منتظران مهدی بخشایش

ابزار وبلاگ

آموزش وبلاگ نویسی

آلبوم صوتی

پوستر

شبیه خوانی بخشایش

قالب مذهبی وبلاگ

کاریکاتور

کتابخانه

نرافزار

ویدیوها

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...... ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟نظری فرما بر کوچه تاریکمان . که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...... این صفحات برگ برگ روزهای انتظاری ست که به امید امدنش از پس هم ورق می زنیم.... العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی.....
 
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

مسلمان شدن صياد يهودى به كرامت پيغمبر صلى الله عليه و آله


در كتاب تحفة الذاكرين كرمانشاهى و كنزالغرائب مسطور است كه ام السلمه روايت كرده ، كه روزى خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله از صحرايى مى گذشت ناگاه از كنار دشت آوازى بلند شد، و آن حضرت به اطراف ملاحظه كرد! و كسى را نديد.
بار ديگر فريادى شنيد و ملتفت نگرديد، دفعه سوم حضرت احمد مختار نظر با محبت خويش را گشاده و چشمش به آهوى پا بسته اى افتاد كه كرد: يا رسول الله اين يهودى مرا صيد كرد و دو فرزند شيرخواره در پس اين كوه دارم كه آنها را شير نداده ام ، خيلى نگران آنها هستم ، ميخواهم ، بروم كه كودكانم را سير كنم ! و باز مراجعت نمايم ، حضرت فرمود: البته مراجعت خواهى كرد، عرض كرد: بلى ، اگر چنانكه گفتم خلافى واقع شود و تاءخير نمايم ، خداوند مرا مانند جماعت عشار عذاب كند، حضرت ضامن شد و آهو رفت و بعد از زمانى در موعد مقرر ديد آهو با دو بره اش آمدند، هرسه به پابوسى آن بزرگوار شرفياب شدند، صياد يهودى از مشاهده اين معجزه به ديدن شريف اسلام مشرف شد و براى رضاى خاطر شريف حضرت رسول صلى الله عليه و آله آن آهو را آزاد كرد.
آهو با دو بره اش حضرت رسول صلى الله عليه و آله را دعا و ثنا كرده خواستند بروند جناب رسول خدا براى نشان آزادى زنجيرى به قرار طوق به گردن آهوان بست يعنى اين آهو منسوب به رسول خدا صلى الله عليه و آله است و آزاد كرده آن بزرگوار است پس هر كسى كه آن نشان را ميديد احترام رسول خدا صلى الله عليه و آله را مراعات كرده آن آهو را صيد نكرده و زخمى به آنها وارد نمى ساخت كانه گوشت آن به مردم حرام شده بود.
آه آه صد هزار آه نمى دانم كه آهوان حرم سراى نبوت و ولايت را چرا در صحراى كربلا صيادان بى رحم كوفه و شام به جراحات شمشير و تير جفا تشنه و گرسنه صيد كرده بعضى را كشتند و بخرى را اسير و دستگير در بيابانها و صحراها و بازارها با هزار ظلم و ستم مى گردانيدند، و به اين ظلمها اكتفا نكرده قلب مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله را شكسته به مجلس ابن زياد ملعون در كوفه و به مجلس چون يزيد پليدى در شام شوم كشيده و چه مصيبتها به آن دست بستگان وارد آوردند. الا لعنة الله على القوم الظالمين (5).



:: موضوعات مرتبط: حکایت های جالب، حکایت های آموزنده، داستانهای خواندنی، داستانهایی از انوار آسمانی، داستانهای بحارالانوار، داستانهای اصول کافی، داستانها وحکایت ها
:: برچسب‌ها: حکایت های جالب, داستانهای خواندنی
تاریخ انتشار : سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ |
 

آسمان نوشت

آقا نوشت

بانو نوشت

داستان نوشت

دل نوشت

سیاسی نوشت

شعر نوشت

شهدا نوشت

طنز نوشت

کوتاه نوشت

منتظران مهدی بخشایش

سنگر ما در افسران

سنگر ما در آپارات

سنگر ما در تلگرام