X
تبلیغات
منتظران مهدی بخشایش
بخشایش
 
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش
 

 


تاریخ انتشار : چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

نگین درخشان عصمت در حلقه فرشتگان

حضرت فاطمه

وجود نازنین یگانه بانوی عالم حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها، دارای مقام و منزلتی رفیع در نزد خداوند و رسول خداست. فرشتگان الهی نیز که کارگزاران خداوند هستند از این مقام ایشان آگاه اند. از این رو می توان عظمت وجودی حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را از منظر ملائکه الهی بدست آورد.

ملائکه خود دارای آن چنان جایگاه بلندی نزد پروردگار عالم هستند که به ندرت مجذوب وجود انسان ها می شوند. ملائکه ای که به نقل قرآن مجید در آن زمان خدا اراده کرد تا انسان را به عنوان خلیفه خویش در روی زمین برگزیند به خداوند اعتراض کردند که انسان شایستگی وجود ندارد اما همین ملائکه وقتی در برابر نور وجودی پنج تن و از جمله ایشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها قرار گرفتند به حکمت خلقت انسان پی بردند و با تمام وجود در برابرش سر تعظیم فرود آوردند: «فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».

 

افتخار جبرئیل بر خادمیِ آستان جانان

ابوذر گفت شنیدم كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كه اسرافیل بر جبرئیل افتخار و مباهات می كرد جبرئیل پرسید: چرا تو از من بهترى؟ گفت: من صاحب هشت فرشته‏اى هستم كه عرش خدا را حمل می كنند، من صاحب نفخه‏ى صورم، من نزدیكترین فرشتگان به خداى عزّ و جلّ هستم. سپس جبرئیل گفت: من از تو بهترم. اسرافیل پرسید: به چه دلیل؟ گفت: زیرا كه من امین خدایم در وحى، من رسول خدایم به سوى پیامبران، من صاحب خسوف و كسوف باشم، خداوند هیچ امتى را نابود نكرد مگر به دست تواناى من.

مرافعه را به خداى عزّ و جلّ عرض كردند. خطاب رسید: شما ساكت باشید، به عزت و جلالم، من كسى را آفریدم كه از هر دوى شما برتر است. عرض كردند: پروردگارا آیا آفریده‏اى كسى را كه از ما بهتر باشد! و حال اینكه ما از نور خداى عزّ و جلّ آفریده‏ شده‏ایم؟ خداى تبارك و تعالى فرمود: آرى. و اشاره كرد به سوى قدرت كه پرده بردار. پرده برداشته شد. ناگاه دیدند بر ساق عرش طرف راست نوشته شد: لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، على و فاطمه و الحسن و الحسین علیهم السّلام دوستان خدا.

جبرئیل عرض كرد: پروردگارا همانا من خواهش مى‏كنم به حق اینها كه مرا خادم اینان قرار دهى. خداى تبارك و تعالى فرمود: انجام دادم، پس جبرئیل از اهل بیت است و او خادم ماست. [1]



:: موضوعات مرتبط: بانو نوشت
:: برچسب‌ها: نگین, درخشان, عصمت, حلقه, فرشتگان
تاریخ انتشار : شنبه سی ام فروردین 1393 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش


 صدای رویش گل به گوش می‌رسد و نوای دلنشین پرندگان همه جا را فراگرفته است.

طبیعت قدم بهار را بر چشم نهاده و همة زیورهایش را به کار گرفته است تا جمال خویش بنماید.

سختی و سردی یخ‌هایی که کوهها را در زمستان به انجماد زندانی کرده بودند اینک در برابر صدای ریزش چشمه‌سارها و رودها بی‌معنی شده‌اند.

عطر گلهای زیبای طبیعت بسیار خوشبوست اما عطر وجود انسانهای پاکدامن خوش‌رایحه‌تر است و ماندنی‌تر، اگر آدمی وجود خویش را به عطر ایمان معطّر گرداند آنگاه رایحة خوش آن در مشام فرشتگان می‌پیچد. بهار را همه می‌بینند با این حال همگان آن را یکسان درنمی‌یابند. گروهی تنها   تغییرات طبیعی را درک می‌کنند، گروهی معانی تغییرات را و عده‌ای نیز اشارات و اسرار این رستاخیز طبیعت را.


خوشا به حال آنان که به این اشارة رسول اکرم (ص) عمل می‌کنند که فرمود:
اِذَا رَأَیتُمُ الرَّبِیع فَاکثرُوا ذِکر النُّشُور.
هرگاه بهار را دیدید بسیار از قیامت یاد کنید.



:: موضوعات مرتبط: قطعه های ادبی، اشعار، داستانهایی از حضرت زهرا(س)، بانو نوشت، شعر نوشت
:: برچسب‌ها: متن ادبی, شعر, درباره, ولادت, حضرت
تاریخ انتشار : شنبه سی ام فروردین 1393 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش


حضرت ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .
حضرت ام البنين(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.

حضرت ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .

ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع م‏ی رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گريست و اين اشعار را زمزمه می ‏كرد:

منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم
منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم
منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم
منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم
منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب
منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم
منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم



:: موضوعات مرتبط: اشعار، بانو نوشت، آسمان نوشت
:: برچسب‌ها: سالروز, وفات, حضرت ام البنین, مادر, گرامی
تاریخ انتشار : شنبه بیست و سوم فروردین 1393 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

معرفت به حضرت آفتاب

امام زمان

کسانی که در پی امام عصر، معرفت امام عصر (عج) و راه یافتن به ولایت ایشان هستند باید افزون بر مطالعه و تحقیق و تدبّر در ویژگی های امامان معصوم (علیهم السلام)، در پیروی از این بزرگواران و دوری از مخالفت آن ها نیز بکوشند و خود را از همه آلودگی هایی که پیشوایان معصوم نمی پسندند، پیراسته سازند. در این صورت است که می توان امیدوار بود انوار معرفت این حجت های الهی در قلب ما راه یابد.


راه‌های شناخت امام زمان علیه السلام

شناخت ؛ یعنی معرفت و آشنایی عمیق و واقعی نسبت به شخصی یا چیزی و شناخت امام زمان به معنای علم و معرفت نسبت به شخصیت و مقام و منزلت آن حضرت و آشنایی با سیره و هدف وبرنامه های ایشان . شناخت، زمینه ساز اعتقاد و ایمان و در نتیجه عمل و تعهّد است. چه زیبا فرموده است امیر بیان حضرت على«ع» كه : «انّ قیمة كلّ امرى‏ء و قدرهُ معرفتُه» (بحارالانوار، ج 2، ص 184) «ارزش و منزلت هر كسى (به اندازه‏) معرفت او است». 

شیخ صدوق (ره) درباره ضرورت معرفت امام و آن چه که هر مسلمان باید در مورد امام خود بداند،می نویسد: «بر ما واجب است که پیامبر[اسلام] و امامان پس از او را که درود خدا برآنان باد، با نام ها و ویژگی هایشان بشناسیم. این امر، فریضه واجبی است که برما لازم آمده است و خداوند عذر هیچ کس را در مورد آن نمی پذیرد، خواه جاهل [قاصر] باشد و خواه [جاهل] مقصّر». (الهدایة [فی الاصول و الفروع]، صص 28 و 29)

نویسنده کتاب ارزشمند «مکیال المکارم»، مراد و مقصود از «معرفت امام» را که در روایت ها بر آن ها تأکید شده است، چنین توضیح می دهد: «بدون تردید،مقصود از شناختی که امامان ما - درودها و سلام های خداوند بر ایشان باد - تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امرفرموده اند، این است که ما آن حضرت را چنان که هست بشناسیم، به گونه ای که این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه های ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه کننده مدّعیان دروغین باشد و چنین شناختی جز به دو امر به دست نمی آید:

اول شناختن شخص امام به نام و نسب و دوم، شناخت ویژگی های او. به دست آوردن این دو شناخت از اهمّ واجبات است». (مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ج 2، ص107)

باید دانست شناخت ویژگی های امام، در عصر ما از اهمیت بیشتری برخورداراست و در واقع، این نوع شناخت می تواند در زندگی فردی و اجتماعی منتظران منشأ اثر و تحوّل باشد؛ زیرا اگر کسی به حقیقت به صفات و ویژگی های امام عصر (عج) و نقش و جایگاه آن حضرت در هستی و فقر و نیاز خود نسبت به او آگاه شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمی شود.

کسانی که در پی امام عصر، معرفت امام عصر (عج) و راه یافتن به ولایت ایشان هستند باید افزون بر مطالعه و تحقیق و تدبّر در ویژگی های امامان معصوم (علیهم السلام)، در پیروی از این بزرگواران و دوری از مخالفت آن ها نیز بکوشند و خود را از همه آلودگی هایی که پیشوایان معصوم نمی پسندند، پیراسته سازند. در این صورت است که می توان امیدوار بود انوار معرفت این حجت های الهی در قلب ما راه یابد

نکته ای که باید در نظر داشت، این است که شناخت امام زمان (عج) از شناخت دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) جدا نیست. اگر کسی به طور کلی به شأن و جایگاه ائمه هدی آگاه شد، صفات و ویژگی های آن ها را شناخت و به مسئولیت خود در برابر آن ها پی برد، به یقین، به شناختی شایسته از امام عصر(عج) نیز دست می یابد.

امام باقر (علیه السلام) نیز در زمینه نقش عمل به دانسته ها در افزایش دانایی می فرماید:«هرکس به آن چه می داند، عمل کند، خداوند آن چه را نمی داند به او می آموزد».



:: موضوعات مرتبط: آسمان نوشت، آقا نوشت
:: برچسب‌ها: معرفت, حضرت, آفتاب
تاریخ انتشار : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

مصحف حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در دستان امام زمان

حضرت فاطمه

حضرت رضا (علیه السلام) مى فرماید: امام نشانه هایى دارد. دانشمندترین مردم است. در داورى، پرهیزکارى، بردبارى، شجاعت، عبادت و سخاوت، سرآمد روزگار است... و مصحف حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نیز در دست او مى باشد.


در این مقاله در مورد مصحف حضرت فاطمه سلام الله علیها و کرامات حضرت مهدی علیه السلام مباحثی را مطرح خواهیم کرد:

مصحف فاطمه چیست و آیا هم اکنون در دست امام زمان است؟

وقتى که خداوند متعال پیغمبرش (صلى الله علیه وآله وسلم) را قبض روح نمود، فاطمه (سلام الله علیها) چنان از وفات آن حضرت اندوهگین شد که کسى جز خدا مقدارش را نداند. از این رو خداوند فرشته اى را بر وى فرستاد تا او را دلدارى داده و با او سخن بگوید: فاطمه (سلام الله علیها) این جریان را به امیر المۆمنین (علیه السلام) گزارش داد، على (علیه السلام) فرمود: هر گاه آمدن فرشته را احساس کردى و صدایش را شنیدى، به من بگو. پس فاطمه (سلام الله علیها) به امیر المۆمنین (علیه السلام) خبر داد و آن حضرت هر چه مى شنید مى نوشت، تا آنکه از آن سخنان مصحفى ساخت، ولى در آن مصحف، چیزى از حلال و حرام نیست، بلکه در آن، علم به پیشامدهاى آینده است. (اصول کافى، ج 1، ص 24)

امام صادق (علیه السلام) در این روایت، چگونگى پدید آمدن این مصحف شریف را توضیح داده و در روایتى دیگر به یار وفادار و باصفاى خود ابو بصیر مى فرماید: (همانا مصحف فاطمه (سلام الله علیها) نزد ماست، و مردم چه مى دانند که مصحف فاطمه (سلام الله علیها) چیست؟!) ابو بصیر عرض کرد: مصحف فاطمه (سلام الله علیها) چیست؟ حضرت فرمود: (مصحفى است سه برابر قرآنى که در دست دارید، به خدا سوگند، حتى یک حرف قرآن هم در آن نیست). (اصول کافى، ج 1، ص 283)

یعنى مطالبى که شما از ظاهر قرآن و تفسیر آن مى فهمید، در مصحف فاطمه (سلام الله علیها) نیست، ولى از نظر تأویل و معناى باطنى قرآن که ما اهل بیت آن را مى فهمیم، مصحف تفصیل قرآن است.

بعد از این مقدمه که شناخت اجمالى از مصحف فاطمه (سلام الله علیها) برای ما پدید آمد در پاسخ به سۆال مذکور گوییم: آرى، طبق روایاتى که به دست ما رسیده، معلوم مى شود این مصحف شریف دست به دست از امامى به امام دیگر منتقل گشته، تا به دست امام زمان (عجل الله فرجه) رسیده است.

حضرت رضا(علیه السلام) مى فرماید: (امام نشانه هایى دارد. دانشمندترین مردم است. در داورى، پرهیزکارى، بردبارى، شجاعت، عبادت و سخاوت، سرآمد روزگار است... و مصحف حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نیز در دست او مى باشد). (اثبات الهداه، شیخ حر عاملى، ج 7، ص 388)

مادرم ساعت چهار بعد از نیمه شب به شدت اضطراب ما را بیدار کرد که برخیزید، آقا را بدرقه کنید! همگى بیدار شدیم، ناگهان دیدیم مادرم با آنکه قدرت نداشت از جا حرکت کند، از اتاق بیرون آمد. من که همراه مادرم بودم، به دنبال ایشان رفتم. نزدیک درب حیاط به او رسیدم. گفتم: مادر جان! کجا مى روى؟ آقا کجا بود؟



:: موضوعات مرتبط: بانو نوشت، آسمان نوشت
:: برچسب‌ها: مصحف, حضرت فاطمه, سلام الله علیها, دستان, امام زمان
تاریخ انتشار : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

فاطمه(سلام الله علیها) الگوی بانوان منتظر

شهادت حضرت فاطمه (س)

در جایی كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را به عنوان الگوی خویش مطرح می‌فرماید، تكلیف امثال ما در لزوم الگوگیری از آن وجود نورانی مشخص است.

از این رو ابتدا باید ملاحظه كرد این اولین و تنهاترین مدافع ولایت و امامت دارای چه منزلتی است و سیره‌ی عملی آن بزرگوار در مواجهه با حوادث روزگار و مسائل زندگی چه بوده است؛ تا بتوان از آن حضرت در زندگی فردی و اجتماعی خود الگو گرفت.

 

فضائل حضرت فاطمه علیهاالسلام

1. بزرگ زنان در جهان

در احادیث فراوان؛ چه در منابع تشیع و چه در اهل سنت[1] و در زیارات ائمه اطهار علیهم السلام، حضرت فاطمه علیهاالسلام به عنوان سیدة النساء العالمین (سرور زنان عالم) نامیده شده است.

2. حدیث كساء و منزلت حضرت زهرا علیهاالسلام

فرازهای حدیث شریف كساء[2] عظمت وجودی سرور زنان دو عالم را روشن می‌نماید.

الف. معرفی اهل بیت علیهم السلام بر محور فاطمه توسط خداوند

آنگاه كه خداوند اهل بیت را كه در زیر كساء جمع شده بودند برای ملائكه معرفی می‌نماید می‌فرماید.

«هم، فَاطِمَة وَ أَبُوهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنَوْهَا؛آنان، فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش هستند».

ب. حضرت فاطمه علیها السلام خبر دهنده اتفاقات آسمانها

مطلب مهمتر این كه اگر كسی متن این حدیث را خوب مشاهده كند، می‌بیند اتفاقات و گفتگوهایی كه در آسمانها می‌شود، همه از زبان فاطمه علیها السلام نقل شده است. این نشانه احاطه‌ی فاطمه علیها السلام به ملكوت آسمانهاست؛ آنجا كه می‌فرماید: «یَا مَلَائِكَتِی وَ یَا سُكَّانَ سَمَاوَاتِی‏... ؛ خداوند فرمود: ای فرشتگان و ای ساكنان آسمانهایم!» یا آنجا كه دارد... «فَقَالَ الْأَمِین جَبْرَائِیل یَا رَب‏... ؛ جبرئیل گفت: ای خدا!...».



:: موضوعات مرتبط: بانو نوشت، آسمان نوشت
:: برچسب‌ها: فاطمه, سلام الله علیها, الگوی, بانوان, منتظر
تاریخ انتشار : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش



:: موضوعات مرتبط: پوستر
:: برچسب‌ها: عید, فاطمیه, می آید
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش


بهار امسال، اشک ها و لبخندها در هم آمیخته اند
اشکهای بهاری تقدیم به شما ای یادگار پیامبر (ص)



:: موضوعات مرتبط: پوستر
:: برچسب‌ها: راحت یاتین, مدینه لیلر, اولدی, فاطمه
تاریخ انتشار : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

امسال نوبهار شروعش به ماتم است

زیرا كه قلب عالم امکان پر از غم است

باید که پاس حرمت زهرا نگاه داشت

سالی که فاطمیه و نوروز توأم است




در دو عالم جلال ما زهراست

رمز تغییر حال ما زهراست

عید با فاطمیه می آید

ذکر تحویل سال ما یا زهراست

منم در سفره دارم هفت سین را

ولی توأم شده با داغ زهرا


بود سین نخستین سیلی کین


به روی مادرم با دست سنگین


ببین بر سفره سین دومم را


که سویی نیست در چشمان زهرا


بگویم سین سوم تا بسوزی


که مادر سوخت بین کینه توزی


از این ماتم دل حیدر غمین است


که سین چهارمم سقط جنین است


به روی سفره سین پنجم این است


سر سجاده اش زینب حزین است


شده سفره پر از اشک شبانه


ششم سین، مانده سوت و کور خانه


چه گویم شیعیان از سین آخر


بود آن سینه ی مجروح مادر...




:: موضوعات مرتبط: قطعه های ادبی، اشعار، پیامک های مذهبی، پیامک های مناسبتی، بانو نوشت، آسمان نوشت
:: برچسب‌ها: پیامک ها, ویژه, تقارن ایام فاطمیه و نوروز
تاریخ انتشار : جمعه بیست و سوم اسفند 1392 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

تمدن مدرن امروزی به تبع بسط تکنولوژی، علم، اقتصاد و سیاست توانسته است جهانی شود و سلطه جهانی مدرنیته همه کشورها را به دو دسته غربی یا غرب زده تقسیم کرده است. غرب زده ها نیز دو قسمند: غرب زده های مدرن و غرب زده های شبه مدرن.(1)
در ایدئولوژی غربی جهانی سازی جزء لاینفک تمدن غربی است. در حقیقت عقل خودبنیاد مدرن، شرط اساسی منفعت را در جهانی شدن خود و به تبع آن دوشیدن جوهره انسان های درجه دو به نفع خود می داند، خلاف اندیشه اسلامی که جهانی شدن اندیشه اش را نه به نفع گروهی خاص بلکه سعادت همه انسان ها می شمارد.


اصل مشترک و اساسی هر دو تفکر اسلامی و غربی برای جهانی سازی اندیشه هایشان استفاده از علم ارتباطات است؛ هر تفکری بتواند تسلطش را بر ارتباطات میسر سازد در حقیقت بر ستون فقرات فرهنگی آن اجتماع مسلط شده و قادر به اعمال نفوذ بر فکر و باور تک تک سربازان جامعه رقیب خواهد بود. این نکته نباید فراموش شود که در جهان امروزی تعقل انسان ها به اندازه محدوده نگاهشان تنزل یافته است، بنابراین اندیشه های عقلانی دیگر نمی تواند شرط موفقیت یک فرهنگ باشد.
صدور فرهنگ شیعی به خارج از مرزهای جغرافیایی و میان فرهنگ های مختلف وقتی میسر است که در وهله اول ارتباطی موفق برقرار شود. بنابراین باید سه رأس ارتباطی زیر کاملاً رعایت شود:
استفاده از ابزاری مناسب:برقراری ارتباط میان دو نفر، دو اندیشه و ... قبل از هر چیز به نوع وسیله ارتباطی بستگی دارد. ابزارها گاهی در رسانیدن صدای طرفین کارآیی دارد و گاهی در انتقال یک دست خط. آنچه امروزه در جهان عصر ارتباطات و اینترنت، همان دهکده جهانی، مشاهده می شود انتقال همزمان مهم ترین ارکان ارتباطی یعنی صدا و تصویر به واسطه انواع رسانه های تصویری است. اما سؤال این است که سهم کشورهای درجه دوم (در حال توسعه یا همان غرب زده) از تکنولوژی انتقال ارتباطی چگونه و چند درصد است؟ آیا قدرت رویارویی با جهان غرب را دارند یا نه و اگر نه، چه باید کرد؟
در بسیاری از کشورهای رو به توسعه، یا به قول گالتوک «جهان سوم»، مهارت های زیرساختی فنی و مدیریتی و همچنین توان انتقال داده ها با امکانات فنی جدید و ایفای نقش های ذکرشده همسان نیست. حاصل چنین وضعیتی حاکمیت کشورهای پیشرفته (در نظر ایشان جهان اول) و عقب ماندن کشورهای در حال توسعه (به اصطلاح او جهان سوم) است.(2)
سهم جهان اول از جمعیت جهان فقط 20 درصد است اما 80 درصد تولید رسانه ای جهان از آن اوست و سهم تولید رسانه ای 80 درصد باقیمانده جمعیت جهان فقط 20 درصد است. همین مشکل در عرصه تولید خبر وجود دارد و در کنار این نابرابری کّمی،‌ نابرابری کیفی نیز به چشم می آید.(3)
در ایالات متحده به لحاظ کّمی رسانه های مکتوب و تصویری حضوری چشمگیر دارد اما بررسی ها نشان می دهد که مردم آمریکا در مقایسه با سایر ملل کم ترین میزان اطلاعات عمومی و مهم تر از آن ظرفیت تفکر مستقل را دارند. یعنی در جامعه آمریکا تفکر مستقل و منتقد فردی بسیار اندک است و کثرت رسانه ها و به تعبیر غربی ها «انفجار اطلاعات» موجب تعمیق بینش و ارتقاء سطح آگاهی مردم نشده است. به عبارتی مردم آمریکا توسط رسانه هایشان تحمیق شده و می شوند و فاقد هر گونه تفکر و قضاوت مستقل و نقادانه در خصوص وقایع جهانی و مفاهیم عام جهان بینی هستند.(4)



:: موضوعات مرتبط: آسمان نوشت
:: برچسب‌ها: ترویج, مهدویت, فضای مجازی, سایبری
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 |
نوشته شده توسط : مصطفی روزبه بخشایش

شیخ نورى مى‏گوید: مردى از اهل بغداد، نامش حاج على بغدادى و از خوبان و صالحان بود و به دیدار امام زمان‏ علیه السلام نایل شده بود که خلاصه جریان از این قرار است:
حاج على بغدادى به طور دایم از بغداد به شهر کاظمین براى زیارت امام کاظم‏علیه السلام و امام جوادعلیه السلام مسافرت مى‏کرد.
حاج على مى‏گوید: بر من خمس و حقوق شرعى واجب شده بود؛ پس به نجف اشرف مسافرت کردم و 20 تومان از این حقوق را به عالم زاهد فقیه، شیخ مرتضى انصارى دادم و 20 تومان نیز به مجتهد فقیه، شیخ محمد حسین کاظمى دادم و 20 تومان نیز به شیخ محمدحسن شروقى دادم و 20 تومان دیگر باقى ماند که با خودم قرار گذاشتم، زمانى که به بغداد برگشتم به فقیه عالى‏قدر، شیخ محمدحسن آل یاسین بپردازم.

 

روز پنج‏شنبه به بغداد برگشتم، اول به سوى کاظمین رفتم و حرم امام کاظم‏ علیه السلام و امام جوادعلیه السلام را زیارت کردم، سپس به خانه شیخ آل یاسین رفتم و مقدارى از آنچه بر گردنم باقى مانده بود را به او دادم تا در مصارفى - که در فقه اسلامى معین شده - به مصرف برساند و از او اجازه گرفتم باقى مبلغ را به صورت تدریجى به او یا به کسى که او را مستحق ببینم، بپردازم.
شیخ اصرار کرد که نزد او بمانم؛ ولى من قبول نکردم و عذر آوردم که مقدارى کار ضرورى دارم با او خداحافظى کرده، به سوى بغداد رفتم؛ زمانى که 13 راه را رفتم؛ سید گران‏قدر و والامقامى - که داراى هیبت و وقار بود را دیدم، عمامه سبزى داشت و بر گونه‏اش، خال سیاهى بود، قصد رفتن به کاظمین براى زیارت داشت، نزدیک من شد، سلام کرد باهم دست دادیم، مرا به سینه‏اش چسبانید و خیر مقدم گفت و از من پرسید: «به کجا مى‏روى؟»
گفتم: امام کاظم و امام جوادعلیهم السلام را زیارت کرده‏ام و الان دارم به شهر بغداد برمى‏گردم.
فرمود: «به کاظمین برگرد؛ چون امشب، شب جمعه است.»
گفتم: نمى‏توانم، چنین کنم.
فرمود: «مى‏توانى، انجام بدهى، برگرد تا من براى تو شهادت بدهم که از دوستداران جدم امیرالمومنین‏ علیه السلام و از دوستداران ما هستى و شیخ هم براى تو شهادت دهد که خداى متعال فرموده: «واسْتشْهدوا شهیدیْن»؛ «دو شاهد باید بگیرند(1).»



:: موضوعات مرتبط: داستانهایی از امام مهدی صاحب الزمان (عج)، داشتان نوشت
:: برچسب‌ها: داستان, تشرف, حاج على بغدادى, ‏ امام مهدی, عج
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 |


 
Example :