ما منتظر صبح شب یلدائیم
آماده برای فرج فردائیم
فردا که عزیز فاطمه(عج)می آید
با "خامنه ای"به کربلا می آییم
گفتند كه عاشقي و ديوانهنهاي
در باب خيال و خم ابروي كهاي
گفتند بگو؛ به قصد قربت گفتم
سيد علي الحسيني الخامنهاي
در كشور عشق مقتدا خامنه ايست
فرماندهي كل قوا خامنه ايست
ديروز اگر عزيز مصر يوسف بود
امروز عزيز دل ما خامنه ايست
میرما«سیدعلی خامنه»است
نعمت ماپاکی این آینه است
مابه سیمای«سیدعلی»مه دیده ایم
مادراین آیینه الله دیده ایم
«حکم»اومیزان به هرچه راستی است
غیرازاین رفعت تمامی کاستی است
دست دردستتان هم گل کاشتیم
ماامامی چون«خمینی»داشتیم
پاک وروشن مثل قلب آینه است
آن«امام»امروزنامش«خامنه»است
شرحی عشق ملت هاست - او-
غایت عشق«بسیجی»هاست - او
مابه فکر«جاه»و«جوفه»نیستیم
یاعلی!مااهل«کوفه»نیستیم
عشق دونقش است دریک آینه
ترجمه کردم:«خمینی»-«خامنه»
تصویر خدا عکس گل آمنه است
بر کوه دلم نام علی قایمه است
احمد بودش یارو علی یاور او
هر کس که محب علی خامنه است
هرگز به غیر جانان
ما جان نمی فروشیم
جان می دهیم اما
جانان نمی فروشیم
دشمن اگر ببخشد
کاخ سفید خود را
یک تار موی رهبر
بر آن نمی فروشیم
تاب منجلی را بنگرید
چهره سید علی را بنگرید
چهره آقا شبیه آینه است
نام امروز خمینی، خامنه است
ای قلم از قدرتی غالب بگو
از علی بن ابی طالب بگو
از علی مرد سیاست مرد دین
از علی تنها ترین مرد زمین
بیعت ما دوستان عین ولاست
زاده ی زهرا علی روح خداست
عده ای از همرهان جاهل شدند
در حمایت از علی کاهل شدند
خاک شهر کوفه بر سرهایتان
پس چه شد ایمان و باورهایتان
پشت بر مولا زهرا کرده اید
هیچ و شرم از این شهیدان کرده اید
حرفی از اعماق ایمان می زنم
با لب و حلق شهیدان میزنم
سامری ها با قلم بت ساختند
فتنه در دامان دین انداختند
مکر داخل کفر خارج را ببین
رونق کار خوارج را ببین
دین فروشان قلعه در باور زدند
یک به یک پشت قلم اردو زدند
با اساس دین تسامح می کنند
پای ارزش ها تساهل می کنند
هدیه بر رقاصه ها واجب نبود
قدر عالم کمتر از مطرب نبود
تا که گردد فتنه و آشوب کم
جبهه ای ها باز باهم هم قسم
نائب مهدی ولی داریم و بس
شیعیان سید علی داریم و بس
شعر حجتالاسلام جواد محمدزماني
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
آهن آب دیده را زنگ عوض نمی کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو ، به کوری دو چشمتان
مطیع امر رهبری ، رنگ عوض نمی کند
در حـــفاظـــت ز امیــــرم علی خــــامـــنه ای
می شــــوم مـــیثــــم تــــمار ، بـــه دارم بـــزنیــد
ديديد هنوز عشق لشکر دارد
ديديد که اين قافله رهبر دارد
اي مانده نهرواني عهد شکن
اين ملک علي مالک اشتر دارد
:: موضوعات مرتبط:
قطعه های ادبی،
اشعار،
پیامک های مذهبی،
پیامک های مناسبتی،
پیامک های عاشقانه