شد.۲

1- سوره قصص آیه 81.

2- وقایع الایام ، خیام .

در خود كمال و منزلتى هر كه را كه هست

بــر صــدر اخـتـیــار كــنـــد آسـتـــانـه را

تـــــــواضــــع ســـر رفــعــــــت انـــدازدت

تـــكــــبـــر بـــه خـــاك انـــدر انــــدازدت

تــواضـــع است دلــیل رسیــدن به كمــال

سواره چون كه به مقصد رسد پیاده شود



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جسم و جان
:: برچسب‌ها: آیه, مقدس اردبیلى, لرزاند, قرآن کریم
تاریخ انتشار : یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

سلام

تمام اقوام جهان هنگامى كه به هم مى‏رسند براى اظهار محبت به یكدیگر درود میفرستند. برخی از آنها از الفاظی ویژه و برخی دیگر از حرکاتی خاص استفاده میکنند تا شادی و سرور را در اولین لحظه ملاقات به یکدیگر منتقل کنند.

قرآن نیز این ادب پسندیده را با سلام دادن به یکدیگر به کمال رسانده است. یکی از دستورات زیبای قرآن این است که:

فَإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَكَةً طَیِّبَةً.( سوره نور، آیه 61)

هنگامى كه وارد مکانى شدید بر یكدیگر سلام كنید، درودى كه نزد خدا مبارک و پسندیده است.

بنابراین درود و شادباش قرآنی سلام دادن به یکدیگر است و هیچ درودی جای آن را نخواهد گرفت. متاسفانه برخی از مردم چنان از فرهنگ غرب تاثیر گرفتهاند که حتی سلام دادن به یکدیگر را به باد فراموشی سپردهاند. وقتی همدیگر را میبینند با یک لبخند و یا حداکثر یک «صبح بخیر» یا «عصر بخیر» خالی سر و ته قضیه را هم میآورند. یا اینکه یک «خوش آمد گویی» سرد و بیروح را هم چاشنیاش میکنند. احوالپرسی و چاق سلامتیهای معمول روزانه جای خود را دارد و بسیار هم پسندیده است. اما در ابتدای سخن هیچ شادباشی نباید جای سلام را پر کند.

جالب اینجا است که در دوران جاهلیت هم رسم بوده که هنگام دیدار یکدیگر بگویند: «أنعم صباحا» و «أنعم مساء» صبح بخیر و عصر بخیر. (تفسیرالقمی، ج 2، ص 35) برخی از مفسران گفتهاند به همین خاطر است که خداوند به پیامبر صلّی الله علیه و آله میفرماید: وَ إِذَا جَاءُوكَ حَیَّوْكَ بِمَا لَمْ یُحَیِّكَ بِهِ الله.

هنگامی که (برخی از منافقان و یهودیان) نزد تو میآیند، تو را خوشامدی مى‏گویند كه خدا (این گونه) به تو نگفته است.

بیایید خوش بینانه فکر کنیم و بگوییم شاید چنین افرادی نمیدانند که سلام دادن چه معنایی دارد و چه اثراتی را در پی خواهد داشت. پس با هم به معنا و اثرات این ادب زیبای قرآنی نگاهی بیاندازیم.

از این آیه میفهمیم که سلام رنگ و بویی خدایی دارد و از جانب او پشتیبانی میگردد. سلام دادن به یکدیگر یعنی درود پروردگار بر تو باد. یعنی خداوند تو را به سلامت بدارد و در امن و امان باشی. بنابراین سلام یک نوع دعا برای سلامتی یکدیگر است.

گذشتگان ما چه زیبا گفتهاند که «سلام، سلامتی میآورد». ممکن است کسی بگوید که چگونه سلام، سلامتی میآورد؟ مگر ممکن است که به زبان آوردن دو کلمه و پاسخدادن آن ایجاد سلامتی در جان انسانها کند؟

باید گفت که هر دعایی میتواند منشا خیر برای دیگران باشد. مخصوصا دعایی که همیشه بر سر زبانها باشد و هر روز بارها و بارها تکرار گردد. مگر میشود انسان پیاپی درِ خانه کریمی را بزند و نتیجه نگیرد؟ هر روز دعای سلامتی برای دوست و رفیق و آشنا کند و هیچ تاثیری نبیند؟



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، تاثیر قرآن بر جوانان
:: برچسب‌ها: سلام, سلامتی, قرآن, آیات
تاریخ انتشار : یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

در دعای صحیفه سجادیه داریم که حضرت می فرمایند : « اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِیَ الطَّرِیقَةَ الْمُثْلَى، وَ اجْعَلْنِی عَلَى مِلَّتِكَ أَمُوتُ وَ أَحْیَا ؛ خدایا! می‌خواهیم در راه مستقیم باشیم . »1

ما افرادی از دكتر و مهندس و آیت الله , تاجر و كارگر تا دانشجو , از اقشارمختلف جامعه را می بینیم كه یك مرتبه رنگ عوض می‌كنند ، یعنی یا تغییر موضع می‌دهند یا تغییر ایدئولوژی می‌دهند و بد عاقبت می‌شوند و برعكس افرادی هستند كه فكر می‌كردیم كه اینها آدمهای بی ربط و به درد نخوری هستند اما دریك شرائطی ،به طرز باور نکردنی می درخشند . خیلی وقت ها از بزرگان می شنویم که می گویند : مهمترین دعا و نعمت ، عاقبت بخیری است .

این عاقبت چیست ؟

مردم چهار دسته هستند :

1- بعضی ها هم خوب زندگی می‌كنند و هم خوب می‌میرند.

2- بعضی‌ها نه خوب زندگی می‌كنند و نه خوب می‌میرند .

3- بعضی ها خوب زندگی می‌كنند بد می‌میرند .

4- بعضی ها بر عكس است بد زندگی می‌كنند ولی رو سفید می‌میرند .

مثل زن و شوهرها ، ما زن و شوهرهایی را داریم كه هر دو دوش به دوش هم در كار خیر هستند ، مثل خدیجه و پیامبر اكرم(ص) ، مثل فاطمه و علی (ع) ، هم خوب زندگی کردند و هم خوب از دنیا رفتند .

بعضی زن و شوهرها هم دوش به دوش هم در بدجنسی هستند ، شوهر یك فحش می‌دهد و زن دو تا جوابش را می دهد ، اصلاً فتوكپی هم هستند ؛ مثل ابو الهب و زنش . قرآن می‌گوید : « تَبَّتْ یَدا أَبی‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ »2 و بعد می‌گوید : « وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ »3

گاهی مرد خوب است زن بد ، مثل زن حضرت لوط (ع) و گاهی مرد طاغوت است و خیانتکار و زنش خوب ، مثل فرعون .

در نمایشگاه انسان نمایی ، از همه مدل انسان وجود دارد .



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، آشنايى با قرآن از ديدگاههاى مختلف
:: برچسب‌ها: شاهنامه, آخرش, خوش, قرآن کریم
تاریخ انتشار : شنبه سی ام دی ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

تعریف قرآن از زبان پیامبر صلى الله علیه و آله

قرآن الکریم

رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله به قرآن بسیار اهمیت مى داد، در تعلیم و بكار بستن آیات ، سعى خاص مبذول مى كرد، آرزومند بود كه این كلام دلنشین خدا در دلها بنشیند و انسان ها را مُسَخّر خود كند. ایشان مى فرمایند:

هر قلبى كه ظرف قرآن باشد (و قرآن در آن جا گرفته است )، از عذاب خداوند به دور است.1

چون فتنه ها همچون پاره هاى شب كار شما را در میان گرفت ، به قرآن رو آوردید.2

قرآن را فرا گیرید؛ زیرا تلاوت كننده آن روز قیامت در حالى محشور مى شود كه جوان و صورتش زیباست . قرآن به او خطاب مى كند و مى گوید: تو آن جوانى هستى كه شب ها بیدار بودى و با من انس داشتى و تلاوتم مى كردى تا جایى كه دهنت خشک و از چشم هایت اشک جارى مى شد.3

قرآن هدایتگر گمراهان و بینایى از كورى باطن است ، نگهدارنده انسان از لغزش ها است ، نورى است در برابر ظلمت ، نگهدارنده از هلاكت است ، رساننده انسان از دنیا به آخرت است ، كمال دین در آن است ، هیچ كس نیست از آن برگردد مگر اینكه جایگاه او آتش است. 4

هیچ شفیعى روز قیامت بزرگوارتر و با منزلت تر از قرآن نیست ، نه پیامبر مرسلى و نه ملک مقربى و نه غیر آنان. 5

فرزندانتان را بر سه چیز پرورش دهید، دوستى پیامبرتان ، دوستى اهل بیت او و تلاوت قرآن. 6

خانه هاى خودتان را با تلاوت قرآن نورانى و روشن گردانید.

دو چیز پرارزش در میان شما مى گذارم یكى كتاب خدا (قرآن ) و دیگرى اهل بیت ، اگر به آن دو چنگ زنید و از آنان پیروى نمایید گمراه نخواهید شد. آن دو از هم جدا نمى شوند تا موقعى كه در كنار حوض كوثر به من ملحق گردند. 7

آنگاه كه انواع بلاها و شدت ها مانند پاره هاى شب تاریک در هم آمیخت و شما را فرو پوشید به قرآن چنگ زنید و به آن پناه برید؛ زیرا شفیعى است درباره كسانى كه به آن عمل كرده اند و شفاعتش پذیرفته است. 8

قرآن (كتاب ) راهنماست ، به بهترین راه دلالت و هدایت مى كند و انسان را به بهشت مى رساند.9



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، معرفى قرآن از طريق قرآن
:: برچسب‌ها: تعریف, قرآن, زبان, پیامبر
تاریخ انتشار : شنبه سی ام دی ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

شان نزول آیه بقیة الله

امام زمان(ع)

پرسش:

شأن نزول آیه 86 سوره هود: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» حضرت مهدی(عج) است، مگر ایشان در زمان رسول اللَّه ‏صلی الله علیه وآله وسلم وجود داشتند و شناختی از آن حضرت بوده كه چنین آیه‏ای نازل شده است.

 

پاسخ:

منظور از شأن نزول واقعه خاص، فرد معین یا سؤال بخصوصی است كه آیه در مورد آن نازل شده است و اصطلاح شأن نزول درباره آیه فوق نسبت به حضرت مهدی (عج) صحیح نیست؛ چرا كه این آیه از فرمایشات حضرت شعیب‏علیه السلام خطاب به قوم خود است. اما آن چه درباره نسبت آیه با امام مهدی (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومی آیه و تطبیق یكی از مصادیق آیه بر فردی است كه با تفسیر آیه سازگار است.

زیرا «بقیه» به معنای باقی مانده است و مراد از آن سودی است كه به فروشنده می‏رسد، یعنی آن چه بعد از پایان معامله برایش باقی می‏ ماند و آن را در راه حوائج خود خرج می‏كند. و مراد آیه این است كه سودی كه از طرف خدا برای شما باقی مانده و خدا از طریق فطرت خودتان شما را بدان راهنمایی كرده؟ اگر مؤمن باشید، برای شما بهتر از مالی است كه از راه كم فروشی و كم كردن پیمانه و ترازو تصاحب می‏كنید.

تفسیر نمونه، با عبارت گویاتری «بقیه اللَّه» را چنین معنا كرده است: هر موجود نافعی از طرف خداوند كه برای بشر باقی مانده و مایه خیرو سعادت او گردد، «بقیة اللَّه» محسوب می‏شود1 از این رو، امام زمان ‏علیه السلام كه وجود شریفشان مایه بیشترین خیر و بركت برای جامعه بشری است، یكی از بهترین مصادیق آیه مباركه است. به قول یكی از قرآن پژوهان معاصر، آیه‏های قرآن دارای مفاهیم جامع هستند و در عصرهای بعد می‏توانند بر مصداق‏های كلی‏تر و وسیع‏تر تطابق داشته باشند.

برای كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر یكی از دانشمندان اهل سنت نیز توجه نمایید:

شبلنجی دانشمند شافعی، روایتی را نقل كرده كه هنگامی كه (مهدی) قیام كند، بر كعبه تكیه زند و 313 تن از پیروانش نزد او گرد آیند. پس اولین چیزی كه می‏گوید، این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ».

سپس می‏فرماید: منم «بقیة اللَّه» و خلیفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسی بر آن حضرت سلام نمی‏كند، مگر این كه می‏گوید: «السلام علیك یا بقیةاللَّه فی ارضه»؛ سلام بر تو ای باقی گذارده خدا در زمینش.2

بنابراین، گرچه مفاد این آیه، از سخنان حضرت شعیب‏علیه السلام خطاب به قوم خود است، امّا مصداق اكمل آن وجود شریف حضرت صاحب الامر (عج) است.

 

 


1.تفسیر نمونه، ج 9 ص 204.

2.ملامحسن فیض كاشانی، تفسیر صافی، ج 2، ص 468.

تنظیم: جهرمی زاده_دین و اندیشه تبیان



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: شان, نزول, آیه, بقیة الله
تاریخ انتشار : جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

عاقبت به خیری در دقیقه نود

سعادت

در کتاب كافى از زكریا بن ابراهیم نقل شده كه گفت من نصرانى بودم و مسلمان شدم پس از آن برای حج از محل خود به جانب مكه رفتم در آنجا خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) رسیدم . عرض كردم من نصرانى بودم و اسلام آورده ام . فرمود چه چیز در اسلام دیدى ؟

گفتم این آیه موجب هدایت من شد:

ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الایمان و لكن جعلناه نورا نهدى به من نشاء.(1)

حضرت فرمود به راستى خدا هدایتت كرده . بعد سه مرتبه گفت (اللهم اهده ) خدایا او را به راههاى ایمان هدایت فرما و فرمود پسرك من هر چه مى خواهى سوال كن . گفتم پدر و مادر و خانواده ام نصرانى هستند و مادرم كور است آیا من با آنها زندگى كنم در ظرف آنها مى توانم غذا بخورم . پرسید آنها گوشت خوك مى خورند؟

گفتم نه حتى دست به آن نمى زنند. فرمود با آنها باش مانعى ندارد. آنگاه دستور داد نسبت به مادرت خیلى مهربانى كن و هر گاه بمیرد او را به دیگرى واگذار منما و به هیچ كس مگو كه پیش من آمده اى تا در منى مرا ببینى . انشاء الله گفت . در منى خدمتش  رسیدم و مردم مانند بچه هاى مكتب دور او را گرفته بودند و سوال مى كردند.

وقتى به كوفه آمدم با مادرم مهربانى فراوان كردم و به او غذا مى دادم، لباس‍ و سرش را از جانور مى جستم. مادرم گفت فرزند من تو در موقعى كه به دین ما بودى اینطور با من مهربانى نمى كردى، اكنون چه انگیزه اى تو را وادار به این خدمت نموده ؟

گفتم مردى از اهل بیت پیغمبرمان مرا به این روش امر كرده است . گفت آن شخص پیغمبر است ؟

گفتم نه او پسر پیغمبر است . گفت نه مادر او پیغمبر است زیرا چنین گفتارى از سفارشات انبیاء است .

گفتم مادر بعد از پیغمبر ما پیغمبرى نخواهد آمد و او پسر پیغمبر است .

گفت دین تو بهترین ادیان است آن را بر من عرضه بدار.

من دو شهادت را به او آموختم . داخل اسلام شد و نماز خواندن را نیز فرا گرفت ، نماز عصر و مغرب و عشاء را خواند در همان شب ناگهان حالش تغییر كرد، مرا پیش خواند گفت نور دیده آنچه به من گفتى اعاده كن .

من شهادت را برایش گفتم ، اقرار كرد و در دم از دنیا رفت . صبحگاه مسلمانان او را غسل دادند و من بر او نماز خواندم و در قبرش ‍ گذاشتم .(2)

______________________

1. تو اى پیغمبر كتاب و ایمان را نمى دانستى لكن ما ایمان را (یا كتاب ) نورى قرار دادیم كه هدایت مى كنیم به وسیله آن هر كس را بخواهیم منظور این است كه خداوند مرا هدایت كرد و به همین جهت حضرت فرمود لقد هداك الله ؛ براستى خدا تو را هدایت كرد.

2. بحارالانوار، ج 16، ص 18



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: عاقبت, خیر, دقیقه, نود
تاریخ انتشار : جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

فضیلت و خواص سوره جمعه

چند توصیه درباره قرآن کریم

سوره جمعه جزءشصت و دومین سوره های قرآن كریم است كه مدنی و دارای 11 آیه دارد . در روایات برای خواندن این سوره ، آثار و برکات بسیاری اعم از حسنه در دنیا وآخرت ، ایمنی از خطرات ، دوری از وساوس شیطانی و ... بیان شده است .

در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رواست شده است: هر كس سوره جمعه را قرائت نماید خداوند ده برابر كسانی كه در نماز جمعه شركت می كنند ونیز كسانی كه در شهرهای مسلمان نشین به نماز جمعه نمی روند، حسنه عطا می كند. 1

از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده: هر كس این سوره را در هر شب جمعه بخواند كفاره گناهان ما بین دو جمعه خواهد بود. 2

حضرت امام محمد باقر علیه السلام نیز فرمودند: سوره جمعه و منافقون را قرائت كن زیرا قرائت این دو سوره در روز جمعه در نماز صبح و ظهر و عصر سنت است. 3

در سخنی از امام صادق علیه السلام هم امده است: برای هر مؤمنی لازم و شایسته است كه اگر شیعه ما است سوره جمعه و اعلی را در شب جمعه بخواند و در نماز ظهر روز جمعه سوره جمعه و منافقون را بخواند كه اگر چنین كند مانند ان است كه همسنگ عمل پیامبر خدا را انجام داده است و پاداش كارهای او و ثواب های او فقط بهشت است. 4

امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند: خداوند به وسیله سوره جمعه مؤمنان را گرامی داشته است. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سوره جمعه را بشارتی برای مومنان و سوره منافقون را توبیخی برای منافقان قرار داد به همین سبب نباید قرائت این دو سوره را در نماز جمعه ترک کرد. ۵



:: موضوعات مرتبط: مقاله های قرآنی، نگاهی به قرآن، آیه های قرآن، جلوه هایی از نور قرآن، قرآن پژوهى .
:: برچسب‌ها: فضیلت, خواص, سوره, جمعه
تاریخ انتشار : جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱ |


 

آسمان نوشت

آقا نوشت

بانو نوشت

داستان نوشت

دل نوشت

سیاسی نوشت

شعر نوشت

شهدا نوشت

طنز نوشت

کوتاه نوشت

منتظران مهدی بخشایش

سنگر ما در افسران

سنگر ما در آپارات

سنگر ما در تلگرام